سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۶
چرایی جای خالی مقاومت فلسطین در جنگ رمضان از زبان یک فلسطینی

حوزه/ در حال حاضر، نوار غزه با شرایطی بسیار فجیع روبه‌رو است؛ نیازهای اولیه انسانی به‌درستی تأمین نمی‌شود، اما با این وجود، رزمندگان مقاومت تلاش برای بازسازی صفوف و امکانات خودشان را شروع کردند، هرچند که تقریباً محاصره غزه تشدید شده و هر روز هدف حملات صهیونیست‌ها قرار می‌گیرند.

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری حوزه، مقاومت اسلامی فلسطین اعم از جنبش حماس و جنبش جهاد اسلامی بیش از ۷ دهه است که با اشغالگران رژیم صهیونیستی در شرایط مختلف مبارزه می کند.

در این میان سایر گروه های مقاومت از ایران گرفته تا حزب الله لبنان، عراق و یمن نیز از آرمان بزرگ فلسطین و آزادی مسجد الاقصی با گروه های مقاومت فلسطینی در ارتباط و همکاری و هماهنگی هستند.

بعد از آغاز علمیات طوفان الاقصی حزب الله لبنان در خط مقدم دفاع از فلسطین قرار گرفت و ایران، یمن و عراق نیز هر یک در جایگاه خود در مبارزه با اشغالگران و هدف قرار دادن اراضی اشغالی طی دو سال ایستادگی کردند.

حالا بعد از گذشت دو سال محور شرارت آمریکایی و صهیونیستی با همدستی حاکمان کشورهای عربی خلیج فارس به دنبال ضربه زدن به حامی اصلی مقاومت در منطقه یعنی جمهوری اسلامی ایران هستند.

اگر چه جمهوری اسلامی ایران به خوبی از روزهای آغازین جنگ توانست از حاکمیت سیاسی و ارضی خود در برابر متجاوزان دفاع کند، اما گروه های مقاومت داوطلبانه یکی پس از دیگری وارد این عرصه شدند تا ضمن دفاع از جمهوری اسلامی در کشورهای خود نیز با اشغالگران آمریکایی و صهیونیستی مبارزه کنند. جبهه حزب الله لبنان و مقاومت اسلامی عراق از اولین گروه های مقاومت اسلامی هستند که داوطلبانه به دفاع از ایران در برابر محور شرارت پرداختند و کشور یمن نیز با هماهنگی زمانی با سایر گروه های مقاومت چند روزی است که به عرصه جهاد مقدس در برابر اشغالگران آمریکایی و صهیونیستی در منطقه پیوسته است.

حال برخی از ناظران و کارشناسان در محافل رسانه ای و فضای مجازی سوالاتی را در خصوص عدم پیوستن جبهه مقاومت اسلامی فلسطین به این جهاد مقدس را مطرح کردند.

در همین راستا و در پاسخ به این سوالات ، «منعم» پزشک فلسطینی یادداشتی را نوشته است:

متن یادداشت به شرح ذیل است:

چرا مقاومت در کرانه باختری و نوار غزه در این نبرد شرکت نکردند؟ و آیا ممکن است در ادامه شاهد درگیری از سوی کرانه باختری یا غزه باشیم؟

سوالی که خیلی ها این روزها می پرسند، و من سعی می‌کنم در این متن به این سوال پاسخ بدهم. به نظرم بهتر است، اول شرایط حاکم بر کرانه باختری و نوار غزه، به‌ خصوص بعد از ۷ اکتبر را مرور کنیم.

در نوار غزه، مقاومت از سال ۲۰۰۷ میلادی، با وجود محاصره همه‌جانبه و تجاوزات مکرر اشغالگران، توانست با مجاهدت نیروهای فلسطینی به یک ظرفیت نسبتاً مناسبی برسد؛ ظرفیتی که به نظر من حداکثر چیزی بود که در آن شرایط می‌شد به آن دسترسی پیدا کرد.

اما با توجه به تحولات محلی در قدس اشغالی و کرانه باختری، همچنین تحولات منطقه‌ای، روند عادی‌سازی و منزوی شدن فلسطین، و علاوه بر آن تشدید محاصره از سوی مصر و اشغالگران، در نهایت تصمیم گرفته شد از این ظرفیت برای انجام عملیات بزرگ ۷ اکتبر و مقابله با واکنش احتمالی دشمن استفاده شود.

در این مسیر، هزاران رزمنده نخبه فلسطینی در کنار فرماندهانشان در این نبرد جانانه جنگیدند و جان خودشان را فدای اسلام و فلسطین کردند و بیش از ۷۰ هزار غیرنظامی هم در برابر چشم جهانیان به شهادت رسیدند.

حالا اینکه چرا غزه تنها گذاشته شد، بحث جداگانه‌ای است، اما واقعیت این است که آن ظرفیت به کار گرفته شد و امروز شرایط اجتماعی غزه از همیشه بحرانی‌تر است؛ بحرانی که هنوز هم ادامه دارد و به‌سختی قابل توصیف است.

در حال حاضر، نوار غزه با شرایطی بسیار فجیع روبه‌رو است؛ نیازهای اولیه انسانی به‌درستی تأمین نمی‌شود، اما با این وجود، رزمندگان مقاومت تلاش برای بازسازی صفوف و امکانات خودشان را شروع کردند، هرچند که تقریباً محاصره غزه تشدید شده و هر روز هدف حملات صهیونیست‌ها قرار می‌گیرند.

اما در کرانه باختری، شرایط کاملاً متفاوت هست. به دلیل وضعیت امنیتی بسیار پیچیده و تقسیم‌بندی‌های مختلف منطقه‌ای که باعث پراکندگی و تضعیف توان انسانی و اجتماعی شده است، اساساً ظرفیت این منطقه قابل مقایسه با غزه نیست؛ نه از نظر آمادگی مادی و نه حتی از نظر آمادگی اجتماعی و معنوی.

تا قبل از ۷ اکتبر تلاش‌هایی برای رساندن سلاح به جوانان کرانه باختری انجام می‌شد، اما این کار بسیار دشوار بود و به شکل گسترده محقق نشد.

با این حال، تعدادی از جوانان که به سلاح دست پیدا کرده بودند، گروه‌های کوچکی تشکیل دادند و در شهرهایی مثل جنین، طولکرم و نابلس عملیات‌های تاکتیکی نسبتاً مؤثری انجام می‌دادند و حضور مقاومت را زنده نگه داشته بودند.

اما بعد از ۷ اکتبر و همزمان با نسل‌کشی غزه، این هسته‌ها و پس از عملیات نظامی گسترده ارتش اشغالگر تا حد زیادی از هم پاشیده شدند؛ بسیاری از این نیروها ترور شدند، برخی دستگیر شدند و بقیه هم تحت تعقیب قرار گرفتند.

البته این‌طور نیست که هیچ سلاحی در کرانه باختری وجود نداشته باشد، اما واقعیت این است که امکان استفاده راهبردی و مؤثر از همین ظرفیت بسیار محدود هم در شرایط فعلی وجود ندارد.

به همین دلیل است که اگر اخبار فلسطین را دنبال کنید، هر از گاهی می‌بینید که یک جوان فلسطینی با چاقو، سلاح دست‌ساز یا حتی خودرو اقدام به عملیات می‌کند که در اغلب موارد هم به شهادت می رسد..

در جریان طوفان الاقصی و طی حدود دو سال گذشته، مردم غزه و کرانه باختری با هر آنچه در اختیار داشتند جنگیدند و هزینه بسیار سنگینی برای این ایستادگی پرداخت کردند. هر آنچه داشتند را در این مسیر فدا کردند.

بدون شک، چنین نبردهایی می‌تواند فرصتی مهم برای ضربه زدن به دشمن و تغییر معادلات باشد، اما باید واقع‌بین بود و ظرفیت‌ها و اهداف راهبردی را هم در نظر گرفت.

مقاومت فلسطین هر زمان که تشخیص بدهد می‌تواند در چارچوب اهداف کلان خود و محور مقاومت، ضربه مؤثری وارد کند، قطعاً با هر ظرفیتی که در اختیار داشته باشد وارد عمل خواهد شد.

اما در شرایط فعلی، به‌ویژه با وضعیت بسیار بحرانی غزه، ورود به یک درگیری جدید می‌تواند بار بسیار سنگینی بر دوش محور مقاومت ایجاد کند و تبعات گسترده‌تری داشته باشد.

جزئیات این موضوع بسیار زیاد است و باید به ابعاد مختلف آن توجه کرد. ان‌شاءالله در روزهای آینده سعی می‌کنم مفصل‌تر درباره وضعیت بحرانی نوار غزه توضیح دهم.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha