به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از زنجان، در روزهایی که عطر دلبستگی به وطن و حس همراهی و همسرنوشتی در خیابانها جریان دارد، بار دیگر صحنههایی کمنظیر از حضور پیاپی مردم در جایجای شهرها شکل گرفت؛ حضوری الهامگرفته از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، که نزدیک به شصت شب پیدرپی ادامه یافت.
مردمی که با ارادهای استوار در میدان حاضر شدند، با شعارهایی همصدا شدند که جوهره آن، استقلالخواهی و نفی سلطه بود.
این حضور یکپارچه، بار دیگر نشان داد که نیروی همبستگی ملی تا چه اندازه میتواند سرنوشتساز باشد و چگونه مردم، خود صحنهگردان اصلی رویدادهای بزرگ میشوند؛ همان معنایی که رهبر فرزانه انقلاب از آن با تعبیر «برخاستن مردم» یاد کردهاند. در این قاب از تاریخ، گویی روح امام خمینی(ره) در میان نسل امروز نفس میکشد و شوق پاسداری از ایران را در جانها شعلهور نگه میدارد.
با گذر سالها، چهرهها تغییر و نسلها جای خود را به یکدیگر میدهند، اما گوهر عشق به وطن در دل ایرانیان خاموش نمیشود.
«خبرگزاری حوزه» در تلاش است تا در قالب مجموعه گزارشهایی، روایتگر حضور اقشار گوناگون جامعه باشد؛ از کودک و نوجوانی که اولین تجربههای اجتماعی خود را در این صحنهها میچشد، تا جوانان پرتلاش و کهنسالانی که با وجود سالخوردگی، خود را از این حرکت جمعی کنار نکشیدهاند. همه اینها حلقههای یک زنجیرهاند؛ زنجیرهای که هویت ملی و دینی را در بستر تاریخ معاصر پیوند میزند.
روحانیون در متن مردم؛ از محراب تا میدان
در یکی از این روایتها، نگاه به سوی قشر متدین و مسئولیتپذیر روحانیت دوخته شده است؛ قشری که این بار فراتر از منبر و محراب، در قلب اجتماع حاضر شده و با برپایی موکبها در محل تجمعات، جلوهای تازه از «روحانیِ میدانی» را به نمایش گذاشته است. روحانیونی که تنها به خطابههای رسمی بسنده نکرده، بلکه شانهبهشانه مردم ایستادند و در متن دغدغهها و پرسشهای آنان نفس کشیدند.
در شهر زنجان، همانند بسیاری از شهرهای دیگر، در میان موج گسترده جمعیت، موکبهایی به چشم میخورد که به همت روحانیون برپا شده بود. این بار، لباس روحانیت تنها نشانهای برای حضور در مسجد و تریبون نبود؛ بلکه نمادی از آمادگی برای خدمت مستقیم به مردم در کف میدان بود. حضور این روحانیون فضایی صمیمی، گرم و قابل گفتوگو ایجاد کرده بود؛ فضایی که فاصله میان تریبون و توده مردم را به حداقل میرساند.
در دل این موکبها، ابتکاری جالب توجه دیده میشد: میزی ساده با حالوهوای یک کافه کوچک که بر روی آن نوشته شده بود: «کافه گفتگو،بفرمایید دمنوش». همین عبارت صمیمی، دعوتی بود برای آنکه مردم از هیاهوی جمعیت فاصلهای کوتاه بگیرند، استکانی چای بنوشند و در فضایی آرام، رودررو با یک روحانی حرف بزنند.
این «کافه گفتگو» فراتر از یک فضای صِرفاً دوستانه، به کانونی برای تبیین مسائل روز، پاسخگویی به شبهات و همفکری درباره آینده تبدیل شده بود. روحانیون حاضر، با سعهصدر پای حرف مردم مینشستند؛ از پرسشهای اعتقادی و سیاسی گرفته تا دغدغههای شخصی و خانوادگی. پاسخها نه در قالب شعار، که با استدلال، آرامش و زبان قابل فهم ارائه میشد تا ذهنهای جوینده را روشنتر کند.
و دیگری «رنگ آمیزی کن و جایزه بگیر» غرفه ای برای کودکان این سرزمین.
و دیگری...
و دیگری...
پل گفتوگو میان نسلها
یکی از ثمرات مهم این حضور میدانی روحانیون، ایجاد پل ارتباطی میان نسلها بود. نوجوانی که شاید پیش از این، روحانی را فقط در قاب تلویزیون یا بر فراز منبر دیده بود، اکنون او را در کنار خود، در میان گردوخاک خیابان و صدای شعارها میدید؛ روحانیای که چای تعارف میکند، گاهی لبخند میزند، گاهی همدردی و گاهی نقد دلسوزانه را میپذیرد. این تصویر تازه، ذهن نسل جوان را به سمت نوعی رابطه بیواسطهتر و واقعیتر با نهاد روحانیت سوق میدهد.
از سوی دیگر، برای خود روحانیون نیز این حضور، تجربهای نو است؛ تجربهای که در آن میتوانند نبض جامعه را از نزدیک لمس کنند، زبان تازه نسل جوان را از خودشان بشنوند و بهتر دریابند که پرسشها و نگرانیهای امروز چیست. در چنین میدانهایی، خطابههای رسمی جای خود را به گفتوگوی چهرهبهچهره میدهد و این تغییر، میتواند آغازگر تحول در شیوههای تبلیغ و تبیین باشد.
از شعار تا شعور جمعی
چنین حرکتهایی نشان میدهد که تجمعات مردمی تنها محلی برای سر دادن شعار نیست، بلکه میتواند به مدرسهای برای شکلگیری شعور جمعی نیز بدل شود. وقتی در کنار شعارها، موکبهای گفتوگو، حلقههای پرسش و پاسخ و فضاهای تبیینی شکل میگیرد، حرکت مردمی از سطح هیجان لحظهای فراتر میرود و به جریانِ آگاهانهتر و عمیقتری تبدیل میشود.
در این میان، نقش روحانیونِ حاضر در میدان، نقش واسطهای است میان متن دین و واقعیت جامعه؛ آنها تلاش میکنند ارزشهای دینی و انقلابی را نه در قالب مفاهیم انتزاعی، بلکه در نسبت با زندگی روزمره مردم و مسائل عینی کشور توضیح دهند. این نوع از حضور، میتواند زمینهساز اعتماد بیشتر، همفکری عمیقتر و شکلگیری سرمایه اجتماعی پایدار بین مردم و نهاد دین شود.
افقی از ادامه راه
آنچه این روزها در خیابانها، موکبها و کافههای گفتوگو دیده شد، صرفاً یک مقطع گذرا نیست؛ بلکه میتواند به الگویی برای آینده تبدیل شود؛ الگویی که در آن، روحانی، دانشجو، کارگر، معلم، بازاری و… در کنار هم، نه فقط در هنگام بحران، که در روزهای عادی نیز شبکهای از گفتوگو، همفکری و همافزایی را شکل دهند.
اگر این تجربهها ثبت، بازخوانی و تقویت شود، میتوان امید داشت که فرهنگ حضور آگاهانه، مسئولانه و همدلانه در جامعه گسترش یابد؛ حضوری که هم از ریشههای معنوی تغذیه میکند و هم چشم به افقِ پیشرفت و اقتدار ایران دارد. در این مسیر، هر موکب کوچک، هر استکان چای و هر گفتوگوی صمیمی، میتواند خشت کوچکی باشد در بنای بزرگ همبستگی ملی.










نظر شما