چرا دهه‌هشتادی‌ها و نودی‌ها در صف اول حمایت از ایران قرار دارند؟ / چگونه حضور مردمی ماندگار می‌شود؟

حوزه/ حوزه/ نکته قابل توجه در اجتماعات شبانه مردم در حمایت از ایران اسلامی، حضور فعال نسل نوجوان و جوان است؛ نسلی که با وجود فاصله تاریخی از تجربه‌های پیشین، با خلاقیت، انگیزه و ایده‌پردازی وارد میدان شده و نقش‌آفرینی مؤثری از خود نشان داده است. این حضور، نشان‌دهنده ظرفیت بالای اجتماعی برای بازتولید مشارکت و مسئولیت‌پذیری در قالب‌های نوین است.

خبرگزاری حوزه / تحولات اخیر نشان داد که کنشگری اجتماعی و مردمی، به‌ویژه در شرایط بحران، صرفاً محدود به واکنش‌های مقطعی و احساسی نیست، بلکه می‌تواند به بستری برای افزایش آگاهی، انسجام اجتماعی و تقویت سرمایه اجتماعی تبدیل شود. تجربه حضور گسترده مردم در عرصه‌های مختلف، از فعالیت‌های میدانی گرفته تا کنش‌های فرهنگی و معنوی، بیانگر ظرفیتی است که در صورت مدیریت صحیح، قابلیت تداوم و تعمیق دارد.

در این میان، نقش گروه‌های جهادی به‌عنوان حلقه واسط میان بدنه اجتماعی و نیازهای میدانی، برجسته‌تر از گذشته نمایان شده است. این گروه‌ها با عبور از الگوهای صرفاً امدادی، به حوزه‌هایی چون تبیین، آگاهی‌بخشی، پاسخ به شبهات و تقویت بنیان‌های معنوی ورود کرده‌اند. تجربه توزیع محتوای فرهنگی متنوع، روایت‌محور و متناسب با مخاطب، نشان می‌دهد که جامعه تشنه شناخت دقیق‌تر و عمیق‌تر از مفاهیم، شخصیت‌ها و شرایط پیرامونی خود است.

تأکید بر پیوند «شور اجتماعی» با «شعور و معنویت» یکی از محورهای اصلی این رویکرد است. ایجاد فضاهایی که در آن کنش حماسی در کنار توجه به ابعاد معنوی و اخلاقی قرار گیرد، می‌تواند از سطحی‌شدن مشارکت اجتماعی جلوگیری کرده و آن را به تجربه‌ای ماندگار تبدیل کند. در این چارچوب، خانواده به‌عنوان واحد پایه جامعه، نقشی کلیدی دارد؛ چراکه آگاهی و بصیرت درون خانواده می‌تواند به‌صورت زنجیره‌ای در جامعه گسترش یابد.

در این راستا، پای صحبت های نرجس شکرزاده، مدیر گروه جهادی شهیده بنت‌الهدی و از اساتید حوزه علمیه خواهران نشسته‌ و این موضوع را مورد بحث و گفت و گو قرار داده ایم که تقدیم خوانندگان می گردد:

چرا دهه‌هشتادی‌ها و نودی‌ها در صف اول حمایت از ایران قرار دارند؟ / چگونه حضور مردمی ماندگار می‌شود؟

سؤال: با توجه به اینکه اکنون وارد هفتمین هفته از جنگ اخیر شده‌ایم و به‌ویژه با عنایت به حضور حماسی مردم در خیابان‌ها و دفاع آنان از انقلاب که آن فرمایش حضرت آقا پیش از شهادتشان مبنی بر «بعثت مردمی» محقق شد در ابتدا مایلم دیدگاه شما را درباره این موضوع بدانم که در شرایط کنونی، حضور مردم در خیابان‌ها، به‌خصوص بانوان و همچنین اقشار تأثیرگذار جامعه مانند طلاب تا چه اندازه ضرورت دارد. از نظر شما این ضرورت در کدام بخش‌ها بیشتر احساس می‌شود؟ با توجه به اینکه خود شما نیز در این فضا حضور داشته‌اید و در کف میدان فعالیت کرده‌اید، در خدمت شما هستیم.

اکنون بیش از شش هفته است که مردم در خیابان‌ها حضور دارند و هر شب این حضور پرشورتر از شب قبل می‌شود. یکی از نکاتی که برای خود من بسیار جالب است این بود که زمانی که بزرگان برای مذاکره رفتند و به‌طور ناگهانی عده‌ای مخالف و عده‌ای موافق شدند، تصور می‌کردم که شاید حضور مردم در خیابان‌ها دچار ریزش شود، اما وقتی همان شب به خیابان رفتیم، مشاهده کردم که حضور مردم بسیار پرشورتر شده بود، گویی انرژی مضاعفی در میان آنان ایجاد شده بود. مردم به این موضوع بسیار تأکید داشتند که هم حضرت آقا و هم رهبر عزیزمان بارها بر این نکته تصریح کرده‌اند که حضور مردم، یک سد بزرگ در برابر براندازی‌ای است که دشمن در نظر دارد.

یعنی حضور مردم سدی بود برای اینکه تمام توطئه‌های دشمن را نقش بر آب کند. مردم به این بینش رسیده‌اند که اگر ما صحنه را خالی کنیم، کشور ما به سرنوشت سوریه، عراق، لیبی و بسیاری از کشورهایی دچار می‌شود که مردمشان به این شکل سرزمین خود را از دست دادند. امروز مشاهده می‌کنیم که هر فردی با هر نگرشی، چه سیاسی و چه مذهبی، و با هر نوع پوششی، به میدان می‌آید و می‌گوید که فقط به خاطر وطن، کشور و خاک خود حضور یافته است و فارغ از هر موضوع دیگری در صحنه ایستاده است.

نکته جالب‌تر این است که آن وحدتی که میان مردم ایجاد شده، با وجود تمام این تفاوت‌ها، بسیار قابل توجه است. شاید اگر شرایط عادی بود، نگاه‌ها و انتقادهایی میان افراد وجود داشت، اما اکنون وحدت و همبستگی‌ای میان مردم شکل گرفته که واقعاً می‌توان آن را از معجزات این انقلاب دانست.

* تربیت اسلامی مردم را در بحران ها وارد میدان می کند

من در حال مطالعه به این نکته برخوردم که حکومت اسلامی مردم خود را تربیت و تکریم می‌کند و همین تربیت و تکریم سبب شده است که اکنون، در این شرایط بحرانی، مردم کشور خود را تنها نگذارند و نظام را رها نکنند. این وضعیت، حاصل و خروجی تربیت اسلامی و تربیت در مکتب سیدالشهدا(ع) و رهبر عزیزمان است که ما را به این شکل پرورش داده‌اند.

ما از زمانی که چشم باز کردیم، حضرت آقا را دیده‌ایم و در مکتب ایشان تربیت شده‌ایم؛ تربیتی برای چنین روزی. به‌طور قطع ایشان خودشان آگاه بودند و طبق صحبت‌هایی که اطرافیان نقل کرده‌اند، فرموده بودند که می‌دانند چه زمانی قرار است از این دنیا بروند. ایشان می‌دانستند چه عرصه‌ای در حال فراهم شدن است و ما را برای چنین روزی تربیت کرده بودند.

سؤال: این برانگیختگی و بعثت مردمی، طبعاً برای تداوم خود الزاماتی و بایسته‌هایی دارد. می‌خواستم از این زاویه وارد بحث شوید که در شرایط کنونی، بدنه حوزه‌های علمیه به‌ویژه جامعه محترم بانوان اعم از اساتید و طلاب، چه وظایفی بر عهده دارند؟ به هر حال، بخش مهمی از حوزویان ما اکنون در مواکب، خیابان‌ها، شهرها و روستاها مشغول فعالیت هستند و برخی دیگر نیز در عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی حضور دارند. با توجه به ادامه این مسیر و با در نظر گرفتن اینکه ما اکنون در شرایطی شبیه به «نه صلح، نه جنگ» قرار داریم، در چنین شرایطی بدنه حوزه‌های علمیه خواهران به‌ویژه اساتید و طلاب چه وظایفی دارند؟

ما در سطح جهان شاهد چند صحنه متفاوت هستیم؛ اینکه در آمریکا، ده‌ها هزار نفر تظاهرات می‌کنند و موج عظیمی از مردم به خیابان‌ها می‌آیند و می‌گویند جنگ باید متوقف شود. در اسرائیل نیز همین وضعیت را شاهد هستیم؛ مردم می‌آیند و خواستار توقف جنگ هستند. در کشورهای دیگر نیز مردم با همین مطالبه به خیابان‌ها می‌آیند. اما در مقابل، ما هر شب شاهد حضور مردمی در ایران، در تمام شهرها و روستاهای کشور هستیم؛ چه به‌صورت پیاده و چه به‌صورت خودرویی، که خواهان ادامه جنگ هستند، می‌خواهند جنگ ادامه پیدا کند و انتقام شهدا و رهبرشان گرفته شود.

پیروز شدن در برابر چنین مردمی تقریباً محال است؛ چراکه این مردم از درون می‌جوشند و تسلیم‌ناپذیر هستند و هیچ‌کس نمی‌تواند بر چنین مردمی فائق بیاید. به نظر من، نقش بانوان در این عرصه بسیار پررنگ‌تر از نقش آقایان است؛ زیرا اگر تاریخ را مطالعه کنیم، در هر مقطعی که یک حرکت تاریخی خاص و برجسته شکل گرفته، حضور زنان در آن بسیار چشمگیر بوده است.

* اگر زنان یک جامعه با بصیرت باشند، کل جامعه با بصیرت می شود

در بیانات حضرت آقا نیز بارها به مسئله سیاسی بودن زن و بصیرت زن اشاره شده است؛ موضوعی که بسیار مفصل است و ایشان در سخنان خود به آن پرداخته‌اند و ارجاع داده‌اند که دوستان خود می‌توانند این مطالب را جست‌وجو و مطالعه کنند مبنی بر اینکه اگر زنان یک جامعه دارای بصیرت باشند، کل آن جامعه، جامعه‌ای آگاه و بصیر خواهد بود. از این منظر، نقش بانوان و به‌ویژه نقش طلاب خواهر در مواکب و در سطح شهر، به نظر من دارای دو محور اساسی است.

محور نخست، حضور فعال آنان در این صحنه‌هاست؛ به این معنا که حضورشان باید پررنگ‌تر از سایر اقشار باشد و در عرصه اجتماعی نقش برجسته‌تری ایفا کنند. محور دوم، پاسخ‌گویی به شبهات مردم است. در واقع، وظیفه این عزیزان، یعنی خواهران طلبه و اساتید محترم حوزه، تبیین است؛ همان مطالبه‌ای که حضرت آقا همواره از ما داشته‌اند و بر آن تأکید کرده‌اند.

* اجتماعات شبانه میدانی برای پاسخ به شبهات باشد

بسیاری از بانوانی که وارد این عرصه می‌شوند، دارای شبهات متعددی هستند و این مسئله بر اساس تجربیات میدانی ما کاملاً مشهود است. در میدان، با شبهات فراوانی در زمینه مذاکره، رهبری و دولت مواجه بودیم؛ شبهاتی بسیار زیاد که افراد با تیپ‌ها و گرایش‌های مختلف، به‌صورت دوستانه مطرح می‌کردند. زمانی که این مسائل برایشان توضیح داده می‌شد، بسیاری می‌گفتند که ما اصلاً از این موضوعات اطلاع نداشتیم و ای کاش زودتر این مطالب برای ما گفته می‌شد. این مسئله خود یکی از برکات همین جنگ به شمار می‌آید.

آگاهی مردم نسبت به بسیاری از مسائل به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است. بسیاری از مردم ما پیش از این از توانمندی‌های ایران مطلع نبودند؛ چراکه عده زیادی باور نداشتند ایران تا این اندازه توانمند باشد و تحت تأثیر رسانه‌های غربی و جریان‌های مشابه قرار گرفته بودند. در واقع، بسیاری از افراد واقعاً نمی‌دانستند که ایران در منطقه و در سطح جهانی تا چه حد می‌تواند مؤثر و اثرگذار باشد. اهمیت کلیدی ایران، که باعث شده جنگ بر سر آن شکل بگیرد، ناظر به موضوعاتی همچون تنگه هرمز، توان موشکی ایران، توان مردمی و قدرت نرم نظام است. حضور مردم، در حقیقت همان قدرت نرم نظام محسوب می‌شود و نمود عینی این توان است.

اکنون با توجه به توان نظامی‌ای که الحمدلله شاهد آن هستیم، لازم است مردم نسبت به این مسائل آگاه شوند. حضرت آقا در بیانیه اخیر خود فرمودند: «گوش‌های خود را مراقبت کنید». منظور ایشان توجه به عملکرد رسانه‌های غربی و امثال آن‌هاست که به‌شدت درگیر بازی‌های رسانه‌ای و روانی هستند و تأکید داشتند که نباید هر خبری را از هر منبعی پذیرفت.

* خلأ آموزش بینش سیاسی در بدنه‌های فرهنگی و حوزوی

در اینجا مسئولیت من مشخص می‌شود؛ اینکه من در کف جامعه، در خیابان، در موکب و به‌صورت سیار، هرجا که شبهه یا مسئله‌ای مطرح می‌شود، با آگاهی‌ای که دارم که البته لازمه‌اش این است ابتدا خودم نسبت به مسائل آگاه شوم به آن پاسخ بدهم. متأسفانه یکی از نقاط ضعف ما همین بحث بینش سیاسی است؛ چراکه در حوزه‌های علمیه تقریباً درسی به‌صورت مشخص در این زمینه ارائه نمی‌شود. البته تخصص‌ها و رشته‌های مختلف وجود دارد و طلاب در حوزه‌های تخصصی خود تحصیل می‌کنند که این امر ارزشمند است، اما ای کاش بحث بینش سیاسی و تبیین برای طلاب بسیار پررنگ‌تر بود و حتی به‌صورت یک واحد درسی ارائه می‌شد.

همان‌گونه که شنیده‌ام، در برخی مراکز دیگر، مانند دانشگاه‌ها، چنین دروسی وجود دارد؛ برای مثال واحدهایی که به مباحث سیاسی اختصاص دارد. اما به‌طور خاص، این موضوع برای طلاب ضرورت بیشتری دارد؛ زیرا تکلیف ما صرفاً محدود به مباحث دینی نیست. یکی از مهم‌ترین وظایف امروز ما، به‌ویژه در شرایطی مانند عرصه جنگ، بحث تبیین است.

اگر آگاهی سیاسی یک طلبه پایین باشد، نمی‌تواند به تبیین مسائل برای مردم بپردازد. طلابی که وارد مباحث سیاسی شده‌اند، همگی به‌صورت خودجوش و «آتش به اختیار» اقدام به مطالعه کرده‌اند، دوره‌های آموزشی دیده‌اند، در کلاس‌های مختلف شرکت کرده و به تحلیل مباحث سیاسی پرداخته‌اند. این افراد با جمع‌بندی این مطالعات و تجربیات، توانسته‌اند به سطحی برسند که با مردم صحبت کنند و با آنان ارتباط مؤثر برقرار نمایند.

* پاسخ به شبهات زنان موجب آگاهی بخشی کل خانواده است

بنابراین، ابتدا باید خودمان را آگاه کنیم و به سطحی برسیم که بتوانیم با مردم گفت‌وگو کنیم و اطلاعات صحیح را به آنان منتقل نماییم؛ سپس به تبیین مسائل برای مردم بپردازیم. اگر شبهه مادر یک خانواده برطرف شود، این آگاهی بر فرزندان، همسر و سایر وابستگان او، از جمله خواهر و برادرش، نیز تأثیر خواهد گذاشت.

این فرمایش که «اگر زن بصیر باشد، جامعه‌ای آگاه و بصیر خواهد شد» دقیقاً ناظر به همین مسئله است. اگر شبهه من و مادر برطرف شود، سؤال من نیز حل خواهد شد. در گام نخست، از خانواده خود آغاز می‌کنیم و این آگاهی به‌تدریج گسترش می‌یابد. هر خانواده یک اجتماع کوچک است و جامعه از همین اجتماعات شکل می‌گیرد. اگر مادر بصیر باشد، شبهه خواهر برطرف شود و شبهه دختر آن خانواده نیز حل گردد، مطمئن باشید این آگاهی به دیگران نیز سرایت می‌کند. این افراد حتی دیگران را تشویق می‌کنند؛ همان‌گونه که در دوران دفاع مقدس، بسیاری از همسران، شوهران خود را به رفتن به جبهه تشویق می‌کردند و مادران، فرزندان خود را راهی جبهه می‌نمودند. امروز نیز وضعیت به همین شکل است و شاهد تشویق به حضور در جبهه هستیم. این رفتار، ریشه در بصیرت آن مادر دارد.

اگر مادر بصیر نباشد، ممکن است مانع شود و بگوید: «من اجازه نمی‌دهم بروی.» حتی اگر فرزند خود تمایل به حضور داشته باشد، اجازه نخواهد داد. اما زمانی که مادر به آن آگاهی، بینش سیاسی صحیح و بصیرتی که مدنظر است برسد، هم همسر خود را راهی می‌کند و هم فرزندش را. در چنین شرایطی است که این حکومت و این نظام می‌تواند استوار و پایدار باقی بماند.

سؤال: با توجه به اینکه خود شما نیز مسئولیت یکی از گروه‌های جهادی حوزوی را بر عهده دارید و بیش از ما در کف میدان حضور دارید، مایلم درباره گروه‌های جهادی سؤال کنم. به هر حال، چه در حوادثی مانند سیل، زلزله و کرونا و چه در سایر عرصه‌ها، الحمدلله گروه‌های جهادی حضور مؤثر و قابل توجهی داشته‌اند. در جنگ اخیر و جنگ دوازده‌روزه نیز ابعاد و شقوق دیگری از حضور، نقش‌آفرینی و کنشگری مردمی گروه‌های جهادی نمایان شد. سؤال من این است که در شرایط فعلی و با توجه به تجربه زیسته خودتان، گروه‌های جهادی لازم است در چه عرصه‌هایی تمرکز بیشتری داشته باشند؟ به هر حال بخشی از گروه‌های جهادی به‌ویژه برادران در حوزه آواربرداری و ادامه ساخت‌وساز فعالیت دارند؛ برخی دیگر در حوزه‌های فرهنگی و حتی در مباحث روان‌شناسی و مشاوره مشغول هستند. اکنون گروه‌های جهادی بخصوص گروه‌های جهادی فعال در حوزه خواهران باید تمرکز خود را بیشتر بر کدام حوزه‌ها قرار دهند؟

ما در ابتدا مقداری به تحلیل موقعیت پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که مردم، جامعه و حتی خود ما، شناخت چندانی از رهبر سوم انقلاب نداشتیم و با شخصیت ایشان، ابعاد مختلف زندگی و توانمندی‌هایشان به‌خوبی آشنا نبودیم. بر همین اساس، اقدام به چاپ مجموعه‌ای از تراکت‌ها کردیم که در آن‌ها ابعاد شخصیتی، زندگی و نکات مختلف مرتبط با ایشان به‌صورت زیبا، رنگی و جذاب طراحی شده بود. این تراکت‌ها را در قالب بسته‌های فرهنگی تهیه کرده و به مردم تقدیم می‌کردیم که با استقبال بسیار خوبی مواجه شد؛ چراکه برای مردم جذاب بود، تمایل داشتند آن‌ها را مطالعه کنند و قالب ارائه نیز متفاوت بود. به‌گونه‌ای که هر برگه به بخش خاصی از زندگی ایشان اختصاص داشت و این مطالب به‌صورت متنوع در میان مردم توزیع می‌شد. آنچه ما مشاهده کردیم این بود که این محتوا بسیار کاربردی بود و مردم واقعاً نیاز داشتند این مطالب را بدانند.

همچنین در زمینه شناخت رهبر شهیدمان، بخش‌هایی از زندگی ایشان را به‌صورت داستان‌وار و در قالب «دل‌نوشته» و «لقمه کتاب» تهیه کردیم و این محتواها را نیز در اختیار مردم قرار دادیم. همه این اقدامات در راستای همان بحث تبیین بود؛ یعنی افزایش سطح شناخت مردم نسبت به شرایط موجود، و در کنار آن، پررنگ شدن بعد معنوی جامعه.

ما همچنین دعاهایی را که پیش‌تر از سوی حضرت آقا توصیه شده بود، در اختیار مردم قرار می‌دادیم و به‌عنوان هدیه به آنان تقدیم می‌کردیم تا علاوه بر شناختی که نسبت به زندگی این بزرگان پیدا می‌کنند، بر بُعد معنوی نیز تأکید شود؛ چراکه قطعاً این یاری و نصرت، از جانب خداوند متعال است که شامل حال ما شده است.

سؤال: بسیار خوب است که برخی از مواکب به این نکته توجه دارند که این فضای حماسی باید توأم با فضای معنوی باشد؛ از این جهت که ما چقدر به دعا و ادعیه نیاز داریم و مردم نیز به قرائت دعا روی می‌آورند.

بله؛ هر شب در مقابل موکب ما، نماز استغاثه به حضرت حجت(عج) اقامه می‌شود و دعاهایی نیز میان مردم توزیع می‌گردد. یعنی در کنار این شور حماسی، آن شعور نیز به مردم عرضه می‌شود. البته مردم خودشان آگاه و بصیر هستند، اما این شعور و معنویت باید در کنار شور حماسی حضور داشته باشد و این حرکت نباید به‌صورت صرفاً احساسی و خالی از معنویت شکل بگیرد.

سؤال: با توجه به اینکه هنوز مشخص نیست وضعیت به سمت آتش‌بس پایدار می‌رود یا احتمال بازگشت به نبرد نظامی وجود دارد، مایلم بدانم این بُعد معنوی فراتر از حضور مواکب و اقدامات میدانی، تا چه اندازه می‌تواند در سطح رسانه‌ای و در سطح جامعه، به‌ویژه با محوریت خانواده‌ها، تقویت و تثبیت شود؛ به‌گونه‌ای که صرفاً یک موج مقطعی نباشد و پس از مدتی فروکش نکند؟

در این‌باره، من از همان ابتدای جنگ نه فقط در مقطع فعلی بسیار فکر کرده بودم. از آغاز جنگ مشاهده کردیم که ظرفیت بسیار بزرگی از مردم، هر شب در کف میدان و در خیابان‌ها حضور دارند. این حضور و این همبستگی، آن‌قدر لذت‌بخش است که واقعاً انسان دلتنگ آن می‌شود.

با خودم گفتم چه باید کرد تا این ظرفیت هدر نرود و صرفاً به یک شور مقطعی محدود نشود؟ به این نتیجه رسیدیم که باید برای افرادی که به میدان می‌آیند، نقش‌آفرینی تعریف کنیم. باید برای مادر خانواده، دختر خانواده، معلم، پزشک، وکیل و پدر خانواده، نقش مشخصی در ثبات این نظام و در مسیری که در حال طی شدن است، ترسیم شود.

زمانی که افراد می‌بینند مؤثر و تأثیرگذار هستند، طبیعتاً هر انسانی دوست دارد مفید باشد و اثرگذاری خود را در جامعه ببیند؛ همین امر موجب احساس رضایت درونی می‌شود و قطعاً باعث می‌گردد حضور آنان پررنگ‌تر شود، حتی پس از پیروزی، ان‌شاءالله، و بعد از پایان این جنگ. چراکه فرد، نقش خود را در این حکومت و در این نظام شناخته و می‌داند که چه جایگاهی دارد و چه مسئولیتی بر عهده اوست.

وقتی برای افراد نقش تعریف کنیم و امکان نقش‌آفرینی ایجاد شود، این افراد تا پایان مسیر پای کار خواهند بود. یعنی حتی اگر جنگ هم به پایان برسد، از حمایت و همراهی با این نظام دست نخواهند کشید.

* پایان سخن:

نکته‌ای که برای ما و برای مردم بسیار ویژه و قابل توجه بود، حضور فعال دختران نوجوان در موکب ماست. شوری که این دختران دارند، با توجه به اینکه تجربه مستقیمی از جنگ نداشته‌اند، بسیار قابل تأمل است. ما شاید شنیده‌هایی از جنگ داشتیم؛ به هر حال نسل ما به آن دوران نزدیک‌تر بود و از طریق مستندها، داستان‌ها و سریال‌هایی که همواره درباره جنگ ساخته می‌شد، تا حدی با فضای آن آشنا شده بودیم. اما دهه‌هشتادی‌های ما عملاً چیزی از جنگ نمی‌دانستند و فاصله زیادی با آن داشتند.

با این حال، حضور این نوجوانان و نقش‌آفرینی فوق‌العاده اثرگذارشان، برای مردم بسیار جذاب بود. اینکه افرادی که هیچ تجربه‌ای از جنگ نداشتند، امروز با این شور و اشتیاق، تا نیمه‌شب پای کار می‌مانند و اغلب نیز همراه خانواده‌های خود حضور دارند، جلوه‌ای بسیار چشمگیر و امیدبخش ایجاد کرده است.

این نوجوانان که در میدان حاضر هستند و با جدیت فعالیت می‌کنند، با ایده‌های خلاقانه و نوآورانه خود، بسیار قابل توجه‌اند. آن‌ها بسیار باهوش و خلاق هستند؛ گاهی اوقات ما صرفاً مطرح می‌کنیم که برای یک فعالیت فرهنگی نیاز به ایده داریم، و ناگهان ایده‌ای بسیار جذاب از دل همین دهه‌هشتادی‌ها ارائه می‌شود؛ نوجوانانی که هیچ تجربه‌ای از جنگ ندارند، سن کمی دارند، اما با درک بالا و خلاقیت چشمگیر وارد میدان می‌شوند. این موضوع برای خود من نیز بسیار جذاب، قابل احترام و تحسین‌برانگیز بود.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha