شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۷
افق‌های پیش روی جهان اسلام در پیام رهبر معظم انقلاب به حج / نظام سلطه و صهیونیسم مصادیق شرک در جهان معاصرند

حوزه/ عضو انجمن فرق و ادیان حوزه علمیه قم تصریح کرد: در جهان معاصر، نظام سلطه و صهیونیسم را باید از مصادیق روشن شرک دانست، زیرا این جریان‌ها با ایستادن در برابر حق، تحمیل اراده بر ملت‌ها و جایگزین کردن ولایت غیرالهی، همان منطق تاریخی شرک را در قالبی جدید بازتولید کرده‌اند.

خبرگزاری حوزه| در منظومه معرفتی حج ابراهیمی، توحید صرفاً یک باور ذهنی و قلبی نیست، بلکه حقیقتی جاری در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان است. اگر حج را کانون تجلی توحید و بزرگ‌ترین اجتماع امت اسلامی بدانیم، طبیعی است که این اجتماع عظیم نمی‌تواند نسبت به جبهه باطل، سلطه و ظلم بی‌تفاوت بماند.

در جهان معاصر، شرک فقط در قالب بت‌های سنگی و چوبی معنا نمی‌یابد، بلکه هر قدرتی که بخواهد اراده خود را جایگزین حاکمیت الهی کند و ملت‌ها را به تسلیم در برابر خود وادارد، بازتولیدکننده منطق شرک است. از این منظر، نظام سلطه و صهیونیسم را می‌توان از مصادیق روشن شرک در روزگار حاضر دانست؛ زیرا این جریان‌ها با اشغال، تجاوز، تحمیل و سلب کرامت انسانی، در برابر حق و عدالت صف‌آرایی کرده‌اند. حاجی در حالی که با احرام، طواف و ذکر، به تزکیه فردی می‌رسد، هم‌زمان موظف است موضع خود را در برابر ظلم و استکبار نیز روشن کند.

برای بررسی هرچه بیشتر این موضوع گفت و گویی انجام داده ایم با دکتر زهرا دلاوری پاریزی، عضو انجمن فرق و ادیان حوزه علمیه قم که مشروح آن تقدیم حضورتان می گردد:

سؤال: ابعاد سیاسی و دینی حضور در مناسک حج چگونه با یکدیگر در هم تنیده شده‌اند؟ همچنین، چرا از منظر نظام جمهوری اسلامی ایران، این دو بُعد به هیچ عنوان از یکدیگر تفکیک‌پذیر نیستند؟

برای پاسخ به این پرسش، در ابتدا لازم است به ریشه واژه‌شناسی «حج» اشاره کنیم؛ کلمه حج در لغت به معنای «قصد و آهنگِ کاری کردن» است و در اصطلاح تخصصی و شرعی، به معنای قصد و آهنگ زیارت خانه کعبه می‌باشد. همان‌طور که مستحضرید، این فریضه از اعمال مخصوص ماه ذی‌الحجه به شمار می‌رود که با نیت تقرب و عبادت خداوند انجام می‌پذیرد. اگر بخواهیم حج را در یک جمله توصیف کنیم، باید بگوییم حج کانون تجلی توحید و بزرگ‌ترین گردهمایی سالانه امت اسلامی است.

برای آنکه ما به درک صحیحی از «حج ابراهیمی» دست یابیم، الزامی است که از نگاه «حج سکولارِ صرفاً مناسکی» عبور کرده و به حقیقت حج ابراهیمی واصل شویم. اما مقصود از این سخن چیست؟ بر اساس تعریفی که رهبر معظم انقلاب اخیراً در تبیین بحث حج و در پیام صادر شده به این مناسبت داشتند، شرط این هجرت، «بستن احرام دائمی حول ذکرالله» است.

* حج یعنی: طواف دائمی بر گرد محور حق

ما در مناسک ظاهری حج، یک احرام سه‌روزه و مناسکی محدود داریم که پس از اتمام زمان مقرر پایان می‌یابد و حاجیان به دیار خود بازگشته و زندگی روزمره را از سر می‌گیرند. اما ایشان ما را متوجه این حقیقت می‌کنند که جوهره حج این است که ما در تمام طول زندگی خود، این احرام را حفظ کنیم. به تعبیر حضرت امام خمینی (ره)، ما باید «عالم را محضر خدا بدانیم» و در ادامه می‌فرمایند که باید «طواف دائمی بر گرد محور حق» داشته باشیم.

در اینجا لازم است پرانتزی باز کرده و به روایتی از پیامبر اکرم (ص) اشاره کنم که فرمودند: « عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ یَدُورُ حَیْثُمَا دَارَ»؛ یعنی حقیقت با علی (ع) است و علی با حقیقت، و هر کجا که علی بچرخد، حق نیز همان‌جاست. زمانی که رهبر معظم انقلاب بر طواف دائمی بر گرد محور حق تأکید می‌ورزند، در واقع مسیر حق را برای ما روشن می‌کنند. ایشان از تمامی نمادهای حج همچون «سعی صفا و مروه»، «طواف» و «احرام» وام می‌گیرند و این مفاهیم را به متن زندگی روزمره، حیات اجتماعی و ساحت جهانی ما سرایت می‌دهند.

ایشان می‌فرمایند ما باید «سعی دائمی در میان قله‌های خطیر تکالیف الهی است» داشته باشیم؛ یعنی مفهوم «سعی» تنها محدود به فاصله صفا و مروه نیست، بلکه در تمامی تکالیف الهی جریان دارد. همچنین با الهام از «رمی جمرات»، موضوع «رمی دائمی شیطان شریر» را مطرح می‌کنند؛ شیطانی که لحظه به لحظه در حال رصد ماست و منتظر روزنه‌ای برای نفوذ است تا اهداف خود را پیش ببرد.

افزون بر این، مفاهیمی چون «اطعام فقرا»، یاریِ زمین‌گیران و «قربانی کردن هواها و تمایلات منحرف‌ساز» نیز مطرح است. در حقیقت، قربانی کردن گوسفند توسط حضرت ابراهیم (ع)، نمادی از قربانی کردن هواهای نفسانی است؛ همان‌جایی که ایشان مأمور به قربانی کردن فرزند خود شدند، فرمان خدا را گردن نهادند و میل غریزی پدرانه را به پیشگاه الهی قربانی کردند. این به معنای آن است که انسان در تمام حالات باید آماده خدمت و برافراشتن پرچم دفاع از حق و حقیقت باشد.

* چرا ابعاد سیاسی و دینی حج از همدیگر تفکیک‌پذیر نیستند؟

اما در پاسخ به این پرسش که چرا جمهوری اسلامی ابعاد سیاسی و دینی را در کنار یکدیگر قرار داده و آن‌ها را جدایی‌ناپذیر می‌داند، باید از شهید بزرگوار، جناب مدرس یاد کنیم که فرمودند: «سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست.»

در واقع در اسلام، حتی «نماز» که فردی‌ترین عبادت و رابطه‌ای کاملاً عاشقانه میان بنده و خالق است، مورد تأکید قرار گرفته که به صورت «جماعت» اقامه شود. خداوند دوست دارد که انسان حتی برای مناجات نیز در قالب جماعت وارد اجتماع شود؛ چرا که «یدالله مع الجماعه». حضور در جمع، رحمت و ترحم الهی را برای آن جامعه برمی‌انگیزد. حج نیز یک تکلیف بزرگ اجتماعی و الهی است که بر مستطیعان واجب شده است؛ عبادتی جمعی برای قصدِ زیارت خانه خدا.

مهم‌ترین نکته در این بحث توحیدی، مسئله «پرهیز از شرک و دوری از آن» است. به قول معروف: «جاروب کن خانه را، وانگه میهمان طلب» یا «دیو چو بیرون رود، فرشته درآید». برکت و حکمت الهی در ظرف آلوده قرار نمی‌گیرد. اگر بخواهیم توحید را مهمان خانه قلبمان کنیم، ابتدا باید آن را از هرچه شرک و مظاهر شرک است پاک نماییم. به همین جهت است که نماد مبارزه با شرک در آیین ابراهیمی حج چنین جایگاه والایی دارد.

* حج، مانور بازسازی هویت اسلامی در برابر نظام سلطه

از منظری دیگر، حج همچون مانور عظیمی برای بازسازی هویت اسلامی در برابر نظام سلطه است. مناسکی مانند «طواف» یا «وقوف در عرفات»، از یک سو بُعد بندگی را تقویت می‌کنند و از سوی دیگر، بُعد «تبری از مشرکان» را تجلی می‌بخشند. پس از فتح مکه در سال نهم هجری، دستور برائت از مشرکین از جانب خداوند نازل شد. ابتدا ابوبکر برای ابلاغ فرستاده شد، اما سپس وحی آمد که این کار باید توسط پیامبر یا کسی از خاندان ایشان انجام شود که در نهایت امیرالمؤمنین علی (ع) آیات برائت را قرائت کردند و این سنت نهادینه شد. پس از انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) بار دیگر این سنت عظیم را احیا کردند.

مشرکان در برهه‌ای از تاریخ، نمادی چون «بت» داشتند. اما امروز چه کسی در برابر جریان حق قد علم کرده است؟ امروز استعمار و استکبار هستند که با ایستادن در برابر حق، ادعای خدایی کرده و می‌خواهند انسان‌ها به جای خدا، مطیع آنان باشند. بنابراین، نظام صهیونیستی و نظام‌های استکباری، نمادهای معاصرِ مشرکین هستند و وظیفه هر حاجی است که برائت خود را از آن‌ها اعلام کند.

ما «تولی» و «تبری» را در کنار هم داریم؛ این دو همچون دو بال پروازند که بدون هر یک، رسیدن به مقصد ممکن نیست. این حرکت جمعی در حج اگرچه بُعد فرهنگی دارد، اما از آنجا که در اسلام هر حرکت فرهنگی در نهایت به آرمان «حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)» و شکل‌گیری «امت واحده» ختم می‌شود، پس این حرکت ذاتاً سیاسی است. با حضور یک رهبر واحد جهانی، یعنی حضرت ولی‌عصر (عج)، ابعاد عبادی و سیاسی حج هرگز از هم جدا نخواهند بود.

سؤال: پیام اخیر مقام معظم رهبری به حجاج چه افقی را پیش روی جهان اسلام و کشورهای منطقه می‌گشاید و ملت‌ها در قبال این پیام چه وظایفی بر عهده دارند؟

رهبر معظم انقلاب در این پیام، دقیقاً بر مهم‌ترین نقطه برای آغاز حرکت به سوی «تمدن جهانی اسلامی» دست گذاشتند. با وجود آنکه رهبر شهیدمان (رئیس‌جمهور فقید) نیز پیش‌تر بر این موضوع تأکید داشتند، اما ایشان در آغازین روزهای ولایت خود بر این جامعه در این مقطع، با صدور این پیام اعلام کردند که ما با صلابت در همان مسیر گام برمی‌داریم. ما به عنوان یک نیروی تازه‌نفس و امتی مبعوث شده که در راه جهانی کردن این حرکت سر از پا نمی‌شناسد، بر محور «توحید و برائت از مشرکان» تمرکز کرده‌ایم.

این برائت، نماد اعلام جنگ با نظام سلطه است. ما تا زمانی که استکبار دست از سلطه‌گری برندارد، با آن‌ها هیچ آشتی نخواهیم داشت. تفکیکِ محور توحیدی از محور برائت، به معنای تهی کردن حج از معنای واقعی و انقلابی آن است.

مستکبرانِ امروز در واقع ادامه دهنده راه فرعون، نمرود و ابوسفیان هستند. جریان شیطان که در برابر حضرت آدم (ع) آغاز شد، در طول تاریخ در مقابل پیامبر (ص)، امام حسین (ع) و سایر ائمه ادامه یافت و امروز به ما رسیده است. حجاج با سر دادن ندای «لبیک اللهم لبیک»، در واقع به استکبار اعلام می‌کنند که هرگز زیر بار زور و ستم نخواهند رفت.

در منظومه فکری امام و انقلاب، جدا کردن دین از سیاست یک بدعت است و به همین ترتیب، جدا کردن برائت از توحید نیز انحراف محسوب می‌شود. ما به سه دلیل بنیادی نمی‌توانیم این دو را از هم تفکیک کنیم:

۱. ماهیت قیام در حج: بر اساس آیه ۹۷ سوره مائده که می‌فرماید: «جَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ قِیَامًا لِلنَّاسِ»، کعبه مایه استواری و بیداری توده‌های مردم است. نخستین قیام‌کننده در برابر ظلم، خود خداوند است که عدالت مطلق را داراست. این قیام، مفهومی کاملاً اجتماعی و سیاسی دارد. حجی که در آن بیداری و قیام علیه طاغوت‌های زمان نباشد، با حقیقت کعبه در تضاد است.

۲. سیره ابراهیمی و نبوی: حضرت ابراهیم (ع) بنیان‌گذار سنت بت‌شکنی بودند و پیامبر اکرم (ص) نیز با همراهی علی (ع) بت‌های کعبه را شکستند. در این جریان تاریخی، برائت از مشرکین و مرزبندی میان جبهه حق و شرک کاملاً مشهود است.

۳. عینیت توحید در زندگی: توحید صرفاً یک باور قلبی یا نظری نیست. اعتقاد به یگانگی و عدالت خدا زمانی ثمر می‌دهد که در ابعاد زندگی ما پیاده شود. توحید یعنی «نفی هرگونه ولایت غیرخدا». امروز شرک در قالب نظام سلطه تجلی یافته و ظلمی که در غزه، فلسطین و جای‌جای جهان بر مظلومان و حتی بر خودِ مردمِ کشورهای مستکبر می‌رود، برآمده از همین نظام مشرکانه است. در نگاه توحیدی، این نظام باید جای خود را به عدالت واقعی بدهد.

حج الگویی از زندگی اجتماعی-سیاسی را در قالب‌های فردی و جمعی ترسیم می‌کند. در اوج اتصال فردی (مانند زمان احرام که حتی همسران بر هم حرام می‌شوند تا انسان فقط با خدا باشد)، فرد باید در دلِ یک حرکت عظیم جمعی حضور داشته باشد ولی این اوج اتصال فردی باید در جمع و به صورت جماعت باشد.

سؤال: آیین برائت در حج، در بستری جمعی و با حضور مسلمانانی از مذاهب و ملیت‌های گوناگون برگزار می‌شود. این همراهی جمعی چه تأثیری بر عمق‌بخشی و تثبیت هویت ضد استکباری در فردِ حاجی دارد؟ همچنین آیا داده‌های پژوهشی درباره میزان تأثیرگذاری این آیین بر نگرش سیاسی حجاج، پس از بازگشت به کشور و جامعه‌شان، وجود دارد؟

بله، حتماً. اجازه بدهید ابتدا جمع‌بندی کوتاهی از پرسش‌های قبلی ارائه کنم و سپس وارد این بحث شوم. البته درباره بخش پایانی سؤال شما، تنها افسوسی که می‌ماند این است که جای پژوهش‌های گسترده‌تر در این زمینه خالی است؛ با این حال امیدوارم همین گفت‌وگو بتواند فتح بابی برای کسانی باشد که در حوزه تحقیق و پژوهش فعالیت می‌کنند تا بیش از پیش به این مراسم بپردازند.

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، آیین برائت تنها یک شعار نیست، بلکه رکن جدایی‌ناپذیر حج ابراهیمی است. حجی که در آن برائت وجود نداشته باشد، در حقیقت به معنای سکوت در برابر ظلم و سکوت در برابر گناهان کبیره است، و این با منطق قرآن سازگار نیست. واقعاً سکوت در برابر ظلم، منطق قرآنی نیست.

* تولی به وسیله تبری کامل می شود

همچنین بحث تولّی، به‌وسیله تبرّی کامل می‌شود و این دو حتماً باید در کنار یکدیگر قرار گیرند. افزون بر این، انسان باید مرز خود را مشخص کند؛ بالاخره باید روشن باشد که من در این جبهه قرار دارم یا در آن جبهه. آیا امام حسین می‌تواند بر من حساب کند یا یزید؟ اگر کسی در میانه بایستد، نه امام حسین می‌تواند بر او حساب کند و نه یزید؛ بنابراین انسان باید تکلیف خود را با خویش مشخص کند.

افقی که رهبر معظم انقلاب در این پیام برای ما ترسیم کرده‌اند، یک افق بزرگ تمدنی است؛ این تمدن، مبتنی بر نفی سلطه کفار و نیز اتحاد مسلمانان است. این اتحاد بر محور چه چیزی شکل می‌گیرد؟ نخست آنکه مسلمانان کلمه «لا اله الا الله» را دارند. حتی درباره اهل کتاب نیز چنین ظرفیتی مطرح است؛ آن‌گاه که پیامبر می‌خواهند دعوت خویش را آغاز کنند، خداوند به ایشان می‌فرماید که چنین آغاز کن: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَی کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا». یعنی کلمه «لا اله الا الله» می‌تواند محور مشترک امت‌های اسلامی و حتی امت‌های غیراسلامیِ دارای دین ابراهیمی قرار گیرد.

همچنین مسئله مبارزه با دشمن مشترک مطرح است که امروز مصداق آن رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی است. در عمل، آنان قانون جنگل را به جهان بازگردانده‌اند و انسان نمی‌داند در چه شب و در چه ساعتی و در کدام نقطه از دنیا قصد حمله دارند. انسان از این جهت حتی امنیت آن را ندارد که همچون یک فرد عادی در جامعه ظاهر شود و آسوده زندگی کند. ظلم و ستم را تا بالاترین حد خود رسانده‌اند و از هر مرزی فراتر برده‌اند.

* دولت های اسلامی پرچم برائت از مشرکین را برافراشته نگاه دارند

از این رو، وظیفه دولت‌های اسلامی آن است که پرچم برائت را برافراشته نگاه دارند و از حاجیانی که در این مراسم شرکت می‌کنند حمایت کنند. نباید این برنامه صرفاً به مراسمی تشریفاتی و فاقد محتوای سیاسی تبدیل شود؛ به‌گونه‌ای که نتواند مانع دشمن گردد.

این برائت از مشرکین نیز محدود به یک ساحت نیست، بلکه در همه جبهه‌ها حضور دارد؛ یعنی در جبهه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، در همه این عرصه‌ها باید برائت از مشرکین وجود داشته باشد.

برای مثال، در بُعد فرهنگی، آن فرهنگی که رو به زوال است و بر مبنای اومانیسم شکل گرفته، باید کنار گذاشته شود و به سوی توحید حرکت کنیم. در جبهه اقتصادی، همه توصیه‌های رهبر معظم انقلاب درباره حمایت از تولید داخلی و قطع وابستگی اقتصادی به کشورهای دیگر در همین چارچوب قرار می‌گیرد.

در بُعد سیاسی نیز عزت سیاسی مطرح است و حتی در موضوع مذاکرات، آن سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» باید رعایت شود، به‌گونه‌ای که دیگران نخواهند بر ما تحمیل و زورگویی کنند. چنان‌که خداوند فرموده است: «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا»

رهبر معظم انقلاب نیز در این پیامی که صادر کرده‌اند، راه نجات ملت‌های مسلمان از بند استعمار را بازگشت به حج ناب محمدی معرفی کرده‌اند. اگر بخواهم به عبارت ایشان اشاره کنم، مضمون آن چنین است که: «بعثت امت اسلامی با سلاح الله‌اکبر، در پی بعثت ملت ایران و جبهه مقاومت» یعنی ملت ایران می‌تواند پیشگام و جلودار باشد و به تعبیری مصداق این آیه قرار گیرد: « رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا»؛ بر این اساس، ملت ایران می‌تواند نقش امام و پیشوا را ایفا کند و جبهه مقاومت نیز در اینجا مقاومت خود را به بالاترین سطح برساند و در نتیجه امت اسلامی نیز در پی آنان به قیام برخیزد.

* چرا استکبار جهانی در کشورهای اسلامی پایگاه نظامی دارد؟

همچنین ما در این منطقه ظرفیت‌ها و منافع مشترک فراوانی داریم که باید به آن‌ها توجه شود. نکته دیگر آن است که باید از ایجاد پایگاه‌های آمریکایی جلوگیری کنیم؛ پایگاه‌هایی که در واقع موجب می‌شوند ما به سپر بلای آمریکا در این منطقه تبدیل شویم. کشوری که در آن سوی دنیا قرار دارد، چه نسبتی با این منطقه دارد و چرا باید در اینجا پایگاه ایجاد کند؟ اینکه ۱۲۱ پایگاه در اطراف ایران ایجاد شده، چه معنایی دارد؟ همه دولت‌های اسلامی واقعاً باید در این زمینه به دوستی، صداقت و آن اصل مهم اسلامی یعنی وحدت توجه و اهتمام داشته باشند.

اگر بخواهیم به نکته دیگری در این پیام اشاره کنیم، یکی از مسائل مهم، همان افق مدنظر رهبر معظم انقلاب است. این افق صرفاً مربوط به مردم ایران یا فقط حجاجی که اکنون در مراسم حج حضور دارند نیست، بلکه همه حاجیانی را که پیش از این به حج رفته‌اند و همه حاجیانی را که در آینده از همه کشورهای جهان به حج خواهند رفت، شامل می‌شود.

این بدان معناست که چشم‌اندازی بسیار وسیع و ممتاز برای یک حرکت رو به جلو ترسیم شده است. چنین امت واحده مقتدری در برابر فشار اقتصادی از پا درنمی‌آید و در برابر فشار نظامی عقب‌نشینی نمی‌کند. بله، ممکن است در مواردی آسیب‌هایی نیز ببیند، اما این آسیب‌ها خللی در عزم آن ایجاد نخواهد کرد.

همچنین ایشان این برائت را پیش‌زمینه نجات فلسطین و ایستادگی در برابر نفوذ فرهنگی غرب می‌دانند. اگر بخواهیم به‌طور خاص اشاره کنیم، یک بحث همان قطع روابط اقتصادی و سیاسی با رژیم صهیونیستی است و بحث دیگر، همسویی با خواست ملت‌هاست. واقعیت این است که ملت‌ها با ملت ایران و مقاومتی که از خود نشان می‌دهد، همدلانه برخورد می‌کنند و شایسته است که دولت‌ها نیز از سرنوشت دولت‌هایی که برخلاف خواست ملت‌های خود حرکت کردند درس بگیرند؛ چراکه فرجام آنان چیزی جز زوال و نابودی نبوده است.

* تأثیر همراهی جمعی بر هویت ضد استکباری

این همراهی جمعی در حج، در شکل‌گیری و تثبیت هویت ضد استکباری بسیار مؤثر است. برای مثال، تصور کنید مسلمانانی از ژاپن، آلمان، آفریقا، آسیا، اندونزی و دیگر کشورها در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. من خودم آنجا حضور داشته‌ام و این صحنه را از نزدیک دیده‌ام؛ واقعاً باشکوه است. انسان با خود می‌گوید این افراد نیز مانند من می‌اندیشند، این‌ها نیز عبادت انجام می‌دهند، این‌ها نیز با وجود تفاوت زبان و ملیت، به زبان عربی نماز می‌خوانند. این‌ها همه نقاط اشتراک هستند و فرصت‌هایی فراهم می‌کنند که ما بتوانیم از این مشترکات بهره بگیریم و گام‌های بلندی به سوی آینده تمدنی خود برداریم.

نخستین اثر این همراهی آن است که احساس تنهایی از میان می‌رود. یعنی فرد درمی‌یابد که در میان ملت‌های جهان تنها نیست، زیرا دیگران نیز اندیشه ضد استکباری و ضد استعماری دارند. چرا؟ چون خود آیین اسلام، ضد استکبار و ضد طاغوت است. نکته دیگر، همان احساس هم‌سرنوشتی است؛ اینکه اگر با یکدیگر باشیم، این قدرت را خواهیم داشت که استکبار را از میان برداریم، همان‌گونه که همه انبیا در طول تاریخ چنین کردند و در این مسیر موفق شدند.

نکته دیگر، تثبیت هویت است. رسانه‌های غربی به‌طور گسترده علیه ایران و علیه جبهه مقاومت فعالیت می‌کنند و در واقع همه جنایت‌هایی را که رژیم صهیونیستی و آمریکا مرتکب شده‌اند، سفیدشویی می‌کنند. هنگامی که حجاج می‌بینند که جمعیتی عظیم همانند خودشان وجود دارد، به عظمت این ظرفیت پی می‌برند.

اکنون تقریباً جمعیت مسلمانان و مسیحیان در جهان نزدیک به یکدیگر است؛ حدود دو میلیارد و هفتصد میلیون مسلمان و حدود دو میلیارد و پانصد میلیون مسیحی. وقتی انسان می‌بیند که این جمعیت عظیم چه قدرتی می‌تواند داشته باشد، قدرتی فراتر از بمب اتم و در قالب یک قدرت نرم، درمی‌یابد که این حقیقت عینی و عبادی می‌تواند به یک هویت جمعی سیاسی و تمدنی تبدیل شود و این مجموعه‌ها را در نقطه‌ای مشترک به یکدیگر متصل کند.

* داده‌های پژوهشی موجود در عرصه حج

اما در زمینه پژوهش که فرمودید، بله، پژوهش‌هایی وجود دارد؛ از جمله مصاحبه‌هایی که پس از بازگشت حجاج با آنان انجام شده و در آن بررسی شده که این مراسم چه تأثیراتی بر آنان گذاشته است. در بُعد کیفی و تحلیل گفتمانی نیز مقالات و تحقیقات متعددی در دسترس است. بالاخره بر اساس این مبانی می‌توان به برخی نتایج رسید و خروجی‌هایی را استخراج کرد. طبیعتاً این آیین تأثیرگذار است؛ یعنی اگر این اعتقاد در فرد نهادینه شده باشد، باید نمود بیرونی نیز پیدا کند.

اما اگر مقصود، پژوهش‌های کمّیِ گسترده و جامع باشد؛ برای مثال، اینکه کسی آمده باشد روی بیست هزار نفر از حجاجِ یک سال یا چند سال متوالی نمونه‌گیری و مطالعه کرده باشد، حقیقتاً من پژوهش جامعی با این سطح از گستردگی مشاهده نکرده‌ام. با این حال، نمونه‌هایی مانند مصاحبه با مسلمانان آفریقا یا مسلمانان آسیای میانه وجود دارد که نشان می‌دهد این مراسم در برخی موارد، نفرت از سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا را تا ۶۰ درصد افزایش داده است. همچنین مفهوم امت واحده پس از حج در رفتار حجاج تقویت می‌شود و همین مسئله خود یکی از بزرگ‌ترین موانع در برابر ناسیونالیسم افراطی و نیز تفرقه مذهبی است؛ همان تفرقه مذهبی‌ای که ابزار اصلی استکبار محسوب می‌شود.

اگر بخواهم به دو یا سه مقاله دیگر نیز اشاره کنم، یکی از آن‌ها مقاله‌ای از آقای محمد سمیعی و ناشا اوچیان است که به بررسی شکل‌گیری هویت سیاسی ایران با توجه به پیام‌های حجِ رهبران عالی ایران پرداخته است. یعنی حتی همین پیام‌هایی که رهبران عالی ایران درباره حج صادر می‌کنند، می‌تواند به‌عنوان یک منظومه فکری برای تعیین مسیر ما عمل کند و در شکل‌گیری هویت سیاسی مردم ایران تأثیرگذار باشد.

مقاله دیگری نیز وجود دارد که درباره بهره‌برداری ایدئولوژیک از حج است و توسط آقای خلجی در مؤسسه واشنگتن نوشته شده است. ایشان که در حوزه مطالعات شیعی نیز سابقه آموزشی داشته‌اند، به نقش دفتر نمایندگی ولی‌فقیه در امور حج و زیارت پرداخته و بیان کرده‌اند که تا چه اندازه می‌توان از این فرصت برای ترویج ایدئولوژی انقلاب و اشاعه روحیه ضد استکباری ایران بهره برد.

سؤال: درباره تفاوت برداشت‌ها از بحث برائت از مشرکین در میان مذاهب اسلامی می‌توان این‌گونه گفت که این مسئله در واقع به نوعی تفاوت در خوانش سیاسی از سوره توبه است. برخی از مذاهب اسلامی نسبت به رویکردی که ایران در این زمینه دارد، با رویکرد خودشان تفاوت دارند؛ یعنی حج را صرفاً امری فردی می‌دانند، در حالی که خوانش جمهوری اسلامی ایران، خوانشی مکتبی است و بر این نکته تأکید می‌کند که در پسِ این حج، نوعی روایت از یک زندگی جمعی، اجتماعی و سیاسی نیز ترسیم می‌شود. آیا می‌توان این‌گونه تحلیل کرد؟

بله، قطعاً می‌توان به جنبه سیاسی آن توجه کرد؛ زیرا وقتی به حاکمان منطقه نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که اغلب آن‌ها خود دارای قراردادها و مناسباتی هستند و به‌نوعی منافعشان در یک مسیر قرار گرفته است و اکنون نیز این مسئله آشکارتر شده است. اما در کنار این، یک بُعد اعتقادی نیز وجود دارد. حتی در گذشته نیز، زمانی که معاویه یا یزید حاکم بودند، همین مسئله دیده می‌شد.

برای مثال، هنگامی که حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در آن مجلس حاضر می‌شوند، گفته می‌شود: «دیدی خداوند با برادرت چه کرد؟» این همان اندیشه جبرگرایانه است؛ یعنی اینکه من دخالتی نداشتم، این رخداد را خدا خواسته و سرنوشت چنین بوده است. اهل‌بیت علیهم‌السلام با این اندیشه مقابله کردند، زیرا معنای آن این بود که شما حق اعتراض ندارید؛ چراکه خدا چنین خواسته است. این اعتقاد به جبرگرایی، در واقع به این معناست که هر کاری انسان انجام می‌دهد، کار خدا تلقی شود.

بنابراین، در این زمینه یک بُعد اعتقادی نیز مطرح است؛ اما در عین حال، بُعد سیاسی پررنگ‌تر به نظر می‌رسد. یعنی سیاستمداران اجازه نمی‌دهند این آگاهی به‌درستی شکل بگیرد و اثر واقعی خود را برجای بگذارد.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha