حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین پورامینی، مدیر حلقه نظام پردازی پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه با اشاره به سبک و سیاق استاد خود حضرت آیت الله حاج سیدمجتبی حسینی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در کلاس درس و بحث در ۵ بخش نکاتی را برای اولین بار در این گفت وگو مطرح کرد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه آنچه از درسِ استاد در ذهنم برجسته ماند می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

عجین شدن شکوهِ عمیقِ علم با کیمیای تواضع
برای بنده که مدتی افتخار حضور در کرسی درس حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای را داشته و خوشهچینِ خرمن معرفت ایشان بودهام، تلمذ در پای درس خارجِ استاد، تجربهای فراتر از آموختنِ صرفِ قواعد فقهی و اصولی بود. سخن از یک «منش» ویژه است که در آن، شکوهِ عمیقِ علم با کیمیای تواضعی بیتکلف عجین گشته است.
سعهصدر علمی
در حلقه درس حضرت استاد، آنچه بیش از هر چیز جلوهگری میکرد، «سعهصدر علمی» و احترامِ عمیقی بود که ایشان برای جایگاه «شاگرد» و «اندیشه» قائل بودند.
معرکهی تضاربِ آرا و تلاقیِ اندیشهها
سبک تدریس استاد با روشهای سنتیِ «القایی» و متکلموحده بودن، فاصلهای مبنایی داشت. ایشان کلاس درس را نه میدانی برای خطابه و بیان یکسویه، که معرکهی تضاربِ آرا و تلاقیِ اندیشهها میدانستند.
استخراجِ ملکه اجتهاد از بطنِ جانِ طلبه
بارها شاهد بودیم که حضرت استاد پس از تبیین دقیقِ صورتِ مسئله، با نگاهی جستوجوگر که گویی در پی کشفِ جرقهای در ذهن شاگردان است، با لحنی سرشار از تشویق، خطاب به طلاب میفرمودند: «شما بیان کنید... شما اشکال کنید.» این دعوت، نه یک تعارفِ کلاسی، بلکه راهبردی بنیادین برای استخراجِ ملکه اجتهاد از بطنِ جانِ طلبه بود.
«اشکال و انقلت» را نَفَسِ درس میدانستند
استاد به معنای واقعی کلمه، «اشکال و انقلت» را نَفَسِ درس میدانستند؛ گویی اگر روزی کلاس بدون تضارب آرا سپری میشد، در نگاه ایشان از غنا و برکتِ آن محفل کاسته شده بود.
ادبِ نقد علمی
نکتهی درسآموز دیگر در منش ایشان، «ادبِ نقد» بود؛ صلابتِ بیان در نقدِ آراء بزرگان هرگز باعث نمیشد که حریم حرمتِ آنان نادیده گرفته شود. استاد حتی در تندترین نقدهای فنی به آراء استوانههای علم، همواره با نهایتِ تجلیل از آنان نام میبردند؛ گویی به طلاب میآموختند که استواری در استدلال، هیچ منافاتی با نگاهِ متواضعانه به سلفِ صالح ندارد.
حُرّیت علمی / اعتبار به نقدِ شاگرد
اوجِ این حُرّیت علمی آنجاست که ایشان نه تنها نقد را برمیتابند، بلکه به نقدِ شاگرد نیز «وجاهت» و اعتبار میبخشند. بارها پیش میآمد که طلبهای جوان، گِرهی جسورانه بر استدلالِ حضرت استاد میزد؛ در چنین لحظاتی، ایشان با سعهصدری وصفناپذیر، آن نقد را تمامقد پذیرا شده و برای هویت بخشیدن به شخصیت علمی آن طلبه، میفرمودند: «این همان اشکالِ دقیقی است که بزرگان اندیشه همچون مرحوم نائینی نیز مطرح کردهاند.» این برخورد کریمانه به جای امتناع، به شاگرد بالِ پروازی میداد تا خود را در ترازِ بزرگانِ معرفت بازشناسد.
مدارِ حُرّیت و شجاعتِ
ما در مَدرَسِ حضرت استاد آموختیم که اجتهاد، پیش از آنکه یک رتبه رسمی باشد، یک «سبک زیستن» بر مدارِ حُرّیت، شجاعتِ در فهم و حقیقتجویی است. این همان تصویرِ زلال و نابی است که در متنِ کرسی درس ایشان میتپد؛ فضایی که در آن پرسشگری، نه یک جسارتِ خام، بلکه یک «فریضهی مقدس» برای نیل به قلههای رفیعِ معرفت است.
گفت وگو از اکبر پوست چیان











نظر شما