حجت الاسلام و المسلمین علی اسبک تبار، از مبلّغان شهرستان آمل در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری با اشاره به سالگرد تخریب جنة البقیع توسط وهابی ها در سال در سال ۱۳۴۴ ه.ق اظهار داشت: این جنایت بزرگ وهابیت، به پشتوانه آل سعود صورت گرفته است و با این عمل، داغ فراموش نشدنی بر دل مسلمان ها، به ویژه شیعیان و محبّان اهل بیت (ع) گذاشتند.
وی افزود: ریشه چنین عمل شنیع وهابیت، به افکار ابن تیمیه بر می گردد؛ شخصیتی که با شفاعت، توسل جستن، بنا بر قبور و دیگر امور از این قبیل مخالفت می کرد و انجام آن امور را شرک و به منزله بت پرستی تلقّی می نمود. از این رو وهابیت، به تبع شیخ الاسلام خویش، ابن تیمیه، تخریب بنای بر قبور را واجب می پندارند. و بر اساس همین اعتقاد سخیف و باطل، به جنایت وحشتناک، یعنی تخریب بقیع، دست می زنند و قبور اولیای خدا را در مکه، مدینه، در سرزمین عراق و مکان های دیگر را تخریب کردند و اموال در آنجا را به تاراج بردند.
کارشناس دینی در بیان استدلال های این فرقه ضالّه خاطرنشان کرد: یکی از دلایل وهابیت برای تخریب بنای بر قبور، روایاتی است که در این باب بیان می کنند. اگر از برخی روایات مورد استدلال آنها که بر نهی از گچ کاری و تعمیر قبرها اشاره دارد، بگذریم، محکمترین دلیلی که بیان می کنند، روایتی منسوب به امیرالمؤمنین علی (ع) است که در صحیح مسلم آمده است؛ از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) روایت می کنند که به راوی فرمود: آیا نمی خواهی تو را به امری اعزام کنم، امری که رسول خدا (ص) مرا به آن امر اعزام کرده بود؟ هیچ تصویری نماند، مگر آنکه آن را محو کنی و هیچ قبر بلندی نماند مگر آنکه آن را مساوی و برابر سازی. «حَدَّثَنَا یَحْیَی بْنُ یَحْیَی، وَأَبُو بَکْرِ بْنُ أَبِی شَیْبَةَ، وَزُهَیْرُ بْنُ حَرْبٍ، - قَالَ یَحْیَی: أَخْبَرَنَا، وَقَالَ الْآخَرَانِ: - حَدَّثَنَا وَکِیعٌ، عَنْ سُفْیَانَ، عَنْ حَبِیبِ بْنِ أَبِی ثَابِتٍ، عَنْ أَبِی وَائِلٍ، عَنْ أَبِی الْهَیَّاجِ الْأَسَدِیِّ، قَالَ: قَالَ لِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ [ع]: أَلَا أَبْعَثُکَ عَلَی مَا بَعَثَنِی عَلَیْهِ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ؟ «أَنْ لَا تَدَعَ تِمْثَالًا إِلَّا طَمَسْتَهُ وَلَا قَبْرًا مُشْرِفًا إِلَّا سَوَّیْتَهُ» (صحیح مسلم: ج ۲: ۶۶۶)
وی با اشاره به لزوم صحت سند و دلالت حدیث و معارض نداشتن آن، ابراز داشت: از نظر رجالی، چند تن از راویان آن، مدلّس هستند و ثقه نیستند و از طرفی هم در مورد تخریب، تنها از ابی الهیاج روایت بر تخریب بیان شده است. در حالیکه اگر این قضیه وجود خارجی می داشت، باید همگان نقل می کردند!
حجت الاسلام و المسلمین اسبک تبار افزود: این روایت، علاوه بر اشکال سندی، از لحاظ دلالت هم دارای خدشه است. در روایت به «سوّیته» اشاره شده است. باید توجه داشت که «مستوی» با «مسطح» متفاوت است. مسطح یعنی یک چیز هموار باشد و برجستگی آن را هموار کنیم؛ اما «سوّته» و «استوا» و «مستوی» در مقابل چیزی است که اگر چه ارتفاع دارد؛ اما دارای ناهمواری، ناهمگونی و نابرابری است. از سوی دیگر، «مشرف» به چیزی می گویند که ارتفاع و بلندی دارد؛ بر فرض اینکه پیامبر (ص) فرموده باشد: «و لا قبرا مشرفا الا سویته» اما مقصود این می شود که «هیچ قبری را نگذارید، مگر اینکه مستوا و برابر شود و درحدّ استوا قرار بدهید.» نه آنکه معنایش ویران کردن قبرها باشد. بلکه منظور، آن است قبرهایی که به صورت ناهمگون و ناموزون بر سرشان خاک ریخته، به صورت مسطح و مستوا قرار بگیرند و روی آن قبر باید هموار شود.
وی افزود: در گذشته در برخی از مناطق، خاکهای روی قبرها را تلّی مانند کوهان شتر یا پشت ماهی درست می کردند؛ بر فرض صحت سند فوق، دلالت کلام رسول الله (ص) می تواند آن باشد که قبرها را به این شکل قرار ندهید، بلکه برابر کنید و برجستگی ها را کنار بزنید. در حالیکه مقصود اشتباه از روایت آن است که قبر را هم سطح با زمین قرار دهند و آن مقدار از قبر را که میت اشغال کرده را برداریم تا با زمین مسطح شود! در حالیکه این فهم از روایت، مخالف اجماع مورد نظر علما است. چرا که باید قبر انسان، مخصوصا مؤمن، از زمین مقداری برجستگی پیدا کند، اما روی آن باید مساوی و برابر باشد. از این رو اگر هم این چنین روایتی را امیرالمؤمنین علی (ع) از پیامبر (ص) بیان کرده باشند، مقصود، آن است که روی قبر را به صورت هموار و برابر در بیاورید، و نه آنکه بنای بر روی قبر را از بین ببرید. اگر هم مماشات کنیم و بگوییم منظور پیامبر (ص) از این حدیث منفرد آن باشد که قبر را با زمین برابر سازیم، دیگر منظور، آن نخواهد بود که بنای بر روی قبر را از بین ببریم.
کارشناس مذهبی با اشاره به ادعای وهابیت نسبت به اجماع بر حرمت بنای بر قبور، عنوان داشت: آنها مدّعی هستند بر اینکه همه فقها اجماع کرده اند بر اینکه نباید بنا بر قبر باشد؛ که البته بطلان این روایت، واضح است. دلیل دیگر، قرآن کریم است که می گویند در قرآن نیامده که باید بر سر مزار مؤمنان بنایی گذاشته شود؛ بلکه آنچه که در قرآن دستور آمده، مساجد است و نه مشاهد. مخالفت آنها با شیعه در آن است که شیعه «مشاهد مشرّفه» بنا می کند.
وی گفت: وهابیت با ساختن حرم ها و صحن برای ائمه اطهار (ع) مشکل دارند و می گویند: در قرآن آیه ای نداریم که به این مشاهد اشاره ای داشته باشد؛ و از این رو آیه ای بر تعمیر و ساختن مشاهد مشرفه دلالت ندارد. آنها می گویند در سوره اعراف، آِیه ۲۹ می خوانیم: «قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ وَ أَقِیمُوا وُجُوهَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ کَما بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ» یعنی موقع نمازخواندن، صورت های خودتان را بر روی «مساجد» بگذارید؛ و نگفت مثلا روی «مشهد» بگذارید. وهابی ها به آیه ۱۸ سوره توبه اشاره می کنند؛ آنجا که درباره تعمیر مساجد می فرماید: «إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الزَّکاةَ وَ لَمْ یَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسی أُولئِکَ أَنْ یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ» (توبه: ۱۸) وهابی ها می گویند آنچه که در قرآن آمده، در رابطه با تعمیر مساجد است و نه تعمیر مشاهد مشرفه.
حجت الاسلام و المسلمین اسبک تبار در بیان خلاصه استدلال وهابی ها برای تخریب قبور اظهار داشت: آنها برای علت تخریب بناها به چند روایت استناد می کنند که یک روایت آن ابی الهیاج باشد؛ مورد دیگر اجماع علما بر تخریب بناهاست؛ و مورد آخر آن است که در مورد بنای بر قبرها آیه ای متذکر آن نشده است.
مبلّغ شهرستان آمل به بیان دلایل مسلمان ها برای ساخت و تعمیر بناها بر قبور بزرگان خود پرداخت و در اولین قسمت از پاسخ خود، به اجماع علمای عامه و شیعه مبنی بر جواز بنای بر قبور اشاره نمود. وی ضمن بیان اقسام اجماع به «قولی» و «عملی»، خاطرنشان کرد: اجماع عملی از اعتبار بالاتری نسبت به اجماع قولی برخوردار است. اگر آنها در تخریب قبور، اجماع قولی را مطرح می کنند، ما بر اساس سیره سلف، به اجماع عملی متمسک می شویم. این امر تنها اختصاص بر مسلمان ها ندارند؛ بلکه تمام نحله ها و ادیان دیگر هم به بزرگان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ملی خود احترام می گذارند؛ و حتی برای برخی از آنها بناهای یادبودی ساخته می شود.از این رو شاهد هستیم که هم قبل از اسلام این سیره برقرار بوده است و هم بعد از اسلام برقرار مانده است.
وی با اشاره به بناهای بر قبور انبیای الهی در شام، اردن، فلسطین، ایران و دیگر سرزمین ها ابراز داشت: بر مزار انبیای الهی، بناهایی بوده است که قرنهای پیاپی این بناها حفظ شده است؛ و در زمان تابعین هم این قبور وجود داشته و هیچ یک از تابعین قصد بر تخریب آنها را نداشته است. از این رو دلیل اول ما سیره عملی و سیره مستمرّه بین مسلمانها و غیر مسلمانها است که بزرگان خود را تکریم می کردند؛ و از جمله تکریم آنها ساخت و حتی تعمیر بنا روی قبرهایشان می باشد.
مبلّغ شهرستان آمل در دومین دلیل مسلمانان برای ساخت بنا بر روی قبور بزرگان را اینگونه بیان کرد: داشته های معنوی و تمدنی هر ملتی و هر قومی و هر طائفه ای، داشته های گذشته هایشان هست. اگر به دنیای مسیحیت بروید، می بینید که انجیل و مسیح و حضرت مریم به افسانه تبدیل شده است. زیرا معلوم نیست که محل ولادت حضرت عیسی یا حضرت مریم کجاست و حضرت مریم در کجا از دنیا رفت. کتاب مقدسشان هم تحریف شد و انجیل اصلی وجود ندارد. در اسلام افتخار می کنیم که تمام آثار مذهبی و دینی ما مشخص است؛ محلّ ولادت پیامبر (ص)، محل نزول وحی بر ایشان، مدفن ایشان و امثال آن مشخص است. اگر قرار باشد، این آثار از بین برود، تیشه به ریشه خود می زنیم و آثار تمدنی خود را از بین می بریم و علائم دینی خود را نابود می کنیم و هیچ اصلی، آن را اجازه نخواهد داد؛ از این رو دلیل دوم «حفظ آثار» است. ما وظیفه داریم داشته های خود را حفظ کنیم.
وی افزود: دلیل سوم بر جواز بنا و تعمیر قبور اولیای الهی عمومات برخی از آیات قرآن کریم است. به عبارت دیگر، اگر چه شاید آیه مشخصی برای جواز ساخت بنا بر قبور را نداشته باشیم، اما جواز این امر را می توان از عمومیت برخی از آیات استنباط نمود. در آیه ۳۲ سوره مبارکه حج می خوانیم: «ذلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ؛ این است [برنامههای حج و حدود و مقرّرات خدا] و هر کس شعایر خدا را بزرگ شمارد، بدون تردید این بزرگ شمردن ناشی از تقوای دلهاست.» (حج: ۳۲) حفظ و مرمّت بارگاه ها از مصادیق شعائر الهی است.
حجت الاسلام و المسلمین اسبک تبار خاطرنشان کرد: در سوره مبارکه نور می خوانیم: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ: فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ؛ خدا نور آسمانها و زمین است وصف نورش مانند چراغدانی است که در آن، چراغ پر فروغی است، و آن چراغ در میان آبگینه بلورینی است، که آن قندیل بلورین گویی ستاره تابانی است، [و آن چراغ] از [روغن] درخت زیتونی پربرکت که نه شرقی است و نه غربی افروخته میشود، [و] روغن آن [از پاکی و صافی] نزدیک است روشنی بدهد گرچه آتشی به آن نرسیده باشد، نوری است بر فراز نوری خدا هر کس را بخواهد به سوی نور خود هدایت میکند، و خدا برای مردم مثلها میزند [تا حقایق را بفهمند] و خدا به همه چیز داناست. (۳۵) [این نور] در خانههایی است که خدا اذن داده [شأن و منزلت و قدر و عظمت آنها] رفعت یابند و نامش در آنها ذکر شود، همواره در آن خانهها صبح و شام او را تسبیح میگویند.» (نور: ۳۶)
وی با اشاره به «غرر آیات» بودن آیه نور تأکید کرد: این آیه شریفه وجود خدای متعال را مانند چراغ پرفروغ معرفی می کند؛ چراغی که جایگاه آن، خانه هایی است که اولیای الهی، صبحگاهان و شامگاهان، خدای متعال را تسبیح می گویند. نور خدای تعالی، هدایت الهی است و آثار و برکات از وجود خدای متعال، توسط انبیا و رهبران الهی برای مردم بازگویی می شود؛ و آن آثار، هدایت مردم را به دنبال دارد. خداوند تعالی است که اجازه فرموده تا به واسطه انوار الهی، خانه های این اولیای الهی ارتفاع و عزت بگیرد. اگرچه منظور از ارتفاع، ارتفاع فیزیکی نیست؛ اما با ارتفاع فیزیکی نمادی از آن ارتفاع معنوی و حقیقی جلوه گر می شود.
کارشناس دینی ابراز داشت: دلیل دیگر، «مودّت نسبت به ذی القربی» است. در سوره مبارکه شوری آمده است: «ذلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ؛ این است چیزی که خدا آن را به آن بندگانش که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، مژده میدهد. بگو: از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی جز مودّت نزدیکان [یعنی اهل بیتم] را نمیخواهم. و هر کس کار نیکی کند، بر نیکیاش میافزاییم یقیناً خدا بسیار آمرزنده و عطاکننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.» (شوری: ۲۳). ساخت بنا بر قبور، از مصادیق مودّت نسبت به ذی القربی می باشد؛ چه اینکه روایات ذیل این آیه شریفه هم به آن اشاره دارد.
حجت الاسلام و المسلمین علی اسبک تبار اظهار داشت: به عنوان دلیل آخر می توان به آیه ۲۱ از سوره مبارکه کهف اشاره نمود. «وَ کَذلِکَ أَعْثَرْنا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَیْبَ فِیها إِذْ یَتَنازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلی أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً؛ و اینگونه [مردم آن شهر را به وسیله آن سکه قدیمی] از حال آنان آگاه کردیم تا بدانند که وعده خدا [در برانگیختن مردگان در روز قیامت] حق است و در برپا شدن قیامت هیچ تردیدی نیست. هنگامی که [کاشفانِ غار] میان خودشان در کار آنان نزاع و ستیز داشتند، پس [یک گروه] گفتند: ساختمانی به روی [جایگاه] آنان بنا کنید [تا از دیدهها پنهان بمانند] البته پروردگارشان به آنان داناتر است. ولی آنان که بر کارشان [نسبت به اصحاب کهف] پیروز شدند، گفتند: به یقین مسجدی بر روی [جایگاه] آنان بنا خواهیم کرد.» (کهف: ۲۱)
وی افزود: بر اساس آیه شریفه بنای باشکوه، برای یادبود و یادگاری ساخته می شود تا هر کس در آنجا حضور می یابد، به یاد آنها بیفتد؛ از این رو مسجدی بنا می گردد تا زوّار و گردشگران و کسانی که دین خدا را ترویج می دهند، حضور یابند. خداوند متعال این ماجرا را از زبان عده ای نقل می کند و نقل نمی نماید؛ به عبارت دیگر، این امر را به فطرت انسان ها واگذار می کند. نقد نکردن، دلیل بر آن است که ساخت بنا بر قبور اشکالی ندارد.
وی با اشاره به سیره عملی، به عنوان یکی دیگر از دلایل ساخت بنا بر قبور، خاطرنشان کرد: در دوران فترت هشتاد ساله بین دو دوره حکومت وهابیت، شاهد آن هستیم که قبور بر مزار ائمه بقیع بازسازی می شود، و اهل سنت که غالب آن مردم منطقه را تشکیل می دادند، تخریب نکردند.
حجت الاسلام و المسلمین اسبک تبار با اشاره به مسأله تقابل یا تعامل با جوانان وهابیت و آل سعود تصریح کرد: اساس آموزه های دین ما، و روش پیامبر اکرم (ص) در ابتدا بر تعامل استوار است. دین و مذهب ما اهل تقابل نیست و تا راهی وجود داشته باشد، بر تقابل اقدام نمی کنیم؛ اما اگر این راه نشد و صلاح بدانیم، تقابل را در پیش می گیریم.
وی با اشاره به خدمات علمای اعلام به تشیع، خاطرنشان کرد: صاحب عبقات الانوار، صاحب الغدیر، صاحب احقاق الحق از کسانی هستند که به مذهب حقّه تشیع، خدمات شایانی داشته اند. امروز وظیفه داریم تا به «فرهنگ سازی» توجه بیشتری داشته باشیم؛ و در هر حال، به این آیه شریفه با تمام ابعادش توجه داشته باشیم: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ؛ و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان ودشمنانی غیر ایشان را که نمیشناسید، ولی خدا آنان را میشناسد بترسانید و هر چه در راه خدا هزینه کنید، پاداشش به طور کامل به شما داده میشود، و مورد ستم قرار نخواهید گرفت.» (انفال: ۶۰)










نظر شما