سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۶
تحلیل چرایی هدف‌گیری مکرر مدارس و مراکز غیرنظامی در حملات دشمن

حوزه/ جنایت میناب (۹ اسفند ۱۴۰۴) و شهادت بیش از ۱۸۰ دانش‌آموز شجره طیبه قربانی دکترین ضاحیه صهیونیست‌ها شد «چرا کشتار به غیر نظامیان تکرار می‌شود» متن زیر پاسخ به این پرسش است که در رادیو پاسخ به آن پاسخ داده شده است.

به گزارش خبرگزاری حوزه پاسخ به این شبهه که چرا آمریکا و صهیونیست‌ها، علی‌رغم آگاهی از جنایت‌کار بودن این روش‌ها، باز هم به مدارس، بیمارستان‌ها و غیرنظامیان حمله می‌کنند؟ چراغ راهی است برای افشای دکترین ضاحیه رژیم صهیونیستی و نشان دادن نقش کلیدی حضور مردم در خنثی‌سازی توطئه‌های دشمن. این پاسخ، نه تنها ریشه جنایت را می‌کاود، بلکه راهکار الهی و انقلابی مقابله را روشن می‌سازد.

در ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، دبستان و پیش‌دبستانی دخترانه شجره طیبه در شهر میناب استان هرمزگان هدف حمله هوایی قرار گرفت. شمار کشته‌شدگان که غالب آن‌ها دانش‌آموز بودند به بیش از ۱۸۰ نفر رسید. این حمله مستقیم به تأسیسات غیرنظامی، علاوه بر غیرانسانی بودن، از منظر حقوق بین‌الملل مصداق کامل جنایت جنگی است.

پرسش این است:

چرا آمریکا و اسرائیل، با وجود آگاهی از غیرانسانی و غیرقانونی بودن این اقدامات، باز هم به آن‌ها دست می‌زنند؟ چنان‌که به بیمارستان‌ها، مراکز امدادی و خدماتی هم حمله می‌کنند.

پاسخ:

سران رژیم صهیونیستی سال‌هاست روشی را در پیش گرفته‌اند تا با این روش به اهداف خود برسند. این روش یا نظریه معروف به دکترین ضاحیه از سال ۲۰۰۶ در جنگ با مردم جنوب لبنان و سپس در غزه به کار گرفته شده است.

صهیونیست‌ها بر این باورند که این روش، تنها راه‌حل مشروع برای نابودی دشمنان‌شان است. این روش که با سیاست کشتار جمعی و وارد کردن حداکثری خسارت به غیرنظامیان، تخریب زیرساخت‌ها و تأسیسات حیاتی (مانند ساختمان‌های مسکونی، جاده‌ها، پل‌ها، مراکز عمومی خدماتی، درمانی و آموزشی) با هدف جداسازی و ایجاد شکاف بین مردم و نظام و مسئولین طراحی و اجرا می‌شود.

در واقع، آن‌ها با این اقدامات می‌خواهند به مردم بگویند که بهای حمایت از نظام را می‌پردازند؛ و با ایجاد رعب، وحشت و یأس، پایگاه مردمی نظام را به چالش بکشند. بنابراین، چنین اقداماتی دور از انتظار نبوده و احتمال تکرار آن در مناطق یا تأسیسات غیرنظامی دیگر وجود دارد.

جالب اینجاست که راهبرد مؤثر مقابله با این نظریه، مواجهه اثربخش و بازدارنده است.

یعنی زمانی می‌توان دشمن را از این اقدام و روش خود پشیمان کرد که علاوه بر اقدامات نظامی، امنیتی و دیپلماتیک (زدن ضربه‌های سخت به افراد و مراکز نظامی آن‌ها)، مردم نیز با حمایت آشکار و حضور همیشگی خود، دشمن را مأیوس کنند.

در واقع، رمز تکرار و تأکید هزاران‌باره حضرت امام خمینی (ره) و رهبر معظم شهید بر «بودن مردم در صحنه» و تصمیم‌گیری‌ها، جلوگیری از تحقق نقشه‌ها و اهداف دشمنان بوده است. مبانی این تأکید بر حضور مردم نیز برگرفته از معارف دین است؛ چنان‌که ایشان فرمودند:

«اینجا یک اصل اسلامی است که می‌خواهم متذکر شوم و آن عبارت است از نقش‌آفرینی مردم در نظام اسلامی و اساساً در حیات اسلامی.»

مردم در نگاه اسلام در نگاه قرآن با توجه به مجموعه احکام اسلامی) خیلی مورد توجه‌اند و تحرک در جامعه اسلامی، مجتمع اسلامی و حیات مجتمع اسلامی، نقش برجسته‌ای دارند.

شما ملاحظه کنید در فرمایش امیرالمؤمنین علیه‌السلام، در آن جمله معروف:

«لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر..»

هم نقش مردم مورد تذکر قرار گرفته است هم حق مردم.

حق مردم یعنی اگر مردم نیایند سراغ کسی که خود را صاحب حق می‌داند و می‌خواهد مسئولیتی قبول کند، بر او واجب نیست دنبال آن حق برود.

«لالقیتُ حَبْلَهَا عَلَیٰ غَارِبَها»؛ مردم نبودند، من وظیفه‌ای نداشتم، تکلیفی نداشتم. نقش مردم این‌قدر مهم است!

حتی کسی مثل امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، اگر مردم با او نباشند و دور و برش نباشند، می‌گوید: من تکلیفی ندارم. اگر مردم آمدند، آن‌وقت بر او واجب است مسئولیت را بپذیرد.

لذا حضرت مسئولیت را قبول کرد؛ مردم آمدند، فشار آوردند، اصرار کردند که «شما بیایید خلافت را قبول کنید»، ایشان هم قبول کرد. نقش مردم این‌قدر مهم است!

برای دانلود و شنیدن صوت اینجا کلیک کنید.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha