حجت الاسلام احمد ذاکری مدیر مرکز رسیدگی به امور مساجد استان آذربایجان شرقی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تبریز، با تحلیل تحولات اخیر در ساختار فرماندهی ارتش آمریکا، تأکید کرد: این تغییرات را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی اداری یا تغییر سازمانی معمولی دانست.
حجتالاسلام ذاکری با اشاره به دیدگاههای واقعگرایی تهاجمی در روابط بینالملل، خاطرنشان کرد: هنگامی که یک قدرت بزرگ در تحمیل اراده خود ناکام میماند، نخستین نشانههای این ناکامی در سطح تصمیمسازی، زنجیره فرماندهی و رفتار نخبگان سیاسی و نظامی آن آشکار میشود. برکناری یا جابهجایی فرماندهان در میانه بحران، در چنین چارچوبی، نه علامت اقتدار، بلکه قرینهای از فرسایش بازدارندگی، اختلال در ارزیابی راهبردی و بنبست عملیاتی است.
وی تصریح کرد: از این منظر، آنچه امروز در رفتار واشنگتن دیده میشود، بیش از آنکه بازآرایی مؤثر باشد، تلاشی برای پوشاندن شکاف میان برتری سختافزاری و ناکارآمدی راهبردی است.
مدیر مرکز رسیدگی به امور مساجد استان آذربایجان شرقی با تاکید بر اینکه آمریکا تصور میکرد با تکیه بر شبکه پایگاههای منطقهای، توان تهاجمی و فشار روانی میتواند معادله را به سود خود تثبیت کند، اضافه کرد: اما استمرار آسیبپذیری نیروها و تجهیزات، فرسایش اعتبار تهدید و ناتوانی در پیشبرد یک سناریوی باثبات، نشان میدهد که این دکترین در برابر جمهوری اسلامی ایران به سقف کارآمدی خود رسیده است. در واقع، تعویض فرماندهان، جایگزین راهبرد نمیشود؛ فقط صورت مسئله را موقتاً جابهجا میکند.
وی با اشاره به اینکه در سطح سیاسی نیز همین الگو قابل مشاهده است، گفت: آشفتگی کلامی، تناقضگویی و عصبانیت مقامات آمریکایی، بهویژه دونالد ترامپ، نشانگر آن است که واشنگتن با یک مسئله صرفاً تاکتیکی مواجه نیست، بلکه با نوعی شکست بازدارنده روبهرو شده است.
حجتالاسلام ذاکری در تبیین منطق بازدارندگی اظهار داشت: هنگامی که هزینه تهدید از منفعت احتمالی آن فراتر میرود، قدرت مهاجم ناچار به عقبنشینی، تعلل یا رفتارهای جبرانی میشود. این رفتارهای جبرانی ممکن است در قالب تغییر فرماندهان، مواضع متناقض یا نمایشهای کلامی پرخاشگرانه بروز پیدا کند؛ اما از منظر تحلیلی، همه آنها نشانه یک چیزند: فرسایش توان تحمیل اراده.
وی یادآور شد: تجربه دور نخست ریاستجمهوری ترامپ نیز این الگو را تأیید میکند. در آن دوره، پس از ناکامی سیاست فشار حداکثری، دولت آمریکا با موجی از برکناریها و جابهجاییها در سطوح مختلف مواجه شد؛ امری که نشان میداد در منطق سیاسی ترامپ، وقتی یک راهبرد به بنبست میرسد، معمولاً افراد قربانی میشوند تا مسئولیت شکست از سطح سیاست به سطح اشخاص منتقل شود. با این حال، مسئله کنونی از یک اختلاف مدیریتی فراتر رفته و به شکست ساختاری در مواجهه با ایران مربوط میشود؛ شکستی که نمیتوان آن را با تغییر چهرهها پنهان کرد.
مدیر مرکز رسیدگی به امور مساجد استان آذربایجان شرقی در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت جبهه ایران اشاره کرد و گفت: آنچه در جبهه ایران دیده میشود، انسجام نهادی، پایداری زنجیره فرماندهی و تداوم در منطق بازدارندگی است. این ثبات صرفاً یک ویژگی سازمانی نیست، بلکه خود بهمثابه منبع قدرت عمل میکند.
وی تأکید کرد: در شرایطی که طرف مقابل دچار اضطراب راهبردی، تغییرات شتابزده و سردرگمی تصمیمگیری است، تداوم و پیشبینیپذیری در ساختار فرماندهی ایران پیام روشنی به دشمن مخابره میکند که هزینه تعرض، بهمراتب فراتر از هر منفعت احتمالی است. به بیان دیگر، ثبات در اینجا فقط نشانه آرامش نیست؛ نشانه ظرفیت بالای بازدارندگی است.
حجتالاسلام ذاکری خاطرنشان کرد: جابهجایی فرماندهان آمریکایی در میانه بحران را باید نشانهای از فرسایش اقتدار و ناتوانی در مدیریت پیامدهای شکست دانست، نه علامت قدرت. این تغییرات، در بهترین حالت، کوششی برای مهار بحراناند؛ نه حل آن. در سوی مقابل، انسجام فرماندهی و استمرار راهبردی ایران نشان میدهد که موازنه نهتنها به نفع واشنگتن تثبیت نشده، بلکه در سطح راهبردی، بیش از پیش به سود تهران در حال شکلگیری است.
وی اضافه کرد: از این رو، اگر بخواهیم با زبان دقیق روابط بینالملل سخن بگوییم، مسئله اصلی امروز آمریکا نه تغییر فرمانده، بلکه فرسایش توان تحمیل اراده است.











نظر شما