جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۵
نقش تمدنی روحانیت در عصر رسانه و نبرد روایت‌ها / رهبر شهید چه انتظاری از رسانه‌های حوزوی داشتند؟

حوزه/ وقتی میدان اصلی تقابل‌ها از مرزهای جغرافیایی به مرزهای ادراکی منتقل شد و نبردها در عرصه روایت‌ها رقم ‌خورد، رهبر شهیدمان با تأکید بر «قدرت اقناع» و «تکنیک گفت‌وگو» مأموریتی تازه برای حوزه‌های علمیه ترسیم کردند؛ مأموریتی که روحانیت را نه صرفاً راوی سنت، بلکه معمار آینده می‌داند.

خبرگزاری حوزه| امروز دیگر جنگ‌ها فقط در میدان‌های نظامی تعیین تکلیف نمی‌شوند؛ بخش مهمی از تقابل‌ها در میدان روایت‌ها، تصویرسازی‌ها و مهندسی افکار عمومی جریان دارد. در چنین شرایطی، تأکید رهبر شهید بر «قدرت اقناع» و «تکنیک گفت‌وگو» صرفاً یک توصیه تبلیغی نبود، بلکه ترسیم یک راهبرد تمدنی برای حوزه‌های علمیه به شمار می‌آید.

ایشان به‌خوبی دریافته بودند که در عصر رسانه، هر اندیشه‌ای که نتواند خود را با زبان قابل فهم، روایت مؤثر و قالب‌های جذاب عرضه کند، حتی اگر عمیق و متقن باشد، از میدان اثرگذاری کنار خواهد رفت.

حوزه علمیه امروز با نسلی مواجه است که بیش از آنکه با متن‌های طولانی ارتباط برقرار کند، در فضای تصویر، روایت کوتاه، تعامل و تجربه زیسته معنا می‌یابد. رسانه‌های حوزوی اگر بخواهند در نبرد روایت‌ها نقش‌آفرین باشند، باید به تولید روایت‌های امیدآفرین، عقلانی و تمدن‌ساز روی آورند.

رهبر شهید از رسانه‌های حوزوی انتظار داشتند صدای حوزه‌ای زنده، جوان، بین‌المللی و در کنار مردم باشند؛ رسانه‌ای که بتواند زیبایی‌های تمدن اسلامی را تصویر کند، شبهات را با منطق و اقناع پاسخ دهد و در برابر سلطه روایت‌های تحریف‌شده بایستد. آینده از آنِ جریانی است که بتواند افکار عمومی را بفهمد، با مردم گفت‌وگو کند و روایت خود را به زبان زمانه ارائه دهد؛ و این همان مأموریت تاریخی حوزه در عصر رسانه است.

برای بررسی هرچه بیشتر این موضوع، گفت و گویی انجام داده‌ایم با حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالله جلالی، استاد و پژوهشگر رسانه و نقش رسانه در رسیدن به «حوزه پیشرو و سرآمد» را مورد بحث قرار دادیم که مشروح آن تقدیم خوانندگان می گردد:

* پیام سده؛ نقشه راه تمدنی حوزه در عصر رسانه

ما امروز در آستانه فصلی نوین از حیات حوزه علمیه ایستاده‌ایم. پیامی که سال گذشته از سوی امام شهید به همایش سده صادر شد، صرفاً یک متن تشریفاتی نبود، بلکه نقشه راه تمدنی حوزه در سده دوم بازتأسیس محسوب می‌شود.

پیام امام شهید برای ما یک تکلیف روشن تعیین کرد و آن عبارت بود از اینکه حوزه باید پیشرو و سرآمد باشد.

آنچه از بررسی شبکه مضامین پیام به دست می‌آید و بنده نیز آن را مورد بررسی قرار داده‌ام، این است که به هفت گزاره ارتباطی و رسانه‌ای در پیام تاریخی امام شهید رسیده‌ام که هر یک از این گزاره‌ها را مورد بررسی قرار خواهم داد.

* «حوزه برون‌گراست»؛ آغاز تحول در نگاه رسانه‌ای حوزه

گزاره اول این است که امام شهید فرمودند حوزه نهادی برون‌گراست. خروجی حوزه در همه سطوح، در خدمت فکر و فرهنگ جامعه و انسان‌هاست. در واقع، امام شهید تأکید فرمودند که حوزه علمیه صرفاً یک پایگاه علمی برای تدریس و تدرّس نیست، بلکه حوزه نهادی برون‌گراست.

این تغییر نگاه و رویکرد، تحول انقلابی در ارتباطات حوزوی ایجاد می‌کند. اگر حوزه را مجموعه‌ای از علم، تربیت و کارکردهای اجتماعی و سیاسی بدانیم، رسانه حوزه دیگر نمی‌تواند صرفاً به گزارش اخبار بسنده کند.

در چشم‌انداز حوزه علمیه در تدوین نظامات، به نظر می‌رسد که بحمدالله مدیر حوزه‌های علمیه کشور، آیت‌الله اعرافی هنگامی که بحث تدوین نظامات را در دستور کار مجموعه عناصر فکری حوزه قرار دادند، یکی از خروجی‌های بسیار مبارکی که در این سال‌ها شاهد آن هستیم، تأسیس مرکز رسانه و فضای مجازی حوزه‌های علمیه است که بحق و انصاف توانسته است برون‌داد تحولات مختلف حوزه‌های علمیه را به سمع و نظر مخاطبان خود در داخل و خارج از کشور برساند.

این گزاره نشان می‌دهد که رسانه پیشرو برای حوزه، بایستی مفصل پیونددهنده تولیدات علمی و نیازهای حکمرانی و اجتماعی باشد.

* رسانه فقط بلندگو نیست؛ «آزمایشگاه کارآمدی» است

به نظر می‌رسد امروزه رسانه در جهان معاصر صرفاً یک بلندگو نیست که انعکاس‌دهنده تحولات یک مجموعه باشد، بلکه یک آزمایشگاه کارآمدی است.

ما نیازمند ارتباطات تبیینی هستیم تا بتوانیم اندیشه اسلام درباره نظامات اجتماعی را به زبان توده مردم و نخبگان جهان ترجمه کنیم.

در این زمینه، الحمدلله برنامه‌های اندیشه‌ای خوبی از سوی همین مرکز رسانه و فضای مجازی حوزه‌های علمیه تولید و منتشر شده است؛ هم در خبرگزاری به‌عنوان یک بازوی خبری، هم در هفته‌نامه افق حوزه و همچنین در تلویزیون اینترنتی مرکز رسانه و فضای مجازی حوزه‌های علمیه که توانسته‌اند نسبت خود را با این گزاره اول مشخص کنند.

* «بلاغ مبین»؛ رساندن صدای اسلام به قلب فضای مجازی

گزاره دوم در پیام امام شهید این بود که حوزه موظف به «بلاغ مبین» است. پس از ابلاغ پیام، بحث‌های تبیینی فراوانی در حوزه علمیه شکل گرفت که منظور از بلاغ مبین چیست. با توجه به اینکه این گزاره با رسانه نسبت دارد، ما نیز آن را مورد تحلیل و بررسی قرار دادیم.

دامنه این بلاغ مبین، گستره عظیمی از معارف والای توحیدی تا وظایف شخصی و شرعی، و از تبیین نظام اسلامی و وظایف سبک زندگی، محیط زیست، حمایت از طبیعت و حیوانات تا بسیاری از عرصه‌ها و زوایای دیگر حیات بشری را شامل می‌شود.

اگر بخواهیم ترجمان رسانه‌ای برای این گزاره ارائه دهیم، منظور این است که حوزه‌های علمیه باید بتوانند امروزه از آخرین دستاوردهای تکنولوژی ارتباطی و هنری برای این هدف مقدس استفاده کنند؛ هدفی که به‌عنوان اصلی‌ترین رسالت حوزه‌های علمیه، یعنی تبلیغ اسلام و ارائه آخرین دستاوردهای علمی و پژوهشی در حوزه معارف و حقایق دین شناخته می‌شود.

* نسل تصویری، زبان تازه می‌خواهد

امروز، بلاغ مبین یعنی رساندن صدای اسلام به قلب فضای مجازی، با ادبیاتی که جوان امروز آن را از آنِ خود بداند. با توجه به اینکه جوانان کشور ما یکی از مهم‌ترین مخاطبان تبلیغ حوزه‌های علمیه محسوب می‌شوند، برای اینکه حوزه‌های علمیه بتوانند این ارتباط را با نسل جدید برقرار کنند، قطعاً با توجه به این گزارهِ بلاغ مبین، نیاز است که از ابزارهای روز و زبان امروز استفاده شود؛ موضوعی که در این گزاره به بلاغ مبین اشاره می‌کنیم و در گزاره بعدی به زبان متناسب با مخاطب خواهیم پرداخت.

زبان بلاغ مبین، به‌عبارتی زبان فطرت است که حوزه‌های علمیه باید بتوانند به‌واسطه آن، به‌راحتی با مخاطبان خود ارتباط و برنامه‌های مختلف تبیینی برقرار کنند.

در این عرصه نیز الحمدلله، هم به لحاظ نیروی انسانی و هم در زمینه تربیت کارشناسان آشنا به زبان روز، شاهد تحول جدی در حوزه‌های علمیه هستیم.

* از علوم انسانی تا رسانه؛ تلاش حوزه برای گفت‌وگو با جهان جدید

امروزه با تأسیس مراکز تخصصی حوزوی، بحمدالله حوزویان عزیز توانسته‌اند مرزهای دانشی علوم انسانی را درنوردند و خود را آماده کنند تا در عرصه‌های مختلفی همچون روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، اقتصاد و دیگر شاخه‌های علوم انسانی، با بهره‌گیری از دانش روز، پیوندی میان دانش دینی و دانش معاصر برقرار سازند.

مخاطبان امروز در جهان و نیز در کشور ما، به لحاظ سطح تحصیلات از شاخص قابل توجهی برخوردارند و به برکت جمهوری اسلامی، جامعه مخاطبان از درجه‌ای از فرهیختگی و دسترسی به سطوح عالی دانش بهره‌مند شده‌اند.

از این‌رو، استفاده از زبان مشترک، پیام روشن و نافذ، و بهره‌گیری از قالب‌های رسانه‌ای مؤثر می‌تواند این دومین تکلیفی را که رهبر شهید بر عهده حوزه‌های علمیه و روحانیت قرار داده‌اند، به بهترین نحو محقق سازد.

* جهاد تبیین در میدان جنگ روایت‌ها

به نظر می‌رسد طلاب تنها نباید به سخنرانی بسنده کنند؛ زیرا آنچه از بررسی‌ها برمی‌آید، چه در رسانه ملی و چه در رسانه‌های مختلف حوزوی، نشان می‌دهد که غالباً از ساده‌ترین قالب‌های رسانه‌ای برای انتقال پیام استفاده می‌شود.

این در حالی است که امروز در جنگ روایت‌ها و در میدان جنگ رسانه‌ای، با یک نبرد ادراکی و تکنیکی مواجه هستیم؛ نبردی که در آن از انواع تکنیک‌های عملیات روانی بهره گرفته می‌شود. در چنین شرایطی و با وجود سیل مغالطات دشمن، کار رسانه باید وارد مرحله‌ای تازه از جهاد شود و آن، جهاد تبیینِ مؤثر و روایت‌محور است.

بر این اساس، شیوه و فرم ارائه حقایق و معارف دینی نیز باید متحول شود. در این زمینه، حوزه‌های علمیه بحمدالله کارنامه‌ای قابل قبول ـ هرچند نمی‌توان آن را کاملاً مطلوب دانست ـ ارائه کرده‌اند.

امید است با این حجم از نیروی انسانی، مراکز پژوهشی و مراکز رسانه‌ای در حوزه‌های علمیه، امکان آن فراهم شود که نسبت به این گزاره مهم «بلاغ مبین» وظیفه خود را به شایستگی انجام دهند.

* «ادبیات رایج نارساست»؛ هشدار رهبر شهید درباره شکاف نسلی

گزاره سوم در پیام قائد شهید این بود که ادبیات رایج در این باره کوتاه و نارساست». یکی از آسیب‌هایی که مقام معظم رهبری شهید در این پیام تاریخی به آن اشاره کردند، این بود که برای ارتباط با نسل امروز و نیز برای بیان معارف دینی، باید از ادبیاتی نو بهره گرفت.

به نظر می‌رسد زبان فعلی ما برای نسل جدید ـ همان‌گونه که ایشان نیز اشاره کردند ـ نارساست. جوانان امروز به‌صورت تصویری می‌اندیشند، در حالی که ما به‌صورت کلامی سخن می‌گوییم؛ آنان تعاملی هستند، در حالی که ما غالباً به شیوه‌ای یک‌سویه سخنرانی می‌کنیم.

* حوزه برای بازسازی ارتباط با جوانان چه باید بکند؟

البته این سخن به معنای انکار حضور طلاب عزیز و متخصصان عرصه دین در میان مردم نیست. بحمدالله مشاهده می‌کنیم که حتی پس از شهادت قائد امام، نوعی بعثت مردمی شکل گرفت که زمینه‌ای فراهم آورد تا حوزه علمیه ظرفیت‌های خود را بیش از پیش به میدان بیاورد و بتواند در میدان نسل جدید، با زبان آنان آشنا شود و شناخت عمیق‌تری نسبت به آن پیدا کند.

بی‌تردید ما نیازمند آن هستیم که تحولی رسانه‌ای در عرصه رسانه‌های حوزوی رخ دهد؛ تحولی که مستلزم شکستن قالب‌های زبانی قدیمی و رسیدن به زبان بلاغ مبین» است. حوزه باید محتوای غنی خود را به زبانی متناسب با زمانه و قابل فهم برای نسل جدید تبدیل کند؛ و این همان تحول در زبان و فرم ارائه دین است.

* ضعف ارتباط با جوانان به دلیل ناآشنایی کافی با زبان نسل جدید

به نظر می‌رسد بررسی‌ها و مطالعاتی که در جریان اغتشاشات و از طریق مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهای طلاب با بخش‌هایی از بدنه اجتماعی جامعه انجام شد، نشان داد که در سال‌های گذشته، یکی از عواملی که بر ضعف ارتباط با جوانان دلالت می‌کند، ناآشنایی کافی با زبان نسل جدید و نیز استفاده از ادبیاتی نسبتاً قدیمی در گفت‌وگو با آنان بوده است.

این مطالعات نشان می‌دهد که قائد شهید، در این پیام تاریخی، به‌درستی یکی از آسیب‌های مهم حوزه‌های علمیه را تشخیص داده بودند.

در یک سالی که از ابلاغ این پیام گذشته است، به نظر می‌رسد حوزه‌های علمیه وارد عصری جدید شده‌اند و در تلاش هستند تا از زبانی رسانه‌ای و رسا بهره بگیرند. آنچه اهمیت دارد، آشنایی با فضای فکری و فرهنگی جامعه و ایجاد تناسب میان آورده‌های تبلیغی با واقعیت‌های فکری و فرهنگی مردم، به‌ویژه جوانان، است.

* قدرت اقناع؛ حلقه مفقوده رسانه دینی

گزاره چهارمی که مایلم در این بخش از بحث، ذیل دلالت‌ها و خوانش رسانه‌ای پیام به آن بپردازم، این است که حضرت امام شهید فرمودند: قش بی‌بدیل حوزه قم و سپس دیگر حوزه‌های علمیه در ایران، در توجیه افکار عمومی و به میدان آوردن عموم مردم، از برجسته‌ترین نشانه‌های هویت جهادی حوزه‌های علمیه است.

در واقع، همان‌گونه که ملاحظه می‌کنید، این گزاره‌ها یکدیگر را تکمیل و پوشش می‌دهند و از حیث منطقی، همگی ناظر به یک نگاه تحولی در مقوله رسانه و ارتباطات هستند.

مسئله اصلی امروز جامعه ما، مسئله قدرت اقناع و تکنیک‌های گفت‌وگو با مخاطب است؛ و حوزه باید به این قدرت اقناع و مهارت‌های گفت‌وگو مجهز باشد. در این بخش، به نظر می‌رسد ما با نارسایی‌هایی مواجه هستیم؛ چنان‌که حضرت آقا در این پیام می‌فرمایند: این صدها مقاله، مجله، گفتارهای مجلسی و تلویزیونی و امثال آن، در برابر سیل القائات مغالطه‌آمیز، نمی‌تواند وظیفه بلاغ مبین را آن‌چنان که شایسته و مورد نیاز است، به انجام برساند.

* از «کارخانه تولید پیام» تا اتاق جنگ رسانه‌ای

ایشان قدرت اقناع، شیوه گفت‌وگو و انضباط رسانه‌ای را یک مأموریت آموزشی می‌دانند. برای تحقق بلاغ مبین در عصر رسانه، صرف داشتن علم کافی نیست، بلکه هنر گفت‌وگو و تکنیک اقناع نیز از واجبات ضروری به شمار می‌رود.

به نظر می‌رسد در این زمینه نیز حوزه‌های علمیه در حال برنامه‌ریزی هستند تا به‌ویژه از طریق مراکز آموزشی مختلفی که در این حوزه راه‌اندازی کرده‌اند، بتوانند در مسئله متقاعدسازی و اقناع مخاطب، از آخرین تکنیک‌های موجود بهره بگیرند.

با استفاده از ابزارهای فنی روز، می‌توان تازه‌ترین و شایع‌ترین القائات و آفت‌های فکری و اخلاقی را شناسایی و رصد کرد. بحمدالله مراکز پاسخ‌گویی و رصد در حوزه‌های علمیه، شبهاتی را که رسانه‌ها به آن دامن می‌زنند، مورد توجه قرار داده‌اند و در عرصه دین و چالش‌های دینی، وارد یک میدان نبرد تبلیغی شده‌اند.

با این حال، به نظر می‌رسد حوزه‌های علمیه باید نسبت به تأسیس مراکز واکنش سریع و تولید بسته‌های محتوایی با زبان اقناعی، اقدامات لازم و شایسته‌ای انجام دهند.

لزوم چنین ساختاری، ناظر به القائات و آسیب‌هایی است که دشمنان برای مخاطبان ما ایجاد می‌کنند. پاسخ‌گویی با ادبیاتی متناسب با زمان، تولید محتوا و بسته‌های اندیشه‌ای برای نسل جوان و خانواده، و نیز طراحی راهبردهای توزیع هدفمند محتوا، همگی وظایف یک اتاق جنگ رسانه‌ای را روشن می‌سازد.

حقیقت آن است که امروز با یک جنگ رسانه‌ای پیچیده و ترکیبی مواجه هستیم و در این زمینه، حوزه نیازمند اداره‌ای برای پژوهش‌های دینی و رسانه‌ای است؛ مجموعه‌ای که بتواند در قالب یک کارخانه تولید پیام، در عرصه متقاعدسازی و اقناع مخاطب، به موفقیت لازم دست یابد.

* عبور از دفاع انفعالی

گزاره پنجمی که مایلم به آن اشاره کنم و امام شهید عزیز در پیام به سده حوزه توجه ویژه‌ای به آن داشتند، این است که حوزه‌های علمیه در امر تبلیغ باید موضعی ایجابی و حتی تهاجمی داشته باشند و این رویکرد را جایگزین موضع انفعالی کنند. بدون تردید، این موضع تهاجمی در برابر رویکرد انفعالی، از اهمیت فراوانی برخوردار است.

ایشان تأکید می‌کنند آنچه درباره دفع و رفع شبهه‌ها و القائات گفته شد، نباید دستگاه تبلیغ را از تهاجم به مسلمات فرهنگ انحرافی رایج در جهان و احیاناً در کشور ما غافل سازد. فرهنگ تحمیلی و القایی غرب، با سرعتی روزافزون به سوی کج‌روی و انحطاط در حرکت است.

حوزه فلسفه‌دان و متکلم، به دفاع در برابر شبهه‌انگیزی بسنده نمی‌کند، بلکه در قبال این کج‌روی و گمراهی، چالش‌های فکری می‌آفریند و مدعیان گمراه‌ساز را وادار به پاسخ‌گویی می‌کند.»

این تغییر رویکرد در عرصه تبلیغات، به‌ویژه در حوزه رسانه، نشان می‌دهد که این موضوع تا چه اندازه دارای اهمیت است. تدارک چنین دستگاه آموزش‌دهنده‌ای، از جمله اولویت‌های حوزه به شمار می‌رود؛ چنان‌که حضرت آقا می‌فرمایند: این، پرورش مجاهد فرهنگی است و با توجه به تحرک دشمنان دین که به‌صورت جدی در حال نیروپروری، به‌ویژه در برخی عرصه‌های مهم هستند، شایسته است این مسئله بسیار جدی تلقی شود و با شتاب بیشتری دنبال گردد.

این رویکرد، در حقیقت گذر از دفاع انفعالی به تهاجم فکری است. امام شهید با صراحت بیان می‌فرمایند که موضع ایجابی و حتی تهاجمی، از موضع صرفاً دفاعی مهم‌تر است.

* مطالبه‌گری از غرب؛ از مسئله زنان تا جنگ روایت‌ها

به نظر می‌رسد در بسیاری از برنامه‌های رسانه‌ای ما، هنوز نتوانسته‌ایم در این عرصه، دستاوردهای فکری و معرفتی خود را به میدان بیاوریم و به‌صورت مستمر، غرب را در حوزه‌های مختلف به چالش بکشیم.

یکی از ایده‌هایی که مقام معظم رهبری مطرح کردند، مطالبه‌گری از غرب درباره مسئله زنان بود. حقیر در همین زمینه، نزدیک به دو سال بر روی ایده‌ها و سوژه‌های مطالبه‌گری از غرب درباره زنان کار پژوهشی انجام داده‌ام که بحمدالله این اثر به پایان رسیده است. واقعیت آن است که ظرفیت‌های فراوانی در این زمینه وجود دارد و همان‌گونه که مقام معظم رهبری فرمودند، ما در مسئله زنان، مطالبات جدی از غرب داریم.

بارها شاهد بوده‌ایم که دشمنان بشریت و دشمنان زنان، با بهره‌گیری از رسانه‌های مختلف، در ماجرایی که با عنوان «زن، زندگی، آزادی» در کشور به راه انداختند، جامعه ما را با چالش‌هایی مواجه کردند. اینکه چرا ما در برخی مقاطع دچار چالش شدیم، به این دلیل بود که خود را در موضع تهاجمی قرار ندادیم.

* نیازمند تربیت مجاهد فرهنگی هستیم

هنگامی که در این زمینه تحقیق می‌کردم، مشاهده کردم که چه میدان‌های گسترده‌ای برای اتخاذ این موضع تهاجمی، چه در عرصه درون‌دینی و چه در عرصه برون‌دینی، پیش روی حوزه‌های علمیه قرار دارد؛ ظرفیت‌هایی که هنوز به‌طور کامل فعال نشده‌اند.

این مسئله نیازمند آن است که هم مجاهد فرهنگی برای این رویکرد تهاجمی تربیت شود و هم بازخوانی تاریخی دقیقی از تحولات اجتماعی و سیاسی کشور صورت گیرد.

در این زمینه، هویت مبارزاتی و تمدن‌ساز حوزه‌های علمیه و همچنین روایت نقش علمای روشنفکر، مجاهد و مبارز ما، اهمیت فراوانی دارد. نمونه‌های تاریخی متعددی وجود دارد که در آن، علمای بزرگ توانسته‌اند در برابر انحرافات فکری و جریانات انحرافی، نقشی فعال و اثرگذار ایفا کنند.

* سیره علما نشان از نقش فعال در برابر تهاجمات دینی است

برای نمونه، هنگامی که حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی رضوان‌الله تعالی علیه با ورود رادیو و سپس تلویزیون به ایران و فعال شدن جریان بهائیت مواجه شدند، از برخی شاگردان برجسته خود خواستند که در این عرصه موضعی فعال اتخاذ کنند. در آن دوره، شخصیت‌های مهمی همچون مرحوم آقای آیتی، شهید مطهری و مرحوم آقای فلسفی وارد این میدان شدند و جریان بهائیت را به چالشی جدی کشاندند؛ به‌گونه‌ای که رویکرد حاکمیت وقت تغییر کرد و این جریان دیگر نتوانست به‌صورت آشکار و علنی به تبلیغ بهائیت بپردازد، زیرا می‌دانست که علما واکنشی جدی و اثرگذار نشان خواهند داد.

امروز نیز شاهد هستیم که شبکه‌های ماهواره‌ای به‌صورت شبانه‌روزی در حال تولید برنامه برای ترویج انحرافات فکری هستند و همین جریان بهائیت نیز بار دیگر فعالیت گسترده‌ای پیدا کرده و به نیروگیری مشغول است.

گرچه بحمدالله معاونت تبلیغ حوزه، کارگروه‌هایی را برای نقد و بررسی جریان‌های بهایی راه‌اندازی کرده است، اما هنوز همه آرایش رسانه‌ای حوزه به‌طور کامل در مسیر پاسخ‌گویی متناسب با این تهاجم گسترده دشمن قرار نگرفته است.

* حکمرانی رسانه‌ای؛ چالش بزرگ جمهوری اسلامی

گزاره ششمی که مایلم در این بخش به آن اشاره کنم، این است که حضرت آقا می‌فرمایند: حوزه، مرکز تولید و تبیین اندیشه اسلامی در باب نظامات اجتماعی، از نظام سیاسی و شکل و محتوای آن گرفته تا نظامات مربوط به اداره کشور است.

بی‌تردید یکی از مهم‌ترین نظامات در این عرصه، نظام حکمرانی رسانه‌ای است. اگر امروز مشاهده می‌کنیم که کشور با چالش حکمرانی رسانه و فضای مجازی مواجه شده، به این دلیل است که دشمن، نه مرزهای جغرافیایی، بلکه مرزهای ادراکی و فکری مخاطبان ما را هدف قرار داده و در مواردی تسخیر کرده است.

شبکه‌هایی همچون اینترنشنال، بی‌بی‌سی فارسی، من‌وتو و دیگر رسانه‌هایی که به‌صورت مستمر در این عرصه فعال هستند، و نیز شبکه‌های اجتماعی، نشان می‌دهند که ما هنوز نسبت به حکمرانی رسانه و فضای مجازی، به یک تکلیف روشن و منسجم نرسیده‌ایم.

حوزه علمیه نیز هنوز به‌صورت منظم و مبتنی بر مبانی نظری و تئوریک، به این مسئله ورود نکرده است. البته تک‌گزاره‌ها و فعالیت‌های جزئی از سوی برخی روحانیون فعال در این عرصه صورت گرفته، اما اینکه حوزه علمیه به‌عنوان یک نهاد مرجع، درباره نظام رسانه‌ای، فضای مجازی و شیوه حکمرانی آن چه دیدگاهی دارد و چه نقشی باید ایفا کند، همچنان نیازمند کارهای اساسی و گسترده است. به نظر می‌رسد در این زمینه باید از وضعیت فتاوای فردی عبور کرده و به سمت تبیین یک نظام‌واره فکری حرکت کنیم.

* فقه حکمرانی در برابر آشوب رسانه‌ای

امروز نمی‌توان در برابر نظامات پیچیده رسانه‌ای، صرفاً با احکام فردی و شخصی وارد یک کارزار رسانه‌ای شد. اکنون زمان آن رسیده است که به جای فقه فردی، به سمت فقه نظام و فقه حکمرانی حرکت کنیم و حوزه‌های علمیه و مراکز پژوهشی وابسته به آن، پاسخ‌های فقهی و نظری خود را در عرصه حکمرانی رسانه، بر روی میز مجریان و سیاست‌گذاران کشور قرار دهند.

البته نمایندگان حوزه‌های علمیه در سطوح کلان کشور، در حوزه سیاست‌گذاری رسانه‌ای حضور دارند و در این عرصه فعال هستند، اما این حضور نیازمند یک عقبه نظری و تئوریک قوی است؛ عقبه‌ای که بتواند بر اساس مسئله‌شناسی دقیق در حوزه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، اولویت‌ها، سیاست‌ها و پاسخ‌های روشن را تدوین کند تا جامعه از این وضعیت سردرگمی خارج شود.

* فضای مجازی، سبک زندگی و بحران مرزهای ادراکی

این پرسش جدی مطرح است که چرا با باز بودن برخی بسترهای رسانه‌ای همچون اینستاگرام، جامعه دچار تلاطم‌های فکری، فرهنگی و رفتاری می‌شود؟ کافی است به برخی سبک‌های پوشش، رفتارها و کنش‌های اجتماعی نسل جدید توجه کنیم تا روشن شود که بخشی از این تحولات، با شأن و هویت نظام جمهوری اسلامی همخوانی ندارد.

اگر ما نسبت به تکالیف اساسی خود در حوزه نگاه کلان به نظامات رسانه‌ای، اقدامات جدی و مؤثری انجام داده بودیم، امروز باید در این عرصه دارای سخنان راهبردی، نظریات منسجم و راهکارهای مؤثر می‌بودیم و بسیاری از چالش‌های موجود را کاهش می‌دادیم.

اما آنچه امروز در سیاست‌گذاری رسانه‌ای کشور و حتی در برخی رسانه‌های داخلی مشاهده می‌شود، غالباً رویکردی تقلیل‌گرایانه است؛ رویکردی که یا به سمت انسداد و بستن پیش می‌رود و یا صرفاً بر کنترل‌های موقت و مقطعی تکیه دارد.

* امروز رسانه ها دین و ذهن مردم را شکل می دهند

در حالی که مسئله بسیار عمیق‌تر از اینهاست. حتی پس از پایان جنگ‌ها و بحران‌ها نیز، مسئله رسانه همچنان باقی می‌ماند؛ زیرا امروز این رسانه‌ها هستند که سبک زندگی را می‌سازند و در بسیاری از موارد، دین و ذهنیت مردم را شکل می‌دهند. این در حالی است که مقام معظم رهبری، امام شهید، تصریح فرمودند که مسئولیت دینی و هدایت دینی مردم بر عهده حوزه‌های علمیه است.

بنابراین، اگر دشمنان از رسانه‌ها و نظامات رسانه‌ای برای تهاجم به دین و هویت مردم استفاده می‌کنند، حوزه‌های علمیه نیز باید هم از روحیه تهاجمی برخوردار باشند و هم بتوانند اندیشه‌ها و دستاوردهای معرفتی خود را به‌صورت فعال و مؤثر به میدان بیاورند.

* رسانه؛ خط مقدم تقابل تمدنی

آخرین گزاره‌ای که انتخاب کرده‌ام، همان نکته‌ای است که در ابتدای سخن نیز به آن اشاره شد؛ اینکه پیام مقام معظم رهبری به حوزه‌های علمیه، در امتداد بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی قرار دارد و نگاهی تمدنی به عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی ارائه می‌دهد.

حضرت امام شهید از حوزه‌های علمیه این انتظار را دارند که نوآوری‌های تمدنی در چارچوب پیام جهانی اسلام، در شمار برجسته‌ترین مأموریت‌ها و انتظارات حوزه قرار گیرد.

امروز حوزه علمیه در خط مقدم جبهه تقابل و نوآوری تمدنی قرار دارد. تمدن اسلامی در نقطه مقابل تمدن مادی معاصر ایستاده است و در ترسیم شاکله این تمدن، هم فقه و هم علوم عقلی، هر یک نقشی اساسی ایفا می‌کنند؛ همان‌گونه که مقام معظم رهبری نیز در این پیام به آن اشاره فرموده‌اند.

فلسفه اسلامی ما باید برای مسائل اصلی جامعه و امت اسلامی، امتداد اجتماعی ترسیم کند. نکته‌ای که حضرت امام شهید بر آن تأکید دارند، این است که باید از سطح «توضیح‌المسائل» صرف عبور کرده و به سمت بازمهندسی پیام تمدنی و طراحی مسائل حکمرانی حرکت کنیم؛ موضوعی که در گزاره‌های پیشین نیز به آن اشاره شد.

* حوزه باید در آینده نگری تمدنی پیشتاز و راهبر باشد

در این میان، رسانه به‌مثابه ابزار فرهنگ‌سازی تمدنی، وظیفه‌ای دوچندان پیدا می‌کند. امروز رسانه، هم خط مقدم تقابل با تهدیدهاست و هم قله نوآوری‌های تمدنی. حوزه پیشرو در عرصه رسانه، حوزه‌ای است که نخست، آرایش تهاجمی در برابر استبداد رسانه‌ای غرب داشته باشد و دوم، در آینده‌نگری‌های تمدنی پیشتاز و راهبر باشد.

ما نباید صرفاً مصرف‌کننده فناوری‌های ارتباطی باشیم، بلکه باید بر اساس منظومه ارزشی اسلام، پیوست‌های فرهنگی و اخلاقی فناوری‌های نوظهور را طراحی و تبیین کنیم.

رسانه تمدن‌ساز برای حوزه‌های علمیه در سده جدید، رسانه‌ای است که بتواند درد مردم را فریاد بزند و در عین حال، آنتی‌تز تمدن غرب باشد.

* حوزه پیشرو باید آینده را بسازد، نه اینکه منتظر آن بماند

حوزه پیشرو در عرصه رسانه، حوزه‌ای است که بتواند فقه نظام‌ساز را از متن کتاب‌ها، به بطن جامعه و قاب رسانه منتقل کند.

حوزه پیشرو و سرآمد، حوزه‌ای نیست که در انتظار آینده بماند، بلکه حوزه‌ای است که با محاسبه، مجاهدت و استقامت، آینده را می‌سازد. ما در عرصه ارتباطات و رسانه وظیفه داریم دروغ‌های تمدن مادی را با تیغ تبیین کنار بزنیم و در مقابل، زیبایی‌های تمدن توحیدی را ـ که در آن علم در خدمت عدالت و معنویت قرار دارد ـ به تصویر بکشیم.

* روایت امید؛ پادزهر رسانه‌ای در برابر القائات یأس‌آور

تصویرگری از حوزه‌ای زنده، پویا و اثرگذار، در برابر روایت‌های یأس‌آفرین، یک ضرورت اساسی است. رسانه حوزه باید روایت‌گر شکوه و بالندگی باشد؛ معرفی هزاران طلبه و فاضل جوان، نمایش ظرفیت‌های علمی حوزه‌های بانوان و بازنمایی حضور بین‌المللی طلاب از ملت‌های مختلف، می‌تواند پادزهر رسانه‌ای مؤثری برای خنثی‌سازی القائات ناامیدکننده باشد.

انتهای پیام

* رسانه تمدن‌ساز؛ صدای حوزه‌ای جوان، عمیق و بین‌المللی

ما در عرصه رسانه نباید به وضع موجود قانع باشیم. فاصله ما تا حوزه پیشرو و تمدن‌ساز، با تربیت نیروهای مؤثر، تمدنی و رسانه‌ای، و همچنین شکستن محاصره ناامیدی، جبران خواهد شد. رسانه ما باید صدای حوزه‌ای باشد که هم جوان است، هم عمیق، هم بین‌المللی و هم در کنار مردم قرار دارد.

امیدواریم ما فعالان رسانه‌ای حوزه‌های علمیه بتوانیم به انتظارات، وظایف و رسالتی که امام شهید عزیز در آن پیام تاریخی برای سده جدید حوزه به یادگار گذاشتند، عمل کنیم و رضایت حضرت ولی‌عصر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف، رضایت قائد شهید، مراجع عظام تقلید و مردم عزیز را به دست آوریم و شاهد شکل‌گیری رسانه‌ای تمدن‌ساز و اثرگذار در تراز انقلاب اسلامی باشیم.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha