خبرگزاری حوزه| پرسش مهم این است که آیا جنگهای جهانی دستاوردی هم داشتهاند؟ پاسخ، ساده و یکخطی نیست. هیچ جنگی را نمیتوان به دلیل پیامدهای بعدیاش توجیه کرد، اما تاریخ نشان میدهد که این بحرانهای عظیم، جهان معاصر را در ابعاد گوناگون دگرگون کردهاند.

بازتعریف نظم بینالملل
نخستین میراث جنگهای جهانی، بازتعریف نظم بینالملل بود. جنگ جهانی اول به فروپاشی امپراتوریهای بزرگ و شکلگیری نقشه سیاسی تازهای در اروپا و خاورمیانه انجامید. جنگ جهانی دوم نیز به ایجاد نهادهای جدید بینالمللی، از جمله سازمان ملل متحد، و تلاش برای تنظیم قواعدی تازه در روابط میان دولتها منجر شد. به بیان دیگر، بخشی از نظم سیاسی امروز جهان، محصول مستقیم تجربههای تلخ جنگهای بزرگ است.

پیشرفتهای علمی و فناورانه
دومین پیامد مهم، شتاب گرفتن پیشرفتهای علمی و فناورانه بود. بسیاری از فناوریها، از ارتباطات و پزشکی گرفته تا صنایع حملونقل و مهندسی، در بستر جنگ توسعه یافتند یا پس از جنگ بهسرعت وارد زندگی مدنی شدند. با این حال، این پیشرفتها همیشه چهرهای دوگانه داشتند: همان دانشی که میتوانست جان انسانها را نجات دهد، در میدان نبرد برای ویرانسازی گستردهتر نیز به کار گرفته شد. به همین دلیل، جنگهای جهانی یک پرسش اخلاقی ماندگار برای تمدن جدید برجای گذاشتند: آیا پیشرفت علمی بدون هدایت اخلاقی، میتواند به فاجعه منتهی شود؟
نمونههایی از دستاوردهای تکنولوژیک مهندسی
۱.هوانوردی و موتورهای پیشرفتهتر
جنگ جهانی اول و سپس دوم باعث جهش در طراحی هواپیما، موتور، ناوبری و لجستیک هوایی شد. پس از جنگ، بخش بزرگی از این دانش وارد هوانوردی تجاری و حملونقل هوایی شد.
۲.رادیو و ارتباطات بیسیم
نیاز به فرماندهی و هماهنگی سریع، فناوری بیسیم و رادیویی را جدیتر و عملیاتیتر کرد؛ بعداً همین زیرساختها پایهی توسعه ارتباطات مدرن و رسانههای صوتی شد.
۳.فناوریهای تولید انبوه و استانداردسازی صنعتی
جنگها کارخانهها را وادار کردند به سمت تولید انبوه، قطعهسازی استاندارد، کنترل کیفیت و مدیریت زنجیره تأمین بروند؛ الگوهایی که بعداً به اقتصاد غیرنظامی منتقل شد.
۴.موتور جت (بهویژه در جنگ جهانی دوم)
توسعه موتور جت ابتدا کاربرد نظامی داشت، اما بعد از جنگ مسیر را برای پروازهای سریعتر و صنعت هواپیمایی مدرن هموار کرد.
۵.رادار و سامانههای شناسایی
رادار در جنگ دوم به اوج رسید و بعداً در هوانوردی، دریانوردی، هواشناسی و کنترل ترافیک هوایی نقش کلیدی پیدا کرد.

دست آورد های جدید در حوزه پزشکی
سومین میراث در حوزه پزشکی، جنگها باعث جهش در بانک خون، تریاژ و جراحی تروما، کنترل عفونت و سپس تولید انبوه آنتیبیوتیکها شد؛ همچنین جراحی بازسازی و پروتزها بهدلیل حجم بالای مجروحان رشد کرد.
نمونههایی از دستاوردهای پزشکی:
۱.بانک خون و انتقال خونِ سازمانیافته
در مقیاس بزرگ، نیاز به خونرسانی در جبههها باعث شد «جمعآوری، نگهداری و انتقال» خون استاندارد شود.
ایدهی ذخیرهسازی خون و شکلگیری شبکههای منظم خونرسانی، بعدها به بیمارستانهای غیرنظامی منتقل شد.
۲.پیشرفت جراحی تروما و تریاژ (اولویتبندی درمان)
حجم انبوه مجروحان، پزشکان را مجبور کرد روشهای عملی برای تریاژ (اینکه چه کسی زودتر درمان شود) و نیز جراحیهای سریع و مؤثر ابداع/تکمیل کنند.
بسیاری از اصول امروزیِ اورژانس و مدیریت بحران، از همین تجربهها قوت گرفت.
۳.کنترل عفونت و جهش در آنتیبیوتیکها (بهویژه در جنگ جهانی دوم)
اگرچه کشف پنیسیلین قبل از جنگ دوم رخ داد، اما جنگ باعث شد تولید انبوه و توزیع گسترده آنتیبیوتیکها جدی و عملیاتی شود. نتیجهاش کاهش چشمگیر مرگومیر ناشی از عفونت زخمها بود.
۴.پیشرفت در جراحی پلاستیک و بازسازی صورت و اندام
آسیبهای شدید صورت (بهخصوص در جنگ جهانی اول) موجب شد جراحی ترمیمی/پلاستیک رشد کند و تکنیکهای بازسازی بافت توسعه یابد؛ دانشی که بعداً در تصادفات، سوختگیها و پزشکی ترمیمی به کار آمد.
۵.توانبخشی و پروتزهای پیشرفتهتر
شمار بالای قطععضوها و مجروحان، توسعه پروتزها و «توانبخشی» را شتاب داد؛ از فیزیوتراپی تا کاردرمانی و طراحی اندام مصنوعی کاربردیتر.

تأثیرات حقوقی و مدنی
چهارمین میراث این جنگها، افزایش آگاهی جهانی نسبت به صلح، حقوق بشر و ضرورت مهار قدرت سیاسی بود. کشتارهای بیسابقه، آوارگی میلیونها انسان، نسلکشیها و ویرانیهای فراگیر، وجدان عمومی بشر را با این واقعیت روبهرو کرد که توسعه سیاسی و صنعتی، بدون سازوکارهای حقوقی و اخلاقی، میتواند به سقوط تمدنی بینجامد. به همین سبب، در نیمه دوم قرن بیستم، مفاهیمی مانند حقوق بشر، مسئولیت بینالمللی و امنیت جمعی اهمیت بیشتری یافتند.
در پرتو روایت تاکمن، مهمترین درس شاید این باشد که جنگها بیشتر از آنکه محصول ضرورت باشند، نتیجه خطاهای انسانیاند؛ خطا در محاسبه، خطا در فهم دشمن، خطا در اعتماد بیش از حد به قدرت نظامی و خطا در نادیده گرفتن راهحلهای سیاسی. «توپهای ماه اوت» به ما یادآوری میکند که تمدنها گاه نه در اثر ناآگاهی، بلکه در اثر غرور و شتابزدگی به سوی بحران میروند.
از این منظر، اگر جنگهای جهانی میراثی برای بشر داشتهاند، آن میراث را باید در عبرت تاریخی جستوجو کرد، نه در ستایش جنگ. نهادهای بینالمللی، پیشرفتهای علمی، توسعه پزشکی و شکلگیری حساسیتهای جدید نسبت به صلح و کرامت انسانی، همه از دل تجربهای دردناک و پرهزینه بیرون آمدهاند. این دستاوردها، بیش از آنکه ثمره خود جنگ باشند، نتیجه تلاش بشر برای جبران ویرانیهای آناند.
تاریخ، نه فقط روایت گذشته، بلکه ابزاری برای جلوگیری از تکرار فاجعه است.
منبع: کتاب توپ های ماه اوت اثری از باربارا تاکمن
محمد مهدی انجم شعاع











نظر شما