جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۳
مؤلفه‌های شخصیتی و سیره حکمرانی رهبر شهید / رسالت کلیدی حوزه‌های علمیه

حوزه/ عضو مجلس خبرگان رهبری بر ضرورت اهتمام مضاعف حوزه‌های علمیه در راستای تبیین هر چه بیشتر و بهتر مؤلفه‌های شخصیتی و نیز سیره حکمرانی امام و رهبر شهیدمان آیت الله العظمی امام خامنه‌ای تأکید کرد.

خبرگزاری حوزه| صدسالگی حوزه علمیه قم تنها یک مناسبت تاریخی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازاندیشی در نسبت میان حوزه، دین و آینده تمدنی جهان اسلام است؛ حوزه علمیه اگر می‌خواهد در مسیر شکل‌دهی تمدن اسلامی نقش‌آفرین باشد، باید از مرزهای صرفاً آموزشی و سنتی عبور کند و به نهادی چندبعدی و تمدن‌ساز تبدیل شود.

در این میان، شخصیت رهبر شهید انقلاب اسلامی نمونه‌ای عینی از چنین افقی به شمار می‌آید. جامعیتی که در اندیشه و عمل ایشان دیده می‌شود، تنها یک ویژگی فردی نیست؛ بلکه الگویی است برای حوزه‌های علمیه که چگونه می‌توان میان دانش دینی، کنش اجتماعی، عقلانیت نظری و روحیه جهادی پیوند برقرار کرد.

تمدن، در ساده‌ترین تعریف، پاسخی است که یک مکتب به چالش‌های زندگی بشر می‌دهد؛ از مواجهه انسان با طبیعت گرفته تا رابطه او با خدا و با دیگر انسان‌ها. تمدن غربی در پاسخ به این چالش‌ها عمدتاً بر مادیت، صنعت و قدرت مادی تکیه کرده و به همین دلیل سهم معنویت در آن بسیار کمرنگ است. در مقابل، تمدن اسلامی بر ترکیب متوازن معنویت و مادیت استوار است؛ تمدنی که در آن حقوق انسان، ارزش‌های اخلاقی، ایثار، همدلی و حتی توجه به حقوق حیوانات نیز جایگاه دارد.

اما تحقق چنین تمدنی بدون تهذیب ممکن نیست. معنویت، صرفاً یک مفهوم نظری نیست که در کتاب‌ها باقی بماند؛ بلکه باید در شخصیت و رفتار حاملان دین متجلی شود. از همین رو پیام اصلی به حوزه‌های علمیه روشن است: طلاب و استادان تنها با دانش فقهی و پژوهش‌های علمی نمی‌توانند پرچمدار تمدن اسلامی باشند، بلکه باید خود به زیور معنویت و خودسازی آراسته شوند.

اگر حوزه علمیه قم بتواند این پیوند میان فقاهت، اجتهاد، تهذیب و مسئولیت اجتماعی را تقویت کند، آنگاه می‌تواند همان نقشی را ایفا کند که از آن انتظار می‌رود: تبدیل شدن به موتور فکری و معنوی شکل‌گیری تمدن اسلامی در جهان معاصر.

در گفت‌وگویی که با حجت الاسلام والمسلمین عبدالجواد ابراهیمی فر، عضو مجلس خبرگان رهبری و از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم انجام داده ایم، ضمن بررسی رویکرد حوزه در دومین سده پیش روی از بازتأسیسش، به بازخوانی بخش های مهمی از پیام رهبر شهید انقلاب به همایش سده پرداخته‌ایم که مشروح آن را در ادامه ملاحظه می‌کنید؛

سؤال: در نخستین سالگرد همایش یکصدمین سال بازتأسیس حوزه علمیه قم قرار داریم و آن پیام راهبردی و بسیار عمیق امام شهیدمان به این همایش که تحت عنوان «حوزه‌ی پیشرو و سرآمد» مطرح شد، بحمدالله بازتاب یافت. امام شهید می‌فرمایند مهم‌ترین وظیفه حوزه «بلاغ مبین و زمینه‌سازی برای تمدن نوین» است، مایلم بحث را از همین‌جا آغاز کنم. نکاتی که ایشان فرمودند را تحلیل کنید و نیز توضیح دهید که به‌ویژه از این مقطع به بعد، چه باید بکنیم تا این منویات و مطالبات امام و قائد شهید، در عرصه‌های مختلف محقق شود.

بسم الله الرحمن الرحیم. دهه‌ی مبارکه‌ی کرامت را تبریک و تهنیت عرض می‌کنم و ضایعه‌ی فقدان رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای و شهادت ایشان را نیز تسلیت عرض می‌کنم.

در مورد آنچه که در بیان و پیام مقام معظم رهبری درباره تأسیس یکصدمین سال حوزه علمیه قم مطرح شده است، مطالب فراوان و متنوعی می‌توان مطرح کرد.

* رهبر شهید؛ الگوی عینی «انسان متمدن اسلامی»

پیش از آن‌که به محتوای پیام بپردازیم، به نظر می‌رسد تذکر این نکته لازم باشد که شخصیت مقام معظم رهبری در واقع نمایشگاهی از همه ارزش‌هایی است که باید به صورت عینی و مجسم مورد نظر صاحب‌نظران قرار گیرد تا بر اساس آن، الگوی انسان متمدن اسلامی را مشاهده کرده و به سوی تمدن اسلامی حرکت کنند.

این امر لازم است و ایشان باید به عنوان یک الگوی عینی مورد توجه قرار گیرند.

جامعیتی که مقام معظم رهبری داشتند، همین امر برای آن‌که حوزه‌های علمیه این جامعیت را الگو و سرمشق قرار دهند و به سوی تمدن بزرگ اسلامی حرکت کنند، کافی است.

* ضرورت تأسیس نهادهای علمی برای پژوهش در ابعاد شخصیتی رهبر شهید

اگر کسی بخواهد درباره ابعاد مختلف شخصیت رهبر شهید تحقیق کند و کار علمی و آکادمیک انجام دهد، به نظر می‌رسد باید مؤسسات متعددی در ابعاد شخصیتی ایشان فعالیت کنند تا بتوانند به یک خروجی قابل عرضه و قابل اعتماد دست یابند.

* رهبر انقلاب؛ دایرةالمعارف معارف و اندیشه تمدنی

در زمینه‌های مختلف، وجود ایشان دایرةالمعارف است و این دایرةالمعارف در راستای تحقق تمدن اسلامی شکل گرفته است؛ بدین معنا که گاهی بنده به فرمایشات ایشان در طول تاریخ انقلاب مراجعه می‌کنم و مشاهده می‌کنم که یک آهنگ واحد نواخته شده است.

فرمایشات ایشان در اوایل انقلاب، پیش از انقلاب، طرح کلی اندیشه اسلامی که ایشان مطرح فرمودند و کتاب ایشان که در دسترس است، همچنین سخنرانی‌هایی که تا پیش از شهادت ایشان منتشر شده، همگی از یک انسجام مبنایی، نظری و تئوریک برخوردار است و این امر بسیار جالب توجه است که صاحب‌نظران باید به آن توجه کنند.

ایشان مورد عنایت خدای متعال قرار گرفته‌اند، به گونه‌ای که سخن آغازین و پایانی ایشان با یکدیگر مطابقت و هماهنگی دارد.

سخن، ایده و عقیده ایشان برآمده از قوه عقل، حکمت و وحیانیت است و چنین منشأیی نمی‌تواند در خود تناقض، ناهماهنگی و ناسازگاری داشته باشد.

* تجسم عینی ساختار تمدن اسلامی در یک شخصیت دینی

این نکته بسیار مهم است که ما نخست بدانیم شخصیت ایشان در معارف دین، آن معارفی که جهت‌گیری آن به سوی تمدن بزرگ اسلامی است، شکل گرفته است.

مطالبی که ایشان بیان کرده‌اند، همگی در این زمینه ارائه الگو می‌کند و در واقع ساختار تمدن اسلامی را به صورت مجسم در قالب یک فرد متمدن نشان می‌دهد و از این جهت، توجه به ابعاد وجودی ایشان لازم به نظر می‌رسد.

* مسئولیت حوزه‌های علمیه در بازخوانی این الگوی جامع

حوزه‌های علمیه باید به این نکته توجه کنند. اساتید محترم و ارگان‌هایی که به مدیریت حوزه‌های علمیه مربوط می‌شوند نیز باید به این نکته توجه داشته باشند که شخصیت این بزرگوار از جامعیتی برخوردار است که می‌توان دایرةالمعارف مجسم ارزش‌ها و معارف اسلامی ـ آن هم در مسیر تشکیل و تحقق تمدن اسلامی ـ را در وجود ایشان مشاهده کرد.

این نکته را واقعاً باید مورد توجه قرار دهند و درصدد راه‌اندازی مؤسساتی برای تحقیق، پژوهش و بازیابی آنچه در شخصیت ایشان نهفته است، برآیند.

* حوزه پیشرو و سرآمد؛ فراتر از آموزش و پژوهش سنتی

درباره این‌که در فرمایشات ایشان کاملاً به این مسئله توجه شده است که حوزه علمیه باید پیشرو و سرآمد باشد، در حقیقت به این نکته توجه داده‌اند که حوزه علمیه باید ذوابعاد باشد.

ممکن است یک طلبه در حوزه علمیه به درس خواندن، پژوهش، تحقیقات، تدریس و امثال این امور، یعنی فعالیت‌های سنتی بپردازد، اما این امور به تنهایی در راستای تحقق تمدن اسلامی نیست.

* بازنگری در شخصیت امام شهید برای فهم مسیر تمدن‌سازی

برای آن‌که به صورت یک مجسمه عینی ببینیم گام برداشتن به سوی تحقق تمدن اسلامی در حوزه‌های علمیه چگونه است، بازنگری به شخصیت این امام شهید بار دیگر لازم است. روحیه‌ای که ایشان داشتند، روحیه‌ای ممتاز بود.

ایشان هنگامی که از جبهه و جهاد سخن می‌گفتند و از مبارزه در راه خدا صحبت می‌کردند، می‌فرمودند ما به سوی جبهه‌های جنگ پرواز می‌کنیم. این خود یک روحیه است، یک نوع تربیت است و یک نوع جهت‌گیری برای تحقق آن منویاتی است که اسلام و ائمه بزرگوار دین در شکل‌گیری تمدن اسلامی داشته‌اند.

* مأموریت جدید حوزه‌های علمیه

این روحیه باید در تحقق این تمدن الگو قرار گیرد تا اساتید و بدنه حوزه‌های علمیه، که طلبه در این حوزه‌ها حضور دارد، بر این اساس پرورش یابند و آگاهانه عمل کنند و به صورت منزوی و در خود فرورفته عمل نکنند.

آنچه را که اندوخته‌اند باید به بیرون از خود تسری دهند و برای سامان دادن و تحقق چنین معارفی دست به اقدام عملی بزنند. معظم‌له ـ خداوند روح ایشان را با اولیای خود محشور فرماید ـ از چنین روحیه‌ای برخوردار بودند.

* بیانیه سده و نویسنده‌ای که خود مصداق پیام است

یکی از اموری که می‌توانیم از بیانیه ایشان در زمینه صدمین سال بازتأسیس حوزه علمیه قم الهام بگیریم، همین نکته است که صاحب این بیانیه در حقیقت نمونه عینی همان چیزی است که در بیان و پیام ایشان تجلی یافته است.

سؤال: رهبر شهیدمان فرمودند لازمه تحقق حوزه تمدن‌ساز و نوآوری‌های تمدنی، تربیت طلاب و اساتیدِ مجاهد فرهنگی و مهذب است. این ترکیبِ «جهاد فرهنگی» و «تهذیب نفس» در وجود خود اساتید و طلاب حوزه از کجا نشأت می‌گیرد و چه ضرورتی ایجاب کرده است که امام شریف بر این نکات تأکید فرموده‌اند؟

این نکته به آن روحی بازمی‌گردد که تمدن اسلامی بر اساس آن روح شکل می‌گیرد. اگر بخواهیم اساساً تعریفی از تمدن ارائه دهیم، باید بگوییم: «تمدن واکنشی انسانی است به کنشگران طبیعی، الهی و انسانی».

* تعریف تمدن؛ پاسخ مکتب‌ها به چالش‌های زندگی بشر

این واکنش انسانی نسبت به این کنشگران، همان تمدن است؛ یعنی تمدن پاسخی است که یک مکتب انسانی، یک مکتب پذیرفته‌شده انسانی، به چالش‌های زندگی بشر می‌دهد. این، معنای تمدن است.

چالش‌های زندگی بشر از سه یا چهار دسته فراتر نمی‌رود. یک چالش، چالش انسان با طبیعت است؛ طبیعت گاه سرد می‌شود و گاه گرم، و انسان باید با گرما و سرمای طبیعت دست‌وپنجه نرم کند.

واکنش انسان گاهی این‌گونه است که می‌گوید باید در طبیعت تصرف کرد و تغییر ایجاد نمود تا بتوانیم طبیعت را مطابق مراد خود شکل دهیم؛ برای مثال، گرمای طبیعت را با ساخت وسایل سرمایشی به سرما تبدیل کنیم و یا سرما را به گرما تبدیل نماییم.

این‌ها اقداماتی است که انجام می‌دهیم؛ یعنی این چالش با طبیعت را بدین‌گونه حل کرده و به آن پاسخ می‌دهیم.

* چالش الهیاتی؛ جست‌وجوی آرامش در سایه یاد خدا

گاه چالش ما الهیاتی است. انسان در درون خود و در ارتباط با خدای متعال با چالش مواجه می‌شود؛ ناآرامی‌هایی در روح انسان وجود دارد که آرامش آن تنها در سایه ارتباط و یاد خدا به دست می‌آید. این ناآرامی‌ها به این شکل برطرف می‌شود.

این نیز چالشی است که انسان در درون خود احساس می‌کند؛ ناآرامی‌هایی که زندگی انسان را تلخ می‌کند و رنج و درد بر او تحمیل می‌نماید، اما در سایه ارتباط با خدا، یاد خدا و معنویت، این چالش نیز درمان می‌یابد.

* روابط انسانی و مسئله تزاحم؛ جایی که تمدن شکل می‌گیرد

چالش دیگری که وجود دارد، چالش در ارتباط با انسان‌های دیگر است. در روابط انسانی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا زندگی ما دستخوش تزاحم، تنازع و امثال این‌ها در ارتباط با دیگران هست یا خیر.

قطعاً گاهی حقوق یکدیگر رعایت نمی‌شود و همین امر منشأ تنازع و ناسازگاری می‌گردد.

پاسخی که آن مکتب پذیرفته‌شده به این روابط انسانی می‌دهد ـ این‌که آیا ما همواره در سلم و صلح باشیم یا گاهی جنگ را بر صلح ترجیح دهیم ـ در واقع شکل‌دهنده تمدن است. بنابراین، تمدن چنین ماهیتی دارد.

* تمدن غرب؛ صنعت، مادیت و غیبت معنویت

وقتی به تمدن‌های موجود می‌نگریم، مشاهده می‌کنیم که تمدنی به نام تمدن غربی وجود دارد که اساس آن بر مادیت است.

هنگامی که تمدن غرب را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم شالوده این تمدن را صنعت و انقلاب صنعتی تشکیل می‌دهد؛ تمدنی که از رنسانس آغاز شده و همه چیز را در قالب مادیت، توانایی مادی و قدرت صنعتی تعریف می‌کند.

از آن‌جا که چنین مبنایی به عنوان پایه ارزش‌های این تمدن پذیرفته شده است، در روح این تمدن جایی برای معنویت، عواطف انسانی و ارزش‌های الهی وجود ندارد. این، ماهیت تمدن غربی است.

* الگوهای دیگر تمدنی؛ از سازش مطلق تا همزیستی منفعلانه

برخی تمدن‌های دیگر نیز از جهات دیگری دچار ناسازگاری‌هایی هستند که روح انسان را اقناع نمی‌کنند. برای مثال، تمدن کنفوسیوسی، تمدن اشرافی‌گری و تمدن نژاد زرد، یا تمدن‌هایی که در روابط انسانی، سازش مطلق را اساس قرار می‌دهند و می‌گویند اگر کسی به یک طرف صورت شما سیلی زد، طرف دیگر را نیز آماده کنید؛ این نیز نوعی تمدن است.

برخی می‌گویند ما دوست داریم در یک همزیستی مسالمت‌آمیز و آرام زندگی کنیم. این آرامش در اینجا معلول نوع روابط انسانی است، اما نوع خاصی از روابط را انتخاب می‌کنند و این نیز شکلی از تمدن به شمار می‌آید.

* تمدن اسلامی؛ جمع میان معنویت، عدالت و حقوق همه موجودات

آنچه درباره تهذیب در حوزه‌های علمیه مطرح می‌شود، از این‌جا ناشی است که تمدن اسلامی اساس خود را بر جامعیت میان معنویت و مادیت بنا نهاده است. هنگامی که تمدن اسلامی را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم حقوق بشر همراه با همه ارزش‌های انسانی و الهی در آن مورد توجه قرار دارد.

در این تمدن، معنویت مطرح است، ایثار مطرح است، همگرایی و نوع‌دوستی مطرح است و حتی حقوق حیوانات نیز مطرح می‌شود. در همین‌جا جمله‌ای عرض می‌کنم تا روشن شود وقتی از تمدن اسلامی سخن می‌گوییم، این تمدن چه نگاهی به حیوان، انسان و همه ابعاد موضوع دارد: در فقه شیعی آمده است که اگر شما مقداری آب برای وضو گرفتن و نماز خواندن آماده کرده‌اید و در همان حال حیوان تشنه‌ای را در کنار خود مشاهده می‌کنید، وظیفه دارید آن آب را به حیوان بدهید تا از تشنگی نجات یابد و خودتان تیمم کنید.

این گرایش به دوستی نسبت به حیوانات و انسان‌هاست. هنگامی که چنین نگاهی نسبت به حیوان در مکتب تشیع و در تمدن اسلامی با قرائت تشیع و امامیه وجود دارد، نسبت به انسان‌ها نیز به طریق اولی وجود خواهد داشت.

* تهذیب؛ شرط تحقق معنویت و تمدن اسلامی

این معنویت بدون تهذیب امکان‌پذیر نیست؛ یعنی ممکن نیست کسی گرایش به ارزش‌های معنوی داشته باشد اما خود فردی مادی‌مسلک باشد، به ایثار تمایل نشان دهد اما خود لذت‌گرا باشد و مبنای رفتار فردی و اجتماعی خود را لذت قرار دهد و بگوید من فقط تابع لذت هستم و چیزی جز لذت برای من ارزشمند نیست؛ همانند مکتب اپیکوریسم که لذت‌گراست و اساس ارزش‌ها را لذت‌گرایی می‌داند. این نگاه بخشی از تمدن غرب است که بر منافع فردی، اومانیسم و لذت‌گرایی استوار است.

این تمدنی است که ما می‌گوییم تمدن غرب اساس آن بر این مبانی شکل گرفته است و اسلام آن را نمی‌پذیرد. البته اسلام اصل لذت را نفی نمی‌کند، اما تعریفی از لذت پایدار ارائه می‌دهد و تصریح می‌کند آنچه شما لذت می‌پندارید، لذت پایداری نیست که سعادت شما را تأمین کند؛ از این‌رو بحث را به مسئله سعادت بازمی‌گرداند.

* پیام صدمین سال حوزه؛ احیای معنویت و تهذیب در بدنه علمی

پیام رهبر شهید انقلاب در یکصدمین سال بازتأسیس حوزه علمیه قم، متوجه طلاب، بدنه حوزه و اساتید است، با این رویکرد که باید تهذیب و معنویت در حوزه‌های علمیه احیا شود و طلاب و اساتید بار معنویت را با خود حمل کنند، خود را به زیورهای معنوی بیارایند و بدانند که مادیت به‌تنهایی در این تمدن و این فرهنگ جایگاهی ندارد.

مقام معظم رهبری که نگاهی جامع به همه معارف دین دارند و خود این معارف را در وجود خویش متحقق ساخته‌اند، تأکید فرموده‌اند که حوزه‌های علمیه باید توجه ویژه‌ای به تهذیب داشته باشند؛ چراکه بدون تهذیب، تمدن اسلامی شکل نمی‌گیرد، بدون تهذیب، معارف اسلامی عملی نخواهد شد، و لازم است جامعه و معلمان جامعه، یعنی مروجان فرهنگ دینی و اسلامی، خود را به زیور تهذیب آراسته کنند.

سؤال: رهبر شهید در جای‌جای پیام راهبردیِ همایش سده بر نوآوری تمدنی تأکید می‌کنند. سؤال این است که بحث نوآوری تمدنی چه نسبتی با تأکید ایشان دارد که سال‌هاست آن را به عنوان «تحول در حوزه» مطالبه کرده‌اند؛ تحولی که ضمن حفظ حالت‌ها و جوهر ذاتی حوزه، آن را پاسخ‌گوی نیازهای روز سازد؟ همچنین در جایی از پیام تأکید کرده‌اند که حوزویان رابطه خود را با مردم تقویت کنند تا پاسخ‌گویی بهتری داشته باشند. آیا نسبت این نوآوری تمدنی نیز همین است که به پاسخ‌گویی به نیازهای روز بشریت، نه فقط جامعه ایرانی، کمک کند؟

یکی از ویژگی‌های مکتب اسلام، به‌ویژه مکتب تشیع، انطباق‌پذیری آن است؛ یعنی مکتب اسلام با قرائت تشیع و با قرائت امامیه، در همه زمینه‌ها پاسخ‌گوست. این پاسخ‌گویی به روح این مکتب بازمی‌گردد، از آن جهت که قابلیت انطباق با پدیده‌های نوظهور و نوپدید را دارد.

هر پدیده‌ای پاسخ خود را در این مکتب می‌یابد. مسائل نوپدید، مسائل نوظهور و مستحدثات، اموری هستند که در این مکتب پاسخ خود را پیدا می‌کنند. بنابراین، اگر حوزه‌های علمیه می‌خواهند همگام با تحولات اجتماعی و تاریخی، بالندگی خود را حفظ کنند، باید از این روح انطباق‌پذیر دین و شریعت بهره بگیرند.

* انطباق‌پذیری تشیع؛ راز بالندگی و پاسخ‌گویی تاریخی

در همین زمینه، فقاهت و قوه اجتهاد و استنباط نقش بسیار مؤثری در این انطباق‌پذیری و پاسخ‌گویی دارد. ازاین‌رو، حوزه‌های علمیه باید با رویکرد به فقه، فقاهت و اجتهاد، این نظام انطباق‌پذیر را در خود تقویت کرده و حوزه‌های علمیه را بالنده سازند و آن‌ها را همگام با شرایط اجتماعی، نیازهای جامعه اسلامی و تحولات جهانی پیش ببرند

این پیامی است که باید کاملاً مورد توجه قرار گیرد و در این زمینه جای کار فراوان وجود دارد. این موارد می‌تواند به عنوان سرفصل‌های تحقیقاتی و دستمایه‌های پژوهشی برای مؤسسات تحقیقاتی که باید در این عرصه فعالیت کنند مطرح شود و ان‌شاءالله دایرةالمعارفی جامع و گسترده از ایام حیات سیاسی و اجتماعی این رهبر شهید فراهم و ارائه گردد.

سؤال: امام شهیدمان همچنین در پیام خود می‌فرمایند که حوزه خط مقدم جبهه تقابل با تهدید دشمن است و جالب است که به عرصه‌های گوناگون اشاره می‌کنند، نه صرفاً مباحث فرهنگی و موضوعات مرتبط با حوزه دین. به نظر شما، با توجه به این تعریف ایشان و با در نظر گرفتن جنگ‌های اخیر ـ به هر حال دو جنگ تحمیلی دوازده‌روزه و جنگ رمضان را پشت سر گذاشته‌ایم ـ مهم‌ترین تهدیدی که امروز در بحث تقابل با دشمن احساس می‌کنیم چیست و حوزه باید تمرکز خود را بر کدام تهدید قرار دهد که اکنون بیش از همه جامعه ایرانی و حتی حکومت اسلامی را تهدید می‌کند؟

مهم‌ترین تهدیدی که امروز متوجه جامعه اسلامی و امت اسلامی است، این است که استکبار جهانی با تطبیق دین و پیاده‌سازی دین به عنوان یک راه و رسم برای زندگی بشر و برای مدیریت جامعه انسانی مخالفت می‌کند و مایل است که جامعه انسانی از این نوع مدیریت بی‌بهره باشد.

استکبار جهانی معتقد است که باید مدیریت همه انسان‌های روی زمین را خود بر عهده بگیرد و همه استعدادهای مادی و معنوی، تحت نظر و هدایت او سامان یابد. در مقابل، اسلام داعیه دارد که این مکتب، هم از جهت نظری و هم از جهت تطبیق، دارای ضمانت اجراست؛ از نظر نظری، معارف دین چنان غنایی دارد که هیچ مکتب بشری از چنین غنایی برخوردار نیست. این یک ایدئولوژی پیشرفته، جامع و زندگی‌شمول است که همه ابعاد زندگی را در بر می‌گیرد و می‌تواند زندگی انسان را اداره کند. از سوی دیگر، دارای ضامن اجراست و امامت و ولایت، این ضمانت اجرا را فراهم می‌کند.

یعنی در مکتب اسلام، امام به عنوان اجراکننده و پیاده‌کننده احکام دین و ضامن اجرای احکام شریعت، در متن این مکتب پیش‌بینی و تضمین شده است؛ بنابراین از این جهت هیچ مشکلی وجود ندارد.

* استکبار جهانی با چنین دینی مشکل دارد

استکبار جهانی با چنین رویکردی از دین مخالف است و تهدید متوجه همین بخش است. استکبار جهانی با این‌که مردم مسلمان باشند، نماز و روزه به جا آورند و در مسجد حضور پیدا کنند، اما کاری به اجتماع، سیاست و مدیریت جامعه انسانی نداشته باشند، هیچ مزاحمتی ندارد.

ازاین‌رو، دین فردی، منزوی و محصور در چهار دیواری مسجد و محراب را برای خود چندان خطرناک نمی‌داند و نسبت به آن نیز خطری ایجاد نمی‌کند؛ اما در برابر دینی که متضمن مفهوم امامت و رهبری جامعه اسلامی و انسانی باشد، موضع مخالفت دارد.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha