خبرگزاری حوزه | اشاره: در ارتباطات انسانی، نقطۀ آغاز جایگاه خاصی دارد. در فرهنگ اسلامی، آغاز ارتباط با «سلام» است و این الگو ریشه در تعالیم توحیدی انبیا (علیهمالسلام) دارد و حامل معانی زیبای عاطفی و صمیمانه معنوی و مادری در آغاز ارتباط است.
علیرغم ارائۀ این راهبرد متعالی و پر راز و رمز از سوی انبیای قبل، متاسفانه با گذشت زمان، این الگوی در جوامع بشری فراموش شده است. با ظهور اسلام، رهبران معصوم این دین کامل و انسان ساز، تلاش زیادی برای احیای این الگو به کار بسته اند؛ گرچه برخی از مسلمانان در ایران معاصر هم متأسفانه ارتباط خود را بدون سلام یا با الگوهای جایگزین و وارداتی چون «اشاره با اعضای سر»، انواع وقت به خیر چون «صبح به خیر» و «ظهر به خیر» و ...، احوالپرسی، و ... آغاز میکنند. در میان الگوهای جایگزین، در دهه ای اخیر، اصرار فرهنگی خاصی بر جایگزینی «سلام» با لفظ «درود» که در فارسی کهن رایج بوده دیده میشود. صرف نظر از جریان شناسی و تبارکاوی این پدیده و اهداف صریح و ضمنی آن؛ و نیز گذشته از رنگارنگی طیف استفاده کننده از این جایگزین (که نه فقط علاقمندان به باستان و زبان فارسی یا برخی اسلام ستیزان که اصرار متعصبانۀ شدید بر احیای تقابلی هر نماد باستانی و فارسی جایگزین برای نمادهای اسلامی دارند، بلکه برخی مومنان و حتی گاه عالمان دین هم در آغاز ارتباط از لفظ درود به تنهایی یا در کنار سلام استفاده می کنند)، پرسش اینجاست که:
۱. معنای هرکدام از این دو آغازگر ارتباط یعنی «سلام» و «درود» چیست؟
۲. در مقایسۀ سلام با درود، چه تفاوتی وجود دارد؟ و آیا درود، همان بار معنایی سلام را منتقل می کند؟
۳. ️ الگوهای رایج جهانی، آغاز ارتباط را چگونه برگزار می کنند و چه تفاوتی با سلام دارند؟
تحقیق فرارو با هدف پاسخ به سه پرسش یادشده در سه محور زیر نوشته شده است.
محور اول: بیان معنای «سلام» و «درود»؛ و تحلیل ابعاد الگوی ارتباطی «سلامْآغاز»
رویکرد هنجاری اسلامی در آغاز ارتباطات کلامی دارای ابعاد گسترده ای است که در اینجا پنج بعد آن تحلیل می شود:
- سلام، نماد آغاز ارتباط در فرهنگ اسلامی.
- مبانی معرفتی الگوی ارتباطی «سلامْآغاز»
- محتوای پیام در الگوی ارتباطی «سلامْآغاز»
- نتایج معنوی سلام کردن به همه
- آثار ارتباط «سلامْآغاز» در بهینه سازی ارتباطات اجتماعی
الف – سلام، نماد آغاز ارتباط در فرهنگ اسلامی
ارتباط سلامْآغاز، تحیت جاودان الاهی است که ریشه در نبوت دارد؛ همانطور که خدای متعال به حضرت آدم (علی نبیناوآله وعلیهالسلام) و فرزندان وی دستور آغاز ارتباط با سلام را داده است (ابن حنبل، ۱۴۲۱، ج۱۳، ص۵۰۴). سلام، تحیت فرشتگان دیدارکننده با حضرت ابراهیم (علیهالسلام) (ذاریات: ۲۵) وتحیت مومنان و فرشتگان در بهشت است (رعد: ۲۳ و ۲۴؛ زمر: ۷۳؛ ابراهیم: ۲۳).
این الگوی ارتباطی تا آنجا در اسلام مهم است که وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد مدینه شدند، اولین چیزی که فرمودند این سخن بود: اهل نماز شب، صله ارحام، خوشسخنی با مردم و اطعام طعام باشید و سلام پراکنی (سلام بر همه) را هم با این امور بیامیزید تا بی هیچ مشکلی در سلامت کامل به بهشت بروید (ابن حنبل، ۱۴۲۱، ج۵، ص۴۳۷). بلکه اسلام تاکید کرده است هر کس بدون سلام، سخن آغاز کرد، نباید به او پاسخ داده شود (کلینی، ۱۴۰۷، ج۲، ص۶۴۴)؛ و طبق نقل دیگر، اصلاً نباید اجازۀ سخن گفتن به او داده شود (حرانی، ۱۳۶۳، ص۲۴۶).
ب - مبانی معرفتی نظریه هنجاری «سلامْآغاز»
سلام، در لغت به معنای عافیت (ابنمنظور، ۱۴۱۴، ج۱۲، ص۲۸۹) و در عرف قرآن کریم، از اسماء حسنای الاهی است: هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلام (حشر: ۲۳)؛ به این معنا که خدای متعال، با موجودات با عافیت و بدون شر و ضرر رساندن برخورد دارد (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۹، ص۲۲۲). دستور سلام به عنوان عنصر آغازین هر ارتباط نیز مستند به همین نام الاهی است؛ زیرا قرآن کریم، سلامی که مردم به هم نثار میکنند را از ناحیۀ خدای متعال دانسته (نور: ۶۱) و رسول گرامی خدا (صلی الله علیه وآله) فرموده است: سلام، نامی از نامهای خداوند است؛ پس شما آن را در بین خود پخش کنید (طبرسی، ۱۳۴۴، ص۱۹۹؛ بیهقی، ج۱۱، ص۱۹۸) و امام باقر (علیهالسلام) هم سلام کردن را مشتمل بر اسم الاهی «سلام» میدانند (صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳، ج۱، ص۳۶۷).
بنابر آنچه گفته شد و خصوصاً با تامل در آیۀ شریفۀ سورۀ حشر (حشر: ۲۳) که به مقتضای قواعد ادبی دلالت بر انحصار حقیقت «سلام» در حقتعالی دارد، سرمنشا سلام، تنها ذات مقدس الاهی است.
امام خمینی در تفسیر سلام به عنوان یکی از اسماء اللّه و وجود عاریتی آن در بین موجودات، به آثار ارتباط شناختی این رهیافت معرفتی توجه نموده و فرموده است: این مسئله اشاره به مظهریّت موجودات از اسماءالله است و باید انسان این لطیفۀ الاهیّه یعنی حقیقت «سلام» که دوستی و آزار نرساندن به هستی است را در قلب خود بپروراند و در زبان و زندگی اظهار کند و در همۀ عقائد و اخلاق و رفتار و ارتباطات و معاشرت با موجودات به کار برد (امام خمینی، آدابالصلاة، ۱۳۸۳، صص۳۶۹-۳۶۸؛ امام خمینی، سرالصلاة، ۱۳۸۳، صص۱۱۴-۱۱۳).
ج – محتوای پیام در نظریۀ هنجاری «سلامْآغاز»
«السلام علیکم» به معنای سلام اللَّه علیکم است (مجلسی، روضةالمتقین، ۱۴۰۶، ج۲، ص۲۲۱؛ مکارم و همکاران، ۱۳۷۴، ج۲۳، ص۴۳۷)؛ پس نوعی ذکر خدا یا دعا کردن برای سلام گیرنده است (رک: مجلسی، روضةالمتقین، ۱۴۰۶، ج۲، ص۲۲۱)؛ به این معنا که در سلام، علاوه بر احترام طرف مقابل، یادی از خدا نیز وجود دارد (مکارم و همکاران، ۱۳۷۴، ج۲۳، صص۴۳۶-۴۳۷). با توجه به معنای اسم سلام الاهی که در مبحث قبل گفته شد، این دعا به این معنا است که عافیت الاهی و سلامت و دوری از هر ضرر و شری بر شما باد؛ بنابراین اگر در روایت است که سلام دادن مومنین بر هم به این معنا است که طرفین به هم میگویند من بر عهدی که خداوند با من دربارۀ تو دارد پایبند هستم که غیبت تو را نکنم و عیبجویی ات نکنم و خواهان زمین خوردن تو نباشم (طبرسی، ۱۳۴۴، ص۱۹۹)، بیانگر همین معنا از سلام و از مضامین ضمنی آن است؛ همانطور که برخی مفسران و شارحان قرآن و حدیث نیز معتقدند در سلام کردن، سلامتی سلام گیرنده در همه چیز اعم از دین و ایمان و جسم و جان و سلامت اجتماعی او را از خداوند تقاضا میکنیم (مطهری، ۱۳۸۰، ج۲۵، ص۳۸۸؛ مکارم و همکاران، ۱۳۷۴، ج۲۳، صص۴۳۶-۴۳۷).
در این زمینه از امام صادق (علیهالسلام) روایت است که: سلام، نامی از نامهای خداوند تعالی است که در میان خلق خود به ودیعت نهاده تا معنای آن را در روابط خود بهکار برند .... و کسی که سلام را به کار میبرد، باید دوست و سپس دشمنش از جانب وی در سلامت باشند وگرنه در سلام گفتنش دروغگو است هر چند در میان مردم لفظ سلام را همواره بهکار برد (امام صادق، ۱۴۰۰، صص۹۶ – ۹۵). این روایت گرچه قدری خدشه سندی دارد، اما مضمون آن مورد قبول علمای طراز اول اسلامی قرار گرفته است (رک: فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ۱۴۲۳، ج۱، صص۳۹۴ – ۳۹۳؛ غزالی، مجموعه رسائل، ۱۴۱۶، ص۲۱۸؛ امام خمینی، سرالصلاة، ۱۳۸۳، ص۱۱۲) و طبق مبانی علم حدیث، این تایید، نوعی تقویت اعتبار این روایت است (رک: مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳، ج۱، ص۲۸؛ طباطبایی، منطق فهم حدیث، ۱۳۹۰، ص۲۶۶).
د – نتایج معنوی سلام کردن به همه
طبق روایات دینی، سلام هفتاد ثواب دارد که شصت و نه ثواب برای سلام دهنده و یک ثواب برای پاسخ دهنده است (طبرسی، ۱۳۴۴، ص۱۹۷). کسی که آغازگر سلام باشد از تکبر پاک است ]یا: پاک میشود[ (بیهقی، ج۱۱، ص۲۰۱) و به خدا و پیامبر نزدیکتر است تا کسی که پاسخ دهد (کلینی، ۱۴۰۷، ج۲، ص۶۴۵). نیز سلامپراکنی در بین همۀ مردم، بهترین اخلاق اهل دنیا و آخرت (مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳، ج۷۳، ص۱۲) و موجب آمرزش گناهان (طبرانی، بیتا، ج۲۲، ص۱۸۰) و علامت تواضع (کلینی، ۱۴۰۷، ج۲، ص۶۴۶) و موجب افزایش نیکیها (مفید، الامالی، ۱۴۱۳، ص۶۰) و نوعی صدقه است (سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴، ج۲، ص۱۸۹).
هـ - آثار ارتباط «سلامْآغاز» در بهینه سازی ارتباطات اجتماعی
از منظر آموزه های اسلامی، سلام کردن باعث امنیت اجتماعی است (نهج البلاغه، ص۵۱۲). طبق سفارش قرآن، لازم است مومنان قبل از وارد شدن بر خانه هایی غیر از منزل خود به اهل آن سلام کنند (نور: ۲۷)؛ زیرا هرگاه کسی وارد بر دیگران شود، نوعی هراس ناآشنایی در آن افراد ایجاد میکند که با سلام کردن به آنان، تسکین مییابد (صدوق، معانی الأخبار، ۱۴۰۳، ص۱۶۲). همچنین این پیام آغازین، القای نوعی امنیت به سلام گیرنده را دربردارد؛ یعنی جان و آبرو و مال او از تجاوز سلام کننده در امان است (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۵، ص۳۱).
سلام کردن سبب ایجاد روابط دوستانه میشود؛ زیرا روش دگردوستی این است که مسلمانان سلام را در بین خود گسترش دهند (فتال نیشابوری، ۱۳۷۵، ج۲، ص۴۱۸) و روش آشتی دادن افراد قهر نیز سلام کردن به هم است (بخاری، ۱۴۲۲، ۸، ۵۲).
محور دوم: مقایسهای میان الگوی «سلامْآغاز» و الگوی «درودآغاز»
این محور در دو مبحث به شرح زیر برگزار میشود:
الف – تفاوت مبنایی، معنایی و غایی سلام با درود
ایرانیان باستان طبق برخی تواریخ از بوسیدن و یا خم شدن برای آغاز ارتباط استفاده میکردند (رک: فخر رازی، ۱۴۲۰، ج۱۰، ص۱۶۳) و اگر لفظ درود نیز در شاهنامه برای آغاز ارتباط به کار رفته است، آنرا برای ستایش به کار میبردند که معنای اصلی آن در فرهنگهای لغوی نیز همین ثنا و ستایش است منتهی لغت نویسان به خیال هممعنایی سلام با این واژه آنرا به سلام هم ترجمه کرده اند (رک: نفیسی، بیتا، ج۲، ص۱۴۹۲؛ انوری، ۱۳۸۳، ج۴، ص۳۰۹۳)؛ اما همانطور که در معنای سلام در محور اول مشخص شد، سلام، معنا و مبنای ریشه دارتر و گسترده تری دارد. مقایسۀ این الگوها حکایت از سه تفاوت عمده دارد:
تفاوت اول: تفاوت در مبنا
سلام، به عنوان اسم الهی، آغاز با اندیشۀ توحیدی یعنی نثار کمالات سلامت تن و روان روح و ... از طرف خدای متعال است و در درود چنین مضمونی وجود ندارد. آغاز با سلام، هستی را منحصر در زندگی مادی نمی داند و با بنای بر اعتقاد به غیب و آخرت، دایره سلامتی و نثار سلامتی را فراتر از سلامتی مادی در نظر گرفته اما درود، صرفاً نوعی خوشامد و تحسین مادی و این جهانی است.
تفاوت دوم: تفاوت در معنا
چند مضمون در ارتباط «سلامْ آغاز» وجود دارد (در محور اول آن پرداخته شد) که هرگز در الگوهای غیر اسلامی از جمله درودآغاز، وجود ندارند؛ بلکه این الگوها همانطور که در معنای درود در مبحث قبل گفته شد و نیز در محور سوم تحقیق فرارو گفته خواهد شد، ارتباط را با نوعی توجه دادن، ستایش و احترام، خوشآمد و وقت به خیر و تواضع و به ندرت در برخی الگوها (مانند الگوی روسی، عبری و ترکی استانبولی و شاید چینی) آرزوی سلامتی تن و جسم برای فرد مورد ارتباط آغاز میکنند؛ و در همۀ موارد نه متضمن سلام به معنای اسم الاهی است و نه سلامتی مال و آبرو و .... و نه حتی دعا برای سلامتی جسمی سلام گیرنده.
تفاوت سوم: تفاوت در هدف ارتباطگری
در الگوی ارتباطی «سلامْ آغاز»، سلام کردن، مقدمۀ ارتباط و یا به عنوان روشی در برقراری «ارتباط موثر» (Effective communication) که در فرهنگها و متون ارتباطی غربی رایج است (رک: باستانی، ۱۳۸۶، صص۱۷۴ – ۱۶۲؛ فرهنگی، ۱۳۸۸، صص۱۰۹ – ۱۱۳) محسوب نمیشود؛ زیرا در فرهنگ غرب، مردم بر اساس بررسی و مقایسه هزینه های ارتباطی قضاوت میکنند و تا زمانی که منافع برابر با هزینه ها یا فراتر از آن باشد، روابط صمیمانه است اما اگر هزینه ها از منافع فراتر رود، روابط به تدریج زائل میشود (برکو، ۱۳۸۹، ص۱۸۱). در متون رایج علم ارتباطات نیز از ارسطو تا شرام و تئودور نیوکامپ کلودشن و هارولند و جرورگن روش و ... همگی ارتباط را در راستای نفوذ و تاثیرگذاری ارزیابی کرده اند (رک: محسنیانراد، ۱۳۸۵، صص۴۴-۴۳).
اما در نظام ارتباطی «سلامْ آغاز»، سلام کردن به معنای دعا و نثار سلامتی و عافیت همهجانبه به مخاطب است و سلام و جواب، خود یک فراگرد ارتباطی کامل است. همچنین طبق روایات، سلام کردن بر هر کس لازم است؛ چه مخاطب را بشناسد و چه نشناسد (بخاری، ۱۴۲۲، ج۱، ص۱۵). همچنین هیچ کدام از ارزشهای مادی و منافع شخصی و غیر الاهی و «اثربخشی» به معنای داد و ستدی رایج که گفته شد در این فراگرد نقشی ندارند؛ به همین جهت در روایت است هرگاه کسی به مالداران به گونهای غیر از سلام به فقیران سلام کند، خداوند در قیامت بر وی غضب خواهد نمود (صدوق، الأمالی، ۱۳۷۶، ص۴۴۲). به همین دلیل یعنی رویکرد بدون چشم داشت سود و منفعت است که تشویق به سلام، منوط به دریافت پاسخ سلام از طرف مخاطب نیست و دستور اسلام این است که بدون دریافت پاسخ هم به همه سلام کنید بلکه اگر جواب شما داده نشد، آن یک ثواب پاسخ هم شما دریافت خواهید کرد و در مقابل، فرشتگان به شما پاسخ خواهند داد که دعا و نثار سلام الهی از طرف آنان مسلماً بسیار بهتر از افراد معمولی است.
ب – ناتوانی درود در حمل بار معنایی سلام
با توجه به توضیحاتی که داده شد، روشن است درود نمی تواند بار معنایی سلام را با خود حمل کند؛ زیرا وزن معنا و محتوای مندرج در سلام، بسیار فربه تر از درود است.
محور سوم - الگوی آغاز ارتباط در دیگر فرهنگهای جهانی
فرهنگهای مختلف جهان برای آغاز ارتباطات خود الگوهایی دارند که ذیلاً بخشی از آنها تقدیم میشود:
- کشورهای انگلیسی زبان، ارتباط کلامی را با «hello» آغاز می کنند که به «سلام» ترجمه شده است (آریان پور، ۱۳۸۵، ج۱، ص۱۰۰۴۵)؛ اما این واژه هرگز به معنای سلام نیست بلکه دارای سه کاربرد است (Sandra Anderson, ۲۰۰۵, ۷۳۴) که عبارتاند از:
بیان تبریک مورد استفاده در ملاقات دوست یا در شروع یک تماس تلفنی. (an expression of greeting used on meeting a person or at the start of a telephone call)
سخنی برای جلب توجه کردن. (a call used to attract attention)
عبارتی برای بیان تعجب. (an expression of surprise)
- در زبان فرانسه ارتباط کلامی را با «Bonjour» و «Salut» آغاز می کنند (Marcella, ۱۹۹۷, ۸) که «Bonjour» به معنای روز به خیر (ژیلبر و قوام نژاد، ۱۳۹۰، ص۲۴۱) و «Salut» به معنای سلامت جسم (پارسایار، ۱۳۸۶، ص۷۷۴) است.
- آلمانی ها در آغاز گفتگوی خود می گویند: «Hallo» و معادل «hello» در انگلیسی است (۶۰,Müller & Müller, ۲۰۰۰).
- روس ها در آغاز گفتگوی خود در روابط رسمی و با افرادی که ارتباط صمیمانه ندارند، از « здрáвствуйте» (zdrah-stvooy =) استفاده می کنند و از لفظ «Привéт» (pree-vyet =) برای سلام در روابط نزدیک و دوستانه تر استفاده می کنند.
- هندوها برای آغاز ارتباط از «नमस्कार» (=namaskār) استفاده می کنند (تقوی و پیروز مفرد، ۱۳۸۶، ص۲۰) و «नमस» (=namas ) که به معنای خم شدن و احترام و کرنش و درود و ستایش و ثنا است (رک: جلالی نایینی، ۱۳۸۴، ج۲، صص۳۹۱ – ۳۹۰).
- در زبان چینی، آغاز ارتباط با دیگران را با «你好» (=nǐhǎo) آغاز می کنند که بخش اول از «你好» (=nǐhǎo) یعنی «你» و (= nǐ) در زبان چینی، به معنای «شما» است (Davis, ۱۹۱۱, ۶) و بخش دوم از «你好» (=nǐhǎo) یعنی «好» (= hǎo) به معنای «خوب» است (Davis, ۲۰۱۳, ۴۸)؛ یعنی: شما خوب باشید.
- در فرهنگ ژاپن چیزی با معانی درود و تحیت و مشابه سلام وجود ندارد؛ بلکه در ملاقات هنگام صبح تا ظهر در ارتباط غیررسمی می¬گویند: «おはよう» (ohayō = ohhah-yohh) و در ارتباط رسمی می گویند: «おはようございます» (ohayō gozaimasu = ohhah-yohh goh-zah-ee-mah-soo) که هر دو به معنای صبح به خیر هستند؛ و در ملاقات هنگام بعد از ظهر به همه کس می گویند: «こんばんは» یا: (konnichiwa = kohn-nee-chee-wah) که به معنای عصر به خیر است؛ و در ملاقات هنگام شب می گویند: «おやすみ» (konbanwa = kohn-bahn-wah) که به معنای شب به خیر است (رک: Clarke & Hamamura, ۲۰۰۵, ۱۲,۲۴؛ Sa Sato, ۲۰۱۳, ۶۴,۱۱؛ Carol, ۱۹۹۹:۱۱؛研究社日英 辞典, ۱۹۹۲, ۴۸۲, ۴۸۸ )؛ گرچه متاسفانه برخی مترجمان این دست تعابیر را به معنای سلام انگاشته اند (رک: پرتو، ۱۳۷۷، ۵).
نتیجهگیری
نتایج این تحقیق در پاسخ به سه سوال فرعی پژوهش به این شرح است:
- معنا و پیام مندرج در الگوی ارتباطی «سلامْ آغاز» که ریشه در سلام به عنوان یک نام الاهی دارد، نثار کنندۀ اسم سلام از اسماء الله و انتشاردهندۀ آن در جامعه است و دعا و آرزوی سلامت جسمی و روحی و اجتماعی و اخروی برای مخاطب است و علاوه بر این دعا و آرزوی نیک، به گیرندۀ آن چنین القا میکند که جان و مال و آبروی وی از ناحیۀ فرستندۀ پیام سلام، در ایمن است. اما درود، صرفاً به معنای ثنا و ستایش است.
- سلام و درود، در بنا، معنا و هدف تفاوت دارند. سلام، از اسماء حسنای الاهی و به معنای عافیت از هر بدی تن و روان وروح و در دنیا و آخرت است؛ و به همین دلیل مبتنی بر اعتقاد به غیب و خدای متعال و آخرت و معاد است اما درود بر چنین باورهایی بنا نشده است. همچنین معنای سلام، صرفاً فردی و مادی نیست بلکه بسیار گسترده و شامل نثار هر نوع سلامتی تن و روان و روح در ابعاد فردی و اجتماعی و خانوادگی و دنیوی و اخروی به مخاطب است. در هدف نیز این آغاز اسلامی، بدون توجه به منفعتجویی و درخواست نفعی از مخاطب است؛ اما درود، نه دعا است نه آرزوی این خوبیها، بلکه صرفاً ستایش مخاطب بدون اهداف معنوی است. با بیان این تفاوتها، روشن است که هرگز نمیتوان گفت «درود» ترجمه برای «سلام» است؛ زیرا حامل این همه معانی نیست وگرنه اصرار بر زبان عربی وجود ندارد. از نظر هدف نیز سلام و پاسخ آن در فرهنگ اسلامی یک فراگرد ارتباطی کامل خودبسنده است یعنی ابراز این دعا و صمیمیت و خیرخواهی همه جانبه، خود، هدف است و هرگز مقدمه برای ارتباط اثربخش با نیت اغراض دنیوی و در چارچوبهای «اثربخشی» به معنای داد و ستد رایجی که گفته شد نیست؛ گرچه آثار اجتماعی مهمی دارد اما این اثربخشی، سودجویانه نیست؛ بلکه خیرخواهانه محض است و این دو تفاوت بسیار دارند.
- علاوه بر درود، در هیچ کدام از الگوهای رایج جهانی نیز مبانی و معانی و هدف الگوی ارتباطی «سلامْآغاز» دیده نشده است؛ زیرا الگوهای موجود، نوعی احترام و خیرخواهی در محدودۀ آثار دنیوی و با اغراض سودجویی و داد و ستد احترام و مبادلۀ صمیمیت است و ناظر به ابعاد توحیدی و گستره ای وسیع و شامل آثا دنیوی و اخروی و تن و روان و روح آن هم بدون چشمداشت پاسخ، نیستند.
مصطفی همدانی (استاد حوزه و دانشگاه)
منابع:
- قرآن
- نهج البلاغه
- ابن حنبل، أحمدبنمحمد، (۱۴۲۱ق)، مسندالإمام أحمدبنحنبل، اول، مؤسسةالرسالة.
- ابنمنظور، محمدبنمکرم، (۱۴۱۴ق)، لسانالعرب، بیروت، چسوم، دارالفکر، دارصادر.
- امام جعفربنمحمدالصادق(ع)، (۱۴۰۰ق)، مصباحالشریعة، بیروت، چاول، مؤسسةالأعلمی.
- امام خمینی(ره)، (۱۳۷۰ش)، آدابالصلاة، تهران، چهفتم، موسسه تنظیم ونشر آثار امام.
- -----------، (۱۳۸۳ش) سرالصلاة، تهران، چنهم، موسسه تنظیم ونشر آثار امام.
- انوری، حسن، (۱۳۸۱ش)، فرهنگ سخن، تهران، اول، سخن.
- آ، وسکانیان، (۱۳۷۴ش)، فرهنگ روسی– فارسی، بیجا، چاول، جانزاده.
- آریانپور، منوچهر، (۱۳۸۵ش)، فرهنگ انگلیسی به فارسی، تهران، چششم، جهانرایانه.
- باستانی، قادر، (۱۳۸۶ش)، اصول و تکنیکهای برقراری ارتباط موثر با دیگران، تهران، چدوم، ققنوس.
- بخاری، محمدبنإسماعیل، (۱۴۲۲ق)، الصحیح، بیروت، چاول، دارطوقالنجاة.
- برکو، ری ام و آندرو دی، ولوین و دارلین آر، ولوین، (۱۳۸۹ش)، مدیریت ارتباطات، ترجمه سید محمد اعرابی و داوود ایزدی، تهران، ششم، دفتر پژوهشهای فرهنگی.
- پارسایار، محمدرضا، (۱۳۸۵ش)، فرهنگ فرانسه به فارسی، تهران، چدوم، رهنما.
- پرتو، محمد رضا، (۱۳۷۷ش)، مکالمه ژاپنی، تهران، چاپ اول، مرکز نشر دانشگاهی.
- تقوی، سید نفیس حیدر و محمدمهدی پیروز مفرد، (۱۳۸۶ش)، هندی در سفر، تهران، دوم، استاندارد.
- تیرکل، الیعیزر، (بیتا)، العبریۀ بسهولۀ للناطقین، بینا، چاول، بینا.
- جلالی نایینی، سید محمدرضا، (۱۳۸۴ش)، فرهنگ سانسکریت–فارسی، تهران، اول، پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی.
- حئیم، سلیمان، (۱۳۶۰ش)، فرهنگ عبری – فارسی، تهران، چدوم، انجمن کلیمیان.
- ژیلبر، لازار و مهدی قوامنژاد، (۱۳۸۶ش)، فرهنگ فارسی به فرانسه، تهران، چششم، فرهنگ معاصر.
- صدوق، محمدبنعلی، (۱۳۷۶ش)، الأمالی، تهران، چششم کتابچی.
- ------------------------، (۱۴۰۳ق)، معانیالأخبار، قم، چاول، انتشارات اسلامی.
- ----------------------، (۱۴۱۳ق)، منلایحضرهالفقیه، قم، چدوم، انتشارات اسلامی.
- طباطبایی محمدحسین، (۱۴۱۷ق)، المیزان، قم، چپنجم، انتشارات اسلامی.
- طبرسی، علیبنحسن، (۱۳۴۴ش)، مشکاةالأنوار، نجف، چدوم، المکتبةالحیدریة.
- عونی عاشور، (۱۹۹۴م)، تعلماللغۀالعبریۀ، الخلیل، دوم، منشوراتالوطن.
- غزالی، ابو حامد محمد، (۱۴۱۶ق)، رسائلالإمامالغزالی، بیروت، چاول، دارالفکر.
- فتال نیشابوری، محمدبناحمد، (۱۳۷۵ش)، روضةالواعظین، قم، چاول، رضی.
- فخررازی، محمدبنعمر، (۱۴۲۰ق)، مفاتیحالغیب، بیروت، چسوم، داراحیاءالتراثالعربی.
- فرهنگی، علیاکبر، (۱۳۸۸ش)، ارتباطات انسانی، جاول، تهران، چپانزدهم، رسا.
- فیض کاشانی، محمد محسن، (۱۴۰۶ق)، الوافی، اصفهان، چاول، کتابخانه أمیرالمؤمنین علیهالسلام.
- فیض کاشانی، محمد محسن، (۱۴۱۷ق)، المحجۀ البیضاء، قم، چچهارم، انتشارات اسلامی.
- قمی، علیبنابراهیم، (۱۳۶۷ش)، تفسیر قمی، قم، چچهارم، دارالکتاب.
- قمی، ابوالقاسم، (۱۳۷۸ق)، قوانینالأصول، قم، دوم، علمیه.
- کانار، محمد، (۱۳۷۴ش)، فرهنگ جامع فارسی به ترکی استانبولی، تهران، چاول، شیرین.
- کریمی، سعید، سلام و تحیت، ماهنامۀ درسهایی از مکتب اسلام، دی ۱۳۷۸، سال ۳۹-شماره ۱۰، صص ۶۸ – ۶۰.
- کلینی، محمدبنیعقوب، (۱۴۰۷ق)، الکافی، تهران، چچهارم، دارالکتبالإسلامیة.
- مازندرانی، محمد صالحبناحمد، (۱۳۸۲ق)، شرحالکافی، تهران، چاول، المکتبةالإسلامیة.
- مایرز، گیل.ای.، مایرز، میشله.تی، (۱۳۸۳ش)، پویایی ارتباطات انسانی، ترجمه حوا صابر آملی، تهران، چاول، دانشکده صدا وسیما.
- مجلسی، محمد باقر، (۱۴۰۳ق)، بحارالأنوار، بیروت، چدوم، دارإحیاءالتراثالعربی.
- مجلسی، محمدتقی، (۱۴۰۶ق)، روضةالمتقین، قم، چدوم، کوشانبور.
- محسنیانراد، مهدی، (۱۳۸۵ش)، ارتباطشناسی، تهران، چهفتم، سروش.
- مطهری، مرتضی، (۱۳۸۰ش)، مجموعه آثار، قم، چدهم، انتشارات صدرا.
- مکارم شیرازی، ناصر، ۱۳۷۴ش)، تفسیر نمونه، تهران، چاول، دارالکتبالإسلامیة.
- نفیسی، علیاکبر، (بیتا)، فرهنگ نفیسی، تهران، کتابفروشی خیام.










نظر شما