به گزارش خبرگزاری حوزه، کتاب «خون دلی که لعل شد»، مجموعه بیانات شهید آیتالله سید علی خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) است که با کوشش محمدعلی آذرشب گردآوری و توسط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شده است.
این کتاب ترجمهی فارسی کتاب «إنّ مع الصّبر نصراً» است که پیش از این به زبان عربی در بیروت منتشر و توسط شهید سیّد حسن نصرالله معرفی شده بود. امام شهید آن را به زبان عربی نگاشتهاند و محمدحسین باتمان غلیچ آن را به فارسی برگردانده است.
عنوان بامسمّای این کتاب منعکسکنندهی موضوع و محتوای آن است و مربوط به سالهای سخت مبارزه و خون دل خوردنهای شهید آیتالله خامنهای، تا رسیدن به سالهای پیروزی و بهثمرنشستن عذابها، دردها و شکنجههای دوران پیش از انقلاب ۵۷. به بیانی دیگر، انقلاب اسلامی همان گوهر و لعلی است که از دل تمامیِ ناملایمات گذشته سر برآورده است. کتاب به شرح دوران طلبگی و اسارت آیتالله شهید خامنهای و شروع انقلاب تا پیروزی آن اختصاص دارد. سید حسن نصرالله دربارهی کتاب چنین میگوید: «این کتاب زمانی که به دستم رسید، از شوق تمام آن را یکجا همان شب خواندم. این کتاب میتواند علاقهمندان به دوران پیش از انقلاب و خصوصا جوانان را اغنا کند.»
درباره کتاب خون دلی که لعل شد
کتاب خون دلی که لعل شد مجموعه خاطرات شهید آیتالله خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) از سالهای مبارزه، زندان و تبعید است؛ خاطراتی که ابتدا به زبان عربی نوشته شد و به همت دکتر محمدعلی آذرشب گردآوری و توسط محمدحسین باتمانغلیچ به فارسی ترجمه شد. تفاوت اصلی این کتاب با بسیاری از آثار مشابه، روایت مستقیم رهبر شهید انقلاب از زندگی شخصی و مبارزاتی خویش است؛ از روزهای کودکی و تحصیل تا ورود به عرصهی مبارزه علیه رژیم پهلوی و تجربهی بازداشتها و تبعیدها. نثر کتاب ساده و بهدور از حاشیهپردازی است و هر بخش نکتهای روشن از تاریخ انقلاب و زندگی ایشان را آشکار میکند. دقت در جزئیات و توصیفهای زنده، علاوه بر ثبت وقایع مبارزاتی، تصویری روشن از اندیشه، منش و شیوهی زیست نویسنده به دست میدهد.
به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، قطعاً یک اتفاق زودهنگام نبوده و از پیشینه برخوردار است. «این خاطرات مهم از تاریخ نهضت اسلامی و رهبر آن به همهی پژوهشگران تاریخ جنبش اسلامی معاصر کمک میکند تا با جزئیاتی آشنایی یابند که از دانستن آن بینیاز نمیتوانند بود. و نیز تجربیات پرباری را در زمینههای مختلف در دسترس تلاشگران راه خدا میگذارد که نشان میدهد علیرغم همهی رنجها و محنتها اگر اراده قوی و سلیم باشد تحقق پیروزی امکانپذیر است. هر خوانندهای هم میتواند در آن سیری لذتبخش و سودمند با دادههایی در سطح فردی و اجتماعی داشته باشد.»
خلاصه کتاب خون دلی که لعل شد
کتاب پانزده فصل دارد و از زبان شخصِ شهید آیت الله خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) بیان شده و ماهیتِ خاطرهای و مستند دارد. به همین خاطر از شیرینی دوچندانی برخوردار شده است. فصلهای کتاب نیز هر کدام با عناوینی تقسیمبندی شده است که خبر از محتوای هر فصل میدهد.
- فصل اول: آن روزها (حجره طبقه دوم - امام جماعت مسجد بازار - لهجه نجفی - معلم سخت گیر - آن روز درخشان - آموزش قرآن - لباس روحانیت - شما دیگر چرا سید؟! - جنگ شایعهها)
- فصل دوم: در محضر اساتید (مدارس و مراحل تحصیل حوزوی - پدری که استاد بود - علاقهمندیهای من)
- فصل سوم: ساحل دجله (علاقه به زبان عربی - بیان فصیح و عامیانه - ترجمه از عربی - فراگیری ادبیات عرب - ابوذیه - جواهری شاعر)
- فصل چهارم: شراره نخستین (پیشاهنگ جهان - شوق دیدار نواب - شعله فروزان - با فرزندان رسول خدا چنین میکنند - نخستین اقدام سیاسی - اندیشه ایجاد دگرگونی - خط مبارزه و خط آگاهیبخشی)
- فصل پنجم: آتشفشان انقلاب (حاج آقا روحالله - انقلاب چگونه آغاز شد - امسال عید نداریم - نقشه امام برای ماه محرم)
- فصل ششم: سایه خورشید (روزهای نخست نهضت - مسئولیتهای تشکیلاتی - زندانهای طاغوت)
- فصل هفتم: حماسه اشک (افشاگری علیه رژیم - قلعه عَلَم - گریهی سیاسی - اولین تجربه بازداشت - زندان پادگان - آشیخ! ریشت را تراشیدند؟! - پسرم! به تو افتخار میکنم)
- فصل هشتم: قلعه سرخ (فعالیتهای تشکیلاتی - ایستگاههای مسیر زاهدان - شیخ مزدور - مادر هاشم و مادر قاسم - آخوندهای درباری - مرا از چه میترسانی؟! -اولین تجربهام با ساواک - اولین سفر با هواپیما - سفینه غزل - پادگان سلطنتآباد - آن روز برفی - استوار زمانی - زندانیان عرب نزد ساواک - مجالس رمضانی در زندان - زندانی سادهلوح - استوار ساقی - زندانیهای مشهور - آقا سید جدت با ما است - دیدار با امام پس از زندان)
- فصل نهم: کاخ سفید (شکست مضاعف - کتاب هدفمند - تو تحت تعقیبی - تعقیب تا بازداشت - زندانیهای نظامی - منبر حسینی در زندان - پسرم مرا نشناخت - یادداشتهای ناتمام)
- فصل دهم: فرش پوسیده (صدای فلسطین - قدرشناسی از همسر مقاوم - خیال میکردم خانهات با اثاث است! - فرشی ارزانتر از گلیم - کتاب صلح امام حسن (علیهالسّلام))
- فصل یازدهم: دادگاه نظامی (مادری مثل شیر - در اتاق بازجویی - علاقهی متضاد - به جدّت قسم میکشمت - ماقوت - دفاعیه در دادگاه نظامی - رفتار عجیب یک دوست نزدیک - مواضع و مبارزه روحانیون - دادگاه تجدید نظر)
- فصل دوازدهم: سلول شماره ۱۴ (اسم رمز - تشکیلات لو رفت - یادداشتها و نوشتههایم را غارت کردند - زندان سیاسیها در مشهد - بالابردن روحیه زندانیها - عینک ممنوع! - روی تخت شکنجه - سلول محبوب من! - زندانبان دیروز زندانی امروز - اینگونه قرآن به دست آوردم - شیخ حسود - شاگردانم را شکنجه کردند - جشنهای ۲۵۰۰ ساله)
- فصل سیزدهم: کد رمز (امامت مسجد - تدریس و سخنرانی - سفر به مازندران - کاش دعوت جوانها را قبول کرده بودم - انتقال به تهران با قطار - در زندان کمیته مشترک - ناله شکنجهدیدگان - مادر - مورس - زندانی با هوش - زندانی خبیث - کسی مانند تو ندیدم! - شعاع نور - خواب شگفتآور - خمینی مشهد! - خواب من و همبندم - تو یوسف میشوی! - عزّت اسلام - تو آزادی!)
- فصل چهاردهم: سیل در تبعید (درگذشت حاج آقا مصطفی خمینی - عقاب.. عقاب.. گرفتیمش! - تبعید و نه زندان - آقا برای من استخاره بگیرید! - انقطاع إلی الله - تجدید دیدار با دوستان - آشنایی و همکاری با اهل سنت - میلاد پیامبر (صلی الله علیه و آله) نماد وحدت ما - سیل و تربت امام حسین (علیه السلام) - مرکز امدادرسانی - محبوبیت مردمیِ تبعیدیها)
- فصل پانزدهم: پیروزی بعد از سختی (اتومبیلم- در مسیر تبعیدگاه جدید - نماز در قهوهخانه - جیرفت - پیر تبعیدیها - نخستین خبرهای انقلاب - آزادی از تبعید)










نظر شما