جمعه ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۲
استقامت زنانه؛ از صبر منفعل تا کنشگری در میدان بحران

حوزه/ یکی از بارزترین نمونه‌های کنشگری در «میدان جنگ»، حضور فعال و تعیین‌کننده زنان در اجتماعات شبانه این روزهای جنگ تحمیلی سوم در ایران است؛ این حضور نه به معنای دور شدن از خانه و خانواده، بلکه به معنای گسترشِ مفهومِ «خانواده» به «جامعه» و تحکیم و تعمیق روابط خانوادگی در بستر فعالیت های اجتماعی مقدس و هدفمند است.

خبرگزاری حوزه| همیشه بحران‌ها و جنگ‌ها، جوامع بشری را در معرض آزمون‌های دشواری قرار می‌دهند و در این میان، زنان همواره نقشی حیاتی در استمرار حیات و حفظ کرامت انسانی،آرامش ایفا کرده‌اند. اما چگونه می‌توان این نقش را تحلیل کرد؟ آیا صرفاً «صبر» و «تحمل» است، یا ابعادی عمیق‌تر و کنشگرانه‌تر دارد؟

مفهوم استقامت زنانه تلاش دارد پاسخی اخلاقی، با تکیه بر مبانی قرآنی، به این پرسش بدهد.

«میدان جنگ» استعاره‌ای از صحنه های مختلف زندگی در شرایط بحرانی است، جایی که سختی‌ها، از فقدان‌های جسمی و روانی گرفته تا گسست‌های اجتماعی و بحران‌های معنایی، زندگی را در برمی‌گیرند.

در این گستره، زن صرفاً قربانی نیست، بلکه در خط مقدمِ حفظ و بازسازیِ زندگی قرار دارد و یک عضو فعال است. او نه‌تنها به دنبال «زنده‌ ماندن»، بلکه در پی «زنده‌ نگه‌داشتن معنا» در فضای خانواده و اجتماع است؛ یعنی این زنان هستند که امید، عشق و ارزش‌های اخلاقی را در دلِ آشوب ها حفظ می‌کند.

«استقامت زنانه» را نباید با «صبر منفعل» یا «ضعف» اشتباه گرفت. این استقامت، نوعی کنشگریِ فعال و مسئولانه است که در آن، زن با حفظ جهت‌گیریِ ارزشی و روانی خود، توانایی‌هایش را برای مدیریت بحران به کار می‌گیرد. این سبک از استقامت، دارای ویژگی‌های منحصربه‌فردی است از جمله؛

۱. حفظ پیوندها: در شرایطی که جنگ روابط را می‌شکند، زن تلاش می‌کند پیوندهای خانوادگی و اجتماعی را حفظ کند؛ او مرکز ثقلِ همبستگی باقی می‌ماند.

۲.مدیریت روانی: زن اغلب اولین «مرجع آرامش» در خانواده است. استقامت او یعنی تبدیل ترس و اضطراب به مدیریت روانی، و انتقال خردمندانه امید به اعضای خانواده، به‌ویژه کودکان.

۳. استمرار وظیفه با حداقل‌ها: در اوج کمبودها، زن با خلاقیت و پشتکار، وظایف حیاتیِ روزمره را ادامه می‌دهد و چرخ زندگی را، هرچند که سرعت آن کم شدن باشد را به گردش درمی‌آورد.

۴. معنا سازی از رنج: مهم‌ترین وجه استقامت زنانه، توانایی او در تبدیل رنج به تجربه‌ای معنادار است؛ یعنی پذیرش سختی‌ها در مسیر هدفی والاتر (مانند حفظ ایمان، پایبندی به اصول اخلاقی، علاقه به وطن و خاک و ...).

قرآن کریم، این ابعاد از استقامت زنانه را در قالب مفاهیمی همچون «صبر»، «ثبات قدم» و «سَکینه» (آرامش درونی) تبیین می‌کند.

آنجا که آیه ۱۵۳ سوره بقره «إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» را می خوانیم خداوند متعال تنها به تحمل اشاره ندارد، بلکه همراهی الهی را نوید می‌دهد؛ یعنی صابران، در مسیر حق، تنها نیستند. این صبر، آنگاه که با اراده زن در حفظ خانواده و جامعه همراه می‌شود، تبدیل به صبری هدفمند و موثر می‌گردد. یا داستان حضرت مریم (س) در آیه ۲۴ مریم «قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا» نشان می‌دهد که در اوج درماندگی، آرامشِ حقیقی از جانب خداوند نازل می‌شود. زنِ مؤمن، در بحران، این «سَکینه» را نه فقط برای خود، که برای اطرافیان نیز فراهم می‌آورد.

همچنین قرآن الگوهای مقاومتی را از جنس زنان برای همه بشریت مثال می زند: زنانی چون آسیه (همسر فرعون) یا مادر موسی (ع)، نمونه‌های قرآنیِ استقامتی هستند که در دلِ شدیدترین فشارهای بیرونی، از درون، متکی به ایمان و اراده الهی، پایداری می‌کنند. مقاومت آنان، نه صرفاً فیزیکی، بلکه در سطحِ عقیده و ارزش‌های بنیادین بود.

یکی از بارزترین نمونه‌های کنشگری در «میدان جنگ»، حضورِ فعال و تعیین‌کننده زنان در قیام‌های خیابانی و شبانه‌روزی در جریان‌ انقلابی این روزهای جنگ تحمیلی سوم در ایران است. این حضور نه به معنای دور شدن از خانه و خانواده، بلکه به معنای گسترشِ مفهومِ «خانواده» به «جامعه» و تحکیم و تعمیق روابط خانوادگی در بستر فعالیت های اجتماعی مقدس و هدفمند است.

در این ایام، زنان نه تنها در مقامِ پشتیبان، بلکه به عنوان پیش‌قراولانِ قیام ظاهر شدند. حضور در راهپیمایی‌های خیابانی و حفظِ جریانِ مجاهدات های شبانه خیابانی در این ۴۰ شب نشان‌دهنده گذار از «صبرِ خانگی» به «مقاومتِ عمومی» بود. استقامتِ زنان در این میدان، علاوه بر بعد حضوری و فیزیکی ماجرا، بعد روحی و روانی قوی تر و بزرگ‌تری دارد؛ زنان با حضور بی‌باکانه خود در میادین، هیمنه فضای ترس و ارعاب را شکستند و به دنیا این پیام را منتقل کردند که تا وقتی زن مسلمان ایرانی در صحنه حضور دارد، «میدان» برای حقیقت خالی نیست.

نقش‌آفرینی زنان ایرانی در قیام‌های شبانه، نمادی از تداوم‌بخشی به کنشگری در تاریک‌ترین ساعاتِ بحران است؛ جایی که «استقامت زنانه» به معنای تبدیل ترس شبانه به قدرت جمعی و انتقال امید از طریق شعارها و همبستگی‌های خیابانی بود. این فعالیت‌ها نشان داد که زن ایرانی، «میدان جنگ» را به «میدانِ حق‌طلبی» می داند.

در نگاه قرآنی، این حضور پررنگ در قیام‌های اجتماعی، جلوه‌ای از تقوای سیاسی و مسئولیت پذیری اجتماعی است. چنان‌که قرآن بر لزومِ نهی از منکر و امر به معروف توسط مؤمنان و مؤمنات تأکید دارد (توبه: ۷۱)، این حضور خیابانی و شبانه، در واقع تحقق عینی پیوند و همبستگی ایمانی و ارزشی میان زنان و مردان برای اصلاح امور و مقابله با ستم بوده است.

در واقع استقامت زنانه در میدان رنج مفهومی پویا و چند بعدی است که نه تنها به بقای فردی، بلکه به سلامت و پویایی کل جامعه در دوران بحران و جنگ نه تنها کمک می کند بلکه از اصول سازنده و مقوم امید و سلامت است . این استقامت، تجلی همان صبر هدفمند، سَکینه الهی، و کنشگری مسئولانه زن در سخت‌ترین شرایط در قرآن است. زنان، با این نوع استقامت، نه تنها در میدان رنج پایداری می‌کنند، بلکه معنا و امید را باز می‌آفرینند و مسیر بازسازی جامعه را هموار می‌سازند.

مرضیه سادات هاشمی راد

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha