خبرگزاری حوزه | مریم پدمه، کارگردان فیلم کوتاه «قرار چهلویکم» در گفتوگو با خبرگزاری حوزه، درباره شکلگیری ایده این اثر اظهار کرد: نقطه آغاز این فیلم برای من، مواجهه دوباره با مفهوم خدمت بیچشمداشت بود؛ خدمتی که در رفتار امدادگران هلالاحمر به روشنی دیده میشود. همیشه وقتی امدادگری را با لباس سفید و نشان سرخ میدیدم، احساس میکردم با انسانی روبهرو هستم که پیش از آنکه به فکر خود باشد، نگران جان دیگری است. با این حال نمیخواستم در فیلم از آنان تصویری دور از دسترس و غیرواقعی بسازم. برایم مهم بود مخاطب بداند این افراد نیز مانند همه انسانها دلنگرانی، ترس، دلتنگی و وابستگی خانوادگی دارند، اما در لحظه تصمیم، مسئولیت را بر آسایش شخصی ترجیح میدهند.
وی افزود: شخصیت «علی» در فیلم از همین نگاه شکل گرفت؛ او قرار نیست قهرمانی افسانهای باشد، بلکه جوانی است که درونش تلاطم دارد، اما تلاش میکند این اضطراب را به اطرافیان منتقل نکند. رابطه او با مادر، یکی از مهمترین بخشهای عاطفی فیلم است، زیرا نشان میدهد کسی که به میدان خطر میرود، از دل یک خانه، یک خانواده و یک رابطه پرمحبت برخاسته است. من دوست داشتم تماشاگر از همان صحنههای ابتدایی، بهویژه فضای آشپزخانه، با انسانی روبهرو شود که در عین سادگی زندگی، آماده یک انتخاب بزرگ است. این انتخاب برای من همان نقطهای است که ایثار از شعار فاصله میگیرد و به رفتار تبدیل میشود.
پدمه درباره انتخاب نام «قرار چهلویکم» و بار معنایی عدد چهلویک توضیح داد: عدد چهل در فرهنگ دینی و ایرانی ما عددی آشناست؛ عددی که با صبر، انتظار، بلوغ، گذر و کاملشدن پیوند دارد. وقتی میگوییم چهل روز، ناخودآگاه نوعی دوره معنوی و عاطفی در ذهن شکل میگیرد. در قصه فیلم، علی به مادرش قول داده که پس از چهل روز بازگردد و این قول برای مادر فقط یک وعده معمولی نیست، بلکه تکیهگاه دل اوست. اما روز چهلویکم، روز عبور از عادتهای پیشین است؛ روزی که آدمها با حقیقتی تازه روبهرو میشوند و باید معنای دیگری از بازگشت، ماندن و رفتن را بفهمند.
این کارگردان ادامه داد: برای من «چهلویک» لحظهای است که انسان از مرز امن زندگی روزمره عبور میکند. گاهی آدمی تا روز چهلم منتظر بازگشت جسمانی است، اما از روز چهلویکم باید با نوعی حضور دیگر کنار بیاید؛ حضوری که شاید در ظاهر دیده نشود، اما در جان آدمها باقی میماند. از این جهت، نام فیلم فقط یک عنوان روایی نیست، بلکه کلید فهم مسیر شخصیتهاست. علی و سارا در این مسیر، با قراری روبهرو میشوند که فراتر از یک وعده شخصی است و به عهدی انسانی و اخلاقی تبدیل میشود.
وی با اشاره به جایگاه ماه مبارک رمضان در فضای فیلم بیان کرد: انتخاب بستر زمانی رمضان برایم کاملاً آگاهانه بود. رمضان ماه تشنگی جسم و سیرابی روح است و این تضاد با دنیای امدادگران ارتباط عمیقی دارد. آنان در شرایطی قرار میگیرند که شاید خودشان خسته، تشنه، نگران و در معرض خطر باشند، اما تا زمانی که انسانی نیازمند کمک است، آرام نمیگیرند. در فیلم، تلاش کردم این مفهوم را نه با دیالوگ مستقیم، بلکه با نشانهها و فضا منتقل کنم. جوشیدن کتری در آشپزخانه، برای من فقط یک جزئیات خانگی نیست؛ تصویری است از التهاب درونی آدمهایی که نمیتوانند نسبت به رنج دیگران بیتفاوت بمانند.
پدمه تصریح کرد: ایمان در این فیلم به معنای شعار دادن نیست، بلکه نیرویی است که شخصیتها را سرپا نگه میدارد. وقتی محیط بیرونی پر از خطر، آوار، بمباران و ناامنی است، آنچه انسان را از فروپاشی نجات میدهد، باور قلبی به معنا داشتن کاری است که انجام میدهد. امدادگران در دل جنگ، گاهی بدون سلاح، بدون حمایت کافی و تنها با دستهای خود وارد موقعیتهایی میشوند که هر لحظه امکان مرگ در آن وجود دارد. من میخواستم نشان دهم این ایستادگی از کجا میآید؛ از ایمانی که در عمق جان آنان ریشه دارد.
کارگردان «قرار چهلویکم» درباره انتخاب زاویه روایت جنگ از نگاه امدادگران گفت: روایت جنگ معمولاً با تصویر رزمنده، خاکریز، اسلحه و میدان نبرد گره خورده است، اما جنگ فقط در خط مقدم نظامی اتفاق نمیافتد. پشت هر انفجار، خانوادهای هست، کودکی هست، مادری هست و کسانی هستند که باید جان زخمیها را نجات دهند. من در این فیلم خواستم به سراغ همان قهرمانانی بروم که کمتر دربارهشان گفته شده است؛ کسانی که سلاحشان دستهایشان است و نشانه شجاعتشان، لباسی است که برای نجات پوشیدهاند نه برای حمله.
وی افزود: وقتی یک امدادگر برای بیرون آوردن یک نوزاد از زیر آوار جان خود را به خطر میاندازد، در واقع در حال انجام عملیاتی انسانی است که عظمت آن کمتر از عملیات نظامی نیست. این نگاه برای من اهمیت داشت، چون جامعه گاهی عادت میکند فقط برخی شکلهای فداکاری را ببیند و برخی دیگر را در حاشیه بگذارد. در حالی که در روزهای سخت، بقای امید به حضور همین انسانهای بیادعا وابسته است. فیلم من تلاشی کوچک برای دیدهشدن این بخش از حقیقت جنگ است؛ حقیقتی که در آن، نجات جان یک نفر میتواند معنایی به اندازه نجات یک جهان داشته باشد.
پدمه درباره شخصیت «سارا» و نقش زن در فیلم اظهار کرد: سارا برای من یکی از اصلیترین ستونهای اثر است. نمیخواستم شخصیت زن در فیلم فقط در حاشیه روایت قرار بگیرد یا نقشش به گریه، انتظار و نگرانی محدود شود. سارا با اینکه نوجوان است، اما درک عمیقی از مسئولیت دارد. او در موقعیتی دشوار تصمیم میگیرد بماند، کمک کند و سهم خود را از انسانیت ادا کند. این انتخاب برای من بسیار مهم بود، زیرا نشان میدهد شجاعت وابسته به سن و جنسیت نیست.
وی ادامه داد: سارا ۱۵ ساله است، اما مواجهه او با خطر، نشانه بلوغ روحی اوست. او نه از لطافت زنانه فاصله میگیرد و نه شجاعت را به معنای خشونت میفهمد. در وجود او مهربانی، ایمان، جسارت و آرامش کنار هم قرار گرفتهاند. دوست داشتم دختران نوجوانی که فیلم را میبینند، احساس کنند میتوانند در لحظههای حساس، نقشآفرین باشند. جامعه ما نیاز دارد تصویر زن مؤمن، فعال، مسئول و شجاع را بیشتر ببیند؛ زنی که نه تماشاگر حادثه، بلکه بخشی از جریان نجات و امید است.
این فیلمساز در پاسخ به پرسشی درباره نسبت واقعگرایی و درام در «قرار چهلویکم» گفت: یکی از سختترین بخشهای کار این بود که فیلم هم باورپذیر باشد و هم از نظر عاطفی اثر بگذارد. اگر فقط به جزئیات تاریخی و ظاهری توجه میکردیم، ممکن بود فیلم خشک و گزارشی شود و اگر فقط بر احساسات تکیه میکردیم، خطر اغراق وجود داشت. به همین دلیل تلاش کردم میان این دو مسیر تعادل برقرار کنم. جزئیاتی مثل پنجرههای چسبخورده، فضای خانه، نوع رفتار مادر و حتی سکوتهای میان شخصیتها برای من ابزارهایی بودند تا تماشاگر به آن دوران نزدیکتر شود.
وی افزود: درام اصلی فیلم، برای من در رابطه علی و سارا شکل میگیرد؛ رابطهای بر پایه اعتماد، رفاقت و عهد. آنان در موقعیتی قرار دارند که هرکدام میتوانند به فکر نجات خود باشند، اما معنای همراهی را جدی میگیرند. همین وفاداری به عهد، بار عاطفی فیلم را میسازد. در واقع جنگ در پسزمینه قرار دارد، اما آنچه در مرکز روایت میدرخشد، انسانهایی هستند که در دل ترس، تنها نمیمانند و دیگری را تنها نمیگذارند.
پدمه درباره مفهوم «قرار» در فیلم توضیح داد: واژه قرار در زبان فارسی معمولاً یادآور آرامش، وعده و ثبات است، اما من دوست داشتم در فیلم، این کلمه در دل بیقراری معنا پیدا کند. همه چیز اطراف شخصیتها ناآرام است؛ مادر دلواپس است، شهر در معرض خطر است، صداهای بیرونی آرامش را از خانه گرفتهاند، اما در دل این وضعیت، یک قرار درونی وجود دارد. علی و سارا میدانند چرا آنجا هستند و برای چه باید ادامه دهند. همین آگاهی، به آنان آرامشی میدهد که از بیرون قابل دیدن نیست.
وی با تأکید بر ضرورت انتقال مفاهیم دفاع مقدس و فرهنگ ایثار به نسل جدید گفت: نسل امروز جنگ را تجربه نکرده و طبیعی است که بسیاری از تصاویر و واژههای آن دوران برایش دور باشد. بنابراین اگر بخواهیم با این نسل ارتباط برقرار کنیم، باید مفاهیم را از حالت کلی و رسمی خارج کنیم و به زندگی ملموس نزدیک سازیم. عشق به خانواده، نگرانی مادر، ترس از دست دادن عزیزان، مسئولیت نسبت به دیگران و شجاعت در لحظه خطر، مفاهیمی هستند که برای هر نسلی قابل فهماند. من تلاش کردم ایثار را در قالب چنین تجربههایی نشان دهم.
کارگردان «قرار چهلویکم» درباره نقش صدا، سکوت و تصویر در انتقال حس فیلم بیان کرد: سکوت در این اثر برای من بسیار مهم بود. گاهی سکوت مادر از هر دیالوگی گویاتر است، چون در آن دعا، ترس، امید و دلتنگی جمع شده است. در مقابل، در پایان فیلم نیاز بود این سکوت شکسته شود تا مخاطب با عمق فاجعه و عظمت فداکاری روبهرو شود. صدای ضجه، رعدوبرق و فضای ملتهب پایانی، برای من راهی بود تا احساسات فروخورده روایت آزاد شود، اما تلاش کردم این احساسات از مرز اغراق عبور نکند.
پدمه در پایان بیان کرد: آرزوی من این است که مخاطب پس از دیدن فیلم، تنها تحت تأثیر یک قصه غمگین قرار نگیرد، بلکه به مسئولیت خود در برابر دیگران فکر کند. اگر تماشاگر از خود بپرسد که من در زندگی روزمره چگونه میتوانم پناه، یاریگر یا آرامشبخش کسی باشم، فیلم به هدفش نزدیک شده است. «قرار چهلویکم» ادای احترام به امدادگرانی است که در لحظههای سخت، بیآنکه نامشان بر زبانها بیفتد، کنار مردم ایستادهاند و اجازه ندادهاند چراغ امید خاموش شود.
انتهای پیام










نظر شما