خبرگزاری حوزه | محسن اسلامزاده، مستندساز و مسئول بخش مستند موسسه فرهنگی هنری «اوج»، در گفتوگو با خبرگزاری حوزه، ضمن تشریح تجربه موفق سازمان اوج در مواجهه با تحولات شتابان منطقهای اظهار کرد: مستندهای سنتی با زمان تولید طولانی، دیگر قادر به پاسخگویی مؤثر به نیازهای پیچیده و متغیر مخاطب جهانی نیستند؛ چه رسد به اینکه بخواهند در بزنگاههای حساس تاریخی، نقش تعیینکنندهای ایفا کنند.
وی تجربه ساخت مستند در لبنان را نقطهی عطفی برای خود و همکارانش در سازمان اوج توصیف کرد و گفت: حدود یک سال پس از آغاز فرآیند ساخت یک مستند سنتی، تحولاتِ میدانی در لبنان به گونهای پیش رفت که ما شاهد یک تغییر پارادایم در ذائقه و نیازِ مخاطب بودیم. دیگر آن مدل روایت کشدار و زمانبر، پاسخگوی عطش اطلاعاتی و نیاز مخاطب به درکِ سریع وقایع جاری نبود. این تجربه، تلنگری جدی بود تا دریابیم در شرایطی که تحولات، با سرعتی سرسامآور در حالِ تغییرند، باید به موازات مستندهای کلاسیک، به فکر تولید مستندهای کوتاهتر، سادهتر و با قابلیت تأثیرگذاری رسانهای فوری باشیم.
این فیلمساز با اشاره به توانمندی تیم مستندسازی «اوج» در تولید آثار کیفی در بازههای زمانی فشرده، افزود: با فراهم آوردن زیرساختهای لازم و بهکارگیری نیروهای متخصص به صورت شبانهروزی، موفق شدیم کارهایی با کیفیت بالا را در بازه زمانی تنها ۱۰ روزه تولید کنیم. این مستندهای کوتاه، گاه طی چند روز و حتی چند ساعت آماده میشدند و تأثیر جدی بر مخاطب میگذاشتند.
این مستندساز یکی از مهمترین دستاوردهای این دوران را (جنگ)، ابتکار ساخت مستندهای آرشیوی-پژوهشی دانست و در ادامه به ضرورت تشکیل «قرارگاه رسانهای» اشاره کرد و گفت: برای ساخت چنین محصولات رسانهای سریعی، که نیاز به هماهنگی بالا و سرعت عمل فوقالعاده دارد، لازمهاش شکلگیری یک قرارگاه رسانهای است. این قرارگاه، که در مواقع خاص توسطِ چند سازمان همسو تشکیل میشود و موسسه «اوج» از آن حمایت استراتژیک به عمل میآورد، میتواند پاسخگوی نیازهای روز جنگ روایتها باشد.
اسلامزاده، تمایز اصلی «قرارگاهِ رسانهای اوج» با تجربههای پیشین مشابه را در دو محور کلیدی خلاصه کرد و افزود: اول اینکه، برخلاف مدلهای پراکنده و خودجوش گذشته، قرارگاه اوج از یک ساختار منظم، منسجم و هدفمند بهره میبرد. ما در سال ۱۴۰۱، تجربهای از کار خودجوش با حضورِ جمعی از مستندسازان در نقاط مختلف کشور داشتیم. آن تجربه، هرچند با شور و انگیزه فراوان همراه بود، اما نشان داد که حرکت پراکنده، با وجود تمام ظرفیتهای بالقوهاش، نمیتواند پاسخی شایسته به حجم عظیم نیازهای رسانهای در یک جنگ تمامعیار اطلاعاتی بدهد.
وی ادامه داد: مزیت اول قرارگاه جدید، وجود یک هیئت سردبیری قدرتمند است که وظیفه تعیین سرفصلها و اولویتبندی موضوعات اصلی پژوهش و تولید را بر عهده دارد. این هیئت، مشخص میکند که باید روی چه موضوعاتی تمرکز کرد و این امر، مانع از پرداختن به هر موضوع گذرا یا هر برداشتی سلیقهای میشود. وجود یک راهبرد مشخص، از پراکندگی فکری و تناقض محتوایی جلوگیری کرده و تضمین میکند که تمامی آثار تولیدی، در یک مسیر هماهنگ و همجهت حرکت میکنند. البته این محدودیت، به معنای بستن دست عوامل خلاق نیست؛ بلکه پیشنهادات جدید نیز همواره مورد بررسی قرار گرفته و در صورت انطباق با چارچوب فکری کلی، پذیرفته میشوند. در واقع، همه چیز در یک چارچوب فکری منسجم تعریف میشود.
این مستندساز تاکید کرد: فرآیند اجرایی این قرارگاه نیز کاملاً زیر نظر بخش فیلم و سریال اوج انجام میشود و تمامی فرآیندها، با حذف بروکراسیهای دستوپاگیر اداری، برای تسریع حداکثری تولید محصول، بازطراحی و بهینه شدهاند. مزیت دوم قرارگاه جدید حضور همزمان تمامی عواملِ تولید است. در این مدل، فیلمبردار، تدوینگر، کارگردان، پژوهشگر و سایر عوامل کلیدی، همگی در یک فضا و در کنار هم، پای کار حضور دارند. این حضور فیزیکی و هماهنگ، فضایی «همافزا» و «تنشزا» (به معنای مثبت کلمه) ایجاد میکند که نتیجه آن، کار شبانهروزی و با بالاترین کیفیت است. ما شاهد بودیم که حدود ۲۵ نفر از مستندسازان، تصویربرداران و تدوینگران حرفهای، با تمام وجود در این فرآیند مشارکت کردند و این همبستگی تنگاتنگ، قدرتِ تولیدِ ما را چندین برابر افزایش داد.
این مستندساز در ادامه به رمز موفقیت بینالمللی آثار مستند موسسه اوج، بهویژه در نمونهای چون مستند «کنیسه تهران»، پرداخت و بیان کرد: اصل کلیدی این موفقیت، روایتگری محض به جای قضاوت سیاسی است. تلاش ما بر این است که صرفاً روایت کنیم و اجازه دهیم واقعیت موجود، خودش را به مخاطب بنمایاند. در مستند «کنیسه تهران»، ما هیچ ادعای اثباتنشدهای را مطرح نکردیم و از تحلیل سیاسی اضافی پرهیز کردیم. رویکرد ما این بود که سراغ هموطنان یهودی برویم و از آنها بخواهیم حرف دلشان را بزنند.
وی افزود: زمانی که یک یهودی ایرانی از وطنپرستی خود، از زندگی مسالمتآمیز با مسلمانان، و از تنفر قلبیاش نسبت به رژیم غاصبِ صهیونیستی سخن میگوید، این حرفها، چون از زبان یک شهروند عادی همان سرزمین شنیده میشود، برای مخاطب عربزبان، بسیار قابل قبولتر و اثرگذارتر است تا از زبان یک مقام رسمی ایرانی. بازخوردهایی که دریافت کردیم، نشان میداد که بسیاری از اعراب در کامنتها بیان میکردند که یهودیان ایران، از برخی مسلمانان بهترند و در مقابل اسرائیل موضعگیری میکنند. این نشان میدهد که عنصر کلیدی، رها کردن مستقیمگویی و نصیحت کردن و استفاده از قدرت خود واقعیت است.
اسلامزاده در پایان گفت: ما دریافتیم که در فضای بینالملل، فریاد زدن، شعار دادن و نصیحت کردن، بیاثر است؛ اما نشان دادن یک واقعیت مستند، ملموس و انسانی، میتواند دیوار بیاعتمادی و قضاوتهای از پیش تعیینشده را فرو بریزد. بنابراین، تلاش کردیم آثارمان را با ادبیات جهانی پیش ببریم، نه با ادبیات شعاری و کلیشهای که ممکن است در داخل کشور کارآمد باشد، اما در خارج از مرزها، نه تنها بیاثر، بلکه حتی ضداثر عمل میکند. این نگاه راهبردی و عملیاتی، نشان میدهد که موسسه «اوج» با درکِ عمیق از مختصات نبرد رسانهای امروز، توانسته است مدلی کارآمد و اثربخش برای تولید محتوای مستند، با قابلیت اثرگذاری حداکثری در سطوح ملی و بینالمللی، ابداع و پیادهسازی کند.
انتهای پیام










نظر شما