به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری حوزه، از ابتدای جنگ سوم تحمیلی علیه ایران و پاسخ های کوبنده نیروهای مسلح به پایگاه های آمریکایی در منطقه شرایط اجتماعی و سیاسی داخلی کشورهای میزبان این پایگاه های تروریستی نیز متشنج شده است. مردمان این کشورها که سال ها تحت سرکوبگری حاکمان خلیجی هستند و خواهان اخراج اشغالگران آمریکایی از کشورشان از حملات ایران به این پایگاه ها استقبال کردند اما مزدوران خلیجی شادمانی جوانان عرب را نتوانستند تحمل کنند و از روزهای آغازین دست به بازداشت های گسترده و شکنجه و به قتل رساندن زندانیان زدند.
شهید سید محمد الموسوی از اهالی جزیره المُحرَّق بحرین هفته پیش حین عبور از ایست بازرسی به همراه چند جوان دیگر بدون ارائه هیچ دلیل موجهی توقیف و بازداشت گشت.اما تنها با گذشت چند روز از بازداشت وی ۲۷ مارس ۲۰۲۶ پیکر شکنجه شده اش توسط وزارت کشور بحرین به خانواده اش تحویل شد.

در همین راستا فعالان بین الملل در کشورهای عربی از جمله دکتر راشد الراشد در فضای مجازی به انتقاد از این رفتار ناعادلانه و دیکتاتورانه حاکمان خلیجی پرداخت:
آمریکاییها در حال فرار از منطقه هستند؛ دل بستن به آنها برای حفظ حاکمیت، صیانت از کرامت ملی و تحقق امنیت پایدار و استقرار، سرابی فریبنده و توهمی بزرگ است. دولتهای خلیجی باید برای اصلاح رابطه با ملتهای منطقه، بازگرداندن اعتبار به اراده مردمی و تقویت نقش آنها در تصمیمسازی پیشقدم شوند.
۱. در سایه تحولات اخیر و تجاوز وحشیانه به جمهوری اسلامی، آشکار شده است که امنیت و ثبات منطقه در پیچیدهترین و بحرانیترین نقطه تاریخی خود قرار دارد. تأکید میکنیم که امنیت منطقه باید از اراده خودِ کشورها و ملتها بجوشد، نه از راه گداییِ حمایت از قدرتهای بیگانه که تنها به دنبال منافع محدود و خاص خود هستند.
۲. فراخوانی فوری از روی خیرخواهی صادقانه به دولتهای خلیجی، بهویژه در بحرین و کویت داریم: موج بازداشتها را فوراً متوقف کنید و مسیر مصالحه ملی با ملتها را آغاز نمایید. شرطبندی روی نیروهای خارجی و در رأس آنها ایالات متحده، در این حوادث فاجعهبار اخیر شکست خورد؛ پس از آنکه آنها حتی از دفاع از شهروندان، پایگاهها و مراکز حیاتی میلیاردی خود عاجز ماندند. شما و جهانیان دیدید که چگونه خودِ آمریکاییها به دنبال پناهگاهی امن و راهی برای فرار از منطقه هستند.
۳. آزادی تمامی بازداشتشدگانی که تجاوز خائنانه به ایران را محکوم کردند، نخستین گام ضروری برای ترمیم جبهه داخلی است؛ چرا که محکومیت تجاوز به جمهوری اسلامی، یک موضع اصولی و اخلاقی است و نباید بهانهای برای به بند کشیدن شهروندان باشد. اکنون همه به این یقین رسیدهاند که دولتها باید پیش از آنکه زمان از دست برود و بدون تاخیر برای مصالحه واقعی با ملتهایشان اقدام کنند؛ چرا که ملتها تنها دژ مستحکم در سختیها هستند.
۴. نظامهای منطقه ما باید درک کنند که موازنه قوا و معادلات امنیتی-راهبردی به شکلی بنیادین به نفع ملتها تغییر کرده است. دل بستن به بازگشت موازنههای پیش از جنگ ، قماری شکستخورده است؛ به ویژه پس از ناکامی آمریکاییها در محافظت از خود و مراکز و پایگاههایشان. امروز حکمت و شجاعت اقتضا میکند که در مفاهیم کرامت و حاکمیت بازنگری شود و این امر جز با بازگشت به اراده ملی و اعتباربخشیدن به مردم ممکن نخواهد شد.
۵. بهترین و تنها گزینه پیش روی حاکمان خلیجی، بازگشت به آغوش ملتها و اصلاح رابطه با آنهاست. مصالحه فراگیر و تقویت نقش مردم در تصمیمسازی، گامی حیاتی و فوری برای دفاع از حاکمیت و صیانت از ثبات است. پس از تمام وقایع اخیر، باید یقین داشت که «اراده مردمی» تنها ضمانت در برابر خطرات وجودی است که منطقه را تهدید میکند.
۶. با صراحت اعلام میکنیم: مشروعیت، قدرت و امنیت واقعی از طریق نیروهای بیگانه و وابستگی مطلق به اراده آنها به دست نمیآید، بلکه تنها از جانب ملتها محقق می شود. تقویت ثبات از درون آغاز میشود؛ از طریق مشارکت واقعی مردمی که شهروند را به شریکی حقیقی در ترسیم آینده و حفاظت از وطن تبدیل کند، نه عنصری حاشیهای که هیچ ارزش و اعتباری برای او قائل نیستند.
۷. اعمال سرکوب، مصادره آزادیها و نادیده گرفتن اراده ملت، منطقه ما در این شرایط حساس دیگر به آنها نیازی ندارد. این روشها شکست خود را اثبات کردهاند و در سایه بیداری روزافزون و تغییر معادلات راهبردی، دیگر گزینههایی پایدار و قابل استمرار نخواهند بود.
۸. با دلایل قاطع ثابت شده است که راهبرد وابستگی کامل به نیروهای بیگانه، توهمی بزرگ است. هر کس گمان کند پایگاههای خارجی برای او حمایت دائمی یا استقرار واقعی به ارمغان میآورند، با تحولات اخیر ثابت شد که در وهم به سر میبرد؛ وقایع نشان داد که این نیروها جز برای منافع خود قدمی برنمیدارند.
۹. بار دیگر تأکید میکنیم که عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی و تکیه بر قدرتهای استعمارگر، بزرگترین تهدید موجودیتی برای امنیت و ثبات منطقه است. این مسیر حاصلی جز ویرانی و وابستگی ندارد و این باور که در وابستگی مطلق به بیگانگان راه نجاتی هست، تنها اعلام ضعف و سرابی فریبنده است.
۱۰. حفظ حاکمیت، صیانت از کرامت ملی و ساختن آینده منطقه، جز از مسیر مصالحه ملی فراگیر که شکوه و جایگاه ملت را بازگرداند، میسر نمیشود. دعوت می کنیم به چیرگی زبان عقل و اقدام فوری برای مصالحه ملی جدی و همهجانبه ؛ زیرا در سایه قدرت و همبستگی ملتهاست که میتوان از حاکمیت واقعی و کرامت ملی سخن گفت. تنها از این طریق است که امنیت پایدار تحقق مییابد و ثباتی حفظ میشود که هیچ توفانی آن را نمیلرزاند. حوادث ثابت کرد که دل بستن به نیروهای خارجی، سرابی محض و خدعهای بزرگ است.
انتهای پیام/











نظر شما