شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۰
امید به‌مثابه راهبرد حکمرانی؛ واکاوی منظومه فکری رهبر شهید در مواجهه با بحران‌ها

حوزه/ عضو شورای تخصصی حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: در منظومه فکری رهبر شهید، «امید» صرفاً یک توصیه اخلاقی یا شعار اجتماعی نیست، بلکه راهبردی بنیادین برای حکمرانی، عبور از بحران‌ها و حفظ پویایی جامعه به شمار می‌آید؛ راهبردی که بر اعتماد به مردم، مقاومت فعال و آینده‌نگری تمدنی استوار است.

خبرگزاری حوزه| در روزگاری که بحران‌های سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای، بسیاری از جوامع را با فرسایش امید اجتماعی مواجه کرده است، بازخوانی منظومه فکری رهبر شهید، تصویری متفاوت از «امید» ارائه می‌دهد؛ امیدی که نه یک احساس مقطعی، بلکه راهبردی برای حکمرانی، مدیریت بحران و حفظ انسجام اجتماعی است.

در این نگاه، جامعه‌ای که امید خود را از دست بدهد، در برابر فشارهای بیرونی و جنگ روایت‌ها آسیب‌پذیر خواهد شد؛ از همین رو، اعتماد به مردم، روایت پیشرفت، تکیه بر توان داخلی و جلوگیری از گسترش ناامیدی، به بخشی از الزامات حکمرانی تبدیل می‌شود.

در کنار این مؤلفه، نگاه ایشان به جایگاه زن، یکی از مهم‌ترین ابعاد این منظومه فکری را شکل می‌دهد. «زن تراز انقلاب» در این چارچوب، صرفاً محدود به نقش‌های خانوادگی تعریف نمی‌شود، بلکه دارای هویت مستقل، مسئولیت اجتماعی و نقش تمدنی است.

زن در این نگرش، همزمان می‌تواند محور آرامش خانواده، کنشگر اجتماعی، روایتگر حقیقت و حامل پیام مقاومت باشد؛ الگویی که ریشه‌های آن را می‌توان از زنان صدر اسلام تا نقش‌آفرینی مادران شهدا و زنان فعال در عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی امروز مشاهده کرد.

بر همین اساس، امیدآفرینی و نقش‌آفرینی زنان دو مفهوم جدا از هم نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند، زیرا جامعه‌ای که زنان آن در میدان هویت، آگاهی و مسئولیت حضور فعال داشته باشند، ظرفیت بیشتری برای عبور از بحران‌ها و حرکت به سوی آینده‌ای پایدار خواهد داشت.

در گفت و گو با معصومه ظهیری، دبیر ستاد راهبری زن و خانواده حوزه علمیه و همچنین عضو شورای تخصصی حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی به بررسی هرچه بیشتر این موضوع پرداخته‌ایم که مشروح آن تقدیم می گردد:

سؤال: درباره تبیین ویژگی‌های شخصیتی رهبر شهیدمان از ابعاد مختلف صحبت می‌کنیم. نگاه امام خامنه‌ای شهید به مقوله امیدآفرینی در این ۳۷ سال زعامت به‌ویژه ناظر به حوزه زنان و خانواده و انگیزه‌ای که به زنان انقلابی و متدین و حتی زنان طیف خاکستری و عموم جامعه می‌دادند، چه در بُعد هویت ملی و چه هویت زنانه، چگونه بود؟ لطفاً این نگاه را تشریح بفرمایید.

سیره رهبر شهید انقلاب همان‌گونه که در پیام رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی سید مجتبی خامنه‌ای نیز مطرح شد، در بخشی از ابعاد خود ناشناخته مانده و بسیاری از زوایای شخصیت ایشان شاید هنوز به‌صورت کامل عیان و تبیین نشده باشد، اما شخصیت ویژه ایشان دارای ابعاد گوناگون و متعددی بود.

جدای از شخصیت فردی ایشان به‌عنوان عالمی فرزانه و مجتهدی جامع‌الشرایط، ایشان در جایگاه رهبر، پدر امت و یک شخصیت بین‌المللی که از مقبولیت عمومی برخوردار بود، شناخته می‌شدند. امروز مشاهده می‌کنید که در بحث پس از فقدان ایشان، این خلأ صرفاً محدود به جامعه ایرانی نیست، بلکه در بسیاری از کشورهای جهان اسلام و حتی در میان آزادگان غیرمسلمان نیز نسبت به نبود ایشان تأثر عمیق و اظهار تأسف گسترده‌ای وجود دارد.

شایسته است شخصیت‌های رسانه‌ای، به‌ویژه خبرگزاری حوزه و مجموعه‌هایی که در این عرصه فعالیت دارند، از منظر جریان‌های حوزوی، بیش از پیش به این مسئله بپردازند.

آرمان جهانی در نگاه امام شهید

نگاه عمومی رهبر شهید، نگاهی برخاسته از آزاداندیشی و زمینه‌سازی برای تحقق وعده الهی در روی زمین بود؛ همان وعده‌ای که خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» (سوره قصص، آیه ۵).

آنچه دیگران، از شهدای صدر اسلام تا شهدای نهضت‌های آزادی‌خواهانه و به‌ویژه نهضت‌هایی که در حوزه‌ها شکل گرفته بود، به‌عنوان میراث و ارمغان در اختیار ما قرار داده بودند، می‌بایست توسعه پیدا می‌کرد تا بتوانیم عالی‌ترین سطح بسترسازی و زمینه‌سازی را فراهم کنیم. این هدف غایی رهبر شهید بود؛ چراکه ایشان نگاهی کمال‌گرایانه نسبت به حرکت مردم داشتند.

مردم؛ «مهم‌ترین تکیه‌گاه» در منظومه فکری رهبری

ویژگی دوم ایشان این بود که تمام پشتوانه حرکت، امید و تکیه‌گاه ایشان، مردم بودند. ایشان هیچ جناح، جریان یا قدرتی را بالاتر از قدرت مردم نمی‌دیدند.

زن در نگاه رهبری؛ از «نقش خانوادگی» تا «هویت مستقل اجتماعی»

ویژگی سوم این بود که در بیانات مختلف ایشان بارها تأکید شد که زنان، پیشگام و پیشرو انقلاب بوده‌اند. در سخنرانی‌ای که در قم داشتند، به حرکت زنان محله چهارمردان و وقایع سال ۱۳۴۲ و همراهی آنان با امام اشاره کردند.

همچنین در دیدارهای مختلف، بر اهمیت جایگاه خانواده از دو منظر تأکید داشتند؛ نخست، مسئله پرورش نسل در خانواده. ایشان تأکید ویژه‌ای داشتند که زنان باید سکان‌دار پرورش نسل صالح باشند و از همین رو، جایگاه زنان در خانواده را جایگاهی ویژه می‌دانستند.

مسئله دوم این بود که ایشان زن را صرفاً در قالب‌های اضافی، مانند زن در خانه، زن به‌عنوان همسر، مادر یا خواهر تعریف نمی‌کردند؛ بلکه برای زنان، هویتی مستقل قائل بودند و آنان را افرادی صاحب اراده و اختیار می‌دانستند که می‌توانند متناسب با ویژگی‌های اختصاصی خود، به‌عنوان یک زن نقش‌آفرینی کنند. این نگاه در سیره و بیانات ایشان کاملاً مشهود بود.

چه در تقدیر و تحسین بانوانی که در عرصه‌های ورزشی، هنری، علمی و المپیادها موفق به کسب افتخار می‌شدند و چه در تجلیل از زنانی که در سنگرهای فرهنگی و جهادی فعالیت می‌کردند، این نگاه همواره دیده می‌شد و ایشان از این تلاش‌ها حمایت و تقدیر می‌کردند.

«حفظ سنگر انقلاب»؛ روایت زنانی که میدان را ترک نکردند

این تأیید و حمایت، پشتوانه‌ای شد تا زنان امروز در این بعثت نوین، در بسیاری از عرصه‌ها، علمداری و پرچم‌داری را برعهده بگیرند؛ گویی آنان عهد و میثاقی را که با رهبر شهید بسته بودند، امروز با وفاداری دنبال می‌کنند.

در این شب‌ها، مشاهده می‌کنیم که اکثریت جمعیت را زنان تشکیل می‌دهند و هر شب این پیام تکرار می‌شود که میدان رزم و حضور برای مردان است، اما حفظ پایگاه انقلاب، صیانت از عهد و میثاقی که با رهبری بسته شده، حفظ خیابان، میدان و ادامه این مسیر، برعهده ما و فرزندان ماست و ما این سنگر را حفظ خواهیم کرد.

سه ستون اصلی رهبری در چهار دهه زعامت

سیره رهبر شهید انقلاب، برگرفته از سیره پیامبر گرامی اسلام، امیرالمؤمنین علیه‌السلام، ائمه اطهار علیهم‌السلام و همچنین کسانی که پیش از ایشان در این مسیر بودند، همچون بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) و آزادگان جهان که در این راه گام برداشتند، خلف صالحی برای گذشتگان بودند و خود نیز این مسیر را ادامه دادند.

ایمان به خدا، تکیه بر عزم قاطع برخاسته از توسل و توکل، و اعتماد به مردم، مهم‌ترین پشتوانه‌هایی بود که حضرت آقا در این چهار دهه زعامت بر آن استوار بودند و گویا آیه شریفه «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطْغَوْا» (سوره هود، آیه ۱۱۲) را در عرصه عمل تکرار کردند و این مسیر را به‌عنوان امانتی برای نسل آینده به یادگار گذاشتند و خود به دیار باقی شتافتند.

سؤال: چرا رهبر شهید انقلاب در دیدار با طیف‌های مختلف جامعه، از دانشجویان، طلاب، فضلا، مهندسان، سیاسیون، کسبه و... همواره بر مسئله امید تأکید می‌کردند و بر این نکته اصرار داشتند که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز نباید امید به آینده را از دست داد و این امید، بسترساز تقویت فرهنگ و هویت ماست؟ می‌خواهم بدانم در این زمینه، ناظر به حوزه زنان، چه شاخصه‌هایی در کلام امام شهید وجود دارد؟

اساساً روش و منش رهبر شهید انقلاب برگرفته از آموزه‌های دینی بود. در قرآن کریم، ناامیدی جایگاهی ندارد و انسان مؤمن نباید دچار یأس شود. ما گاهی در گفتگو با فرزندان یا شاگردان خود، از این تعبیر معروف استفاده می‌کنیم که «ناامیدی کار شیطان است» و سپس به آیات قرآن استناد می‌کنیم؛ آنجا که خداوند می‌فرماید: «...لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ...» (سوره زمر، آیه ۵۳). این، وعده الهی است؛ وعده امید به رحمت و لطف پروردگار.

در قرآن کریم آمده است که خداوند، پس از آنکه انسان‌ها ناامید می‌شوند و گمان می‌کنند راهی باقی نمانده است، باران رحمت خود را نازل می‌کند و فضل و رحمت خویش را به‌صورت گسترده شامل حال آنان می‌سازد.

بنابراین، در فرهنگ دینی ما، ناامیدی، یأس و دوری از رحمت الهی در هیچ شرایطی معنا ندارد؛ حتی در زمانی که انسان احساس ضعف، ناتوانی یا کمبود کند. در همان شرایط نیز وعده الهی وجود دارد که می‌فرماید: «...کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ...» (سوره بقره، آیه ۲۴۹). این حرکت «بِإِذْنِ اللَّهِ» خود منشأ امیدآفرینی است.

«آیه امید» در کلام رهبری؛ نترسید، سست نشوید

رهبر شهید نیز در سال‌های اخیر، مکرر به برخی آیات قرآن استناد و تأکید می‌کردند. یکی از این آیات، آیه شریفه «...وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ...» (سوره حج، آیه ۴۰) بود. ایشان تأکید داشتند که انسان باید گام‌های خود را استوار بردارد، محکم بایستد و آینده پیش‌رو را ببیند.

ایشان توصیه می‌کردند که تجهیزات، هیاهو و قدرت‌نمایی دشمن، انسان را دچار ضعف و تزلزل نکند؛ همان‌گونه که در کلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام خطاب به محمد حنفیه آمده است که به ساز و برگ، سروصدا و آرایش جنگی دشمن نگاه نکن، بلکه قله را ببین و افق‌های دورتر را مدنظر قرار بده؛ اگر کوه از جای خود حرکت کرد، تو از جای خود حرکت نکن.

این تعبیر امیرالمؤمنین علیه‌السلام بسیار عمیق است؛ اینکه کوه جابه‌جا شود، اما انسان مؤمن از موضع خود عقب‌نشینی نکند. امام شهید انقلاب نیز همین پیام را نه‌تنها به مردم ایران، بلکه به امت اسلامی منتقل می‌کردند؛ هرچند نسبت به مردم ایران نیز اعتماد و امید ویژه‌ای داشتند. نکته جالب این بود که این مسئله دو سویه بود؛ هم خود ایشان به مردم امید و اعتماد داشتند و هم مردم را به همبستگی، وحدت و امید توصیه می‌کردند.

آیه دیگری که ایشان بارها تکرار می‌کردند و حتی بر یکی از کتیبه‌های حسینیه رهبر شهید انقلاب نقش بسته بود، این آیه شریفه است: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» (سوره آل‌عمران، آیه ۱۳۹).

ایشان این آیه را «آیه امید» می‌دانستند و می‌فرمودند که قرآن می‌گوید نترسید، سست نشوید و اندوهگین نباشید؛ شما پیروز هستید و این وعده قطعی الهی است؛ زیرا «إِنَّ اللَّهَ حَقٌ». البته این وعده، شرطی نیز دارد و آن، ایمان است؛ «إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ».

«بعثت دوباره»؛ پیام رهبری برای استمرار مسیر

حرکت امروز مردم نیز بر همین اساس است؛ ما بر ایمان و عهد و پیمان خود استوار ایستاده‌ایم. این همان سفارش و وصیت رهبر شهید بود که تأکید داشتند نترسید، چراکه پیروزی از آنِ شماست و این سخن را بر پایه آیات قرآن بیان می‌کردند.

ایشان حتی خطاب به مسئولان و کسانی که در میدان مبارزه حضور دارند، فرمودند که اگر دشمن بخواهد شما را از پا درآورد، حتی اگر ما هم نباشیم، خداوند مردمانی دیگر را برخواهد انگیخت. اینکه امروز بر در و دیوار نوشته شده است «ما اهل بعثت دوباره‌ایم»، ناظر به همین معناست؛ بعثت، یعنی برانگیختگی، برخاستن و قیام دوباره.

اینکه امروز ایستاده‌ایم، راست‌قامت مانده‌ایم، بر عهد و پیمان خود استواریم و هراسی نداریم، در حقیقت عمل به همان سفارش ایشان است و ما امروز در حال عمل به وصیت ایشان هستیم.

«ارتجاع ممنوع»؛ قرائت عاشورایی از آیه جنگ اُحد

قرآن کریم مردم حاضر در جنگ احد را مورد ملامت قرار داد؛ زمانی که شایع شد پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله به شهادت رسیده‌اند برخی دچار تزلزل شدند. در آن هنگام این آیه نازل شد: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَی أَعْقَابِکُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ» (سوره آل‌عمران، آیه ۱۴۴).

یعنی ارتجاع ممنوع است، عقب‌گرد ممنوع است و واپس‌گرایی جایگاهی ندارد. جامعه اسلامی باید همواره حرکت رو به جلو داشته باشد و بانوان در این مسیرِ رو به جلو و در عرصه امیدآفرینی، نقشی ویژه و تعیین‌کننده برعهده دارند.

از «نسیبه» تا زنان مدینه؛ زنانی که در میدان ماندند

این حضور بانوان از دو جهت قابل تحلیل است. نخست آنکه خود آنان مستقیماً در میدان حضور دارند. دقیقاً همان‌گونه که در ماجرای جنگ احد مشاهده می‌کنیم؛ زمانی که آن آیات نازل شد، بانویی همچون نسیبه، با تمام وجود از جان پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله دفاع کرد، تا آنجا که در این راه مجروح شد و ضربه شمشیر خورد. نقل شده است که پیامبر تا پایان عمر، همواره جویای احوال او بودند و برایش هدیه می‌فرستادند.

این در حالی بود که در همان جنگ، برخی مردان که حتی ادعای صحابی بودن داشتند، میدان را ترک می‌کردند و می‌گریختند. در مقابل، هنگامی که زنان مدینه شنیدند چنین حادثه‌ای رخ داده است، به سمت میدان نبرد حرکت کردند و پرسیدند چه اتفاقی افتاده است. وقتی به آنان گفته شد که پیامبر خدا (ص) کشته شده‌اند، با حالت اعتراض و سرزنش، مشتی خاک به سمت فراریان پرتاب کردند و گفتند: شمشیرهایتان را به ما بدهید و خودتان بروید و کنار چرخ‌های نخ‌ریسی بنشینید. این تعبیر، کنایه‌ای به ترک میدان و سستی آنان بود.

این پیشگامی، میدان‌داری و بعثت‌آفرینی بانوان، گویی در طول تاریخ استمرار داشته است؛ به‌گونه‌ای که هرگاه جامعه اسلامی با خلأیی مواجه شده یا شرایط اقتضا کرده است که برخی سکوت کنند، زنان مؤمن و آگاه به میدان آمده‌اند.

برای نمونه، پس از رحلت جانسوز پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله، در شرایطی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مأمور به صبر و سکوت بودند، حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها میدان‌دار شدند. ایشان با خطبه‌خوانی، روشنگری، جهاد تبیین و ابلاغ آشکار حقایق، نقش‌آفرینی کردند. به در خانه مهاجران و انصار رفتند، سخن گفتند، گریستند و با یادآوری و تداعی معانی، تلاش کردند جامعه را بیدار کنند. حتی از بلال خواستند اذان بگوید، شاید صدای او مردم را به یاد پیامبر و سفارش‌های ایشان بیندازد.

این جریان از عصر پیامبر (ص) آغاز شد و در مقاطع مختلف تاریخ اسلام تکرار شد. در برخی جنگ‌ها، زنان با آوردن آب، امدادرسانی و همراهی رزمندگان نقش‌آفرینی کردند. در جنگ صفین نیز بانوان در کنار امیرالمؤمنین علیه‌السلام حضور داشتند و با شعارها و سخنان حماسی، سپاه اسلام را تهییج و تقویت می‌کردند.

«اگر زینب نبود»؛ نقش روایت‌گری زنان در تداوم جریان مقاومت

این حقیقت در واقعه کربلا به اوج خود رسید. در فاصله میان حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام تا حادثه عاشورا، شاید نوعی فترت و سکون در جامعه دیده می‌شود، اما در کربلا دوباره این حقیقت آشکار شد. آن شعر معروف که می‌گوید:
«کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود
سرّ نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود»
تنها به شخص حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها اختصاص ندارد، بلکه ناظر به مجموعه زنان و کودکان مقاومی است که در آن واقعه حضور داشتند.

هشتاد و چهار زن و کودک به اسارت درآمدند، اما در هیچ صفحه‌ای از تاریخ، نشانی از تسلیم، ضعف یا عقب‌نشینی آنان دیده نمی‌شود؛ حتی درباره همان دختر سه‌ساله‌ای که در دامان حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، شب و روز سخت اسارت را سپری می‌کرد.

حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها و امام سجاد علیه‌السلام، به‌عنوان بازماندگان واقعه کربلا، مسئولیت حفظ و استمرار مسیر امامت را برعهده داشتند. امام سجاد علیه‌السلام باید زنده می‌ماندند تا جریان امامت تداوم پیدا کند و از همین‌رو مأمور به حفظ جان خود بودند؛ اما حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در میدان روایت، تبیین و مقابله حضور یافتند.

ایشان سخنرانی کردند، در برابر ظلم ایستادند و به‌عنوان رسانه و پیام‌رسان عاشورا عمل کردند. هنگامی که یزید در آخرین منزلگاه تلاش کرد مسئولیت جنایت‌ها را از خود سلب کند و آن را به گردن ابن زیاد و دیگران بیندازد، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها با یک اقدام عمیق رسانه‌ای، مسیر را تغییر دادند. کاروان اسرا در بازگشت از شام تا مدینه، با نشانه‌های عزا و سیاه‌پوشی، ذهن جامعه را با این پرسش مواجه کرد که چه اتفاقی رخ داده است. سپس در هر منزلگاه، حقیقت را بیان می‌کردند که اینان خاندان پیامبرند و چنین جنایتی بر آنان رفته است. همین روشنگری‌ها بود که پایه‌های حکومت ظلم را متزلزل کرد.

«ما ایستاده‌ایم»؛ خون شهدا و ادامه جهاد امید

امروز نیز همین مسیر ادامه دارد. خون فرزندان، معلمان، پزشکان، پرستاران، مددکاران و همه کسانی که برای امدادرسانی به دیگران شتافتند و مورد حمله قرار گرفتند، خود حامل یک پیام رسانه‌ای است؛ پیامی خطاب به مدعیان دروغین حقوق بشر و نظام‌های به ظاهر مدافع انسانیت.

این پیام آن است که ما ایستاده‌ایم و حتی با خون این عزیزان نیز امید می‌آفرینیم. ایستادگی به این معنا نیست که شهید ندهیم، خسارت نبینیم یا رنج نکشیم؛ بلکه به این معناست که تسلیم نشویم. ما یک «نه» بزرگ به استکبار می‌گوییم.

امروز نیز بانوان ما، مادرانی که گاه پیکرهای بی‌سر فرزندان خود را تحویل گرفته‌اند، با پرچم مزین به نام خدا به میدان آمده‌اند و گفته‌اند: «فرزندم، تو امانتی در دستان من بودی و در راه وطن فدا شدی.» و این وطن، وطنی است که نام اسلام و نام خدا در آن طنین‌انداز است.

سؤال: امام شهید تأکید داشتند یکی از مهم‌ترین میدان‌های امروز، میدان امیدآفرینی است. ساختار رسانه‌ای ما امروز چگونه باید اصلاح یا بازتعریف شود تا بتواند این امیدآفرینی را ایجاد کند؛ نه فقط در شرایط جنگی که احساسات و هویت ملی به‌طور طبیعی برجسته می‌شود، بلکه در شرایط عادی نیز این روحیه امید در جامعه استمرار داشته باشد؟

رهبر شهید انقلاب بارها به مسئله «جهاد تبیین» اشاره کردند و حتی بر آن تأکید و امر داشتند. جهاد تبیین دارای ابعاد مختلفی است. یکی از ابعاد آن تحلیل است؛ یعنی تحلیل وضعیت موجود جامعه. بخش دیگر، عبرت‌گیری و الگوگیری از تجربه‌هاست؛ به این معنا که ما باید از کاستی‌ها، ضعف‌ها و مطالبات خود درس بگیریم و در عین حال از نقاط موفقیت و دستاوردها نیز الگو بگیریم.

برای مثال، در برخی حوزه‌ها پیشرفت‌های قابل توجهی داشته‌ایم. ایشان بارها به این موضوع اشاره کردند که زمانی حتی اورانیوم مورد نیاز خود را نیز نمی‌توانستیم تهیه کنیم و برای خرید آن با محدودیت‌های جدی مواجه بودیم. همان مقدار مورد نیاز برای مصارف پزشکی یا صنعتی نیز به ما داده نمی‌شد و با انواع تحریم‌ها مواجه بودیم؛ اما امروز که خودمان توانسته‌ایم آن را تولید کنیم، همان کشورها ما را متهم می‌کنند که اهداف دیگری داریم.

در چنین شرایطی، ایشان از کسانی که در این عرصه‌ها وارد میدان شدند و با تکیه بر توانایی‌های خود دست بالا را به دست گرفتند، تقدیر می‌کردند و تلاش‌های آنان را مورد تشویق قرار می‌دادند.

«مردم از رسانه جلوترند»؛ نقدی به عقب‌ماندگی رسانه‌ای

با این حال، من نسبت به عملکرد رسانه‌ها نقدی دارم. به نظر می‌رسد که مردم ما در بسیاری از موارد از رسانه جلوتر حرکت می‌کنند. سرعت درک و واکنش مردم، گاهی از برخی نخبگان و حتی مسئولان بیشتر است. در این میان، رسانه‌ها و بخشی از مسئولان از این حرکت عقب می‌مانند. به همین دلیل در ابتدای بحث نیز اشاره کردم که مهم‌ترین تکیه‌گاه و امید حضرت آقا، مردم بودند؛ همین مردم عادی.

اگر به تاریخ نیز نگاه کنیم، می‌بینیم که در زمان امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز همین‌گونه بود؛ گاه برخی خواص دچار تردید یا ضعف می‌شدند، اما توده مردم ایستادگی می‌کردند. اساس امت‌سازی نیز بر همین پایه شکل می‌گیرد.

امید چگونه ساخته می‌شود؟

اما امید از کجا شکل می‌گیرد؟ گاهی در یک خانواده، پدری ممکن است امکانات مالی کافی نداشته باشد، اما با اطمینان به فرزندان خود می‌گوید که نگران نباشید و کمی صبر کنید؛ این سخن و این اعتماد، چراغ امید را در دل خانواده روشن نگه می‌دارد.

در مقابل، ناامیدی اغلب از بیرون مرزها و از سوی دشمنان وارد می‌شود. البته گاهی نیز در میان اطرافیان خود ما افرادی هستند که بدون تحلیل و بدون تبیین صحیح سخن می‌گویند؛ کسانی که افق آینده و چشم‌انداز پیش‌رو را نمی‌بینند و تنها به مشکلات لحظه‌ای اشاره می‌کنند. مثلاً وقتی می‌بینند کالایی گران شده است، تنها به همان مسئله بسنده می‌کنند و می‌پرسند چه باید کرد، بدون آنکه تصویر کلی‌تری از شرایط ارائه دهند.

در این زمینه مثال جالبی در زندگی مهاتما گاندی وجود دارد. هند برای مدتی طولانی مستعمره انگلستان بود و حتی در زبان و فرهنگ آن نیز تأثیراتی از این سلطه باقی مانده است. یکی از مظاهر این وابستگی، حتی در مسائل ساده‌ای مانند دکمه لباس دیده می‌شد که از خارج وارد می‌شد.

گاندی برای مقابله با این وابستگی، ابتکاری به خرج داد. او نوعی گره یا نخ‌پیچ را جایگزین دکمه کرد و اعلام کرد که به‌جای استفاده از دکمه‌های وارداتی، از این روش استفاده خواهد کرد تا وابستگی کاهش یابد. این اقدام بعدها به نوعی نماد تبدیل شد و حتی امروز نیز در برخی لباس‌های سنتی هندی می‌توان نمونه‌هایی از آن را مشاهده کرد.

نکته مهم این است که گاندی نگفت ما هرگز به دکمه نیاز نداریم؛ بلکه گفت امروز با امکانات محدود خود صبر می‌کنیم، جایگزینی می‌گذاریم و تلاش می‌کنیم شرایط را اصلاح کنیم.

خطرناکتر از تهدیدها، بزرگنمایی آن است

بنابراین، دیدن وضعیت موجود، شناخت ضعف‌ها و حتی توجه به تهدیدها امری طبیعی و ضروری است؛ اما آنچه خطرناک است، بزرگ‌نمایی تهدیدهای دشمن و غفلت از نقاط قوت و دستاوردهای خود است. اگر ما موفقیت‌ها و پیشرفت‌های خود را نبینیم و آن‌ها را بازگو نکنیم، نه‌تنها برای جامعه خود امید ایجاد نمی‌کنیم، بلکه فرصت معرفی توانمندی‌هایمان به دیگران را نیز از دست خواهیم داد. این در حالی است که بسیاری از این دستاوردها نتیجه تلاش و اراده همین ملت است و باید به‌درستی روایت و تبیین شود.

من به یاد دارم در ماجرای پرتاب ماهواره‌هایی که کشور در حال ارسال آن‌ها بود، طبیعی بود که در برخی مراحل شکست‌هایی رخ دهد یا پروژه دقیقاً در مسیر مورد انتظار قرار نگیرد. این مسئله در همه کشورها سابقه داشته است؛ حتی کشورهایی که امروز ادعای قدرت و برتری دارند، بارها چنین شکست‌هایی را تجربه کرده‌اند و دوباره تلاش کرده‌اند تا به نتیجه برسند.

امید یعنی «راه تازه پیدا کردن»

همان داستانی که درباره ادیسون نقل می‌کند، می‌گوید از او پرسیدند شنیده‌ایم بارها شکست خورده‌ای. ادیسون پاسخ داد: من شکست نخورده‌ام؛ فقط فهمیده‌ام که این راه‌ها به نتیجه نمی‌رسد و باید مسیر تازه‌ای پیدا کنم.

امید دقیقاً همین معنا را دارد. امید به این معنا نیست که ضعف‌ها، تهدیدها یا کاستی‌ها را نبینیم یا انکار کنیم؛ بلکه یعنی در کنار دیدن این مشکلات، باور داشته باشیم که توانایی‌ها و ظرفیت‌هایی در اختیار داریم که می‌توانند جایگزین شوند، ضعف‌ها را جبران کنند و با تکیه بر نقاط قوت، بر دشواری‌ها غلبه کنیم.

فرصت‌ها نیز همیشه آماده و حاضر نیستند؛ گاهی باید آن‌ها را خلق کرد. ما می‌توانیم حتی از دل شرایط سخت و تهدیدها، فرصت‌سازی کنیم.

از «پل خیبر» تا فناوری هسته‌ای؛ روایت ابداع در دل بحران

شاید درباره هشت سال دفاع مقدس نیز آن‌گونه که باید کار نکرده‌ایم و بسیاری از ابتکارها و دستاوردهای آن دوران کمتر روایت شده‌اند. برای مثال، ساخت پل خیبر یک ابتکار و نوآوری بزرگ بود که امکان عبور رزمندگان را فراهم کرد.

اگر در همان ابتدا همه می‌گفتند عبور از آن منطقه ممکن نیست، طبیعتاً هیچ اتفاقی رخ نمی‌داد. شرایط دشوار بود، آب و موانع طبیعی وجود داشت، اما فردی پیدا شد که گفت من راه‌حلی دارم و می‌توانم ابداعی انجام دهم.

حلقه مفقوده پیشرفت؛ پیوند پژوهش، میدان و رسانه

امروز نیز یکی از مشکلات ما این است که میان نظام پژوهشی، اداره کشور و میدان عمل، پیوند کافی وجود ندارد. بسیاری از پژوهش‌ها یا در کتابخانه‌ها باقی می‌مانند یا تنها در ذهن و سینه پژوهشگران نهفته‌اند. البته خوشبختانه در برخی حوزه‌ها این فاصله کمتر شده است. به همین دلیل بود که دانشمندان هسته‌ای ما بارها تأکید کردند که دانش هسته‌ای کشور از بین رفتنی نیست، زیرا این دانش در وجود دانشمندان ما جریان دارد و اگر نسلی از میان برود یا ترور شود، نسل بعدی جایگزین خواهد شد.

این اتصال میان پژوهش، میدان، اقدام و عمل، بیش از گذشته نیازمند تقویت است. دستگاه اجرایی کشور باید پیوند نزدیک‌تری با اهل علم، متخصصان و نیروهای میدانی برقرار کند تا خلأها جبران شود. در این میان، رسانه‌ها نیز نقش بسیار مهمی دارند؛ زیرا می‌توانند حلقه اتصال میان این بخش‌ها باشند و ظرفیت‌ها را به یکدیگر پیوند دهند.

گاهی حتی یک جمله امیدبخش می‌تواند انسان را به ادامه مسیر دلگرم کند؛ اینکه کسی بگوید این هفته را پشت سر بگذار، هفته آینده گشایشی ایجاد می‌شود. همین امید، صبر را بیشتر، اضطراب را کمتر و توان حرکت را تقویت می‌کند.

الحمدلله پس از جنگ ۱۲ روزه نیز عملکرد خوبی در میدان داشتیم و دشمن دیگر نتوانست از عنصر غافلگیری آن‌گونه که می‌خواست استفاده کند. جنگ، به‌ویژه جنگ نامتقارن و نابرابر، طبیعتاً خسارت دارد؛ اما آنچه اهمیت دارد این است که انسان بایستد، از پا نیفتد و تسلیم نشود.

زنانِ امید؛ از سکینه بنت‌الحسین(ع) تا مادران شهدای امروز

نقش زنان ما در این مسیر، همواره نقش امیدآفرین بوده است. برای نمونه، هنگامی که سکینه بنت‌الحسین شعر می‌خواند و خطبه ایراد می‌کرد، زنان کوفه به دو گروه تقسیم شدند؛ گروهی همراه و همدل شدند و گروهی دیگر با توبه و اظهار پشیمانی، بر سر و صورت خود زدند و اعتراف کردند که سکوت آنان زمینه‌ساز آن فاجعه تلخ شده است.

امروز نیز همین روحیه را در خانواده‌های شهدا می‌بینیم. ما توفیق داریم که به دیدار خانواده‌های معظم شهدا برویم. بارها دیده‌ام مادرانی که حتی اجازه نمی‌دهند نگاه ترحم‌آمیزی نسبت به آنان شکل بگیرد و می‌گویند اتفاق خاصی نیفتاده است. برخی از آنان توضیح می‌دهند که پیش از این نیز همسرشان به‌دلیل مأموریت‌های میدانی، ماه‌ها در خانه حضور نداشتند و اکنون نیز با همان روحیه صبر و استقامت زندگی می‌کنند.

این خانواده‌ها با وجود داغ و رنج، همچنان شاکر، امیدوار و حافظ روحیه خود و اطرافیانشان هستند. من به بسیاری از آنان گفته‌ام که دعای حضرت زینب سلام‌الله‌علیها بدرقه راه شما خواهد بود، چراکه چنین استوار ایستاده‌اید.

«رگ‌های قلب ما را بریدید»؛ روایت زینبیِ صبر و ادامه مسیر

حضرت زینب سلام‌الله‌علیها هرگز نفرمودند که حادثه خوبی رخ داده است؛ بلکه فرمودند رگ‌های قلب ما را بریدید. از دست دادن عزیزان همیشه سخت است، فراق سخت است و سوگ دشوار است؛ اما آنچه اهمیت دارد این است که انسان بماند، مسیر را ادامه دهد و میدان را ترک نکند.

من واقعاً دوست دارم این صحنه‌ها روایت و منتشر شود. گاهی در دیدار با خانواده‌های شهدا می‌بینیم فردی که عزیزش را از دست داده، شب در مراسم و میدان حضور پیدا می‌کند و در حالی که دست کودک یا خواهرش را گرفته، همچنان با روحیه و استوار ایستاده است. حتی خانواده‌هایی را دیده‌ایم که چند نفر از عزیزان خود را از دست داده‌اند، اما خسته و ناامید نشده‌اند.

بخش بزرگی از این استقامت، به همان روحیه مادری، گرمای خانه، سفره‌های ساده اما سرشار از محبت، و لالایی‌هایی بازمی‌گردد که نوید آینده و امید به فردا را می‌دهند. به‌نظر من، این ویژگی خاص و ممتاز زنان جامعه ماست.

روایتی که دوربین‌ها جا می‌مانند؛ ایثارهایی فراتر از قاب رسانه

الحمدلله ظرفیت ایثارگری در جامعه ما آن‌قدر گسترده است که حتی دوربین‌ها و رسانه‌ها نیز توان نمایش کامل آن را ندارند. برای مثال، خانواده‌ای را دیدیم که همسر شهید، سرویس طلای خود را که یادگار آغاز زندگی مشترکشان بود، برای تقویت امنیت کشور اهدا کرد.

خود او می‌گفت سه سال دوران عقدشان طول کشیده بود، زیرا همسرش دائماً در مأموریت بود و فرصت تشکیل زندگی کامل فراهم نمی‌شد. همسرش همواره می‌گفت اکنون اولویت، انجام مأموریت و مسئولیت امنیتی است. پس از مدت کوتاهی از آغاز زندگی مشترک، همسرش به شهادت رسید و او همان سرویس طلای ازدواجش را برای تقویت بنیه امنیتی کشور اهدا کرد.

واقعیت این است که هیچ دوربین و تصویری نمی‌تواند عمق چنین فداکاری‌هایی را به‌طور کامل نشان دهد؛ اما این حقیقت‌ها وجود دارند و همین حضورهاست که جامعه را زنده نگه می‌دارد.

تاریخ شفاهی امید؛ سرمایه‌ای برای نسل‌های آینده

امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم این خاطرات و روایت‌ها ثبت و نوشته شوند. این‌ها تاریخ شفاهی ما هستند؛ سرمایه‌هایی که ماندگار خواهند شد و نسل‌های آینده، امید و انگیزه خود را از همین روایت‌ها خواهند گرفت.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha