حجت الاسلام و المسمین ناصر ابراهیمی جویباری از مبلّغان استان مازندران در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به نبرد تاریخی ایران اسلامی و استکبار جهانی اظهار داشت: در متون اسلامی، آیات بسیاری بر جهاد اشاره و بر آمادگی برای این فریضه مقدس، تأکید شده است.
وی افزود: در سوره مبارکه انفال می خوانیم: «واَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ ومِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ وعَدُوَّکُم وءاخَرینَ مِن دُونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللهُ یعلَمُهُم وما تُنفِقوا مِن شیءٍ فی سَبیلِ اللهِ یوَفَّ اِلَیکُم واَنتُم لا تُظلَمون» (60) با توجّه به اوضاع مدینه و خطرهای درونی و برونی که مسلمانان با آن روبه رو بودند، خدای سبحان با فرمانی فراگیر، پیامبر (ص) و مسلمانان را به سازماندهی ارتشی توانمند و برخوردار از نیروی انسانیِ آزموده و ابزار پیشرفته و مهمّات جنگی فرمان داد، تا در دل دشمنانِ ناشناخته و شناخته شده خود و خدا، ترسی همیشگی بیفکنند و از آسیب های هر دو دسته ایمن باشند.
کارشناس دینی تأکید کرد: بی گمان، بسیج چنین سپاهی پرتوان، نیازمند پشتیبانی مالی است که مسلمانان باید آن را فراهم سازند و نیک بدانند آنچه را در راه دین می دهند، خدا بی کم وکاست به آنان برمی گرداند.
حجت الاسلام و المسلمین ابراهیمی یادآور گردید: این وعده الهی است که اگر شما نیروی نظامی مقتدری داشته باشید، هیچ گاه دشمنانتان با چشمِ طمع ورزانه و ستمگرانه به شما نمی نگرند و اندیشه یورش را در سر نمی پرورانند و انفاق هایتان در راه خدا، پاسخی شایسته خواهد داشت؛ نه بیگانه به خود اجازه تعرّض می دهد و نه نقصی در پاداش آخرتی شما پدید می آید.
وی گفت: در آیات پیشین، پیامبر (ص) فرمان یافت دشمنان اسلام و پشتیبانان آنان را پراکنده سازد و پیمان خود با عهدشکنان را نادیده انگارد؛ نیز از ناتوانی کافران در برابر خدا سخن رفت که مایه قوّت قلب برای مسلمانان بود؛ در این آیه، با خطاب به نظام اسلامی، به آمادگی گسترده و همگانی دستور می دهد، چون از سویی امر به انجام دادن کاری مهم، به دیده عقلی، دستور فراهم سازی مقدمه آن است و از سوی دیگر، مسلمانان بدانند توکّل بر خدا، توسل به اسمای حسنای الهی و انبیا و اولیا (ع) و ناتوان بودن دشمن در برابر قدرت حق، هرگز آنان را از وظیفه اصلی خودشان (آمادگی همیشگی) بازنمی دارد.
فرمان تقویت نظامی
مبلّغ استان مازندران ابراز داشت: خطاب های قرآن کریم، گاه خاصّ و بیانگر وظایف ویژه امام است؛ مانند برخی دستورها که خطاب به پیامبر اکرم (ص) بودند، چون او رهبر امّت اسلامی و مجری قانون الهی است: «اَلَّذینَ عاهَدتَ مِنهُم»؛ «فَاِمّا تَثقَفَنَّهُم فِی الحَربِ فَشَرِّد بِهِم» و زمانی خطاب ها عامّ اند و مخاطب آنها همه مسلمانا ن اند؛ نظیر «و اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة». این جمله، عموم و اطلاق دارد و هرچه را مایه تقویت نیروی نظامی است، فرامی گیرد. براین پایه، مسلمانان باید سپاهی مقتدر سامان دهند و در برابر دشمنان از آمادگی کامل، یعنی از نیروهای کارآزموده رزمایشی و مانند آن، سلاح های پیشرفته، آموزش نظامی و اتّحاد ملّی برخوردار باشند و از پراکندگی بپرهیزند. ملت پراکنده، هرچند نیروی نظامی قوی داشته باشند، باز گرفتار وهن و ضعف اند و اختلاف آنها سبب سستی و قدرت سوزی آنان است: «لا تَنازَعوا فَتَفشَلوا و تَذهَبَ ریحُکُم».
وی بیان کرد: قرآن حکیم، گاه ما را به نیرومند شدن و علل و عوامل آن فرامی خواند: «و اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة» یعنی متحد باشید؛ و گاهی از فشل و ضعف و علل و عوامل آن بازمی دارد: «و لا تَنازَعوا فَتَفشَلوا و...». درباره امور مهم، با دو زبان نفی و اثبات سخن می گوید، چنان که هم از اختلاف نهی می کند و هم به اتّحاد فرمان می دهد که هر دو یک تکلیف است و ترک آن یک کیفر دارد، زیرا یکی لازم دیگری است.
ارتش توانمند و مرز مأموریت آن
حجت الاسلام و المسلمین ابراهیمی خاطرنشان کرد: خدای حکیم، نظامی را توانمند می داند که ارتش آن دو رکن اساسی دارد: «نیروی انسانی آزموده با فکر خوب و ایمان محکم و بازوان توانا و ابزار نظامی روزامد»: «و اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ و مِن رِباطِ الخَیل». مرکز نگهداری اسبان جنگی را که امروزه همان پادگان و پایگاه های نظامی برای استقرار نیروها و تجهیزات جنگی است، «رباط الخیل» می گویند. این جمله، ذکر خاص پس از عام است و بر اساس آیه پایانی سوره «آل عمران»، «مرابطه»، مصادیق و درجاتی دارد و یکی از آنها مرابطه با امام عصر (عج) است. امام باقر (ع) فرمود: «... و رابطوا إمامکم المنتظر». موضوع مرابطه در مرزبانی نیز از همین قبیل است.
وی افزود: در جنگ خیبر مسلمانان از منجنیق مدد جستند که از پیشرفته ترین سلاح های نظامی آن دوران بود، پس یادکرد «رِباطِ الخَیل» بیان نمونه است؛ یعنی سپاهیان مسلمان باید از پایگاه ها و تسلیحات مدرن جنگی برخوردار باشند؛ مانند هواپیماهای شکاری و شناسایی و بمب افکن، زیردریایی ها و ناوهای گوناگون، خودروهای زرهی و انواع موشک و پهباد و سلاح های سبک و سنگین روزامد. مأموریت نیروهای نظامی، همانا دفاع از حکومت اسلامی و پشتیبانی از کیان اسلام و مسلمانان و ترس افکنی در دل دشمنان خدا و مؤمنان است: «و اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ و مِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ و عَدُوَّکُم» با بسیج نیروی انسانی و فراهم سازی امکانات، به گونه ای که دشمنان هراسناک گردند و فکر تجاوز به کشور اسلامی را در سر نپرورانند، پس مرز آمادگی مسلمانان، هم از جهت نیروی انسانی و هم تجهیزات نظامی، در امان ماندن کشور از تهاجم بیگانه و حریم گرفتن دشمن است: «تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ و عَدُوَّکُم». این جمله، هرگونه افراط و تفریط را منع می کند. به این ترتیب، هم دشمنان آشکارِ اسلام می هراسند و جای خود می نشینند و هم کینه ورزان نهانی و منافقانی که پنهانی در درون جامعه دینی زندگی می کنند، به وحشت می افتند و از توطئه گری یا توهّم شکست مسلمانان دست می کشند: «و ءاخَرینَ مِن دُونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللهُ یَعلَمُهُم».
دشمنان شناخته شده و ناشناخته اسلام
کارشناس دینی اظهار داشت: پس از هجرت پیامبر اکرم (ص)، مردم مدینه چند گروه شدند: یک. مؤمنان راستین. دو. پیمان سپارانی که با آن حضرت (ص) قرارداد همزیستی دوستانه بستند که ضدّ او هیچ گونه حرکتی فتنه گرانه نداشته باشند. سه. مخالفان آشکار. چهار. منافقانی که به ظاهر مسلمان و در باطن کافر بودند. پنج. فرصت طلبان و آسایش جویانِ آینده نگری که اگر اسلام پیروز شد، به مسلمانان بپیوندند و با پیروزی کافران، همراه آنان باشند. براین پایه، دشمنان دین دو دسته اند: «شناخته شده ها» و «ناشناخته ها»؛ اهل ایمان باید در برابر همه آنان آماده باشند و دل آنها را از هراس لبریز سازند: «تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ و عَدُوَّکُم و ءاخَرینَ مِن دُونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللهُ یَعلَمُهُم».
وی بیان کرد: مکتب اگر صرفاً صبغه علمی و فکری داشته باشد و به صورت عقیده و دین حاکم بر جامعه ظهور نکند، دشمن نظامی نخواهد داشت و چنانچه به شکل قانون قدرتمند اجرایی به دست پیروان خود درآید، مورد تهاجم نظامیان بیگانه، نیز دشمنان ناشناخته قرار می گیرد، ازاین جهت عنوان دین یاد نشد و عنوان دشمن خدا و بندگان او ذکر شد. اینان همگی دشمنان شما و خدا هستند؛ ولی عداوت برخی نمایان است و دشمنی بعضی پنهان که شما از آن بیخبرید؛ امّا خدای دانا آگاه است.
حجت الاسلام و المسلمین ابراهیمی یادآور گردید: نمونه روشن دشمنان ناشناخته: «لا تَعلَمونَهُمُ اللهُ یَعلَمُهُم» مسلمان نمایانی هستند که نفاقشان نهان است و نیرنگ بازند و جز خدا کسی از آنها خبر ندارد، چنان که در آیه ای دیگر به این موضوع اشاره می فرماید: «و مِمَّن حَولَکُم مِنَ الاَعرابِ مُنافِقونَ و مِن اَهلِ المَدینَةِ مَرَدوا عَلَی النِّفاقِ لا تَعلَمُهُم نَحنُ نَعلَمُهُم» مصداق دیگر آن، می تواند شاهان ایران و امپراتوران روم باشد، زیرا «مِن دُونِهِم» به معنای «من غیرهم» نیست، چون این مفهوم را واژه «ءاخَرین» می رساند، پس قید «مِن دُونِهِم» به اتاق های فرمانِ توطئه و افراد ناشناخته در سرزمین های دیگر نظر دارد که نیرنگ سیاسی دارند.
وی ابراز داشت: قرآن حکیم درباره شناسایی گونه های دشمن که از امور جزئی است و از این جهت تعبیر معرفت مناسب تر است، واژه علم را به کار برده است: «لا تَعلَمونَهُمُ اللهُ یَعلَمُهُم»؛ شاید ازاین رو که اسما و صفات حضرت حق، توقیفی اند و در فرهنگ قرآن به خدا عارف و فقیه گفته نشده؛ یا از آن جهت که فعل «عَلِم» در اینجا به معنای عَرَف است، ازاین رو یک مفعول گرفته است و معرفت به ذات برمی گردد نه به قلب؛ یعنی کسانی هستند که شما آنها را نمی شناسید.
انفاق فراگستر
مبلّغ استان مازندران خاطرنشان کرد: داشتن سپاهی نیرومند و جهاد در راه خدا به پشتیبانی های گوناگونی نیاز دارد که مسلمانان باید آن را عهده دار گردند: «ما تُنفِقوا مِن شیءٍ فی سَبیلِ اللهِ یُوَفَّ اِلَیکُم». واژه «شیء» عام است و مال، وقت، آبرو، جان، دانش و تمام نیازهای ارتش و عملیات های نظامی مانند تجهیزات و آموزش را دربر می گیرد. گاه قرآن کریم به انفاقِ خیر فرامی خواند: «و ما تُنفِقوا مِن خَیرٍ فَلِاَنفُسِکُم... و ما تُنفِقوا مِن خَیرٍ یُوَفَّ اِلَیکُم». واژه «خیر» دو بار در این آیه آمده؛ ولی جامعیت «شیء» در آیه مورد بحث را ندارد. از سوی دیگر، ظاهر آیه یادشده انفاق مالی است، چون «خیر» معمولاً در این معنا به کار می رود: «اِن تَرَکَ خَیراً الوَصِیَّةُ لِلو الِدَینِ...» ولی آیه مورد بحث به انفاقِ جامع و فراگستر فرمان می دهد: «ما تُنفِقوا مِن شیء» مفاد این آیه از مصادیق جامع الکلم است که پیامبر اکرم (ص) از خدا دریافت کرده است!
وی تصریح کرد: بخش دوم آیه، یعنی «ما تُنفِقوا مِن شیءٍ فی سَبیلِ اللهِ یُوَفَّ اِلَیکُم» بیانگر قانونی کلّی است؛ یعنی سنّت الهی درباره هر انفاقی در راه خدا، همین است که دست کم، برابرِ آن را به منفق برمی گرداند، هرچند سیاق آیه به پشتیبانی های مالی از نیروهای نظامی و برگزاری رزمایش های عملیّاتی نظر دارد.
انفاق و پاداش، پیمان و وفاداری دو سویه
حجت الاسلام والمسلمین ناصر ابراهیمی تأکید کرد: انفاق در راه خدا و پشتیبانی مالی از نیروهای نظامی وظیفه مسلمانان است؛ ولی گویا خدای سبحان خود را وامدار و آن را قرض می داند و به مؤمن منفق، پاداش کامل می بخشد: «ما تُنفِقوا مِن شیءٍ فی سَبیلِ اللهِ یُوَفَّ اِلَیکُم». تعبیر «توفیه» (دادن و برگرداندن کامل) بیانگر وجود عهدی ضمنی میان خدا و انفاق کننده است که کار او را قرض حَسَن می داند و روز قیامت، تمام آن را به وی برمی گرداند.
وی بیان کرد: براساس آیات دیگر، همه انفاق های مردم، کم یا بسیار، در نامه اعمالشان نوشته می شود و ربّ العالمین با احسان خود که فراتر از عدل است، به آنان پاداش می دهد: «و لا یُنفِقونَ نَفَقَةً صَغیرَةً و لا کَبیرَةً و لا یَقطَعونَ وادِیاً اِلّا کُتِبَ لَهُم لِیَجزِیَهُمُ اللهُ اَحسَنَ ما کانوا یَعمَلون» چون از فرمانِ آسمانیِ «و اتَّبِعوا اَحسَنَ ما اُنزِلَ اِلَیکُم مِن رَبِّکُم» پیروی کرده اند.
مبلّغ استان مازندران ابراز داشت: در فرهنگ قرآن مجید، همه کارهای نیکی که انسان برای خدا انجام می دهد، قرض حسن نامیده می شوند؛ بدنی باشد یا مالی، فردی یا گروهی! این مطلب سامی را می توان از حدیث امام صادق (ع) استنباط کرد: وقتی آیه «مَن جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ خَیرٌ مِنها» نازل شد، رسول اکرم (ص) به خدا عرض کرد که زیادت فرما، پس آیه «مَن جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشرُ اَمثالِها» را نازل فرمود؛ رسول خدا (ص) عرض کرد که زیادت فرما، پس آیه «مَن ذَا الَّذی یُقرِضُ اللهَ قَرضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ اَضعافاً کَثیرَة» را نازل فرمود و رسول اعظم (ص) دانست که رقم کثیر از طرف خدا شمارش پذیر نیست. معلوم است که مضمون «مَن جاءَ بِالحَسَنَة» همه موارد مالی و غیرمالی را شامل می شود؛ البته اطلاق عنوان «قرض الحسنه» اعمال خیر غیرمالی در موارد دیگر را فرا می گیرد.
آمادگی نظامی و انفاق مالی
حجت الاسلام و المسلمین ابراهیمی اظهار داشت: ذات اقدس الهی در آغاز آیه به آمادگی نظامی فرمان می دهد؛ سپس از لزوم پشتیبانی ارتش با انفاق و برآوردن نیازهای مالی آنان سخن می راند؛ آن گاه از نبود ستم بر مسلمانان: «و اَنتُم لا تُظلَمون». تفاوت آیه مورد بحث «و ما تُنفِقوا مِن شیءٍ فی سَبیلِ اللهِ یُوَفَّ اِلَیکُم و اَنتُم لا تُظلَمون» با آیه «و ما تُنفِقوا مِن خَیرٍ یُوَفَّ اِلَیکُم و اَنتُم لا تُظلَمون» در این است که 1. عمومیت «شیء» در این آیه ـ چنان که گذشت ـ بیش از عمومیت «خیر» در آن آیه است. 2. آن آیه درباره مسئله ای حقوقی است که اگر انفاق کنید، حق شما در دنیا و آخرت محفوظ است؛ اما آیه مورد بحث صبغه نظامی هم دارد، که اگر برای تمامیت ارضی و حفظ دین خود انفاق کنید، هم در نشئه دنیا پاداش و حقوق شما محفوظ است و بیگانه به خود اجازه تعرّض و ستم به شما را نمی دهد و هم در صحنه معاد تبه کار بیش از اندازه استحقاق، کیفر نمی بیند و پرهیزگار کمتر از اندازه لازم پاداش نمی یابد: «و اَنتُم لا تُظلَمون» چنین بیگانه ای هم «عدو الله» است و هم «عدو الناس» و با سه گروه در نبرد است: مؤمنان محض و مستقل؛ کافران مانند کمونیست ها و کسانی که با انزوا و رهبانیت، دین را از سیاست جدا می دانند و تنها به عبادت خویش می اندیشند.
معنای ظلم
کارشناس دینی خاطرنشان کرد: در فقره «و اَنتُم لا تُظلَمون» این نکته گفتنی است که عنوان ظلم بر تعدّی به حق ثابت و مسلّم دیگران اطلاق می شود، درحالی که انسان که عبد محض خداست و مالک چیزی نبوده و نیست حقی ندارد، تا تعدّی به آن مطرح شده و عنوان ستم بر آن اطلاق شود؛ لیکن ظلم به معنای کم آوردن و نقصان نیز هست و در آیه: «کِلتَا الجَنَّـتَینِ ءاتَت اُکُلَها و لَم تَظلِم مِنهُ شیئا» از همین قبیل است و تعبیر از چنین نقصانی به ظلم، برای افاده این نکته است: همان طور که صدور ظلم از خدای سبحان مستحیل است، ظهور چنین نقصانی در پاداش از حضرت باری ـ تعالی ـ ممتنع خواهد بود. فخر رازی پس از شرح «لا تُظلَمون» به «لا تنقصون من الثواب» چنین نقل کرده که وقتی ابن عباس این تفسیر را ذکر کرد، آیه «ءاتَت اُکُلَها و لَم تَظلِم مِنهُ شیئا» را خواند.










نظر شما