به گزارش خبرگزاری حوزه، یکی از مهمترین ویژگیهای نبرد رسانهای در جنگ رمضان، ورود خودجوش کاربران و تولید محتوای خلاقانه بود، به نحوی که به خصوص در امر تولید محصولات چندرسانهای و از جمله انیمیشن، این مساله حتی باعث توجه ویژه و کم نظیر مخاطبان جهانی به این قبیل تولیدات خلاقانه و مردمی شده است.
میتوان مدعی شد که در جریان تحولات پس از جنگ تحمیلی اخیر، دنیا شاهد یک الگوی نوین از نبرد ترکیبی بوده است، کما این که مشخصاً تولید میمها، ویدئوهای طنز و روایتهای کمدی از رویدادهای سخت جنگ، بهسرعت در میان نسل جدید جهان محبوب شده است و این ها حاکی از تغییر در ذائقه بصری و رسانهای این نسل از مخاطبان است.
از سوی دیگر، آمارها گویای آن است که جوانان غربی بهجهت بیاعتمادی یا کم اعتمادی به رسانههای رسمی، اخبار را از طریق اینفلوئنسرهای شبکههای اجتماعی دنبال میکنند و در این میان، جوانان خلاق و متعهد ایرانی با شناسایی این شکاف، توانستهاند به واسطه اهتمام نسبت به تولید محتوای جذاب، روایت خود را به عمق جوامع غربی نفوذ دهند، ضمن آن که در همین راستا نیز از ظرفیت دیپلماسی فرهنگی به درستی استفاده شده با این توضیح که با تغییر چارچوب معنایی، جنگ از یک مسأله صرفاً نظامی و امنیتی به یک مسأله اخلاقی با محوریت عدالت و مقاومت مبدل شده است
در دنیای امروز که اطلاعات با سرعتی سرسامآور در حال انتشار است، صرفِ ارائهی اطلاعات دیگر کافی نیست، بلکه آنچه اهمیت پیدا میکند، فراتر از پمپاژ اطلاعات ناظر به نحوه روایت این اطلاعات و داستانی است که پشت آنها نهفته است. بر همین اساس باید گفت که اصطلاح "نبرد روایتها" به رقابت بر سر شکلدهی به افکار عمومی، باورها و درک مردم از واقعیتها اشاره دارد. در این میدان نبرد، محتوای مردمی و خلاقانه نقشی حیاتی ایفا میکند.
به دیگر سخن، در "نبرد روایتها" محتوای مردمی و خلاقانه صرفاً یک ابزار جانبی نیست، بلکه یک سلاح اثرگذار به شمار میرود و در چنین بستری، تولید و انتشار این نوع محتوا می تواند به جهتدهی افکار عمومی کمک کند، کما این که خودش اعتماد ساز است و در نهایت، بر درک و فهم جامعه از واقعیتها تأثیر میگذارد. بنابراین، سرمایهگذاری بر تولید و ترویج محتوای مردمی و خلاقانه، امری حیاتی برای هر کسی است که به دنبال پیروزی در این نبردِ اطلاعاتی و روایی است.
نکته حائز اهمیت دیگر این که باید توجه داشت اساساً محتوای مردمی، محتوایی است که از دل جامعه برمیآید. در واقع محصول تجربیات، دیدگاهها و خلاقیتهای افراد عادی است و ممیزهاش هم این است که این نوع محتوا به دلیل اصالت و بیواسطه بودن، اعتماد بیشتری را در مخاطب پدید میآورد. در واقع وقتی مردم در چنین فضا و اتمسفری، داستان خود را تعریف میکنند، مخاطبان احساس نزدیکی و همذاتپنداری بیشتری به آن پیدا میکنند و این حس اعتماد، در فضایی که اخبار جعلی و اطلاعات گمراهکننده فراوان است، ارزشی بیبدیل دارد.
همچنین نباید از یاد برد که به هر حال، محتوای خلاقانه، از چارچوبهای مرسوم خارج شده و با استفاده از ابزارها و فرمتهای نوآورانه همچون ویدئوهای کوتاه، پادکستهای روایی، اینفوگرافیکهای داستانی، میمها و غیره، پیام را به شکلی جذاب و ماندگار منتقل میکند و لذا این خلاقیت و نوآوری موجب میشود تا فرآیند روایت از حالت خشک و صرفاً اطلاعرسانی خارج شده و به سطح همذاتپنداری و ارتباط عاطفی برسد. به همین خاطر وقتی مخاطب با داستان ارتباط برقرار میکند، پیام عمیقتر در ذهن او نفوذ کرده و تأثیرگذاری آن چندین برابر میشود.
سید محمدمهدی موسوی










نظر شما