به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام و المسلمین جعفر جدیری، روانشناس و مشاور خانواده در گفتوگویی به میزبانی از حجت الاسلام و المسلمین رضا یوسف زاده به موضوع «تأثیرات روانشناختی و خانوادگی شرکت در تجمعات انقلابی» پرداخته است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

* خانوادهها حول هدف مشترک، همبستگی و گفتگو را افزایش دادهاند
تجمعهای شبانه در لایههای مختلف تأثیرگذار است. هرچند به دو الگو در لایهی روانشناختی فردی اشاره کردم و موارد دیگری نیز باقی مانده است، اما در پاسخ باید به چند فایده مهم اشاره کنم.
اولین اثر، تقویت همبستگی خانوادگی حول یک آرمان است. حضور زوج و خانواده در این تجمعها به معنای حرکت به سمت یک هدف والا و مشترک است؛ هدفی که از یک موج گذرا فراتر رفته و به الگوی رفتاری و فرهنگ تبدیل شده است.
این اتفاق پیوند خانوادگی را تقویت میکند. در مراکز مشاوره و کارگاهها، غالباً این گلایه از سوی خانمها مطرح میشود که همسرشان برای خانه و فرزندان وقت نمیگذارد و تمام تمرکزش بر کار است؛ اما اکنون چون هدف یکی است و مرد خانواده میخواهد این هدف را همراه با خانوادهاش پیش ببرد، اتفاق جالبی میافتد.
حضور در این مسیر باعث شده است که حتی گفتگوهای میان زوجین بیشتر شود؛ آنها در مسیر رفتوبرگشت با هم صحبت میکنند و در کنار هم قدم میزنند. این حضور به واسطه داشتن هدف مشترک، خودبهخود همبستگی خانوادگی را افزایش میدهد.
با توجه به استمرار این حرکت که نزدیک به پنجاه و پنج شب است، این موضوع ابعاد جدیدی یافته که شاید در راهپیماییهای تکروزی مثل ۲۲ بهمن کمتر دیده میشد. به طوری که به شوخی میتوان گفت برخی خانمها از ادامه این تجمعات خوشحالند، چون باعث شده حداقل دو ساعت همسرشان را در کنار خود داشته باشند و خانوادهها کمی از فضای مجازی فاصله گرفته و یکدیگر را ببینند. البته به شرطی که در حین راهپیمایی و شعار دادن، گوشیها را رها کنند.

* آموزش مسئولیتپذیری و اجتماعیسازی فرزندان در تجمعات.
نکته دوم، این است که حضور در تجمعات، نوعی آموزش مسئولیتپذیری اجتماعی برای فرزندان محسوب میشود. وقتی من به عنوان والدین در این مراسم شرکت میکنم، در واقع این مسئولیتپذیری را به بچهها میآموزم.
ممکن است فرزندم بپرسد که «بابا یا مامان، چرا در این تجمع شرکت میکنیم؟» اگر من بتوانم با زبان کودکانه به او نشان دهم که این یک مسئولیت است، درس بزرگی به او دادهام. همانطور که من مسئول این خانواده هستم و باید نانآور باشم، یک مسئولیت اجتماعی هم دارم که باید در آن سهمی ایفا کنم.
وقتی با خانواده در این تجمعها شرکت میکنیم، فرزند من از طریق «یادگیری مشاهدهای» متوجه میشود که چیزی به نام مسئولیت اجتماعی وجود دارد و او نیز باید در بزرگسالی این سهم را ایفا کند.
این تجمعات محیطی را ایجاد کردهاند که الگوی بسیار خوبی برای فرزندان در پذیرش مسئولیتهای اجتماعی است؛ چرا که اگر فرزندان ما مسئولیتهای کلان اجتماعی را بپذیرند، در انجام مسئولیتهای خردتر نیز موفقتر خواهند بود.
در همین راستا، بحث «اجتماعیسازی فرزندان» است. هدف خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی کوچک، آماده کردن فرزند برای ورود به اجتماع بزرگتر است. این تجمعات مانند یک کارگاه عملی عمل میکنند که فراتر از آموزشهای کلامی، مفاهیم را به بچه منتقل میکنند.
برای مثال، وقتی کودک پدری را که همیشه بسیار رسمی رفتار میکرد، میبیند که اکنون با افتخار پرچم به دست گرفته و پرچمگردانی میکند، این تصویر برایش بسیار جذاب و اثرگذار است.
اصرار کودکان برای داشتن پرچم و همراهی با والدین، نشاندهنده موفقیت در همین فرآیند اجتماعیسازی است.

* زنان بهعنوان موتور محرکه، ارزشهای تربیتی را تقویت میکنند
نکته بعدی، تقویت ارزشهای تربیتی والدین است. اگر میهندوستی، نظامدوستی و عشق به رهبری برای ما ارزش است، بهترین جا برای تقویت این ارزشها همین تجمعات است. ارزشآفرینی برای کودک صرفاً با حرف زدن در خانه اتفاق نمیافتد، بلکه باید به صورت عملی باشد.
وقتی من به عنوان الگو در کف خیابان حضور پیدا میکنم و راهی را که رهبر شهید (ره) و رهبر جدید، امام سید مجتبی خامنهای، بر آن تأکید داشتهاند پیش میبرم، این ارزش در ناخودآگاه بچه ریشه میدواند و در بزرگسالی نیز همراه او خواهد بود.
همچنین باید به پدیده حضور پررنگ و اثرگذار زنان اشاره کرد که به نوعی موتور محرکه این تجمعات شدهاند. در بسیاری از موارد، این خانمها هستند که خانواده را به حضور در سنگر خیابان تشویق میکنند.
این حضور فعال زنان انقلابی به قدری تعیینکننده است که حتی خبرگزاریهای معاند نیز به آن اعتراف کرده و از تأثیرگذاری این زنان ابراز نگرانی میکنند.
اشاره به عبارت «زن، نبض زندگی» احتمالاً به جایگاه محوری و حیاتی زنان در خانواده و اجتماع اشاره دارد. همانطور که مطرح شد، زنان در این تجمعات نقش «موتور محرکه» را ایفا میکنند؛ آنها نه تنها خود حضور دارند، بلکه با دمیدن روح حماسه و ایستادگی در فضای خانواده، همسر و فرزندان را نیز به میدان میآورند.
این پدیده نشان میدهد که در فرهنگ زیستهی جدید، زن انقلابی تبلور عینی «نبض زندگی» است؛ کسی که با تشخیص درست مسئولیت اجتماعی، نشاط و پویایی را از محیط خانه به کف خیابان میآورد و با پیوند زدن عاطفه مادری و همسری به آرمانهای کلان ملی و دینی، به تجمعات معنا و تداوم میبخشد. حضور این زنان با تیپها و سلایق مختلف، نشاندهنده این است که این هویت جدید، فراتر از شعار، در حال تبدیل شدن به یک سبک زندگی فراگیر است که دشمن را از اثرگذاری بر جامعه ایرانی مأیوس کرده است.

* زن به عنوان محور خانواده، نبض زندگی اجتماعی را میتپاند
وقتی میگوییم «زن، نبض زندگی» است، این نبض هم در کانون خانواده میتپد و هم جریان خون را در رگهای اجتماع به حرکت در میآورد. همانطور که در کتاب «خانواده متعالی در اندیشه و آثار علامه جوادی آملی» اشاره شده است، پیوند میان آموزههای حکیمانهای چون نظرات علامه و مباحث روانشناختی، به خوبی نشان میدهد که اجتماع چیزی جز برآیند خانوادهها نیست.
اگر در هر خانواده، زن به عنوان محور، بر اساس آن آرمانهای اصیل حرکت کند، کل جامعه به حرکت در میآید. این همان نکتهی کلیدی است که تحلیلگران بیگانه از درک آن عاجزند؛ آنها قدرت نرمی که از درون خانههای ایرانی به خیابانها سرازیر میشود را نمیشناسند. حضور زن در این تجمعات، نه فقط یک حضور فیزیکی، بلکه به معنای انتقال «اراده ملی» از خصوصیترین نهاد (خانواده) به عمومیترین ساحت (اجتماع) است.
این پدیده نشان میدهد که اجتماعیسازی، ابتدا در آغوش مادر و با نگاه به الگوی رفتاری او شکل میگیرد. وقتی زن ایرانی با اقتدار و با حفظ هویت خود در میدان حاضر میشود، در واقع دارد به دنیا مخابره میکند که نبض زندگی اجتماعی ایران، با ایمان و آگاهی میتپد. معرفی این کتاب هم در این زمان بسیار بجا بود، چرا که مبانی نظری این حرکت عظیم را در اندیشههای بزرگی چون اندیشه علامه جوادی آملی تبیین میکند.
واقعاً تضاد عجیبی است؛ کسانی که در فرهنگ خود زن را به سطح یک کالا و ابزار تبلیغاتی تنزل دادهاند، اکنون حضور آگاهانه و حماسی زنان ما را «استفاده ابزاری» مینامند! این در حالی است که در مبانی اسلامی و نگاه مترقی بزرگان ما، زن نه یک کالا، بلکه انسانی متعالی است که به تعبیر حضرت امام (ره)، مرد از دامن او به معراج میرود.
حضور زنان در این شبها، تجلی همان «خانواده متعالی» است که در اندیشه علامه جوادی آملی بر آن تأکید شده؛ زنی که با حضورش یک امت را به حرکت درمیآورد.
* تجمعات، خاطرات پرشور حافظه بلندمدت کودکان را میسازند
نکته بسیار ارزشمندی را درباره «حافظه بلندمدت» و «هویتسازی در کودکی» مطرح کردید. در روانشناسی میدانیم که خاطرات همراه با شور، نشاط و هیجان (چه مثبت و چه منفی) در ذهن ماندگارتر میشوند. تجمعات این شبها با آن ترکیب منحصربهفرد از «حزن حماسی» (نه افسردگی) و «نشاط معنوی» (نه سرخوشی پوچ)، در کنار نمادهایی مثل پرچم، سرود، موکبها و رژههای خودرویی، دقیقاً همان خاطرات پرشور و ریشهداری را میسازند که در حافظه بلندمدت کودکان ما حک میشود. این حضور میدانی، چیزی نیست که با نشستن در خانه و آموزش کلامی به دست بیاید؛ کودک باید این فضا را لمس کند تا در بزرگسالی، این خاطرات تبدیل به قطبنمای شخصیتی و رفتاری او شود.
این «جرئتمندی» و شجاعتی که اشاره کردید، میراث بزرگ حضرت امام (ره) و خون پاک سیدالشهدای عصر غیبت، حضرت آیتالله خامنهای است. خون ایشان گویی مردم را دوباره مبعوث کرد. تصویری که از شب انفجار انبار نفت تهران و فریادهای «اللهاکبر» زنان و کودکان در میانهی شعلهها و صداهای مهیب ترسیم کردید، گویای همهچیز است. در حالی که دیگران با کوچکترین تهدیدی راهی پناهگاه میشوند، این ملت به جای فرار، به سمت میدان میدود. این همان شور و شعوری است که در سایه تربیت این دو بزرگوار در روح و جان مردم ایران ریشه دوانده و امروز در قالب این تجمعات مستمر، لایههای جدیدی از شخصیت اجتماعی و خانوادههای ما را میسازد. انشاءالله که این حضور خانوادگی تا رسیدن به هدف نهایی با قوت ادامه یابد.

* تجمعات هویتسازند؛ با گفتگو و آلبوم، مقاومت را تثبیت کنید
نکته اساسی این است که این تجمعها باید برای ما به یک هویت تبدیل شوند؛ این هویت برای ما ماندگار است و برای آینده فرزندانمان ضرورت دارد. آینده کشور در دستان این کودکان است و آنها باید از همین حالا مسئولیتپذیری را بیاموزند؛ باید بهتدریج یاد بگیرند که برای کشورشان جانفشان باشند.
همانطور که به پویش «جانفدا» اشاره کردید، اغلب افراد بهصورت خانوادگی در آن ثبتنام کردهاند. اینها مواردی هستند که ما در این تجمعها به آنها نیاز داریم: تقویت همبستگی خانوادگی، تقویت ارزشهای دینی و ایجاد حافظه مشترک خانوادگی.
یک نکته بسیار مهم این است که حتماً پس از تجمعها، فضایی را برای گفتگو با کودکان فراهم کنیم تا احساسات خود را بازگو کنند. ایجاد این فضای گفتمانی و بیان احساسات از سوی کودک، به تثبیت نکاتی که عرض شد کمک شایانی میکند و حتماً یک آلبوم مقاومت تهیه کنید.
برای شنیدن و دانلود صوت اینجا را کلیک کنید










نظر شما