به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، یکی از اقوام خانوادههای شهید سبحانی و مهدوی که پنج عضو خانواده خود را در حمله آمریکایی _ صهیونی از دست دادند، روایتی تکاندهنده از نقاشی مهرانای ۹ ساله که با این خانواده به شهادت رسیده را نقل کرد.
برگهای که روی آن، دنیای کوچک مهرانا نقش بسته: پهپادی با پرچم آمریکا در آسمان، خانوادهای بر زمین، و پدری نظامی که دستهایش را چتر کرده تا فرزندانش از بمبهای آمریکایی در امان باشند.
خطوط کودکانهاند؛ اما مفهوم، بزرگتر از سالهای عمر اوست. مهرانا، در نهسالگی، جهان را با چشمهایی دیده بود که امروز معنای آن برای ما قابل درک است. پدر در نقاشیاش، همان قهرمانی است که در خانه میشناختش؛ مردی بیادعا که هر روز با لباس خدمت از خانه بیرون میرفت. برای او، پدر معنای امنیت بود؛ پناهی که حتی در خیال کودکانهاش در لحظه بمب باران هم با بازوانش از خانواده محافظت میکرد.
آنهایی که مهرانا را میشناختند، میگویند مهربانیاش از سنش بزرگتر بود. دخترکی آرام، حساس و خیالپرداز. شاید همین خیالپردازی بود که پایش را به جهان نقاشیاش باز کرد؛ جهانی که در آن، خطر در آسمان است و عشق روی زمین.
حالا برگه نقاشی مهرانای شهیده برای خانواده اش به یادگاری ارزشمندی تبدیل شده؛ نقاشیای که شاید قرار بود فقط یک خیال کودکانه باشد، اما امروز تبدیل شده به یادگاری از دختری که لحظه شهادتش را پیش از پرواز مظلومانه اش نقاشی کرده بود.
انتهای خبر/

۱۸:۲۱ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۱










نظر شما