به گزارش خبرگزاری حوزه، رهبر شهید انقلاب اسلامی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۲/۱۷ در دیدار هزاران نفر از معلمان سراسر کشور به مناسبت هفته معلم، بیاناتی داشتهاند که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
بسماللهالرّحمنالرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین.
خوشامد عرض می کنم به همهی برادران و خواهران عزیز. واقعاً جامعهی معلّم یک جامعهی عزیز و محبوب برای هرکسی است که ارزش تعلیم و تربیت را بداند.
به مناسبت روز معلّم، یاد شهید عزیز بزرگوارمان مرحوم آیتالله مطهّری (رضواناللهتعالیعلیه) را گرامی می داریم؛ حقیقتاً معلّم بود. هم در زبان، هم در عمل، هم در سبک زندگی و شیوهی سلوکِ با زمان و اهل زمان، به معنای واقعی کلمه یک آموزگار و یک معلّم بود؛ او را از دست دادیم. دشمنان بشر، دشمنان کشور، دشمنان اسلام او را از ما گرفتند، لکن بحمدالله آثار او باقی است. من جدّاً توصیه می کنم -آقای وزیر هم اشاره کردند، کاملاً درست است- از نظرات آن بزرگوار، چه در زمینهی مسائل آموزشوپرورش و چه در زمینههای دیگر، هرچه می توانید استفاده کنید، بهرهمند بشوید؛ کتابهای ایشان ذهن را هدایت می کند، پرورش می دهد، پُربار می کند از معارف صحیح و متین اسلامی.
بنده دربارهی دو موضوع، هرکدام یک چند کلمهای عرض دارم با شما: یکی دربارهی معلّم، یکی دربارهی آموزشوپرورش انشاءالله عرض خواهم کرد.
در مورد معلّم، اهمّیّت او اینجا است که همهی جامعهی تحصیلکردهی کشور مدیون قشر معلّمند؛ این چیز خیلی مهمّی است. شما هر انسان فرزانه، آگاه، عالم، تحصیلکرده و باسواد را که پیدا کنید، مدیون معلّم است؛ قشر معلّم یک چنین جایگاهی دارد. همه این را قبول دارند که قدرت و قوّت و اعتبار و آبروی یک کشور، بیش از همهچیز به نیروی انسانی آن کشور است. درست است؟ این را همه قبول داریم. خب نیروی انسانی را چهکسی درست می کند؟ نیروی انسانی را چهکسی نقد(۳) می کند؟ چهکسی فعلیّت می بخشد؟ معلّم. ببینید، اینها ارزشها و نشانههای واقعی ارزش معلّم است.
چرا این را می گوییم؟ این برای این است که اوّلاً خود جامعهی معلّم، ارج و قرب و قدر این جایگاه را، این شغل را بداند؛ خیلی مهم است. من حقیقتاً از این حرف لذّت بردم که معلّمی، صرفاً فقط کارمندی یک اداره نیست، [بلکه] معلّمی یک شأن، یک جایگاه و یک مقام است؛ این را خود معلّم در درجهی اوّل بداند. ما اگر کرامت خودمان را در هر بخشی بدانیم، تن به پَستی و سُستی و پلیدی نخواهیم داد؛ این در درجهی اوّل؛ و بعد، جامعه قدر معلّم را بداند و احترام و تکریم برای معلّم قائل بشود؛ و سپس مسئولان، این اهمّیّت را درک کنند. بنده بارها گفتهام، آموزشوپرورش و هزینه کردن برای معلّم، سرمایهگذاری است! برای معلّم هزینه کنند. این یکی از وظایف ما -وظایف مسئولین کشور و وظایف دولت- است.
یک نکتهی دیگری که در ذیل آن تمجید و تکریمِ از معلّم باید عرض کرد، این [است] که معلّمین، خودشان را برای این مسئولیّت بزرگ آماده کنند. خب، معلّم خود را به چه وسیله آماده کند؟ با وسایلی که دستگاه کشور در اختیار او می گذارد. لذا من الان اینجا تأکید می کنم، دانشگاه فرهنگیان را مسئولین جدّی بگیرند؛ دانشگاه فرهنگیان را -که تولیدکنندهی معلّم است- جدّی بگیرند؛ هرچه می توانند برای این سرمایهگذاری کنند؛ به یک لحاظ، اهمّیّت این دانشگاه از همهی دانشگاههای دیگر بیشتر است.
هر معلّم یک پرورنده -یعنی معلّم اخلاق- هم هست؛ معلّم ریاضیّات، معلّم فیزیک، معلّم طبیعی، در عین حال معلّم اخلاق هم هست. گاهی یک معلّم سرِ کلاس، فرض بفرمایید در وسط درس هندسه یا درس شیمی، در زمینهی مسائل معنوی یا در زمینهی خداشناسی یک کلمه بر زبانش جاری می شود که گاهی آن یک کلمه، بیش از یک کتاب در ذهن دانشآموز اثر می گذارد و باقی میمانَد؛ با اخلاق خود، با منش خود؛ معلّمِ دارای اخلاق، پرورندهی اخلاق در دانشآموز است. معلّم منیعالطّبع،(۴) معلّم صبور، معلّم متدیّن، معلّم متین، این خصوصیّات و خصلتها را با رفتار خود به دانشآموز خود منتقل می کند ولو یک کلمه هم در این زمینهها حرف نزند؛ این نقش معلّم است. معلّم بنابراین بسیار مهم است. از اینجا است که بنده همیشه از سالها پیش اعتراض داشتم به کسانیکه جامعهی معلّمین را در زمینههای سیاسی مثل یک ابزار می خواهند به کار ببرند؛ این جفا است. این مال امروز نیست؛ مال سالهای دههی ۶۰ [است]؛ بعضی از این کارها می کردند. شأن معلّم اینها است؛ نمی شود این الماس قیمتی را وسیلهی یکقُلدوقُل قرار داد و با آن بازی کرد. معلّم شأنی دارد، جایگاهی دارد؛ این جایگاه معلّم است.
البتّه اینجا من اطّلاع پیدا کردم که در آیندهی نه چندان دوری یک تعداد خیلی زیادی معلّم -حالا من رقم نگویم- بازنشسته خواهند شد و نیاز به معلّم وجود خواهد داشت؛ این از جملهی نیازهای نزدیک آیندهی آموزشوپرورش است. خب چه کار کنیم؟ فرض بفرمایید ظرفیّتِ دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجائی هم جواب نمی دهد. چه کار کنیم؟ راه را باز کنیم و همینطور بیحسابوکتاب افراد را وارد آموزش پرورش کنیم؟ نه، باید فکر کرد. اوّلاً در درجهی اوّل ظرفیّت های این دانشگاههای معلّمپرور را باید تا آنجایی که ممکن است افزایش داد، این از همه مقدّم است؛ اگر این هم جواب ندهد باید ضابطه گذاشت؛ مراکز اصلی بنشینند، ضابطه بگذارند برای [جذب] معلّم. این یک جمله دربارهی معلّم.
امّا در مورد آموزش و پرورش؛ آموزش و پرورش زیرساخت اصلی علم و تحقیق در کشور است. زیرساختهای کشور خیلی مهم است؛ زیرساختهای مهندسی کشور، زیرساختهای علمی کشور، زیرساختهای ادبی و فرهنگی کشور، اینها خیلی مهم است. وقتی در یک کشوری، زیرساختها در یک بخش فراهم بود، تولید در آن بخش آسان خواهد شد. زیرساخت علم و تحقیق، آموزشوپرورش است. اگر آموزشوپرورش با سیاستهای خود، با رفتارهای خود، با برنامهریزیهای درست خود، حرکت درستی را دنبال بکند، این زیرساخت روزبهروز بهتر و قویتر خواهد شد؛ در زمینهی علم و تحقیق که نیاز اصلی و اساسی و بلندمدّت و میانمدّت و کوتاهمدّت ما است، کشور غنی خواهد شد؛ اهمّیّت آموزشوپرورش این است. اگر ما آموزشوپرورش را به حال خودش رها کنیم، دقّت لازم را نکنیم و در آموزشوپرورش مشکل درست بشود، این زیرساخت لطمه خواهد خورد؛ آنوقت ضررش دیگر غیر قابل محاسبه است.
یکوقتی در زمان طلبگیِ ما در قم، یک خیّاط فهیم و دانایی در قم داشتیم که لباس طلبگی درست می کرد و قبا درست می کرد. برای یکی از علمای معروف آن روزِ قم، قبا درست کرده بود؛ آن عالم، ظاهراً یک ایرادی گرفته بود به این قبا؛ ایشان گفته بود که «آقا! اِذا فسد الخیّاط، فَسَدَ القَبا؛ امّا اِذا فَسَدَ العالِم، فَسَدَ العالَم»؛(۵) من اگر کارم را درست انجام ندهم، قبای شما یک خُرده اینجایش مثلاً اشکال پیدا می کند امّا شما اگر خداینکرده اشکالی پیدا کردید، «فَسَدَ العالَم» می شود. ببینید، حالا خداینکرده «اذا فسد آموزشوپرورش» شما ببینید چه اتّفاقی در کشور میافتد.
وظیفهی آموزشوپرورش، تربیت یک نسل است؛ وقتی در نگاهِ میانمدّت نگاه می کنیم، یک نسل را برای یک دورهی آینده می خواهد تربیت کند. چهجوری تربیت خواهد کرد؟ چه تربیت خواهد کرد؟ آموزشوپرورش [باید] بتواند نسلی تربیت بکند باایمان؛ اصلش ایمان است. بچّههای لااُبالی و هُرهُریمذهب(۶) که به هیچچیز پابند نیستند، اینها در آیندهی کشور، نه برای خودشان مفیدند، نه برای کشور مفیدند، نه برای جامعه مفیدند؛ اوّل ایمان است. نسل باایمان، باوفا، مسئولیّتپذیر، دارای اعتماد به نفس، دارای ابتکار، راستگو، شجاع، نسل باحیا، بافکر، اهل فکر کردن، اهل به کار گرفتن اندیشه، عاشق کشور، عاشق نظام، عاشق مردم، [نسلی که] کشورش را دوست بدارد، مصالح کشورش را مصالح شخص خودش بداند، از آنها دفاع کند؛ یک چنین نسلی باید پرورش پیدا کند؛ یک نسل محکم، قوی، عازم، جازم،(۷) باابتکار، پیشرُو، فعّال؛ اینجور نسلی [لازم است]؛ این کار آموزشوپرورش [است]؛ ببینید چه کار با اهمّیّتی است! می گویم کار آموزشوپرورش، نمی گویم کار معلّم. با اینکه وسیله معلّم است، امّا معلّم، تنها عاملِ ایجاد یک چنین نسلی نیست؛ آموزشوپرورش است که فضا را فراهم می کند برای معلّم، برای دانشآموز، برای اولیا، برای طرّاحان، برای نویسندگان کتابهای درسی؛ اینها همه مؤثّر است؛ آموزشپرورش است که این کارها را انجام میدهد.
این را توجّه داشته باشید، گزارشهایی که به من می رسد نشان می دهد که یک جریانی -این را من «جریان» احساس می کنم- در کشور سعی می کند آموزشوپرورش را از چشمها بیندازد؛ ارزش آموزشوپرورش را و اعتماد به آموزشوپرورش را در دلها از بین ببرد؛ مقاصدی دارند. این [جریان] از بیرون هم هدایت می شود. حالا بعضیها لجشان می گیرد؛ تا ما می گوییم دستهای خارجی، می گویند شما مدام به خارجیها حمله می کنید! نه، ما ضعفهای خودمان را میبینیم؛ اگر ما قوی باشیم، آن خارجی هیچ غلطی نمی تواند بکند، امّا او از همین ضعفهای ما است که دارد استفاده می کند، برنامهریزی می کند، نقشه می کشد، نفوذ می کند؛ راههای مستقیم را کج می کند، معوج می کند.
یکی از اشکالات آموزشوپرورش ما، بیماری دانشگاهگرایی است. در سطح محیط دانشآموزی ما دانشگاهگرایی وجود دارد؛ یعنی اگر کسی بخواهد درس بخواند و به دانشگاه نرسد، کأنّه درس نخوانده؛ این خطا است، این غلط است، لزومی ندارد. ما اینقدر در کشور نیازهای فوری، فوتی، لازم و مهم داریم که هیچ احتیاجی به تحصیلات دانشگاهی ندارد؛ احتیاج به مدرک دکتری و ارشد و غیرذلک ندارد؛ اینکه بنده سالهای متمادی -چندین بار تا حالا- روی این هنرستانها و فنّیحرفهایها تکیه می کنم، بهخاطر این است. این بخشهای مربوط به فنّیحرفهای را باید تقویت کرد، باید افزایش داد. خیلیها هستند که در تحصیلات مربوط به هنرستان کار کردهاند، در فنّیحرفهای پیش رفتهاند، یاد گرفتهاند، بلد شدهاند که چه کار کنند، آمدهاند، مشغول کار کردنند؛ هم زندگی مادّیشان تأمین است، هم ازلحاظ روحی شادابند، هم دارند به جامعه خدمت می کنند؛ این بهتر است یا آن که زحمت کشیده و مدرک دکتری هم گرفته، [امّا] بیکار نشسته آنجا، کار پیدا نمی کند، یا اگر کاری هم پیدا بکند، یک کار سطحیِ کمارزش در فلان دستگاه یا در فلان اداره که [بگویند] برو بهعنوان مثلاً مشاور یا مانند اینها آنجا بنشین! چه ارزشی دارد اینهمه درس خواندن و اینهمه زحمت کشیدن؟ دانشگاهگرایی خطا است.
بله، ما نیاز به علم داریم، نیاز به تحقیق داریم؛ هرچه در زمینهی علم پیش برویم، زیاد نیست؛ این را من سالها است دارم میگویم و بحمدالله پیشرفت هم کردهایم، امّا معنایش این نیست که هرکسی پایش را می گذارد در دبستان یا دبیرستان، هدف خودش را دانشگاه بداند؛ نه، هزاران کار وجود دارد که اینها احتیاج به دانشگاه ندارد، احتیاج به آن هزینهی سنگین ندارد، آن شور و شوق و استعداد لازم [دانشگاهی] را نیاز ندارد. اینها را ما از یاد نبریم؛ اینها ثروتهای ما است، ثروت ما است. این جوانی که می تواند در فنّیحرفهای کار بکند و به یک جایی برسد -در هر زمینهای: در زمینههای هنر، در زمینههای صنعت، در زمینههای فنّی و غیره- این ثروت ملّی است، این مال کشور است؛ باید از او استفاده بشود.
یک مسئلهی مهمّ دیگر، این مسئلهی سند تحوّل است. خب، دوستان و مسئولین مجرّب و باسابقه نشستند، زحمت کشیدند، سند تحوّل را درست کردند؛ خیلی خوب، ابلاغ هم شد. شروع شد که عملیّاتی بشود ولی تا حالا پنج شش سال هم گذشته، [امّا] نشده؛ چرا؟ تا کِی باید نشست تا این نظامنامههایی که گفته می شود در ذیل سند تحوّل باید تحقّق پیدا کند، تنظیم بشود؟ این کار باید زود انجام بگیرد. معلوم می شود شور و شوقِ لازم نیست، انگیزهی لازم نیست. بنده جدّاً از وزیر محترم و مسئولین محترم می خواهم که مسئلهی تحوّل را جدّی بگیرند. آموزشوپرورش ما نیازمند تحوّل است. این سند تحوّل نشاندهندهی این است که ما نیاز داریم به تحوّل. تحوّل هم صِرف عوض کردن ظواهرِ کار نیست، یعنی یک کار عمقی باید انجام بگیرد. آنطور که متخصّصین اینکار می گویند -چون بنده که تخصّص این کار را ندارم- این سند تحوّل علیالظّاهر می تواند؛ کفالت می کند و کفایت می کند این را؛ باید دنبال کنند.
پروردگارا! آنچه گفتیم و شنیدیم برای خودت و در راه خودت قرار بده. پروردگارا! روح مطهّر شهدا، روح امام بزرگوار، ارواح طیبّهی بزرگان اسلام را مشمول رحمت و لطف خودت قرار بده.
والسّلام علیکم و رحمةالله
پی نوشت ها:
۱) در ابتدای دیدار، آقای فخرالدّین احمدی دانشآشتیانی (وزیر آموزش و پرورش) گزارشی ارائه کرد.
۲) اقبال الاعمال، ج ۲، ص ۶۸۷ (مناجات شعبانیّه)
۳) حاضر و آماده
۴) بلندهمّت
۵) خندهی حضّار
۶) بیاعتقاد و بیبندوبار
۷) استوار، مصمّم
۸) سند آموزش ۲۰۳۰ یونسکو با رویکرد تأثیر بر همهی حوزههای آموزشی کشورها، در سال ۲۰۱۵ میلادی و برای اقدام عملی کشورها، در سازمان ملل متّحد ارائه شد. جمهوری اسلامی ایران نیز از کشورهای شرکتکننده در این اجلاس بود که متعهّد به اجرای این سند شد و در سال ۱۳۹۵، سند ملّی آموزش ۲۰۳۰ جمهوری اسلامی ایران را تصویب کرد.










نظر شما