یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۲
درس‌های راهبردی مردم ایران برای ملت‌هایی که در جستجوی هویت‌اند

حوزه/ مینایی پور گفت: حضور حماسی مردم در دفاع از انقلاب، نشان می‌دهد که چگونه اتکا به قدرت ایمان و اتحاد مردمی، می‌تواند در برابر قدرت‌های بزرگ ایستادگی کند. این «درس راهبردی» برای بسیاری از جنبش‌های آزادی‌بخش و ملت‌هایی که در جستجوی هویت و استقلال خود هستند، بسیار باارزش است.

مرضیه مینایی‌پور در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه پیرامون شب‌های قدر انقلاب اسلامی اظهارکرد: شب‌های قدر که در فرهنگ اسلامی ما نماد نزول قرآن، تعیین سرنوشت و اوج معنویت است، چگونه در تار و پود انقلاب اسلامی تنیده شده و چه آثار و برکاتی، چه در داخل و چه در سطح بین‌المللی، از اتحاد مقدس و حضور حماسی مردم در دفاع از انقلاب و تمامیت ارضی ایران عزیز در این ایام حاصل شده است.

فعال عرصه بین الملل افزود: شب‌های قدر، در جغرافیای معنوی و تاریخی انقلاب اسلامی، صرفاً ایامی برای دعا و نیایش نیست؛ بلکه به مثابه «کانون‌های جوشش ارادهٔ ملی» و «موتورهای محرکهٔ پایداری» عمل کرده‌اند. پیوند انقلاب اسلامی با این شب‌های مبارک، پیوندی ماهوی و راهبردی است که در ابعاد مختلف داخلی و بین‌المللی، آثار و برکات عمیقی به همراه داشته است.

درس‌های راهبردی مردم ایران برای ملت‌هایی که در جستجوی هویت‌اند

وی به ابعاد داخلی این رویداد ارزشمند اشاره و از آن به «اتحاد مقدس و ارادهٔ ملی» یاد و در چهار بخش آن را تبیین کرد.

۱- تجدید میثاق معنوی و تقویت هویت انقلابی: این شبها که شب‌های قدر جمهوری اسلامی شده است، فرصتی برای بازخوانی آرمان‌های بلند انقلاب، تجدید پیمان با ارزش‌های آن و تقویت هویت جمعی است. مردم با حضور در مساجد و مراکز دینی، ضمن توسل به خداوند و استمداد از الطاف الهی، ارادهٔ خود را برای دفاع از دستاوردهای انقلاب، که در واقع تجلی ارادهٔ الهی در زمین است، دوباره تازه می‌کنند. این حضور، نمادی از «اتحاد مقدس» است؛ اتحادی که در آن امر معنوی و امر سیاسی در هم می‌آمیزد و «ملت» را به عنوان یک «امت» واحد و قدرتمند در برابر توطئه‌ها شکل می‌دهد.

۲- افزایش سرمایهٔ اجتماعی و انسجام ملی: حضور گسترده و حماسی مردم در این شب‌ها، به‌ویژه در مقاطع حساس تاریخی—مانند دوران دفاع مقدس یا پس از حوادث ناگوار—به مثابه یک «رزمایش عظیم اجتماعی» عمل کرده است. این حضور، سطح اعتماد متقابل میان مردم و نظام، و همچنین میان خود مردم را افزایش داده و سرمایهٔ اجتماعی را به شکل چشمگیری تقویت می‌کند. در شرایطی که دشمنان داخلی و خارجی سعی در ایجاد تفرقه و رخنه در صفوف ملت دارند، این اتحاد معنوی و حضور میدانی، یک «سپر دفاعی» قدرتمند در برابر شکاف‌های اجتماعی ایجاد می‌کند.

۳- الهام‌بخشی به نیروهای مسلح و مدافعان: برای نیروهای مسلح و کسانی که در خط مقدم دفاع از انقلاب و سرزمین ایستاده‌اند، شب‌های قدر معنایی دوچندان دارد. دعاها، نیایش‌ها و حضور پرشور مردم در این ایام، روحیه‌ای مضاعف به آنان می‌بخشد. این حمایت مردمی، که ریشه در اعتقادات عمیق مذهبی دارد، به آنان اطمینان می‌دهد که تنها نیستند و پشتوانهٔ عظیم مردمی را همراه خود دارند. این «حضور انقلابی و حماسی»، به ویژه در دوران جنگ، به معنای «دفاع مشروع» و «جنگ مقدس» بود که از دل همین اتحاد مقدس برخاسته بود.

۴- مفهوم‌سازی «دفاع مقدس» از منظر معنوی: شب‌های قدر جمهوری اسلامی، به عنوان نماد «شب نزول رحمت الهی» و «شب تقدیر از اعمال»، به دفاع ملت ایران از دستاوردهای انقلاب، معنایی فراتر از یک منازعهٔ صرفاً سیاسی یا نظامی بخشید. این دفاع، در نگاه مردم و رزمندگان، به نوعی «جهاد فی سبیل الله» تبدیل شد؛ اقدامی که در راستای تحقق ارزش‌های الهی و قرآنی صورت می‌گرفت. این «تقدس‌بخشی» به دفاع، یکی از مهم‌ترین عوامل پایداری و مقاومت ملت ایران در برابر تمامیت ارضی کشور در طول هشت سال دفاع مقدس بود.

مینایی پور در ادامه به تبیین ابعاد بین‌المللی این حماسه حضور اشاره کرد و گفت: این حضور باشکوه و منسجم در واقع «پیام قدرت نرم و الهی نظام مقدس انقلاب اسلامی» را به رخ جهانیان می کشد. در این خصوص چهار نکته متبادر می شود که شامل موارد زیر است؛

۱- نمایش قدرت نرم و معنویت در عرصهٔ جهانی: حضور میلیونی و پرشور مردم در شب‌های قدر جمهوری اسلامی، به ویژه در مناسبت‌های ملی و مذهبی، تصویری قدرتمند از «قدرت نرم» ایران اسلامی در سطح بین‌المللی مخابره می‌کند. این تصویر، فراتر از توانمندی‌های نظامی یا اقتصادی، نمایشگر عمق باورها، انسجام اجتماعی و روحیهٔ مقاومت ملت است. در جهانی که تحت تأثیر سکولاریسم و مادی‌گرایی قرار دارد، این نمایش معنویت، برای بسیاری از ملت‌های مسلمان و حتی غیرمسلمان، الهام‌بخش است.

۲- ایجاد هراس در دل دشمنان: برای دشمنان انقلاب اسلامی، این حضور حماسی و اتحاد مقدس، یادآور تجربهٔ تلخ شکست در دوران دفاع مقدس و شکست‌های پی‌درپی در برابر ارادهٔ ملت ایران است. آنان می‌دانند که این حضور، صرفاً یک تجمع سیاسی نیست، بلکه ریشه در اعتقادات عمیق دینی و ارادهٔ پولادین مردمی دارد که حاضرند از ارزش‌های خود دفاع کنند. این «پیام راهبردی» به دشمنان، مبنی بر اینکه ملت ایران ملتی تسلیم‌ناپذیر است، بازدارندگی قابل توجهی ایجاد می‌کند.

۳- الگوبرداری برای ملت‌های مستضعف: انقلاب اسلامی، به عنوان پدیده‌ای که در دل یکی از شب‌های قدر متولد شد و در طول حیات خود همواره از برکات این شب‌ها بهره‌مند بوده است، به الگویی برای ملت‌های آزاده و مستضعف جهان تبدیل شده است.

۴- تأکید بر بعد جهانی «دفاع مشروع»: دفاع ایران از انقلاب و تمامیت ارضی خود، به ویژه در دوران دفاع مقدس، در نگاه جهانی، به عنوان مصداق بارز «دفاع مشروع» در برابر تجاوز یک قدرت متکبر تلقی شد. پیوند این دفاع با شب‌های قدر، این مفهوم را تقویت کرد که دفاع از ارزش‌های الهی و هویت ملی، در منطق اسلام، امری مقدس و مشروع است و حمایت مردمی از آن، بر این مشروعیت می‌افزاید. این رویکرد، در دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای ایران، توانسته است بخشی از افکار عمومی جهانی را با مواضع ایران همراه سازد.

استاد حوزه خواهران تصریح کرد: شب‌های قدر جمهوری اسلامی برای انقلاب اسلامی، صرفاً یک برکت معنوی نیست؛ بلکه یک «پایگاه راهبردی» است که ملت ایران از آن برای استحکام داخلی، نمایش اقتدار نرم، بازدارندگی در برابر دشمنان و صدور پیام امید به جهان، بهره می‌برد. این اتحاد مقدس و حضور حماسی، گواه این مدعاست که ریشه‌های انقلاب، نه در مادیات، بلکه در عمیق‌ترین لایه‌های باور و ارادهٔ انسانی تنیده شده است.

وی دربخش دیگری از گفت وگو به نقش «فرهنگ» در «قدرت» انقلاب اسلامی ایران و مؤلفه‌های فرهنگی و راهبردی اشاره کرد و افزود: انقلاب اسلامی ایران، در کمتر از دو دهه، توانست خود را به عنوان یک بازیگر مهم در عرصهٔ بین‌المللی مطرح کند. این موفقیت، صرفاً با اتکا به مؤلفه‌های نظامی یا اقتصادی حاصل نشده است. از نظر من «فرهنگ» به عنوان یک مؤلفهٔ زیربنایی، نقشی مهم در شکل‌گیری و تداعی «قدرت» انقلاب اسلامی ایفا کرده است.

مدیر مکتب جهانی فاطمه(س) ادامه داد: «قدرت» در نگاه استراتژیک، صرفاً به توانایی‌های سخت‌افزاری مانند ارتش، اقتصاد و جغرافیا محدود نمی‌شود؛ بلکه «قدرت نرم» و «قدرت هوشمند» که ریشه در مؤلفه‌های فرهنگی، ایدئولوژیک و معنوی دارند، نقشی به مراتب تعیین‌کننده‌تر، به‌ویژه در مورد انقلاب اسلامی ایران، ایفا کرده‌اند. فرهنگ، در این تحلیل، نه یک مؤلفهٔ مجزا، بلکه شالوده و بستر اصلی شکل‌گیری و تداوم «قدرت» انقلاب است.

مینایی‌پور به تبیین «مؤلفه‌های فرهنگی و تبیین راهبردی قدرت» پرداخت و گفت:

۱. هویت‌سازی و «ما» ی انقلابی: انقلاب اسلامی، پیش از هر چیز، به جامعهٔ ایران هویتی جدید بخشید؛ هویتی مبتنی بر اسلام، استقلال، عدالت و مقاومت. این «هویت انقلابی» که در طول تاریخ معاصر ایران بی‌سابقه بود، توانست آحاد ملت را حول یک «ما» ی مشترک بسیج کند. این «ما»، در برابر «آن‌ها» (قدرت‌های استکباری و عوامل داخلی‌شان) صف‌آرایی کرد. از منظر راهبردی، این هویت‌سازی، اولین و اساسی‌ترین گام در جهت کسب «قدرت ملی» بود، زیرا ملتی که هویت خود را بازیافته و برای دفاع از آن اراده کرده است، به نیرویی مقاومت‌ناپذیر تبدیل می‌شود.

۲. مفهوم‌سازی «مقاومت» و «شهادت»: فرهنگ شهادت‌طلبی و مقاومت در برابر ظلم، یکی از غنی‌ترین مؤلفه‌های فرهنگی ایران پیش از انقلاب نیز بود، اما انقلاب اسلامی این مفاهیم را بازتولید، عمق بخشید و به یک «راهبرد» تبدیل کرد. فرهنگ «شهادت» نه تنها یک ارزش معنوی بود، بلکه یک «اهرم فشار» راهبردی در برابر دشمنان محسوب می‌شد. در دوران دفاع مقدس، همین فرهنگ بود که توانست ملتی را در برابر تهاجم نظامی برتریم دشمن، پیروز گرداند. امروز نیز، این فرهنگ، به عنوان یک «بازدارندهٔ روانی» و «قدرت نرم» در برابر تهدیدات، عمل می‌کند.

۳. ارزش‌گذاری بر «استقلال» و «خودباوری»: انقلاب اسلامی، شعار «نه شرقی، نه غربی» را مطرح کرد و بر «استقلال» همه‌جانبه تأکید ورزید. این ارزش فرهنگی، بنیان «خودباوری» ملی را بنا نهاد. ملتی که به استقلال خود می‌بالد و به توانایی‌های داخلی خود باور دارد، کمتر در برابر فشارهای خارجی تسلیم می‌شود و بیشتر به دنبال راه‌های بومی و خلاقانه برای حل مشکلات است. این «خودباوری فرهنگی»، پایه‌های «قدرت نرم» و «استقلال راهبردی» را تقویت می‌کند.

۴. تأثیرگذاری بر گفتمان جهانی: انقلاب اسلامی، با طرح مفاهیم جدیدی چون «عدالت جهانی»، «حمایت از مستضعفین» و «نفی سلطه‌گری»، گفتمان غالب جهانی را به چالش کشید. این «قدرت فرهنگی»، توانست الهام‌بخش جنبش‌های آزادی‌بخش در اقصی نقاط جهان شود و «قدرت نرم» انقلاب را فراتر از مرزهای ایران گسترش دهد. این امر، به یک «قدرت ژئوپلیتیکی» غیرمستقیم تبدیل شد که معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی را تحت تأثیر قرار داد.

۵. انسجام درونی و «همبستگی ملی»: فرهنگ مشترک دینی و انقلابی، بستری برای «انسجام درونی» فراهم آورد. این انسجام، به ویژه در مواقع بحران یا مواجهه با تهدیدات خارجی، به یک «قدرت دفاعی» و «پشتوانهٔ راهبردی» تبدیل می‌شود. ارادهٔ جمعی برای حفظ انقلاب و دستاوردهای آن، که ریشه در همین فرهنگ مشترک دارد، عملاً نیروی بازدارندهٔ بزرگی در برابر دشمنان ایجاد می‌کند.

فعال عرصه بین الملل در ادامه به «ترکیب مؤلفه‌های فرهنگی و راهبردی» اشاره و افزود: ترکیب این مؤلفه‌های فرهنگی با رویکرد راهبردی، قدرت انقلاب اسلامی را در ابعاد مختلف نمایان می‌سازد که از جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد.

۱.قدرت نرم، هویت انقلابی، مفاهیم مقاومت و شهادت، و ارزش استقلال، همگی مؤلفه‌های اصلی «قدرت نرم» انقلاب هستند که توانسته‌اند در سطح جهانی، الهام‌بخش باشند و چهرهٔ ایران را در جهان تغییر دهند.

۲.قدرت هوشمند، تکیه بر فرهنگ «خودباوری» و «ابتکار» در کنار «مقاومت»، موجب شده است تا ایران بتواند در مواجهه با چالش‌های پیچیده، از «قدرت هوشمند» خود استفاده کند؛ یعنی ترکیبی از توانمندی‌های سخت و نرم، با اتکا به دانش و ارادهٔ ملی.

۳.قدرت بازدارنده، مفاهیم «شهادت» و «آمادگی دفاعی» که ریشه در فرهنگ عمیق دینی دارند، به یک «قدرت بازدارندهٔ» بسیار قوی تبدیل شده‌اند که دشمنان را از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران منصرف می‌سازند. این بازدارندگی، نه تنها نظامی، بلکه روانی و فرهنگی است.

۴.قدرت بسیج، در شرایط بحران، فرهنگ «مسئولیت‌پذیری» و «همبستگی انقلابی»، امکان «بسیج» سریع نیروها و منابع را فراهم می‌آورد که این خود، یک «قدرت راهبردی» حیاتی است.

مینایی پور تأکید کرد: «فرهنگ» در انقلاب اسلامی ایران، صرفاً مجموعه‌ای از باورها و آداب و رسوم نیست، بلکه موتور محرکهٔ «قدرت» است. این قدرت، در سایهٔ تحلیل ترکیبی از مؤلفه‌های فرهنگی و راهبردی، توانسته است ایران را به کشوری مستقل، مقتدر و تأثیرگذار در سطح منطقه و جهان تبدیل کند. فرهنگ، شالودهٔ مقاومت، الهام‌بخش استقلال و تضمین‌کنندهٔ پویایی راهبردی انقلاب اسلامی است.

گفتگو: اکبر پوست چیان

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha