به گزارش خبرگزاری حوزه، شناخت حقیقت نیاز انسان و هدف نهایی زندگی، از بنیادیترین مسائل فکری و اعتقادی است؛ زیرا اگر انسان مقصد واقعی خود را نشناسد، ممکن است عمر خویش را در حد نیازهای مادی و خواستههای زودگذر دنیا محدود کند. دانستن این موضوع نگاه انسان را از ظاهر نیازها به حقیقت «معرفتالله» و تقرب به خداوند متوجه می کند بر این اساس، برشی از بیانات آیتالله مصباح یزدی تقدیم میشود.
بسمالله الرحمنالرحیم
همه ما اذعان داریم که عمیقترین نیاز وجودی انسان، وابستگی به خداوند متعال است؛ امری که انکار آن از سوی هیچ عقل سلیمی پذیرفته نیست. اما پرسش اینجاست که ما تا چه حد در راستای ارضای این نیاز والا تلاش میکنیم؟ بسیاری از ما، نهایت تلاش خود را در اجتناب از گناه و ادای فرایض دینی خلاصه میکنیم.
در مقابل، افرادی را میبینیم که شبانهروز را به عبادت و مناجات سپری میکنند؛ کسانی که هزاران رکعت نماز گزارده و در خانههای فقرا به نیازمندان رسیدگی میکنند. اینان، مانند امام علی (ع) در اوج خلوص و نزدیکی به سحرگاهان، با آه و ناله از دوری و طولانی بودن راه سخن میگویند، درک آنان از نیازشان به خدا، با درک ما تفاوت شگرفی دارد.
این اولیای الهی، نیازهایی را درک میکنند که ما حتی به آن نیندیشیدهایم. آنان با خداوند شوخی ندارند؛ اشکهایشان از سر صدق است و پس از عبادتی طولانی، اعتراف میکنند: «آه، چه مسیر درازی در پیش است و چه توشهی اندکی برداشتهام!» این نشان میدهد که آنان، نیاز حقیقی خود را به گونهای ژرفتر دریافت کردهاند.
گویی ما، در اثر ابتلا به تعلقات دنیوی، «تخریب» شدهایم و فهم درستی از نیازهای واقعی خود نداریم. ما بیشتر نیازهای حیوانی و جسمانی خود را درک میکنیم، اما نیازِ اصیلِ انسانی به خدا را، آنگونه که باید، نمیفهمیم. اگر صرفاً به درک این نیاز توفیق یابیم، خود بزرگترین دستاورد است.
پس از درک این حقیقت، میزان تلاش ما برای رفع این نیاز و نزدیک شدن به «منبع بینیازی» است که معیار سنجش ما خواهد بود. پیمودن این راه، همان «شیعه علی بودن»، «پیروی از راه امام حسین (ع)» و «حسینی شدن» است.
اما اگر ما تنها در سطح نیازهای مادی خود باقی بمانیم، نهایت خواستهمان این خواهد بود که ظلم از میان برود تا مردم در آسایش بیشتری زندگی کنند؛ و در بهترین حالت، همه چیز به «راحتیِ دنیا» بازمیگردد.
یادتان هست که امام فرمودند اسلام و همه انبیا برای برپایی عدالت، رنجها کشیدهاند؛ اما برپایی عدالت، هدف نهایی نبوده است. ایشان تصریح کردند که هدف نهایی چیست: «معرفتالله» ؛ و این حقیقتی است که شاید من و امثال من هنوز نتوانیم عمق آن را درست درک کنیم. آری، درک این معنا از افق فهم بسیاری از ما فراتر است.
آنچه ما باید بفهمیم، فقط شناخت نیازها نیست؛ بلکه این است که انسان، بیش از نیازهای ظاهری و مادّی، به حقیقتی والاتر محتاج است. این عالم، عرصه استعدادها و بالقوگیهاست؛ و انسان باید بکوشد آن استعدادهایی را که خداوند در وجود او نهاده، به فعلیت برساند.
انبیا آمدهاند تا راه رسیدن به این فعلیت را به ما نشان دهند؛ آمدهاند تا بگویند چه باید کرد تا انسان شکوفا شود و به کمال برسد. اگر بتوانیم نخست با برهان عقل، سپس با آیات قرآن و بیانات اهلبیت علیهمالسلام دریابیم، باور خواهیم کرد که نیازهای ما به خوراک، پوشاک، همسر خوب، فرزند صالح، خانه مستقل، شغل آبرومند و سلامت جسم، هرچند مهماند، اما همه حقیقت انسان نیستند.
اینها نیازهاییاند که حیوانات نیز به شکلی دیگر دارند؛ تفاوت در صورت است، نه در اصل. پس انسان باید بفهمد که نیاز دیگری هم دارد؛ نیازی فراتر از نیازهای حیوانی. باید راه خود را بشناسد و تلاش کند تا به معدن بینیازیها نزدیک شود.
و این همان «انتظار» است.
اگر بخواهم تنها در یک جمله روح این تلاش را بیان کنم، باید بگویم: روح همه این مجاهدتها، بندگی است.
یعنی آن حالت و مقامی که انسان، برای برطرف شدن نیاز حقیقی خود یعنی قرب به خدا، همه هستی خویش را در اختیار او میگذارد.
«إنّ صلاتی و نُسُکی و محیای و مماتی لله ربّ العالمین»
اگر کسی حاضر شود هستی خود را در راه خدا فدا کند، یعنی راه رسیدن به کمال انسانی، یعنی قرب به خدا، را یافته است.
برای شنیدن صوت اینجا کلیک کنید.










نظر شما