به گزارش خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، حجتالاسلام مهدی شبان عضو خانه طلاب جوان قم در یادداشتی با عنوان «توقف مذاکرات به نفع چه کسی بود؟» نوشت: همه می دانستیم که احتمال قبول کردن شرایط سنگین ایران توسط آمریکا بعید است و در بیانیه شعام و در کلام مسئولین و مذاکره کنندگان هم به آن اشاره شده بود، اما ایران بعد از پیروزی در میدان و با تحمیل شرایط خودش و نه شرایط پیشنهادی دشمن و ایستادگی بر روی همه شرایط خودش، قدرتش در میز مذاکره را نیز نشان داد.
آمریکا بعد از شکست نظامی و نرسیدن به اهدافش، بر اساس سابقه دیرینش فکر میکرد می تواند در میز مذاکرات، ایران را ضربه فنی کند و با اعمال سیاست های رسانه ای و فریب کارانه، آبروی ابرقدرتی خود را دوباره احیا کند.
برخی اقدامات هم در این راستا انجام داد: با هماهنگی اسرائیل و کار رسانه سنگین سعی کردند حزب الله و لبنان را از شرایط مذاکره خارج کنند و با تفکیک حساب ایران از حزب الله، شرایط را برای اسرائیل بهبود بخشند. ایران اما با قدرت جبهه مقاومت را یکپارچه داخل در آتش بس معرفی کرد و با سخت کردن شرایط تنگه هرمز ادامه این سیاست را خنثی کرد.
آمریکا حدود نیم ساعت مانده به مذاکرات تلاش کرد با فریب، یک یا دو ناو خود را از تنگه عبور دهد و از این طریق در حین مذاکرات بتواند دست برتری ایجاد کند و فضای مذاکرات را به نفع خود پیش ببرد، اما در این کار هم به جایی نرسید.
او با استفاده از جنگ الکترونیک کاری کرده بود که شناسایی نشود و در حد یک کشتی کوچک خود را نشان داده بود اما نیروی دریایی سپاه هم او را تشخیص داد و هم با زوم کردن موشک ها بر روی ناو، و فرستادن ناوچه ها به اطراف ناو، او را مجبور به برگشت کرد.
در هر صورت آمریکا نتوانست در مذاکرات هم به نتیجه ای برسد اما در مقابل؛ ایران حالا هم قدرت میدانی و نظامی اش را به رخ دنیا کشیده است و هم با حضور در مذاکرات، بیش از پیش "تهمت جنگ طلبی" را از خود دور کرده است و مهمتر آنکه دست ایران برای ضربات سنگین تر به آمریکا و اسرائیل و هم پیمانانش در منطقه بسیار بازتر شده است و افکار عمومی متهمِ این شرایط را آمریکا قلمداد می کند و به ایران حق احقاق حقوقش را میدهد و این مشروعیت سازی حملات، مرتبه ای از جنگ شناختی در ادامه جنگ میدانی است که به نفع ایران جلو رفت.
قاعدتا شرایط برای آمریکا سخت تر خواهد شد، چه عرصه میدان و چه در عرصه دیپلماسی و شاخِ پنبهایِ ابرقدرتیِ او شکستهتر شد.
در روایات آخرالزمان داریم که در زمان ظهور حضرت، شیطان سربریده می شود که بزرگان اهل معرفت منظور از آن را کوتاه شدن دست شیطان از اغواگری و فریبکاری دانسته اند.
علامه حسن زاده آملی انقلاب اسلامی را ظهور صغری می دانستند که تا حدی فضای آخرالزمانی در آن دمیده می شود و انقلاب مرتبهای از ظهور و قبل از ظهور کبری خواهد بود.
بر این اساس سربریده شدن شیطان نیز در این مرحله نیز تا حدودی محقق می شود. و حالا با تحولات پیچ تاریخی که از ۹ اسفند شدت گرفته است، شاهد بریده شدن دست و پای شیطان بزرگ در عصر حاضر هستیم.











نظر شما