به گزارش خبرگزاری حوزه، در این نوشتار به این سوال و شبهه میپردازیم که چرا باید اموال کسانی که جمهوری اسلامی را قبول ندارند مصادره شود؟
نظام حقوقی و قضائی جمهوری اسلامی ایران هیچگاه اموال کسی را صرفاً بهدلیل عدم قبول جمهوری اسلامی مصادره نکرده و نمیکند؛ اما مصادره اموال افرادی که با دشمنان جمهوری اسلامی همکاری اطلاعاتی، تبلیغاتی و رسانهای علیه تمامیت ارضی و وحدت ملی میکنند، نه خلاف شرع است و نه مخالف حقوق مدنی، بهویژه اگر این همکاری در زمان و شرایطی چون جنگ باشد.
افرادی که اکثر آنان با بهرهگیری از ظرفیتها و امکانات نظام جمهوری اسلامی به جایگاه علمی، مالی یا اجتماعی رسیدهاند، با تاثیرپذیری از رسانههای معاند و شبکههای جاسوسی، نه تنها از کشور خارج میشوند بلکه فعالانه با جبهه رسانهای و سیاسی دشمن همکاری میکنند. رفتار این افراد فراتر از یک مهاجرت ساده است؛ زیرا مستقیماً به تحریک مردم به نافرمانی مدنی، سیاهنمایی دستاوردهای ملی، درخواست تحریمهای بینالمللی و حتی دعوت به حمله نظامی علیه کشور خود میپردازند.
وقتی اقدامات تحریکآمیز این افراد باعث سلب امنیت اجتماعی و روانی جامعه، اغفال جوانان در جهت تخریب اموال و داراییهای عمومی، اقدام علیه جان شهروندان و ... میشود، برخی از این افراد را میتوان در دسته محارب یا باغی قرار داد؛ زیرا با اقدامات تبلیغاتی خود، امنیت جامعه را هدف قرار دادهاند.
اصل «نفی سبیل» یکی از قواعد مسلم فقهی است که برگرفته از آیه شریفه «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَیٰ الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» (نساء: ۱۴۱) میباشد. بر اساس این قاعده، خداوند هرگز راهی برای تسلط کافران بر مؤمنان قرار نداده است. مصادره اموال خائنین در این شرایط دقیقاً برای بستن این راه سلطه است.
اگر حکومت اسلامی دست روی دست بگذارد و اجازه دهد افرادی که از خارج کشور زمینه را برای تحریم و حمله به ایران فراهم میکنند، همچنان در ایران صاحب کارخانه، زمین و سرمایه باشند، عملاً زمینه نفوذ و سلطه آنان را فراهم کرده است. این اموال میتواند مستقیماً برای تأمین مالی فعالیتهای براندازانه یا جاسوسی استفاده شود.
سیره نبوی نیز همواره بر قطع کردن دست دشمن از منابع پشتیبانی تأکید داشته است. پیامبر (ص) اموال کسانی را که اطلاعات نظامی مسلمانان را به مشرکان میفروختند یا با تحریک افکار عمومی، روحیه مسلمانان را تضعیف میکردند (که امروزه معادل جنگ روانی است) مصادره مینمود. این اقدام نه یک مجازات مالی صرف، بلکه یک اقدام تدافعی برای جلوگیری از استفاده دشمن از سرمایههای داخلی علیه امنیت ملی است.
در سیره نبوی، ما شاهد رفتار صریح و قاطعانه پیامبر (ص) با کسانی هستیم که امنیت جامعه اسلامی را به خطر انداختند و اموالشان مصادره شد. یک نمونه بسیار روشن از این قضیه سرنوشت یهودیان بنینضیر است. آنان با وجود پیمان عدم تعرض با پیامبر (ص)، در خفا با مشرکان مکه برای نابودی مسلمانان توطئه کردند. در منابع تاریخی معتبر آمده است که پیامبر (ص) به آنان اخطار داد که مدینه را ترک کنند، اما آنان مقاومت کردند. نتیجه آن شد که اموال منقول آنان به عنوان «فیء» و غنیمت جنگی در اختیار مسلمانان قرار گرفت و زمینهای کشاورزیشان مصادره و در اختیار مهاجران فقیر قرار داده شد. نکته حائز اهمیت این است که این مصادره به دلیل نقض عهد و همکاری با دشمن خارجی صورت گرفت و نه صرفاً بهخاطر اختلاف عقیده.
از نظر حقوق مدنی و مالکیت خصوصی نیز باید توجه داشت که وقتی فردی از نظر فیزیکی یا فکری یا تبلیغاتی به ابزاری برای ضربه زدن به کشور خود تبدیل میشود، اموال باقیمانده او در ایران دیگر یک سرمایه شخصی صرف نیست بلکه به پشتوانه لجستیکی دشمن تبدیل میشود و دولت حق دارد برای تأمین امنیت ملی آن را توقیف کند. این نه نقض حقوق مدنی، بلکه اجرای عدالت در برابر خیانت است.
مرکز مطالعات وپاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه










نظر شما