شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۰
آتش‌بس یا آتش زیر خاکستر؟ بازخوانی پیامدهای جنگ و دیپلماسی در منطقه

حوزه / در پی رخدادهای میدانی و سیاسی اخیر، پرسش‌های تازه‌ای درباره پایداری آتش‌بس، کارآمدی روش‌های مذاکره، جایگاه بازیگران منطقه‌ای و نقش مسیرهای حیاتی انرژی مطرح شده است؛ پرسش‌هایی که بر ضرورت نگاه راهبردی‌تر در تصمیم‌سازی‌های آینده تأکید دارند.

خبرگزاری حوزه | آیا آتش بس پیروزی ایران بود؟ تحلیل آتش بس و نقض فوری آن توسط اسرائیل آتش بس اعلام شده میان طرفهای درگیر به سرعت با اقدامات تجاوز کارانه نقض گردید. ساعاتی پس از اعلام آتش بس حمله گسترده اسرائیل به لبنان انجام پذیرفت که منجر به شهادت صدها نفر شد. همزمان گزارشهایی از حضور یک پهپاد اسرائیلی در آسمان ایران منتشر گردید که نگرانی های جدی ایجاد کرد.

این رویدادها نشان می دهد که آتش بس بیشتر به مثابه یک تاکتیک تنفسی کوتاه مدت برای طرف مقابل عمل کرده تا یک توافق پایدار.

در شرایط کنونی ادامه چنین الگویی از اعلام آتش بس و سپس حمله اعتماد به فرآیندهای دیپلماتیک را به شدت کاهش می دهد. مقامات باید با دقت کامل شرایط پس از آتش بس را رصد کنند تا از تکرار الگوهای گذشته جلوگیری شود.

این وضعیت پیچیده لزوم حفظ آمادگی دفاعی و هوشیاری راهبردی را دو چندان می سازد. تحلیل ها حاکی از آن است که اسرائیل با این اقدامات به دنبال کسب امتیازات بیشتر و تضعیف موقعیت مقاومت است.

بنابراین هرگونه تصمیم گیری باید بر پایه واقعیت های میدانی و نه صرفاً اعلامیه های سیاسی صورت گیرد.

حفظ تعادل میان دیپلماسی و قدرت بازدارنده کلیدی ترین عنصر در مدیریت این مرحله حساس به شمار می رود.

۲ - اشتباهات مذاکراتی گذشته و لزوم تغییر رویکرد

تجربیات قبلی مذاکرات با طرف غربی به ویژه در دوره برجام نشان دهنده ضعفهای ساختاری درشیوه تعامل بوده است.

در آن دوران طرف ایرانی اهرمهای قدرتمند خود را پیشاپیش واگذار میکرد و در مقابل تنها وعده های تعلیق تحریم ها دریافت می نمود که اغلب محقق نمی شد.

پس از خروج آمریکا از توافق تلاش برای بازگشت به برجام بدون کسب امتیازات جدید اشتباه استراتژیک دیگری بود.

رویکرد التماسی و واگذاری ابتکار عمل به طرف مقابل منجر به از دست رفتن فرصتها و تشدید فشارها گردید.

اکنون ضروری است که مذاکرات آینده بر پایه اصول متفاوت و با تمرکز بر حفظ اهرمهای قدرت ایران انجام شود.

نباید اهرم های کلیدی مانند کنترل تنگه هرمز به راحتی و بدون دریافت عوارض و تضمین های لازم واگذار گردد.

تجربه نشان داده که خوش بینی بیش از حد و تکرار الگوهای شکست خورده، تنها به ضررمنافع ملی تمام می‌شود. بنابراین هرگونه مذاکره باید با محاسبات دقیق حفظ نقاط قوت و مطالبه حقوق مسلم کشور همراه باشد.

تغییر اساسی در سبک مذاکراتی از التماس به وضع برابر و مبتنی بر قدرت اجتناب ناپذیر است.

این تغییر میتواند زمینه ساز دستیابی به توافقات پایدارتر و عادلانه تر شود.

۳_اهمیت استراتژیک تنگه هرمز و دریافت عوارض عبور

تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتی ترین نقاط ژئوپلیتیک جهان اهرم قدرتمند ایران در برابرفشارهای اقتصادی به شمار می رود. باز کردن این تنگه بدون دریافت عوارض مناسب نه تنها فاقدتوجیه اقتصادی است بلکه موقعیت راهبردی کشور را تضعیف میکند.

با توجه به حجم بالای عبور نفت و کالاها از این آبراه حتی اعمال تعرفه های معقول میتواند درآمدهای قابل توجهی ایجاد نماید. محاسبات نشان می دهد که دریافت عوارض از کشتی های عبوری می تواند میلیاردها دلار به اقتصاد کشور کمک کند و بخشی ازخسارات جنگ را جبران نماید.

این اقدام نه تنها منطقی بلکه ضروری برای بازسازی زیر ساختها و تقویت بنیه اقتصادی است. طرف مقابل با فشار برای باز کردن بی قید و شرط تنگه به دنبال کاهش قیمت نفت و تخفیف فشارهای داخلی خود است. ایران باید با هوشمندی کامل از این اهرم استفاده کند و باز کردن مسیر را مشروط به دریافت حقوق قانونی خود نماید. حفظ کنترل بر تنگه هرمز تضمین کننده امنیت اقتصادی بلندمدت کشور

خواهد بود. این سیاست میتواند در برابر تحریم ها و فشارهای خارجی نقش بازدارنده مؤثری ایفا کند و به ثبات داخلی کمک نماید.

۴- حفظ جبهه مقاومت و حمایت از حزب الله لبنان

حفظ و تقویت جبهه مقاومت به ویژه حزب الله لبنان یکی از اصول اساسی سیاست خارجی ایران است که نباید تحت هیچ شرایطی مورد معامله قرارگیرد.

تلاشهای طرف مقابل برای ایجاد شکاف میان ایران و حزب الله بخشی از استراتژی تقسیم و تضعیف نیروهای مقاومت به شمار می رود. حزب الله با دارا بودن هزاران موشک آماده شلیک نقش بازدارنده مهمی در برابر تجاوزات اسرائیل ایفا می کند.

تضعیف این جبهه امنیت منطقه را به خطر انداخته و زمینه را برای حملات بعدی فراهم می سازد. ایران باید با قاطعیت نشان دهد که حمایت از مقاومت خط قرمز غیر قابل عبور است. هرگونه آتش بس یا توافق که منجر به انزوای حزب الله شود، قابل پذیرش نخواهد بود.

تجربیات گذشته نشان میدهد که مقاومت متحدو قدرتمند بهترین ضامن امنیت و بازدارندگی دربرابر رژیم صهیونیستی است.

بنابراین سیاست گذاری ها باید بر پایه تقویت این جبهه و جلوگیری از هرگونه شکاف طراحی شود. این رویکرد نه تنها عدالت محور بلکه کاملاً منطبق با منافع راهبردی بلندمدت ایران است. حفظ مقاومت تضمین کننده ثبات منطقه و جلوگیری از سلطه جویی دشمنان خواهد بود.

۵- ارزیابی عملکرد ایران در جنگ و دستاوردهای استراتژیک

عملکرد نیروهای مسلح و ساختار دفاعی ایران در جریان درگیری ها نشان دهنده توانمندی بالا و آمادگی برای مقابله با تهدیدات پیچیده بود.

مقاومت چهل روزه در برابر فشارهای گسترده طرف مقابل را وادار به عقب نشینی تاکتیکی کرد.

با وجود شهادتهایی که رخ داد کشور توانست نقاط قوت خود را حفظ کند و اهرمهای بازدارنده را بالا نگه دارد. این مقاومت تصویر یک ایران قدرتمند و غیر قابل تسلیم را به جهان نشان داد.

دستاوردهای استراتژیک شامل حفظ کنترل برآبراه های کلیدی و جلوگیری از دستیابی دشمن به اهداف اعلام شده خود است. هر چند هزینه هایی پرداخت شد اما این هزینه ها در برابر حفظ عزت و استقلال کشور قابل توجیه است.

آتش بس فعلی نمی تواند به عنوان شکست تلقی شود، بلکه فرصتی برای بازسازی و تقویت موقعیت فراهم آورده است.

ایران با تکیه بر توان داخلی و جبهه مقاومت توانست نقشه های تجزیه طلبانه و سلطه جویانه را خنثی کند.

این تجربه درسهای ارزشمندی برای آینده ارائه می دهد و نشان میدهد که مقاومت هوشمندانه کلید پیروزی در برابر فشارهای خارجی است. ملت ایران می تواند با اعتماد به نفس به سمت بازسازی و پیشرفت حرکت کند.

دکتر فواد ایزدی

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha