به گزارش خبرگزاری حوزه، اعتراف اخیر صدراعظم آلمان به شکست آمریکا در جنگ با ایران، نشانهی بارز دیگری است از تحقیر هژمونی سلطه غرب و در رأس آن ایالات متحده که البته تحلیل ابعاد و زوایای این مسأله خود نیازمند مجال فراخی است، با این حال آنچه مسلم است این که جنگ رمضان باعث شد ناکارآمدی استراتژی"فشار حداکثری نظامی" علیه ایران، بیش از پیش عیان شود چه آنکه از سوی دیگر و به گواه کارشناسان و مبتنی بر دادههای غیرقابل انکار، جنگ علیه ایران، فشار اقتصادی سنگینی را بر سبد معیشتی اروپا و آمریکا تحمیل کرده است.
سران کاخ سفید به بنبست رسیدهاند
در این راستا، اعترافات سران برلین به نوعی تأکید بر به بنبست رسیدن سیاستمداران مستکبر واشنگتننشین است و الّا "فریدریش مرتس"، صدراعظم آلمان کسی نیست که به راحتی و با صراحت بیان کند که: "آمریکا توسط رهبری ایران تحقیر میشود... و من نمیدانم آمریکاییها چه استراتژی خروجیای را انتخاب میکنند"
این اعتراف از سوی رهبر یکی از قدرتمندترین کشورهای ناتو و قدرت برتر اقتصادی اروپا البته حاوی دو پیام مهم است؛ نخست آنکه اروپا به خوبی متوجه شده که ادعاهای دونالد ترامپ مبنی بر کنترل اوضاع و محاصرهی موفقیتآمیز ایران، بلوفی بیش نیست. دوم هم آنکه، مهارت دیپلماتیک ایران در تبدیل کردن فشارهای نظامی به اهرمهای چانهزنی، غرب را مستأصل کرده، چنان که باید گفت سفر اخیر عراقچی به روسیه در ادامه دیگر سفرهای دیپلماتیک وزیر امور خارجه کشورمان در همین مقطع، تکملهای بر همین استیصال بود.
قدرتنمایی دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران
بنابر تأکید کارشناسان مسایل سیاسی و بینالملل، جمهوری اسلامی ایران به جای آنکه در تلهی مذاکرات آن هم تحت فشار و تهدید آمریکا در اسلامآباد بیفتد، راه مسکو را انتخاب کرده و به تعبیر تحلیلگر الجزیره ایران با این سفر، به دنبال تقویت چتر حمایتی خود در شورای امنیت و بازسازی شریانهای نظامیاش به واسطه شرکا و همپیمانان شرقی است.
نکته حائز اهمیت دیگر آن که، جنگ تحمیلی سوم باز هم برخلاف رؤیاپردازیهای آمریکا و دلدادگانش، تصویر شکست خورده دیگری از هژمونی آمریکا فراروی دیدگان جهان بشریت گشود؛ جالب آنکه این تصویر نه یک جنگ رسانهای از سوی ایران بلکه از سوی متحدان قدیمی آمریکا همچون آلمان و بریتانیا در حال ارائه است.
بی اعتمادی اروپا به ایالات متحده آمریکا
اروپاییها که خود جزو گروههای اصلی آسیب دیده از این جنگ بودهاند، اینک آمریکا را عامل اصل قفل شدن تنگه هرمز به عنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان میبینند.
تازهترین گزارش رویترز مبنی بر سقوط شاخص خردهفروشی بریتانیا به منفی ۶۸ (بدترین آمار از سال ۱۹۸۳ میلادی تاکنون)، زنگ خطری بود که نشان داد بستهماندن تنگهی هرمز، دیگر صرفاً یک مسأله نظامی نیست، بلکه یک بحران اجتماعی اروپایی است که معلوم نیست تبعات آن تا چه زمانی ادامه دارد.
تفاوت تابآوری غربیها با ایرانیان
آنچه مسلم است این که آستانهی تحمل جوامع رفاهزدۀ غربی در برابر تورم و کمبود سوخت و مواد غذایی، بسیار پایینتر از آستانهی مقاومت جامعهی ایران در برابر تحریم است. به تعبیر یکی از کارشناسان بین الملل، غرب، جنگ تسلیحاتی را شروع کرد، اما ایران جنگ را به میدان "اقتصاد خُرد جهانی" کشاند؛ میدانی که در آن جنگندههای اف-۳۵ و دیگر سلاح ها چندان کارایی ندارند.
"استیون کالینز" در تحلیل اخیر خود با عنوان "ایران؛ نماد جهانی که بهطور فزایندهای در برابر خواستههای ترامپ مقاومت میکند"، به نکته مهمی اشاره میکند؛ وی معتقد است که قوانین آهنین ترامپ یعنی زور و قدرت در شرایط کنونی با بنبستی مواجه شده که خروج از آن بدون دادن امتیازات سنگین ممکن نیست.
این اعتراف صریح خود تأیید دیگری است بر این واقعیت که ایران توانسته محاسبات سنتی قدرت در کاخ سفید را بر هم زده و هژمونی نظام سلطه را عملاً تحقیر کند.
تحقیر هژمونی سرکرده نظام سلطه
دههها بود که آمریکا با تکیه بر میراث جنگ جهانی دوم و البته ژستهای پیروزمندانه هالیوودی در دوران جنگ سرد، خود را بهعنوان هژمون بیرقیب جهان بر همگان تحمیل کرده بود. این تصویر از پیشساخته، با استفاده از شبکهای گسترده از تبلیغات جهانی، نفوذ رسانهای و سلطه سیاسی چنان در اذهان تثبیت شده بود که تا سال های متمادی با یک تشر کاخ سفید، دولتها و ملتها دستها را به نشانه تسلیم برمیافراشتند، اما بیش از هر چیز در جنگ رمضان بود که سران آمریکایی با واقعیتی تلخ و بیپرده مواجه شدند؛ به کوری چشم دشمنان این مرز و بوم، نه ایران سربلند و نظام مردمیاش فروپاشید، نه برنامه هستهایاش متوقف گشت، و نه جبهه مقاومت گسسته شد. با این حال، یک چیز پس از این جنگ ظالمانه به طور قطع سقوط کرده است؛ هژمونی بیچونوچرای آمریکا در غرب آسیا و بلکه در همه جای این کرهی خاکی.
گزارش از: سید محمدمهدی موسوی










نظر شما