به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، در ماههای اخیر و همزمان با شرایط ویژهای که جامعه با آن روبهروست، حضور گسترده و خودجوش مردم، بهویژه زنان و خانوادهها، به یکی از جلوههای مهم فعالیت اجتماعی بدل شده است. زنان در این دوره نقشی فراتر از همراهی معمول ایفا کردهاند؛ نقشی که در آن، مدیریت عاطفی و خانوادگی با کنشگری اجتماعی درهمتنیده و به نوعی ظرفیت مؤثر اجتماعی تبدیل شده است. این حضور نهفقط در میدانها و تجمعات، بلکه در عرصههای پشتیبانی، روحیهبخشی، فعالیتهای فرهنگی و ایجاد سازوکارهای حمایتی بروز یافته است.
بر اساس این نگاه، زنانی که در مدیریت خانواده، کاهش اضطرابهای ناشی از شرایط بحرانی و ایجاد فضای تربیتی نقشآفرینی میکنند، در واقع بخشی از فرآیند بازسازی اجتماعی را پیش میبرند. نمونههای متعددی از این ابتکارات گزارش شده است؛ از برنامههای ساده خانگی در مقابل منازل گرفته تا شکلگیری مواکب کوچک و فعالیتهایی برای کودکان و خانوادهها. بسیاری از این اقدامات بدون انتظار رسانهای شدن و تنها بر پایه انگیزه درونی و حس مسئولیت شکل گرفته است.
در این میان، نقش بانوان طلبه و فعالان فرهنگی نیز قابل توجه است؛ افرادی که میتوانند ظرفیتهای موجود را به جریانهای آموزشی، تربیتی و تبیینی تبدیل کنند و در کنار دیگران، به روشنتر شدن نقش زنان در جامعه کمک کنند. از سوی دیگر، رسانهها نیز مسئولیت دارند تا این حضور را نه صرفاً در قالب تصاویر احساسی، بلکه در چارچوب «کنش آگاهانه زنان» روایت کنند و ابعاد خلاقیت، مدیریت اجتماعی و ابتکارهای آنان را برجسته سازند.
برای بررسی هرچه بیشتر این موضوع گفتوگویی انجام داده ایم با فاطمه حیدری، مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری قم و مسئول روابط عمومی جامعه الزهرا(س) که تقدیمتان می گردد:
سؤال: نزدیک به دو ماه از آغاز جنگ تحمیلی سوم گذشته است و مردم در این مدت حضور و همراهی خود را نشان دادهاند. ما در حال حاضر در شرایطی خاص قرار داریم؛ نه بهطور دقیق در وضعیت آتشبس هستیم و نه در حالت جنگ کامل، بلکه در وضعیتی شبهجنگی به سر میبریم. برای تداوم این مسیر و بهمنظور آنکه آثار و برکات این بعثت مردمی همچنان باقی بماند، بهویژه با توجه به نقش خانوادهها و خصوصاً زنان ــ که واقعاً در این تجمعات، و شاید بتوان گفت در بسیاری از موارد، تأثیرگذاری آنان حتی بیش از آقایان بوده است ــ به نظر شما، برای آنکه این ظرفیت بهدرستی مورد استفاده قرار گیرد و آثار این بعثت مردمی بهصورت ملموستری نمایان شود، زنان و خانوادهها چه وظایفی بر عهده دارند؟
پرداختن به مقوله زنان و خانواده از جمله موضوعات بسیار مهمی است که اگر بهدرستی به آن توجه شود، میتوان از آن بهعنوان یک سرمایه اجتماعی مؤثر در انقلاب بهره برد. همچنین، فضای فکری و الگوی نگاهی که رهبر شهیدمان به مسئله بانوان داشتند، اگر بهدرستی تبیین و عملیاتی شود و بتوانیم این میزان از اثرگذاری را در عرصه اجتماعی حفظ کنیم، شاهد رشد و شکوفایی فضاهایی خواهیم بود که زنان در آنها بهعنوان پیشرانهای اصلی ایفای نقش میکنند.
زنان؛ پیشران انسجام اجتماعی و ستون اصلی بازسازی فرهنگی در جنگ رمضان
یکی از عرصههایی که این نکته بهصورت بسیار آشکار قابل مشاهده است و نشان میدهد بانوان بهعنوان پیشرانهای اصلی اجتماعی در حال ایفای نقش هستند، حوزه حفظ انسجام و همگرایی اجتماعی است؛ بهویژه در همین میادین و اجتماعات شبانه و آنچه به تعبیر دوستان «میدانداری» نامیده میشود که بخش قابل توجهی از آن توسط خانمها انجام میگیرد.
این حضور صرفاً محدود به سطح میادین نیست، بلکه در تصمیمگیریها و در شکلگیری اراده عمومی مردم برای مقاومت نیز تأثیرگذار است. این زاویه دید در ابتدا باید بهدرستی تبیین شود؛ به این معنا که مشخص شود ما از چه منظری به حضور بانوان در محیطهای اجتماعی، در تجمعات، در موکبداری، در فعالیتهای پشتصحنه، در اقدامات روحیهبخش برای رزمندگان اسلام و سایر موضوعاتی که پیرامون این مسئله وجود دارد، نگاه میکنیم.
زنان؛ نماد اراده ملی و مانع از انشقاق اجتماعی در شرایط بحران
چنانچه نقش و جایگاه زنان بهدرستی تبیین شود، حضور آنان در میادین میتواند مانع از تصرف فضا و ایجاد انشقاقهایی شود که ممکن است در میدانها شکل بگیرد. دلیل این امر آن است که زنان بهعنوان نمادی از استقامت و اراده ملی، به این حرکت ضریب و قوت میبخشند.
به این معنا که اگر صرفاً آقایان در صحنه حاضر باشند، ممکن است چنین تلقی شود که حضور آنان امری طبیعی و متناسب با فضای مردانه و ورود به مقوله جهاد است؛ اما حضور عاطفی و فعال زنان در کنار مفاهیم مهمی همچون مقاومت ــ بهویژه در شرایطی که جامعه در سوگ عزتمندانه به سر میبرد و همزمان در سوگ رهبر شهید خود قرار دارد ــ نشاندهنده آن است که بانوان میدان را بهدرستی شناختهاند و همچون همیشه، آگاهانه وارد صحنه شدهاند.
اگر به مقاطع مختلف پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بنگریم، درمییابیم که جرقههای انقلاب در موقعیتهای گوناگون زده شده بود؛ اما این پرسش مطرح است که چه عاملی سبب شد در سال ۱۳۴۲ این جرقهها به یک انقلاب فراگیر تبدیل شود و آغاز فرآیند سرنگونی نظام شاهنشاهی رقم بخورد. بسیاری از تحلیلگران و صاحبنظران در تبیین این موضوع به همین نکته اشاره میکنند که حضور زنان در آن مقطع، به آن جرقهها ضریب داد و فضا را به سمتی سوق داد که خانوادهها بهطور کامل، همراه با زنان، وارد عرصه مبارزات میدانی و انقلاب شدند.
نقشآفرینی آگاهانه زنان؛ موتور محرک استمرار حضور مردمی در میدانهای اجتماعی
امروز نیز دقیقاً شاهد تکرار همین الگو هستیم؛ به این معنا که بانوان تنها بهصورت فردی در صحنه حاضر نمیشوند، بلکه همراه با فرزندان خردسال، همسران، خواهران و سایر اعضای خانواده به میدان میآیند. این محوریت زنانه، این پیشگامی که در آن زنان پرچم را در دست میگیرند و این مسئله را بهطور روشن و عینی در ذهن فرزندان و خانواده خود تثبیت میکنند، خود موجب تقویت روحیه سایر اقشار جامعه میشود. بهگونهای که ممکن است برخی با خود بیندیشند که شایسته نیست در شرایطی که بانوان تا پاسی از شب مشغول انجام وظیفه و دفاع هستند، دیگران در خانه بمانند. همین نکته سبب ایجاد جرقه و تداوم این حماسه در میادین اجتماعی شده است.
سؤال: نکتهای که بسیاری از اساتید و کارشناسان حوزه رسانه نیز به آن اشاره کردهاند این است که، الحمدلله به برکت این جهاد الهی در جنگ رمضان، نوعی شبکهسازی اجتماعی مؤثر شکل گرفته است؛ بهگونهای که مواکب، گروههای جهادی و اقشار مختلف مردم در کنار یکدیگر فعال شدهاند. به نظر شما نقش زنان، بهویژه زنان مؤمن و نیروهای نوپای انقلابی، خصوصاً بانوان طلبه، در تداوم این حماسه چیست؟ اگر قرار باشد این حرکت مردمی استمرار داشته باشد، نقش زنان مؤمن انقلابی و بانوان طلبه را چگونه میتوان تبیین کرد؟
نخستین نکته آن است که باید بپذیریم زنان، محور اصلی بازسازی اجتماعی در شرایط بحران هستند. در جنگها و بهویژه در همین جنگ رمضان، بانوان نشان دادند که حتی در سختترین شرایط، مسئولیت بازسازی اجتماعی و فرهنگی را بر عهده میگیرند، آن را بهدرستی انجام میدهند و با شجاعت وارد میدان عمل میشوند. این مسئولیتها شامل ایجاد و مدیریت فضاهای حمایتی و خدماتی، تأمین نیازهای خانوادگی و عاطفی و نیز حفظ روحیه عمومی جامعه است.
زنان از شرایط تهدیدآمیز جنگ، فرصتی تربیتی آفریدند
زمانی که زنان مدیریت خانواده را بر عهده میگیرند و میکوشند اضطراب خانواده در دوران جنگ کاهش یابد، در حقیقت در مسیر ایفای نقش خود در بازسازی اجتماعی و فرهنگی گام برمیدارند. هنگامی که از «تربیت موقعیتمحور» سخن گفته میشود، مقصود آن است که زنان از شرایط تهدیدآمیز جنگ، فرصتی تربیتی میآفرینند. در این میان، بانوان طلبه میتوانند از این موقعیتها بهعنوان بستری برای تبلیغ، کنشگری آگاهانه و مسئولانه استفاده کرده و چنین فضاهایی را ایجاد و تقویت کنند.
بازتابهای رسانهای حضور زنان در میدان؛ فرصتهای تازه برای کنش فرهنگی
در این بخش، اگر این موضوع بهدرستی تبیین شود، جایگاه زنان برای عموم مردم بهطور شفاف مشخص خواهد شد و رسانهها نیز میتوانند با پرداختن صحیح به این مسئله، نقشهای پنهان اما بسیار مؤثری را که گاه مورد غفلت قرار گرفتهاند، برای جامعه روشن سازند. با این حال، نکته قابل توجه آن است که بسیاری از بانوان منتظر دیدهشدن توسط رسانهها یا اطرافیان نماندند، بلکه با انگیزهای درونی و خودجوش، و با نگاهی مادرانه که حتی نسبت به اجتماع نیز احساس مادری داشتند، این مسئولیتها را پیگیری و اجرا کردند.
حضور کودکان در میدان؛ بازتاب نقشآفرینی مادران
دومین نکته، توجه به نقش هدایت و رهبری فرهنگی است. در اینجا بحث تبیین و روشنسازی واقعیتها و همچنین بیدار کردن افکار عمومی مطرح میشود که یکی از پایههای اصلی آن، نقش زنان است. زمانی که زن در خانواده از اندیشهای صحیح برخوردار باشد، این تفکر درست را به همسر، فرزندان و اطرافیان خود منتقل میکند و همین فرآیند، به تحکیم پایههای اجتماعی و حفظ فرهنگ اسلامی منجر میشود.
موضوع مهم دیگری که در این زمینه باید به آن توجه کرد، تغییر نگرش نسبت به نقش زنان در جامعه است. در شرایط کنونی، فرصتی به نام جنگ و موقعیت جنگی پدید آمده است؛ فضایی که مردم با حضور در میدان و حفظ خیابانها، اجازه سوءاستفاده سودجویان و اغتشاشگران را نمیدهند. اگر نقش زنان را بهعنوان راهبران اجتماعی و فرهنگی بهدرستی بشناسیم، اصالت این نقش را به آنان بازگردانیم و بستر مناسب کنشگری را برایشان فراهم کنیم، میتوانیم شاهد آغاز حرکتهای متنوع فرهنگی و اجتماعی باشیم که از دل همین میدانها شکل میگیرد. کافی است با دقت به فعالیتهای صورتگرفته در تجمعات و پیادهرویهای شبانه و نیز به آنچه در درون موکبها جریان دارد بنگریم؛ در این صورت، میتوان جرقههای این حرکت را مشاهده کرد، جایی که مردم، خانوادهها و زنان، زندگی را از درون خانهها به متن میدان آوردهاند.
ابتکارهای زنانه در مواکب؛ از خدمترسانی تا تربیت
در ماه مبارک رمضان نیز شاهد بودیم که افطار و سحر در سطح خیابانها برگزار میشد. این خود بیانگر نوعی ابتکار و کنش اجتماعی است. این پرسش مطرح میشود که کدام بانوان چنین تفکری را بهصورت روشن و شفاف شکل دادند و چه زنانی در نقشهای حمایتی وارد میدان شدند؟ حتی در سطحی ساده، برخی خانوادهها با دو فلاسک چای، چند لیوان و یک میز کوچک در مقابل خانههای خود، فعالیت خود را آغاز کردند.
یکی از بانوان در اینباره نقل میکرد که در شب نخست احساس میکرد کاری از دستش برنمیآید؛ اما با قرار دادن یک میز کوچک، آماده کردن دو یا سه فلاسک چای، چند لیوان و ظرفی خرما، فعالیت خود را آغاز کرد. این اقدام ساده بهتدریج گسترش یافت و به پیگیری وضعیت خانوادههای شهدا، شناسایی کودکانی که نیازمند حمایت بودند و ارائه کمکهای عاطفی و اجتماعی انجامید. این روند، نمونهای روشن از الگویی مبتنی بر کرامت انسانی و توجه به بار عاطفی است که زنان در مبارزات اجتماعی، ضمن حفظ هویت خود، بهصورت فعال در توسعه جامعه نقشآفرینی میکنند.
از این رو، بسیار حائز اهمیت است که بتوانیم این پیام را به بانوان منتقل کنیم که تلاشهای آنان دیده میشود و در کنار آن، بسترها و شرایط لازم برای کنشگری صحیح و مؤثر آنان نیز در حال فراهم شدن است.
سؤال: برای تداوم این برنامه، از ابتدای جنگ رمضان، استانداری بهعنوان مدیریت استان و بهویژه اداره زنان و خانواده چه رویکردها و برنامههایی داشته است؟ اگر ممکن است بیشتر به عناوین اقدامات انجامشده اشاره کنید. تاکنون چه کارهایی در زمینه راهبری و هدایت این موج مردمی و پشتیبانی از آن صورت گرفته است؟ و در ادامه، رویکرد این مجموعه چه خواهد بود تا این فضا در مسیر اهداف انقلاب قرار گیرد؟
در این موضوع، بحث رویکرد توحیدی و هویت مستقل زنان اهمیت بسیار زیادی دارد؛ یعنی باید این مسئله را بهعنوان الگویی مستقل و صحیح، مورد توجه قرار دهیم و برای آن اصالت قائل شویم و بتوانیم این موضوع را برای مردم نیز بهدرستی تبیین کنیم تا نتیجه مطلوب حاصل شود.
نخستین اقدام، حضور در مواکب است؛ به این معنا که یک حضور ساده در کنار موکبداران میتواند موجب دلگرمی آنان شود و ما را به گوش شنوا و همراهی برای چالشها، مشکلات، مسائل، خواستهها و نیازهای آنان تبدیل کند.
تقویت اجتماعات زنانه و حمایت فرهنگی از مواکب در اولویت برنامههاست
گام دوم، تقویت و همافزایی اجتماعات زنانه است. جلساتی تشکیل شده و بانوانی که در این فضا فعالیت میکنند، در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند تا یک همافزایی مؤثر را آغاز کنند. هدف این است که ادبیاتی که از دل نیازهای زنان و خانوادهها و شرایط زمانه شکل میگیرد، ادبیاتی باشد که متناسب با نیازهای واقعی خانواده، جامعه و بافت فرهنگی قم باشد و از دل این تعاملات بهطور طبیعی شکل بگیرد.
این نکته بسیار مهم است که در مواکب، محتوای فرهنگی و تربیتی مورد توجه قرار گیرد و برای آن اصالت قائل شویم و آن را تقویت کنیم، بهگونهای که با بافت فرهنگی جامعه سازگار باشد. همچنین لازم است به بانوان یادآوری کنیم که این فضا ظرفیتی برای آنها ایجاد کرده تا بتوانند در آن به تربیت و فعالیت فرهنگی بپردازند. همین محیط، فرصت بروز خلاقیتهای گوناگون را برای بانوان فراهم کرده است.
زنان؛ بازیگران اصلی حفظ روحیه عمومی جامعه
به هر حال، دولت در این شرایط بازسازی و وضعیت جنگی، با چالشهای جدی بودجهای مواجه است و تأمین کامل نیازهای مواکب از سوی دولت اساساً امکانپذیر نیست. اما هنگامی که وارد مواکب میشویم، مشاهده میکنیم که بانوان با امکانات بسیار ساده فعالیت خود را آغاز کردهاند؛ برای مثال، با ساخت وسایل ساده بازی برای کودکان، تلاش کردهاند چند دقیقهای فضای موکب را برای کودکان جذاب سازند، بار عاطفی محیط را تلطیف کنند و احساس ناامنی را از آنها دور نمایند.
این همافزایی میان مواکب، و اساساً حضور بانوان در کنار یکدیگر و گفتوگو درباره چالشها و تجاربشان، خود موجب ایجاد راهگشاییهای جالب و مؤثری برای آنها شده است؛ برای نمونه، اینکه هر بانوی موکبدار چه اقداماتی برای سرگرمی کودکان انجام داده، یا چه وسایلی را تهیه کرده است. همین گفتگوها و تبادل تجربهها باعث شد بانوان فعال در مواکب یکدیگر را پیدا کنند، با توانمندیهای هم آشنا شوند و درباره نقشآفرینی برنامهریزی کنند.
پس از این مرحله، ورود به لایه دوم، یعنی کار شبکهای و تشکیلاتی، امکانپذیر شده است.
سؤال: از جمله آثار بسیار مثبت و پربرکت این اجتماعات مردمی، بهویژه حضور فعال زنان ــ که در پرتو شهادت رهبر و امام شهیدمان رقم خورد ــ شکلگیری بازتابهای رسانهای قابل توجهی بود. در این میان، کلیپها و تصاویر متعددی منتشر شد که نشان میداد برخی از بانوان، در شهرهایی مانند تهران و دیگر مناطق، با پیشینهها و سبکهای پوشش متفاوت، با انگیزهای جدی برای حضور در میدان اعلام آمادگی کردهاند. بهنوعی شاهد رویشهای جدید و تحولات انقلابی در این عرصه بودهایم. به نظر شما، با توجه به اشارهای که به نقش رسانه داشتید، رسانه چگونه میتواند این ظرفیت را تقویت کند تا این حرکت صرفاً در سطح یک موج احساسی مقطعی باقی نماند، بلکه تداوم و عمق پیدا کند؟
نخستین انتظاری که از رسانهها وجود دارد، آن است که برای پرداختن به این مسئله، یک نگاه محوری و موضوعمحور روشن انتخاب کنند. محور اصلی این نگاه باید «نقشآفرینی آگاهانه زنان» باشد؛ به این معنا که حضور زنان در میدان، نه صرفاً برآمده از عواطف مادری یا غلبه احساسات لحظهای، بلکه حضوری آگاهانه و مبتنی بر درک شرایط است. هرچند در فضای جامعه، با توجه به فقدان امام شهید، شرایط جنگی و فشارهای روحی ناشی از آن، طبیعی است که احساسات نیز برانگیخته شده باشد، اما اصل این حضور، حضوری آگاهانه و هدفمند است.
رسانهها مکلف به تبیین هدفمند نقش زنان هستند
نخستین نکتهای که رسانه باید به آن اصالت بدهد، تبیین دقیق اهدافی است که بانوان با آن اهداف وارد میدان شدهاند. زنان با نگاهی مقدس و هدفی متعالی، در این سوگ عزتمندانه وارد حماسه شدهاند و قصد دارند میدان را حفظ کنند. این پرسش که «برای چه هدفی میدان باید حفظ شود؟» پرسشی اساسی است و رسانهها باید در مصاحبهها و تولیدات خود، هدف واقعی حضور زنان در اجتماعات اجتماعی را بهدرستی و بهصورت شفاف تبیین کنند.
نکته دوم در حوزه تولید محتوا، توجه به خلاقیتها و ابتکاراتی است که در فضاهای مختلف شکل گرفته اما گاه از دید عموم پنهان مانده است. بهعبارت دیگر، در کنار بازنمایی صرف حضور اجتماعی ــ برای مثال ثبت تصاویر خیابانی از تجمعات ــ لازم است رسانهها به روایت خلاقیتها نیز بپردازند؛ از جمله زمانی که بانویی ابتکار خود را در طراحی یک بازی برای کودکان توضیح میدهد، یا از استفاده از ظرفیت یک کتاب برای جذب مخاطب سخن میگوید. در چنین مواردی، رسانه میتواند با یک تولید هوشمندانه، همزمان چند هدف را محقق کند.
چالش هایی که امروز فرصت شدند
موضوع مهم دیگر، نحوه بازنمایی حضور کودکان است. حضور کودکان باید بهدرستی و با دقت به تصویر کشیده شود؛ چرا که هیچ کودکی بهتنهایی در موکب حضور پیدا نمیکند. هنگامی که رسانه، حتی بهصورت ضمنی و غیرمستقیم، تصویر حضور اجتماعی کودکان را بازنمایی میکند، در واقع تصویری از حضور مادران و خانوادهها را نیز مخابره میسازد. این تصویر عاطفی از کودک، برای مخاطب جهانی معنادار است و نشان میدهد که جامعه با تمام ظرفیتها و داشتههای خود در میدان حضور دارد و با تمام وجود، در مسیر انقلاب فعالیت میکند و راه رهبر شهید خود را ادامه میدهد.
در پایان، لازم میدانم از همه بانوان و آقایان، مسئولان، و تمامی افرادی که صاحب قلم، تریبون یا رسانه هستند، قدردانی کنم و از آنان بخواهم که این ظرفیت ویژه و کمنظیر زنان را بهدرستی مورد توجه قرار دهند. ما در حوادث و ناآرامیهای دیماه، شاهد حضور دختران نوجوان در میانه میدان بودیم؛ ظرفیتی که در آن مقطع، در نگاه برخی بهعنوان یک تهدید تلقی میشد. اما امروز همان ظرفیت، که گاه مسئولان و تحلیلگران با نگاه تهدیدمحور به آن مینگریستند، در متن میدان به یک فرصت تبدیل شده است. در واقع، این بانوان هستند که اکنون در حال شکلدهی و جهتدهی به این حرکت اجتماعیاند.
هر اندازه روایت این رویدادها بهدرستی و با معناپردازی صحیح انجام شود، امکان آن فراهم میشود که زنان بهصورت فعال وارد عرصه تولید و انتقال معنا شوند. این مسئله از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چرا که اگر این هدف را در نظر بگیریم، میتوانیم به فضایی دست یابیم که خودِ بانوان، راهبری فرآیند تولید و انتقال معنا را بر عهده بگیرند و جامعه بتواند از برکات حضور خانوادهها در میدان، به بهترین شکل ممکن بهرهمند شود.
انتهای پیام










نظر شما