به گزارش خبرگزاری حوزه، در جستجوی پاسخی به چرایی اهمیت معنویت و اخلاق در عصر مادیگرایی، این متن به واکاوی شخصیت و سیره رهبر انقلاب اسلامی ایران، آیتالله خامنهای، و صفای روحی و معنوی او میپردازد. این تحلیل، تأثیر شگرف ایشان را بر جنبههای مختلف جامعه از علم و سیاست گرفته تا تربیت فردی و همچنین بازتاب این رویکرد معنوی در نگاه شخصیتهای جهانی، مورد بررسی قرار میدهد.
راهبری نظام اسلامی که بر پایه معنویت و صفای روح استوار است و به دنبال ساختن انسان و تحقق حیات طیبه میباشد، رهبری را میطلبد که الگوی عملی و نمونه عینی معنویت و صفای روح و عصاره فضایل و ارزشهای الهی و انسانی باشد. این شاخصه در زندگی، منش و سیره رهبری کاملاً مشهود بود.
زندگی او، کلام او، برخوردهای پدرانهاش، سادگی و بیآلایشی او، دوری از زخارف دنیوی، توصیههایش و مواردی از این دست که به تأسی از مراد خود، حضرت امام، شکل گرفته بود از او نمونهای عملی و کامل از معنویت و صفای روح ساخته بود؛ معنویتی که در سیمای او نمایان بود و حتی غیرمسلمانان را نیز مجذوب خود میکرد.
رهبر شهیدمان با چنین پشتوانهای از معنویت و صفای روح، در هر جایگاهی از هر فرصت برای تزریق اخلاق و روحانیت به جامعه استفاده میکردند. توصیه به اخلاق و معنویت، همواره از مهمترین سفارشهای همیشگی قائد شهیدمان به مسئولان، مردم و بهویژه جوانان بود.
معنویت برای او راهبردی اساسی در تربیت جامعه و اعتلای امت اسلامی بود و باور داشتند که عنصر تقوا تأمینکننده همه آن چیزی است که به ساحت معنویت مربوط میشود. ازاینرو هم بر تقوای فردی و هم بر تقوای اجتماعی تکیه و تأکید کردند.
چنین رهبری، در همه دوران زعامت و رهبری خود، با وجود فراز و فرودهای گوناگون، بحرانها و فتنه ها، چالشهای سیاسی و تنوع اندیشهها و سلایق، و جریان های سیاسی مختلف از مرز اخلاق، معنویت و صفای باطنی فراتر نرفتند.
رهبر شهیدمان همان اندازه که بر کسب علم، دانش، پیشرفت و خودباوری پافشاری داشتند نسبت به اخلاق و معنویت نیز دغدغه داشتند.
محوریت اخلاق و معنویت در اندیشه و عمل ایشان تا جایی بود که از نظرشان نتیجه ترسیم الگوی پیشرفت باید معنویت و ساختن زندگی شایسته ی انسان باشد.
ما بایستی این الگوی پیشرفت را جوری تنظیم کنیم که نتیجه آن این باشد که جامعه ایرانی به سمت معنویت بیشتر پیش برود.
معنویت نه تنها با علم، سیاست، نه با آزادی و سایر عرصههای زندگی منافاتی ندارد، بلکه روح و جوهر همهی آنهاست. با تکیه بر معنویت میتوان به اوج قلههای دانش دست یافت و آنها را فتح کرد. اگر معنویت در کنار علم وجود داشته باشد، دنیا به مکانی انسانیتر و شایستهتر برای زندگی تبدیل خواهد شد.
در روزگاری که دنیای مادی و تفکر آلوده سکولار تلاش میکند تا معنویت و اخلاق را از زندگی انسان پاک کند و او را به سطوح حیوانی تنزل دهد، این جمهوری اسلامی است که با هدایت رهبری، روزنه نورمعنویت و صفای روح را به کالبد حیات بشریت تابانده و الهام بخش انسانها در برابر فساد و تاریکی است.
در جهانی که سران فاسدترین و بیآبروترین افراد در راس نظام سلطه قرار دارند، وجود رهبری است که عصارهی اخلاق، معنویت، پاکی روح و ارزشهای متعالی الهی و انسانی است، مایه افتخار و امید است.

تجلی شگرف معنویت و صفای روحی در وجود رهبری ، آنچنان چشمگیر بود که حتی در رئیس جمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، به ایران، در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره نظرشان در مورد رهبر ایران، چنین گفت:
اگرچه من عیسی مسیح را هرگز ندیدهام، اما تعاریف او را در انجیل شنیده و خواندهام. امروز، من مسیح را در رهبر ایران یافتم.
کوفی عنان، دبیرکل اسبق سازمان ملل متحد نیز در مورد معنویت رهبر ایران چنین میگوید: «در ملاقات با آقای خامنهای، احساس کردم کسی چون او را تا به حال ندیدهام. شخصیت معنوی ایشان چنان مرا تحت تأثیر قرار داد که از خود پرسیدم، چرا فردی چون من، دبیرکل سازمان ملل، باید فاقد چنین معنویتی باشم؟»
در ملاقات با آقای خامنهای، من حتی شخصیتهایی را که پیش از این برایم جذاب بودند، فراموش کردم و کاملاً تحت تأثیر شخصیت معنوی ایشان قرار گرفتم. اگرچه پیش از این، شخصیتهای معنوی بسیاری را در دنیا ملاقات کرده بودم، اما هیچکدام از مسائل سیاسی اطلاعی نداشتند. اما با دیدن آقای خامنهای، قداست آن شخصیتهای صرفاً معنوی (که از سیاست دور بودند) از ذهن من پاک شد.
برای دانلود و شنیدن صوت اینجا کلیک کنید










نظر شما