به گزارش خبرگزاری حوزه، شهید حسن طهرانیمقدم میدانست موشک بدون سکوی پرتاب کافی، ترسی برای دشمن ایجاد نمیکند. وقتی همه میگفتند ساخت چهار سکوی جدید در شش ماه «نمیشود»، او تیم جوانش را پای کار آورد تا در رژه ۱۳۸۲، ستون ششتایی سکوهای دوربرد، پاسخ قاطعی به عبارت «نمیشود» و تهدیدات آمریکا باشد. مطلب پیش رو به تشریح این جریان میپردازد:
رئیسجمهور آمریکا کمی قبل از حمله به عراق، ایران را محور شرارت معرفی کرده بود؛ برای همین هم عید سال ۱۳۸۲ که آمریکا به عراق حمله کرد، تهدید نظامی علیه ایران دیگر لفاظی نبود. ایران تا آنموقع تعداد زیادی موشک شهاب ۳ ساخته بود؛ اما فقط دو سکوی پرتاب موشک داشت. اسرائیلیها هم مدام توی رسانههایشان میگفتند که ایرانیها هر سال فقط دو سکو را در رژه نظامیشان میآورند و دستشان خالیست. حسن طهرانیمقدم میدانست که موشک، بدون سکوی پرتاب کافی ترسی برای دشمن ندارد؛ برای همین هم میخواست رژهی آن سال، ۶ سکوی موشکی داشته باشد.
با اینکه از دور، سکوی پرتاب موشک فقط یک سازه آهنی دیده میشد، پیچیدگیهایش کمتر از موشک نبود و قسمتهای مختلف هیدرولیکی و الکترونیکی و از همه مهمتر تابلوی هدایت-کنترل موشک را در دل خودش داشت. برای همین هم مهندسی معکوس و ساخت همان دو سکو، خودش چند سال طول کشیده بود. بهخاطر این سختیها وقتی حاجحسن گفت که توی کمتر از ۶ ماه، ۴ سکوی جدید میخواهد، جواب مجموعههای صنعتی دفاعی فقط خنده بود؛ میگفتند تو یک سال، نهایتا میتوانند دو سکو تحویل بدهند و برخی در برابر اصرار حاجحسن، تیکه هم میانداختند که «اگر خیلی عجله دارید، بروید سوپر بغلی»؛ میدانستند کس دیگری نمیتواند چنین چیزی بسازد.
حاج حسن بچههای خودشان، یعنی گروه موشکی دوربرد و مهندسهای مرکز تحقیقاتی شهید صنیعخانی را جمع کرد و ازشان خواست که پیوست فنی ساخت سکوی موشکی را آماده کنند. خودش هم رفت دنبال هماهنگی بودجه و محل ساخت؛ جایی که رییس یکی از صنایع با آمدنش پای کار، خیال حاج حسن را راحت کرد. بچهها یک هفته شبانهروز وقت گذاشتند و یک پیوست فنی تهیه کردند که داخلش، رفع ایرادات سکوهای قبلی هم دیده شده بود. اما وقتی حاج حسن آن را گرفت و گفت خودتان باید بسازید، دهان بچهها باز ماند! هرچه گفتند «ما این را برای خودمان ننوشته بودیم»، حاج حسن قبول نکرد.
تیم مهندسی و فنیشان کمتعداد بود، ولی بچههای موشکی هم بهصورت پارهوقت باهاشان همکاری میکردند. برای نیروهای جوشکار و تراشکار و کارگر اضافی هم، همان کارخانه دولتی کمک کرد تا کار سریعتر پیش برود. حاج حسن میخواست با ساخت آن سکوها، هم رویِ دشمن را کَم کند و هم رویِ عبارت «نمیشود»ی را که خیلیها بهش عادت کرده بودند.
روز رژه شهریور ۱۳۸۲، وقتی ستون ۶ تایی سکوهای دوربرد ایران از جلوی وابستگان نظامی خارجی رد میشد؛ همگی حسابی تعجب کردند. مشخص بود که پیش خودشان حساب میکردند که ایران یا تعداد زیادی سکوی موشکی دارد یا خیلی سریع میتواند آنها را خودش بسازد. بعدها دیدند که مجلات آمریکایی، عکس همان قطار سکوها را برای خبرِ رژه نظامی ایران کار کردهاند.
منبع: برگرفته از جلد سوم کتاب «مرد ابدی»؛ زندگینامه شهید طهرانیمقدم به قلم معصومه سپهری










نظر شما