به گزارش خبرگزاری حوزه، این شبها هر قسمت از سریال شیرین و در عینحال پرمحتوای"در و تخته" به کارگردانی محسن امانی و تهیهکنندگی مسعود ملکی را که از شبکه دوم سیما می دیدم، این پرسش ذهنم را به خود مشغول میساخت که چرا مخاطب ایرانی از رسانه ملی، کمتر باید تماشاچی این قبیل سریالهای خوب و قابل قبول به لحاظ فرمی و محتوایی باشد!؟ سریالهای بی ادعایی که به محورهای مهمی در رابطه با نهاد خانواده و انسان امروزی میپردازد و در عین جسارت در دست گذاشتن بر روی برخی موضوعات، تماشای آن برای بینندگان هم مفید است و هم لذتبخش.
سازندگان این مجموعه با جسارتی جالب توجه، دست روی موضوعی گذاشته بودند که هم حساس است و هم بهشدت ملموس؛ موضوعی که شاید سالها کسی جرأت نمیکرد به این صراحت دربارهاش حرف بزند.
تعلیقی که عامل جاذبه یک سریال شد
قصه سریال با یک اتفاق تکاندهنده آغاز میشود: جابجایی دو نوزاد در بیمارستان که حالا بعد از ۱۷ سال لو رفته است. شاید بگویید این قصه قدیمی است، اما هنر نویسندگان این سریال در اینجاست که به این ماجرا از زاویه فرهنگ خودمان و مسائل شرعی و عرفی نگریسته و برایش فیلمنامه نوشته اند. در واقع باید گفت که بحث «محرمیت» در این مجموعه صرفاً یک کلمه در دفترچه فقه نیست؛ بلکه موتور محرّک یک درام پرکشش به شمار می رود، به این معنا که وقتی حقیقتی فاش میشود، ناگهان فرزندی که هفده سال در یک خانه بزرگ شده، با پدر و مادری که به او جان دادهاند، نامحرم میشود. اینجاست که تعلیق قصه شکل گرفته و برای تماشاچی این سؤال کلیدی پیش میآید که به راستی حالا باید چه کرد!؟
نکته حائز اهمیت دیگر این که این سریال با عبور از کلیشههای رایج درامهای خانوادگی، روایتی نوین از چالشهای اخلاقی، شرعی و هویتی را به روی آنتن رسانه ملی آورده است؛ اثری که در بستر یک غافلگیری بزرگ، مخاطب را به بازخوانی مفهوم «خانواده» و «حقیقت» فرا میخواند.
ستایش مفهوم "پدری" و تکریم خانواده
از دیگر نقاط قوت این مجموعه نمایشی می توان به تمرکز بر مفهوم "پدری" و مسئولیتپذیری اشاره کرد که البته این مهم در سایه تکریم نهاد خانواده صورت گرفته است.
شخصیتهای اصلی با بازی خوب نادر فلاح و سید علی صالحی در موقعیتی قرار میگیرند که باید میان منیت خود و آینده فرزندانشان دست به انتخاب بزنند. همان طور که اشاره شد این سریال همچنین بهدرستی قادر بوده تا پیوند میان فقه و زندگی روزمره را در قالب نمایش مسائل محرم و نامحرم به تصویر بکشد، بیآنکه لحنی شعاری به خود گرفته و باعث دلزدگی مخاطب شود.
در این سریال، پدر نه قهرمانی اسطورهای است و نه شخصیتی رؤیایی، بلکه او مردی قابل لمس و آشناست، شبیه پدرهای خودمان. همین سادگی نیز موجب میشود وقتی او در برابر دوراهی اخلاق و عاطفه قرار میگیرد، مخاطب با تمام وجود با او همذاتپنداری کند و سریال باورپذیرتر شود. پدری که زندگی را ساده و صمیمی میبیند، حالا درگیر پیچیدهترین بحران هویتی و شرعی زندگیاش شده است. این تضاد، درام را بهشدت تأثیرگذار میکند. در واقع صمیمیت او باعث میشود که مصلحتاندیشیاش برای فاش نکردن راز، از سر بدجنسی به نظر نرسد، بلکه از سر عشق پدرانه جلوه کند.
در عین حال باید گفت که این سریال در ستایش نهاد خانواده است، چه آن که نشان میدهد که پیوندهای عاطفی گاه از پیوندهای خونی مستحکمتر و در عین حال آسیبپذیرتر هستند و لذا نباید بی تفاوت از کنارشان گذشت.
نمره قابل قبول بازیگران اصلی و فرعی
از دیگر بازیگران توانای سریال می توان به نقش آفرینی "آشا محرابی" اشاره کرد که در قامت مادری که میان دو فرزند (خونی و تربیتی) سرگردان است، ابعاد عاطفی داستان را تقویت میکند. همچنین حضور پیشکسوتانی همچون "محمد فیلی" و "شهین تسلیمی" در کنار بازی نسبتاً خوب چهره های جوان و نوجوان سریال باعث جذابیت بیشتر اثر در نزد مخاطب عام شده است و همه این ها نشان می دهد که با قصه ای خوب و البته هنرمندی در پرداختن به آن در کنار مجموعه ای حرفه ای و کاربلد می توان سریال هایی تولید کرد که هم در فرم و محتوا حرف برای گفتن داشته باشد و هم این که زمینه ساز رضایت مخاطب شود.
از سوی دیگر یکی از بزرگترین نقاط قوت این مجموعه، کوتاهی آن بوده است. در شرایطی که سریالهای ۲۶ یا ۴۰ قسمتی گاهی حوصله آدم را سر میبرند، رویکرد قابل تحسین تلویزیون در تولید و پخش مینیسریالهای کوتاه باعث شده که مردم رضایت بیشتری از رسانه ملی در زمینه تولید و پخش آثار نمایشی داشته باشند.










نظر شما