حسین کنعانیمقدم، کارشناس مسائل سیاسی، در گفتگو با خبرگزاری حوزه با اشاره به اهمیت جنگ روایتها در منازعات نوین اظهار داشت: در جنگهای مدرن و نوین، یکی از مهمترین عرصههای نبرد، جنگ ارادهها است. ارادهها نیز در بستر جنگ روایتها شکل میگیرند. این جنگ روایتهاست که میتواند اراده یک ملت، یک حکومت و حتی یک ارتش را تحت تأثیر قرار دهد و مسیر مقاومت، سازش یا ادامه جنگ را تعیین کند.
وی افزود: هدف اصلی در جنگ روایتها، روح و روان طرف مقابل است؛ به گونهای که او را به تصمیمگیری در جهت تسلیم، سازش یا پایان دادن به جنگ سوق دهد. از این رو، هر ملتی که ارادهای مستحکم، قدرتمند و شکستناپذیر داشته باشد و بتواند در جنگ ارادهها بر طرف مقابل غلبه کند، در نهایت در نقطه پیروزی قرار خواهد گرفت و دشمن را وادار به عقبنشینی یا پذیرش شکست خواهد کرد.
این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: ساختار جنگ ارادهها به شدت تحت تأثیر جنگ روایتهاست و میتواند آثار تعیینکنندهای بر روند تحولات داشته باشد. در دوران دفاع مقدس، جنگ تحمیلی۱۲ روزه و جنگ تحمیلی ۴۰ روزه نیز بهخوبی مشاهده کردیم که وقتی اراده ملی بر مقاومت در برابر تهاجم دشمن، چه صهیونیستی و چه آمریکایی، استوار میشود و ملت حاضر به تسلیم نیست، زمینههای پیروزی فراهم میشود.
کنعانیمقدم با اشاره به نقش مؤلفههای فرهنگی و اعتقادی در تقویت روحیه مقاومت گفت: شعار عاشورایی امام حسین(ع) مبنی بر اینکه «کسی چون من با فردی چون یزید بیعت نمیکند»، اراده یک ملت را به نقطهای میرساند که بتواند بر دشمن غلبه کند.
وی ادامه داد: امروز نیز دشمن از ابزار جنگ روانی بهره میبرد. ترامپ به عنوان یک انسانرسانه تلاش میکند با مواضع و پیامهای رسانهای خود، جنگ روایتها را مدیریت کند. او پس از ناکامی در میدان و نرسیدن به اهداف مورد نظرش، به رسانه و عملیات روانی متوسل شده تا اراده ملت ایران، تیم مذاکرهکننده و نیروهای مسلح را متزلزل کرده و از این طریق به دستاوردی برسد.
این کارشناس مسائل سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ظرفیتهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: ایران در حوزههای ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر از توانمندیهای بسیار بالایی برخوردار است. به عنوان نمونه، از منظر ژئواستراتژیک، تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان محسوب میشود و ایران در منطقه هارتلند یا قلب سرزمینها قرار دارد. همه قدرتهای جهانی میدانند کشوری که بر هارتلند و شاهراه انرژی تسلط داشته باشد، از ظرفیت اثرگذاری گسترده در نظام بینالملل برخوردار خواهد بود.
وی افزود: این پرسش مطرح است که چرا تاکنون از همه ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیک خود بهره کامل نبردهایم. پاسخ آن در وجود محدودیتها و قیود نظام بینالملل نهفته است. ممکن است کشوری از قدرت لازم برای انجام برخی اقدامات برخوردار باشد، اما به دلیل موانع و محدودیتهایی که نهادهایی همچون شورای امنیت سازمان ملل و سایر سازوکارهای بینالمللی ایجاد میکنند، امکان بهرهبرداری کامل از این ظرفیتها فراهم نشود.
کنعانیمقدم خاطرنشان کرد: در موضوع تنگه هرمز نیز با وجود آنکه این گذرگاه مهمترین شاهراه انتقال انرژی در جهان به شمار میرود، محدودیتهای بینالمللی مانع استفاده کامل از این اهرم قدرت بوده است. با این حال، دشمن با اقدامات خود شرایطی را رقم زد که بخشی از این قیود از میان برداشته شد و امروز جمهوری اسلامی ایران با هدایت و فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی، کنترل و اشراف راهبردی خود را بر این منطقه تثبیت کرده است؛ موضوعی که دشمن را در وضعیت استیصال قرار داده است.
وی همچنین با اشاره به ظرفیتهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران گفت: فرهنگ اسلامی و نفوذ معنوی جمهوری اسلامی در منطقه، یکی دیگر از مزیتهای راهبردی کشور است. جبهه مقاومت و امت اسلامی ظرفیتهایی در اختیار دارند که برخاسته از فرهنگ و اندیشه اسلامی است و بسیاری از کشورها از چنین پشتوانهای برخوردار نیستند.
این کارشناس مسائل سیاسی در پایان با اشاره به اهمیت ابعاد اقتصادی خلیج فارس و تنگه هرمز اظهار داشت: ژئواکونومی خلیج فارس و تنگه هرمز تنها به موضوع انتقال نفت، گاز و تجارت محدود نمیشود. منابع عظیم دریایی، ظرفیتهای شیلات، مخازن نفت و گاز زیر دریا، میادین مشترک انرژی و همچنین فرهنگ و هویت بومی مردمان ساکن در این منطقه، از جمله مزیتهای مهمی است که جمهوری اسلامی ایران را نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر در موقعیت برتری قرار داده است.
انتهای پیام/










نظر شما