به گزارش خبرگزاری حوزه از اصفهان، حضرت علی بن موسیالرضا (ع) در سال ۱۴۸ هجری قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. دوران حیات ایشان که مصادف با اوجگیری نهضت ترجمه و ورود افکار فلسفی گوناگون به جهان اسلام بود، ایشان را به عنوان عالم آل محمد در جایگاهی قرار داد که مرجعیت علمی امت را بر عهده بگیرند.
بررسیهای تاریخی نشان میدهد که سیره اخلاقی امام رضا (ع) فراتر از برخوردهای فردی، یک مکتب تربیتی جامع بوده است. ایشان در دورانی که شکافهای طبقاتی در جامعه اسلامی ریشه دوانده بود، با نشستن بر سر سفره کارگران و زیردستان، عملاً برابری و کرامت انسانی را معنا کردند. در منابع حدیثی و تاریخی بر این نکته تأکید شده است که ایشان هرگز با سخن خود کسی را نیازردند و در اجرای عدالت، هیچ مصلحتی را بر حق مقدم نشمردند.
بخش مهمی از سیره ایشان که در گزارشهای تاریخی بازتاب گستردهای دارد، ترویج فرهنگ گفتگو است. برگزاری مناظرات علمی با بزرگان ادیان و مکاتب مختلف در مرو، نشاندهنده سعهصدر و تسلط بینظیر ایشان بر مبانی عقلانی بود. امام (ع) در این نشستها، بدون استفاده از ابزارهای قدرتی، صرفاً با استناد به برهان و حکمت، پاسخگوی شبهات بودند که این روش، امروزه به عنوان الگوی دیپلماسی علمی در جهان اسلام شناخته میشود.
هجرت تاریخی ایشان از مدینه به خراسان، اگرچه با تدبیر سیاسی مأمون عباسی رقم خورد، اما با درایت امام (ع) به یک فرصت تمدنساز برای ایران تبدیل شد. حضور ایشان در این سرزمین، پیوند میان عترت و هویت ایرانی را مستحکم کرد و مشهد را به قطب علمی و فرهنگی جهان تشیع بدل ساخت.
امروز سیره رضوی در دو محور اخلاق کارگزاران و حقوق عامه همچنان راهگشاست. تأکید بر خداترسی در پنهان و آشکار، انصاف با مردم و گرهگشایی از مشکلات معیشتی، از جمله آموزههایی است که در میراث حدیثی ایشان، بهویژه در کتاب عیون اخبار الرضا، برای جامعه امروز به ودیعه گذاشته شده است.
حضرت رضا (ع) پس از سالها مجاهدت در راه تبیین معارف ناب اسلامی، در پایان ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری به شهادت رسیدند، اما میراث علمی و اخلاقی ایشان همچنان به عنوان ستون استوار هویت معنوی و تمدنی مسلمانان، بهویژه در سرزمین ایران، پابرجا مانده است.
از طوافِ فرشتگان تا تپشِ پنجرهفولاد
یازدهم ذیالقعده، تقویمِ شیعه به نام نامیِ علی بن موسیالرضا (ع) متبرک است؛ روزی که در مدینه چشمهای جوشید که زلالِ آن قرنهاست از صحن و سرای توس میگذرد تا جانهای خسته را شفا و دلهای شکسته را پناه باشد.
سالروز ولادت هشتمین ستونِ ولایت، تجدید عهد با شکوهِ مِهر و رأفتی است که مرزهای جغرافیا را در نوردیده است. ایشان که به امامِ رئوف شهرهاند، عدالتی علوی و دانشی نبوی را به خاک ایران هدیه آوردند تا توس، قبلهگاهِ اهلِ دل شود.
در سیره رضوی، اخلاق نه یک توصیه، که یک مرامنامه عملی بود. تاریخنگاران نوشتهاند که او در اوج اقتدار علمی و سیاسی، هرگز تواضع را در برابرِ مستضعفان فراموش نکرد. اما آنچه نامِ رضا (ع) را با رگ و پیِ این سرزمین گره زده، نجوای غریبانهای است که در میانه صحنها به امیدِ شفا طنینانداز میشود.
پنجرهفولادِ او، تنها یک سازه فلزی نیست؛ گویی گرهگاهِ نیازِ بندگان و نازِ معبود است. آمارِ ناگفتهای از دلهای شفایافته در دست است که فراتر از منطقِ سردِ مادی، حکایت از اعجازی دارند که از سرانگشتانِ پرمهرِ صاحبِ این بارگاه ساطع میشود. شفای دردمندانی که از تشخیصِ طبیبان ناامید گشتهاند و در پناهِ این آستان، تندرستی و آرامش یافتهاند، فصلی زرین در تاریخ کرامات رضوی است.
ایشان که ضامنِ آهو لقب گرفتهاند، درسِ کرامت را نه فقط در قبال انسانها، که در حق تمام مخلوقات معنا کردند. این سیره، امروز الگوی زیستِ مومنانهای است که در آن، قدرت با مهربانی و بزرگی با سادگی در هم آمیخته است.
امروز مشهدِ الرضا، کانونِ تجلیِ نوری است که از یازدهم ذیالقعده سال ۱۴۸ هجری آغاز شد. زائرانی که از فرسنگها دور و با دلهای شکسته به دیدار خورشید میآیند، گواهی میدهند که این بارگاه، بیمارستانِ روح و پناهگاهِ بیقرارانی است که جز در سایهسارِ گنبد طلا، آرام نمیگیرند.











نظر شما