خبرگزاری حوزه | اشاره: اهمیت کلام و سخن و طرح مساله: خدای متعال انسان را به زینت «قوت کلام» آراسته است و فرموده است من به او قدرت روشنگری کلامی دادم (الرحمن: ۴). سخن و سخن گفتن، از ممیزات اصلی انسان و دیگر موجودات است و با فرض وجود تکلم در دیگر موجودات و دست کم حیوانات (که فرض صحیحی هم هست)، اما این سطح از توانایی گسترده در خلق معانی و الفاظ زشت و زیبا و نفرت آور و دلنشین، بدون شک ویژگی انسان و شاهکار ارتباطی آفرینش است. در حدیث است هیچ چیز زیباتر و همینطور زشت تر از سخن وجود ندارد و با آن است که هم انسان روسفید می شود و هم روسیاه (وسائل الشیعة، ج۱۲، ص ۱۹۲). بنابراین، سخن و سخنوری هم آداب اخلاقی دارد و هم آداب ارتباطی. مقصود از آداب اخلاقی، مراعات هنجارهای زشتی و زیبایی کلام است و منظور از آداب ارتباطی، مراعات اصولی است که در رسانش پیام و معنا موثر است. در این نوشتار، یکی از اصول مهم رسانش پیام یعنی «منطقی» بودن سخن تحلیل می شود.
همه کس مدعی است:
۱. همواره سخن منطقی می گوید
۲. سخن منطقی را دوست دارد و انتظار دارد مخاطب او منطقی سخن بگوید نه خلاف منطق .
۳. سخن منطقی را می پذیرد گرچه بر ضد او باشد.
این ادعاها را همه کس دارد چون انسان، فطرتاً طالب سخن منطقی است؛ اما همین کنشگران گفتگو و محاوره، در بسیاری از موارد همدیگر را به سخن غیرمنطقی متهم می کنند و در اثبات همین مدعا یعنی غیرمنطقی بودن سخن مخاطب هم بسا منطقی قضاوت نمی کنند و در نتیجه نمی توانند غیرمنطقی بودن کلام طرف مقابل را به او تفهیم کنند و باز گرهی دیگر بر پیچیدگی و ناموفقی ارتباط بسته می شود و سطح تنش عاطفی بین ارتباط گران هم بیشتر می شود.
بنابراین یک پرسش اساسی ضرورت دارد و آن این است که: مقصود از منطقی بودن کلام چیست و چه مولفه های وجود دارد که یک سخن منطقی باشد ؟؟
مولفه های گفتگوی منطقی:
در پاسخ پرسش یادشده می توان گفت گفتگوی منطقی دو محور دارد: مستدل باشد؛ مستند باشد.
توضیح بیشتر اینکه:
مستدل یعنی صورت و ساختار استدلال، موجه و طبق فنون دلیل سازی که فطرتا همه ما آنها را می دانیم (و به صورت آکادمیک در علم منطق از آن بحث میشود)
اشتباه در استدلال را مغالطه می نامند و اگر از روی فریبکار ی و تعمد باشد، سفسطه نام دارد.
چند مثال از سخن غیرمستدل:
تعمیم نابه جا، یک تحلیل غیرمستدل و غلط است که عرفا می گویند جمع بستن نادرست؛ یعنی با دیدن رفتار یک فرد معلم یا کاسب یا مهندس یا روحانی یا پزشک بگوییم فلان قشر چنین هستند ...
یک مثال ساده دیگر از مغالطه: فلان شخص شیر است پس او چنگالهای تیز دارد. این جمله مغالطه دارد زیرا منظور گوینده، تشبیه در شجاعت است نه تسری دادن همه خصال و صفات شیر جنگل به فرد شجاع.
یکی از انواع مغالطه این است که به جای پرداختن به اصل استدلال، به شخصیت یا ویژگی های شخصی یک فرد حمله می کند. برای مقابله با این مغالطه، بر شایستگی خود استدلال تمرکز کنید و از درگیر شدن در حملات شخصی خودداری کنید.
یک کتاب مستقل و زیبا به نام مغالطات توسط آقای خندان نوشته شده که عزیزان اهل مطالعه بخوانند و بر دانش عمومی خود بیفزایند و از آن لذت ببرند.
مستند یعنی مواد و متریال استدلال، موجه باشد یعنی داده ها و به زبان ساده، آن محتوای اصلی حرف و سخن، مبتنی بر دانش و تحقیق و مشاهده و عینیت و احراز واقعیت بیرونی باشد؛ و تحت تاثیر مثلث شوم تعصب و عصبانیت و جهل نباشد. به بیان دیگر، طبق خرافات و جعلیات و شایعات و اخبار غیرموثق و از دهان این و آن و فیک نیوزها و کلیپهای تقطیعی و تحریفی و پلتفرمهای داده سازی و خبرسازی و انواع سایتهای زرد و مجهول که بسا معلوم نیست مالک آن واقعاً همان فرد مورد ادعا باشد یا فیک باشد؛ یا عواطف و حب و بغضهای شخصی و عصبانیت و خوشایندهای بی دلیل و تعصبات قوم و قبیله و جنسیت و نژاد و وطن و حتی دین و آیین ... نباشد.
مطالب دینی هم باید با دلیل و استدلال ارزیابی شوند نه با تعصب و چون من مسلمانم پس هر چه اسلام بگوید باید دیگران هم قبول کنند. خیر، همه آموزه های اسلام را هم باید با دلیل ارزیابی کرد. منتهی گاه دلیل بر همه جزئیات نیست اما وقتی مثلاً حکمت خدا و عصمت پیامبر اثبات شد، درباره فلان حکم که ایشان فرمودند و بسا عقل ما به فلسفه آن نرسد، اینجا تسلیم شدن به آن حکم و هنجار، تسلیم از سر تعقل و دلیل است و تخلف از آن جهل است.
مهارت ورزی در تفکر انتقادی (Critical Thinking) با شرکت در گروه های بحثی
تفکر نقادانه، یکی از مهارتهایی است که نظام آموزشی غرب بر آن تاکید می کند (سازمان بهداشت جهانی وقتی از مهارتهای زندگی صحبت میکند، تفکر نقادانه را در فهرست مهارتهای کلیدی زندگی قرار میدهد) و البته همواره در فرهنگ و پیشینۀ ما ریشه داشته است.
روشن است دستیابی به توانایی تفکر انتقادی، یک مهارت است و با صرف اطلاع از فنون استدلال منطقی و نیز داشتن دانش لازم برای تولید داده، به دست نمی آید بلکه نیازمند کارورزی و شرکت در مباحثات گروهی است تا افراد خبره و ورزیده، و دیگر اعضای جلسات کنفرانس و گروه بحثی و ... داده ها و استنتا و روش تحلیل ما را ارزیابی کنند. قهوه خانه ها و کافه ها در قدیم اروپا (مانند حلقه وین و مکتب فرانکفورت و ...) و در فرهنگ عامیانه اسلامی نیز مساجد و شب نشینی های خانوادگی، محل بحث و گفتگو و گعده علمی بوده است و سنت مباحثات علمی همواره از قدیم تا کنون از مزیتهای رایج علمی حوزه های علمیه است.
در تفکر انتقادی بسیاری از اصول گفتگوی منطقی را می آموزیم که نیاز ضروری روزمره ما است و بدون این آموزه هابه نوعی بیسواد (فاقد سواد تفکر انتقادی) هستیم. مانند:
۱. دانش و گزاره های علمی و معتبر چگونه تولید می شود
۲. یک سوال زیبا و عالمانه گونه صورت بندی و ارائه می شود.
۳. استدلال چیست و فرم و شکل صحیح و نادرست آن (مغالطه و سفسطه) چیست؟
۴. فیک نیوزها چگونه تولید میشوند وچگونه شناخته می شوند؟
۵. موانع تفکر انتقادی چون خودمحوری و تعصب و جهل و هیجانها و ... چگونه مانع تفکر انتقادی می شوند.
۶. چه شباهتها و تفاوتهایی میان ایده ها و افکار وجود دارد
۷. نقطه ضعف و اشتباه یک استدلال چیست
تفکر نقادانه به شما توانایی می دهد گفتگوها را محترمانه و مودبانه و عالمانه برگزار کنید و در جهان امروز، از تکرار کلیشه های فضای دیجیتال عبور کنید و از مواجهه با تل انبوهی از داده های وب و سوشیال مدیاها ماند ایتا و تلگرام و واتساپ و ... حقیقت را به راحتی دریابید. در جهان مدرن به دلیل رشد ذهنی و علمی مردمان و نیز دسترسی به انبوه داده های اصیل و مغشوش و از طرف دیگر مشاغل خاص مدرن که فراغت نسبی برای بسیاری از کنشگران کلامی ایججاد کرده است، بازار و تنور بحث و گفتگوی چالشی، گرم است و فقدان سواد تفکر انتقادی میتواند نتایج زیانباری از تنشهای عاطفی و اجتماعی و خانوادگی و دوستانه گرفته تا تولید جماعتهای انسانی انبوه به ظاهر دانا اما کاملاً قابل منترل توسط سلبریتیها و مهندسان فکر و نفوذگران اندیشه و مهمتر از همه عقب ماندگی ذهنی و دانشی با ادعای و توهم شبه علم باشد.
فایده تکمیلی: ضرورت منطقی بودن رای قاضی
در تایید و تکمیل مبحث یادشده، طبق قواعد قضایی نیز رای هر قاضی باید منطقی یعنی طبق سند (سند از مواد قانونی و نیز سند از ادله اثبات مدعا مانند اقرار و بینه و اسناد مکتوب و ...) و نیز با استدلال منطقی موجه و درست (نه مغالطه) باشد. برای نمونه، ماده ۲ از فصل اول از بخش کلیات قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ می گوید: دادرسی کیفری باید مستند به قانون باشد. تبصره دوم ماده ۱۱۹ فصل چهارم همان قانون، از اقرار و شهود و ... به عنوان مستند یاد کرده است. در ماده ۲۳۹ فصل هفتم می گوید قرار بازداشت موقت باید مستدل و مستند به قانون و ادله باشد. و طبق ماده ۲۶۴، بازپرس مکلف است رای خود را به صورت مستدل و مستند، اعلام کند.
وکیل یا شاکی یا مشتکی عنه دارای سواد حقوقی و توانمند هم درست در یکی از همین نقاط یعنی مستند یا مستدل نبودن است که رای قاضی را به چالش می کشند. همانطور که طبق ماده ۱۵ قانون نظارت بر رفتار قضات مصوب سال ۱۳۹۰، قاضی که از این موارد تخلف کند، با شکایت وکیل یا شاکی و اثبات آن در دادسرای انتظامی قضات، به مجازات درجه چهار تا هفت انتظامی (محکومیتهای مالی و مجازات در دریافت حقوق و رتبه و ..) محکوم خواهد شد.
مصطفی همدانی؛ (استاد حوزه و دانشگاه)
منابع:
قرآن کریم
وسائل الشیعه
آیین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۳۹۲
قانون نظارت بر رفتار قضات مصوب سال ۱۳۹۰










نظر شما