خبرگزاری حوزه | جنگ رمضان آن چند روز آتش و نور که در ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۷ هجری قمری (مطابق با اسفند ۱۴۰۴ شمسی) و بعد از آن میان جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر درگرفت دیگر یک پیشبینی یا سناریوی آینده نبود. این جنگ، با تمام سنگینی و شکوهش، اتفاق افتاد.
تاریخ آن را در قطورترین صفحات خود ثبت کرده است. اکنون، درمیانه آن درگیری سخت میگذرد و جهان در پسای جنگ، با حیرتی بیسابقه و تشنگیای وصفناپذیر، پرسش میکند:
«راز این مردم چیست؟ جمهوری اسلامی ایران چیست؟ و آن معارف الهی وحیانی ثقلین کدام است که به آنان چنین استقامت، وحدت و شجاعتی بخشیده است؟»
اما تأمل در این پرسش جهانی، ما را به حقیقتی تلخ و هشداردهنده رهنمون میشود: ما دانشمندان اسلامی هنوز برنامهای برای پاسخ نداریم.
رسانههای بزرگ غرب، اندیشکدههای استراتژیک، فیلمسازان مستقل، و میلیونها انسان عادی در سراسر کره خاکی از بوداپست تا بوئنوس آیرس، از نیویورک تا جاکارتا این روزها یک سؤال واحد دارند.
آنها جنگ رمضان را با چشمان خود دنبال کردند. دیدند که چگونه ملتی در اوج تحریمهای فلجکننده و فشار همهجانبه، نه تنها خم نشد، بلکه با وحدتی شگفتانگیز، شجاعتی مثالزدنی و استقامتی بینظیر، دشمنی اینچنین مسلح و بیرحمانه را زمینگیر کرد.
دشمنان سالها کوشیده بودند جمهوری اسلامی را به عنوان «رژیمی ایدئولوژیک، منزوی و خشونتگرا» معرفی کنند، اما جنگ رمضان چیز دیگری نشان داد: کشوری با مردمی که سکان هدایتشان را رهبری و مرجعیت دینی برگرفته از ولایت به دست دارد؛ سیستمی که در آن «استقامت و شهادت و آزادگی و فهم و بصیرت» نه یک شعار، که ثمره باور به توحید و معاد یعنی مکتب وحیانی اسلام ناب محمدی(ص) است.
جهان دید که در میان انفجارها و حملات وحشیانه دشمن، مردم در میدان و خیابان بودند ؛ مغازه ها باز بود ؛ آرامش حیرت آور در مردم ؛ نماز جمعهها برپا بود، موکبهای حسینی از مرزها گذشتند، و نیروهای مسلح با ذکر یا زهرا (س) به استقبال شهادت میرفتند. اما اینها فقط نمادهاست.
عمق ماجرا به آن معارف الهی وحیانی بازمیگردد که شالوده این نظام را شکل داده است: قرآن و عترت (ع)؛ همان ثقلینی که حضرت پیامبر اکرم (ص) فرمودند تا قیامت از هم جدا نشوند و بر حوض کوثر وارد می شوند.
امروز، درمیانه این جنگ رمضان، جهان از «تبیین» تشنهتر از زمان خود جنگ است. نه صرفاً به خاطر پیروزی میدانی، که به خاطر آن حقیقتی که پشت این پیروزی نهفته است.
یک دانشجوی سرگشته در اروپا و غرب که در طوفان پوچی مدرنیته دستوپا میزند، به جای ترجمه صحیح ثقلین و اسلام ناب محمدی (ص) ، جز چند قرائت ناقص والتقاطی و انحرافی و چند کتاب و جزوه سطحی از شیعهشناسی چیزی نمییابد.
یک نویسنده در نیویورک که پس از خواندن صحیفه سجادیه به وجد آمده، در اینترنت جستجو میکند: «کجای ایران مرکز پاسخگویی به سؤالات من درباره دعاهای امام سجاد (ع) است؟»
یک طلبه سنی در اندونزی که با قیام عاشورائی این ملت آشنا شده، میخواهد بداند «نسخه تشیع برای عدالت جهانی چیست؟»، اما هیچ پلتفرم حرفهای و بهروزی نمییابد.
این صحنهها واقعیت «همین الان» است. روشنفکران لاادری پس از فروپاشی ایدئولوژیهای چپ و راست، به سراغ متون مقدس ادیان شرق رفتهاند، اما از گنجینه ثقلین که ترکیبی بینظیر از عقل، عرفان ؛ حکمت وشریعت و عمل است جز نامی نشنیدهاند. و این، بزرگترین فرصت تاریخی ماست که در انتظارسپری شدن است.
علما، اندیشمندان و دانشمندان اسلامی باید یکصدا فریاد برآورند: در این میانه جنگ رمضان، دیگر نمیتوان با شعار و تدبیرهای سنتی، این تشنگی بیسابقه را پاسخ داد.
معنای «برنامه» داشتن، چند همایش و چند مقاله آکادمیک نیست. برنامه یعنی:
نخست راهاندازی شبکهای جهانی از با استفاده از هوش مصنوعی و مترجمان متخصص که قرآن، نهجالبلاغه، صحیفه سجادیه و دهها متن بنیادین دیگر را به صدها زبان زنده دنیا با ویرایش حرفهای و روان منتشر کنند.
دوم، ایجاد پلتفرمی تعاملی آنلاین همراه با اپلیکیشن، پادکست، ویدیوهای کوتاه و بلند که به پرسشهای لحظهای مردم جهان درباره توحید، امامت، عدالت، عرفان و اخلاق علوی و عاشورا و مهدویت پاسخ گوید، نه با کلیشههای مذهبی، بلکه با زبانی فلسفی، علمی و هنری.
سوم، تأسیس «دانشگاه بینالمللی ثقلین» در فضای مجازی و حقیقی با شعبههایی در کشورهای هدف، برای تربیت مبلّغانی که زبان مخاطب از یک نوجوان کرهای تا یک استاد دانشگاه آلمانی را بلد باشند.
چهارم، سرمایهگذاری کلان در سینما و سریال با استانداردهای جهانی (همسان با نتفلیکس و هالیوود) برای روایت «قصههای قرآن و اهل بیت» به شکلی جذاب و عمیق. مردم جهان تشنه روایتاند؛ ما هنوز حتی زیرنویس استاندارد برای انیمیشنهای فاخر خود نداریم.
پنجم ؛ هماهنگی ادارات و دستگاههای علمی و فرهنگی برون مرزی برای انجام بزرگترین جهاد تبیین بین الملل.

اینک که جنگ رمضان در گذشته است و آتش آن درمیانه ، اما دود حیرت در چشمان جهانیان برخاسته، وظیفه ایمانی و ملی ما تدبیری هوشمندانه و فوری است.
حوزههای علمیه، دانشگاهها، وزارت ارشاد، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، صداوسیما، بنیادهای خیریه و حتی بخش خصوصی باید پای کار بیایند.
یک «ستاد ملی انتشار جهانی معارف ثقلین» با بودجهای مستقل و اهداف سالانه مشخص باید تشکیل شود تا همه نهادهای حکومتی و مدنی وفردی را هماهنگ و مدیریت کند.
خروجی این ستاد، باید حیرت انگیز باشد . اگر هماکنون دست به کار نشویم، تاریخ از ما خواهد پرسید:
«گنج را به چه کسی سپردید؟ چرا پاسخ تشنگان را ندادید؟» و هیچ عذری بدتر از «برنامه نداشتیم» نیست، آن هم در برابر تشنگیای که جنگ رمضان و خون رهبر شهید و شهدا آفریدند.
بیایید از همین امروز، برای فردایی که از همین امروز آغاز شده است، نقشه راه معارف ثقلین را طراحی کنیم.
جهان منتظر است؛ علما و دانشمندان اسلامی، زمینۀ تحسین جهانیان را فراهم آورید.
حجتالاسلام رسول ملکیان اصفهانی










نظر شما