به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، منصوره ابوالحسنی، عضو هیئت علمی گروه روانشناسی مشاوره و تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد، در میزگرد تخصصی «کودکان در سایه ترور؛ واکاوی ترومای روانشناختی و راهکارهای حمایتی» که به همت بنیاد هابیلیان و با همکاری شورای فرهنگی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، به تشریح تجربه میدانی گروههای روانشناسی در مواجهه با پیامدهای روانی حوادث تروریستی و بحرانهای جمعی پرداخت.
تشکیل تیمهای مردمی روانشناسی همزمان با آغاز بحران
وی با اشاره به تجربه شکلگیری یک تیم مردمی روانشناسی از ابتدای جنگ ۱۲ روزه اظهار کرد: از نخستین روزهای آغاز بحران تلاش کردیم با سازماندهی نیروهای متخصص، آثار و آسیبهای روانی ناشی از شرایط جنگی را تا حد امکان مدیریت و کنترل کنیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: در مرحله نخست، تمرکز اصلی ما بر تربیت نیروهای متخصص و تولید محتوای آموزشی بود؛ زیرا پیشبینی میکردیم در ادامه بحران به نیروهای توانمند روانشناسی برای مداخله در شرایط بحرانی نیاز جدی وجود داشته باشد.
ابوالحسنی با بیان اینکه پس از آغاز عملیاتهای میدانی، همکاری گستردهای میان این گروه با جمعیت هلال احمر، ستاد مدیریت بحران و مجموعههای جهادی شکل گرفت، گفت: در ۱۰ روز نخست جنگ بیش از ۱۵ تا ۲۰ کارگاه مجازی در حوزه مداخلات بحران، حمایت روانی از کودکان و نوجوانان، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و موضوعات مرتبط برگزار شد.
وی ادامه داد: تیمهای تخصصی متعددی طراحی شدند؛ برخی از این تیمها همزمان با وقوع حادثه و در کنار نیروهای امدادی به محل اعزام میشدند و برخی دیگر مسئول ارائه خدمات روانشناختی به خانوادههایی بودند که منازل خود را از دست داده و در هتلها یا مراکز اسکان موقت مستقر شده بودند.
این روانشناس افزود: در چادرهای هلال احمر و نقاط حادثهدیده نیز نیروهای مشاوره مستقر شدند تا خدمات روانی و حمایتی را به آسیبدیدگان ارائه کنند.
آغاز مأموریت تخصصی در میناب
وی با اشاره به آغاز فعالیتها در منطقه میناب پس از برقراری آتشبس گفت: حدود ۴۰ روز از حادثه گذشته بود که برنامهریزی برای حضور در میناب آغاز شد. در همان ایام نیز مراسم چهلم جانباختگان در حال برگزاری بود.
ابوالحسنی تصریح کرد: نخستین گروه اعزامی وظیفه ارزیابی شرایط و تدوین پروتکلهای مداخله را برعهده داشت. این تیم متشکل از درمانگران کودک، نوجوان و خانواده بود و حدود یک هفته در منطقه حضور داشت. پس از آن گروههای تخصصی دیگر نیز به منطقه اعزام شدند.
آسیبهای پنهان کودکان بازمانده
وی با بیان اینکه در ابتدا تصور میشد بیشترین آسیب متوجه خانوادههایی است که فرزندان خود را از دست دادهاند، خاطرنشان کرد: پس از حضور میدانی دریافتیم بسیاری از کودکانی که ظاهراً از حادثه جان سالم به در بردهاند، در معرض آسیبهای شدیدتر روانی قرار دارند.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: برخی از این کودکان شاهد مستقیم صحنههای حادثه بودهاند، برخی دوستان خود را از دست دادهاند و برخی دیگر بدون حضور در صحنه حادثه، دچار ترس و نگرانی عمیق نسبت به محیط مدرسه شدهاند.
وی ادامه داد: تعدادی از کودکان حتی حاضر نبودند بهصورت مجازی نیز تحصیل خود را در همان مدرسه ادامه دهند و مدرسه را مکانی ناامن تلقی میکردند.
ابوالحسنی با اشاره به نمونههای متعدد از واکنشهای روانی کودکان گفت: برخی کودکان درباره دوستان شهید خود هیچ صحبتی نمیکردند؛ گویی آن افراد هرگز در زندگی آنان حضور نداشتهاند. در مواردی نیز کودکان احساس گناه از زنده ماندن خود را تجربه میکردند.
وی افزود: برخی کودکان میگفتند دوستانشان لیاقت بیشتری داشتهاند و خود را شایسته زنده ماندن نمیدانستند. این احساسات در برخی موارد آنان را در معرض آسیب به خود و حتی افکار خودکشی قرار میداد.
این استاد دانشگاه با اشاره به فضای عمومی شهر پس از حادثه اظهار کرد: نصب گسترده تصاویر کودکان شهید در سطح شهر، اگرچه با هدف تکریم آنان انجام شده بود، اما در برخی موارد باعث تشدید رنج روانی کودکان بازمانده میشد.
وی افزود: برخی خانوادهها از ترس مواجه شدن فرزندانشان با تصاویر دوستان از دسترفته، برای مدت طولانی آنان را از حضور در فضای عمومی منع میکردند.
ابوالحسنی با تأکید بر اینکه بحران در بستری از آسیبهای اجتماعی پیشین رخ داده بود، گفت: منطقه با مسائلی مانند خودکشی در سنین نوجوانی، ازدواج زودهنگام، طلاق و برخی آسیبهای خانوادگی مواجه بود و وقوع حادثه موجب تشدید این مشکلات شد.
وی ادامه داد: در برخی خانوادهها اختلافات پیشین میان والدین وجود داشت و حادثه باعث پیچیدهتر شدن روابط خانوادگی و افزایش تنشهای روانی در کودکان شده بود.
بازیدرمانی؛ راهی برای بازگشت کودکان به زندگی
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اجرای برنامههای بازیدرمانی اظهار کرد: کودکان در خانههای بازی و جلسات درمانی گروهی مورد حمایت قرار گرفتند و از طریق بازی تلاش شد زمینه تخلیه هیجانی و بازسازی روانی آنان فراهم شود.
وی افزود: بسیاری از کودکان حتی نسبت به صداهای بسیار خفیف نیز واکنشهای شدید اضطرابی نشان میدادند که بیانگر عمق آسیبهای روانی آنان بود.
ابوالحسنی با تشریح گروههای مختلف آسیب دیدگان کودک گفت: خانوادههایی که فرزند خود را از دست داده بودند، کودکانی که مستقیماً صحنه حادثه را مشاهده کرده بودند، کودکانی که والدین خود را از دست داده بودند، خواهران و برادران قربانیان و همچنین کودکانی که بدون حضور در حادثه، نگرش منفی نسبت به مدرسه و محیط آموزشی پیدا کرده بودند، مهمترین گروههای هدف مداخلات روانشناختی را تشکیل میدادند.
وی با بیان اینکه برای تمامی کودکان آسیبدیده پرونده درمانی تشکیل شده است، خاطرنشان کرد: روند درمان و حمایت روانی همچنان ادامه دارد و در کنار ارائه خدمات تخصصی به خانوادهها، تمرکز اصلی بر توانمندسازی نیروهای بومی منطقه قرار گرفته است.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: تیمهای تخصصی بهصورت مستمر برای آموزش روانشناسان، مشاوران و امدادگران منطقه اعزام میشوند تا فرآیند حمایتهای روانی در بلندمدت تداوم داشته باشد.
وی با اشاره به مهمترین پیامدهای روانی حادثه در کودکان گفت: اختلال خواب، اضطراب، سوءتغذیه، افت تحصیلی، گریز از مدرسه، بیانگیزگی و بحران معنای زندگی از مهمترین مشکلات مشاهدهشده در میان کودکان و نوجوانان آسیبدیده بود.
ابوالحسنی خاطرنشان کرد: برخی نوجوانان پس از از دست دادن دوستان نزدیک خود، اهداف و برنامههای زندگیشان را از دست داده بودند و تلاش ما بر بازگرداندن امید، هدفمندی و معنای زندگی به آنان متمرکز بود.
وی تأکید کرد: ارتباط با خانوادهها و کودکان همچنان ادامه دارد و فرآیند درمان روانشناختی بهعنوان یک برنامه بلندمدت در منطقه پیگیری میشود.
انتهای پیام/











نظر شما