دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۸
متن روضه شب اول محرم (روضه مکتوب حضرت مسلم ع)

حوزه/ پیش از آن‌که کاروان کربلا به سرزمین عشق برسد، مسلم بن عقیل (ع) با غربت، وفاداری و شهادت خود، نخستین برگ از حماسهٔ عاشورا را در کوچه‌های کوفه رقم زد؛ سفیری که تا آخرین نفس بر عهد خویش با امام حسین (ع) استوار ماند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، همزمان با فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفای ایشان، متن روضه‌های ویژه دههٔ نخست ماه محرم را که توسط خطبا و مداحان اهل‌بیت (ع) ارائه می‌شود، به محضر ارادتمندان و دلدادگان مکتب عاشورا تقدیم می‌کنیم.

اول محرمی بریم در خونه آقایی که اول شهید نهضت اباعبدالله است، در خونه آقایی که تو زیارت نامش اینطور میخونیم:

«السلام علی اول الشُهداء و سید السُّعداء» سلام بر اول شهید و سید سعادتمندان

«السلام علیک أیها الفادی بنفسه و مُهجته» سلام برکسی که همه وجودش و همه‌ی سرمایه‌اش رو فدای امام خودش کرد

ممنونیم حسین جان که ما رو به محرمت رسوندی...

رخصت دهید، شال محرم بیاورید پیراهن عزای مرا هم بیاورید

با اشکتان جراحت او خوب می‌شود ای چشم‌های غم‌زده مرهم بیاورید

مادر رسیده است کمی کوچه وا کنید مادر رسیده گریه کند دم بیاورید

ما آمدیم خوب و بد آقا سوا نکن ما را کنار فاطمه درهم بیاورید

یک نخ از آن عبای مبارک به ما بده آقا عزا شروع شده پرچم بیاورید

از این به بعد نوبت دلدادگی ماست باز این چه شورش است به عالم بیاورید

غم‌های مادرت چقدر بی‌شماره است امشب سلام ما سرِ دارالاماره است

کدوم دارالاماره؟ همون دارالاماره‌ای که مسلم گریه می‌کرد، پرسیدند: مسلم از مرگ ترسیدی؟ فرمود:

«إِنِّی وَاللَّهِ مَا لِنَفْسِی أَبْکِی وَ لَکِنْ أَبْکِی لِأَهْلِیَ الْمُقْبِلِینَ إِلَیَّ، أَبْکِی لِحُسَیْنٍ وَ آلِ حُسَیْنٍ» به خدا برای خودم گریه نمی‌کنم؛ گریه‌ام برای اون آقایی که داره با اهل و عیالش به کوفه میاد!

یک‌وقت دیدند صورت به سمت مدینه چرخاند، صدا زد: «السلام علیک یا اباعبدالله» حسین جان... کوفه نیا...

اما مردم! هر سلامی یک جوابی داره، ارباب ما سلام مسلم را بی‌جواب نگذاشت...

دَم آخر چو مسلم یاد شَه کرد شَهم یادش میان قتلگه کرد

اون زمانی که دیگه ارباب ما بی‌یار و یاور شد، وقتی دیگه کسی براش نمونده بود... اوج غربت ابی‌عبدالله اینجاست.

«جَعَلَ یَنظُرُ یَمینًا وَ شِمالاً فَلَم یَرَ أَحَدًا مِن أَصحابِهِ وَ أَنصارِهِ...» به چپ و راست خودش نگاه کرد ولی کسی رو ندید.

ارباب هر وقت می‌خواست حرفی بزنه دشمن هلهله می‌کردند.آخ بمیرم برات، یک‌وقت صدای غربتش بلند شد:

«یا مُسلِمَ بنَ عَقیل، وَ یا هانِیَ بنَ عُروَة، وَ یا حَبیبَ بنَ مُظاهِر»

اینجا آقامون جواب مسلم را داد.

بعد حضرت فرمود:

«فَقُومُوا مِنْ نَوْمَتِکُمْ أَیُّهَا الْکِرَامُ وَ ادْفَعُوا عَنْ حَرَمِ الرَّسُولِ الطُّغَاةَ اللِّئَام...»

ای انسان‌های کریم! اگر شما بودید کسی جرأت نمی‌کرد به طرف خیمه‌ها حمله کنه، پاشید از حرم رسول خدا دفاع کنید...

هر جا نشستی اباعبدالله(ع) رو یاری کن با نالت، صدا بزن: یااااا حسییییین...

مرغ دلم به عشق شما پر کشیده است تا آسمان کرببلایتان پریده است

من آمدم برای شما نوکری کنم من را خدا برای همین آفریده است

_____________________________________________

تنظیم: حجت الاسلام سمیعی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha