بسته ماندن تنگه هرمز حاصل «ایستادگی و انسجام ملی» ایرانیان است

حوزه/ قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین حوزه های علمیه اعلام کرد: نباید بسته ماندن تنگه هرمز به مثابه دستاورد جناح یا جریان سیاسی خاصی برجسته شود، بلکه حاصل «ایستادگی جمعی و انسجام ملی» ایرانیان معرفی گردد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، اطلاعیه شماره ۲۷ قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین حوزه های علمیه با عنوان «تنگه هرمز؛ مدیریت روایت‌ها در گذار از انشقاق داخلی به بازتولید اجماع راهبردی» منتشر شد که آن را در ادامه می خوانید:

رصد وضعیت موجود حاکی از آن است که مسئله‌ راهبردی «تنگه هرمز» به عرصه‌ای برای منازعه‌ی گفتمانی در فضای سیاسی داخلی تبدیل شده است. دو روایت اصلی در این فضا بازشناسی می‌شوند:

روایت اول؛

بسته ماندن تنگه را اقدامی پرهزینه، نامتناسب با منافع ملی و تهدیدکننده‌ی ثبات اقتصادی و دیپلماتیک قلمداد می‌کند.

روایت دوم؛

این اقدام را اهرم اصلی فشار علیه رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای معرفی می‌کند و آن را ابزاری مشروع و ضروری در چارچوب بازدارندگی فعال می‌داند.

این دو روایت، پیامدهای سه‌گانه‌ی زیر را به همراه دارد:

۱. تضعیف پیام‌های راهبردی یکپارچه در سطح بین‌الملل؛

۲. افزایش آسیب‌پذیری روانی افکار عمومی در برابر شوک‌های بیرونی؛

۳. فرسایش اعتماد به نهادهای تصمیم‌گیرنده در سطوح عالی امنیت‌ملی.

در شرایط فعلی که تنگه هرمز به مدت دو ماه بسته باقی مانده و ممکن است تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران مجددا از سر گفته شود، هرگونه تردیدافکنی توسط مبلغان و فعالان فرهنگی در رسانه‌ها درباره‌ی سودمندی این بسته‌ماندن، مستقیماً به سود دشمن و به ضرر انسجام ملی تمام می‌شود.

لذا شایسته است؛ همه مبلغان، فعالان فرهنگی و رسانه ای و همچنین رسانه‌های جبهه انقلاب برای مدیریت افکار عمومی محورهای ذیل را در دستور کار قرار دهند؛

بایدها و نبایدها

۱. باید بسته ماندن تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار و عامل بازدارندگی ایران برای تحت فشار قرار دادن آمریکا برجسته شود.

۲. باید توانایی ایران در بسته نگه داشتن تنگه هرمز به مدت دو ماه، به مثابه یک موفقیت تاریخی برجسته شود.

۳. نباید بسته ماندن تنگه هرمز به مثابه دستاورد جناح یا جریان سیاسی خاصی برجسته شود، بلکه حاصل «ایستادگی جمعی و انسجام ملی» ایرانیان معرفی گردد.

۴. باید صراحتاً نشان داده شود که بسته‌ماندن تنگه، هزینه‌های ملموسی همچون افزایش بهای انرژی، افزایش نرخ بیمه‌ی نفتکش‌ها، اختلال در زنجیره تأمین و ... بر آمریکا و متحدانش تحمیل کرده است.

۵. باید تأکید شود که انسداد تنگه هرمز، یک اهرم «تهاجمی» نیست، بلکه واکنشی بازدارنده به تجاوز آمریکا و رژیم صهیونی است. هرگاه تهدید از بین برود، اهرم نیز قابل بازتعریف خواهد بود.

۶. باید در خصوص بسته ماندن تنگه هرمز از عباراتی مانند «اراده‌ی ملی»، «ایستادگی ایرانیان»، «هماهنگی بین‌نهادی»، «پشتیبانی مردم از تصمیمات شورای عالی امنیت ملی» استفاده شود.

۷. باید تاکید شود که اهرم تنگه هرمز باعث افزایش قدرت چانه‌زنی ایران در حوزه دیپلماسی شده است.

۸. باید تبیین شود که بستن یا تهدید به بستن هرمز، بیش از آنکه یک اقدام صرفاً اقتصادی باشد، یک ابزار بازدارندگی و چانه‌زنی ژئوپلیتیک است؛ بنابراین ارزیابی آن فقط با معیار «هزینه اقتصادی مستقیم» ناقص است.

۹. باید تبیین شود که ایران با وجود بسته‌ماندن تنگه هرمز و محاصره اقتصادی می‌تواند از جغرافیای مرزی و دسترسی به همسایگان برای تجارت استفاده کند. در این راستا اختیارات لازم به استانداران تفویض شده تا به منظور واردات کالاهای اساسی، صادرات غیرنفتی و کاهش فشار اقتصادی از مرزهای زمینی با عراق، ترکیه، آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان، افغانستان و پاکستان استفاده کنند.

قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha