پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۱
چرا امام شهید خیلی بر جهاد تبیین تأکید می‌کردند؟ / شش اصل قرآنی برای غلبه در جنگ روایت‌ها

حوزه/ در میانه نبردی که امروز بیش از هر زمان دیگری ذهن‌ها، ادراک‌ها و افکار عمومی را هدف گرفته است، قرآن کریم منظومه‌ای روشن و کارآمد برای مواجهه با جنگ روایت‌ها پیش روی جامعه مؤمنان قرار می‌دهد؛ منظومه‌ای که بر تبیین، دقت در خبر، پرهیز از بازنشر شتاب‌زده، رجوع به اهل علم، حسن‌ظن، جدال احسن و بصیرت استوار است و می‌تواند راه غلبه بر تحریف، ناامیدی و وارونه‌نمایی حقیقت را هموار سازد.

خبرگزاری حوزه| جنگ روایت‌ها، پدیده‌ای تازه و محدود به جهان معاصر نیست، بلکه ریشه‌ای تاریخی در ساحت زندگی بشر و تجربه امت‌ها دارد. از صدر اسلام تا امروز، همواره یکی از مهم‌ترین عرصه‌های تقابل حق و باطل، عرصه روایت‌سازی، اثرگذاری بر افکار عمومی و جهت‌دهی به ذهن و اراده انسان‌ها بوده است. در چنین میدانی، آنچه می‌تواند جامعه را از فریب، تحریف و ناامیدی حفظ کند، تمسک به منطق قرآنی در مواجهه با خبر، تحلیل و روایت است.

بر اساس این نگاه، قرآن کریم اصولی روشن برای مواجهه با فضای روایت‌ها ارائه می‌کند: ضرورت تبیین، پرهیز از شتاب‌زدگی در بازنشر اخبار، رجوع به اهل علم، حسن‌ظن، جدال احسن و بصیرت برخاسته از تقوا. این منظومه معرفتی، هم راه صیانت از جامعه در برابر جنگ شناختی را نشان می‌دهد و هم مسیر احیای امید و استقامت را روشن می‌سازد.

در این چارچوب، جهاد تبیین صرفاً یک توصیه فرهنگی نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی برای حفظ حقیقت، تقویت امید اجتماعی و جلوگیری از وارونه‌نمایی واقعیت‌هاست. اگر حقیقت روایت نشود، میدان به روایت‌های تحریف‌شده واگذار خواهد شد. از همین رو، تداوم حماسه مردمی نیز در گرو صداقت با مردم، امیدآفرینی و بازگشت از روایت‌های صرفاً زمینی به روایت الهی از آینده است.

برای بررسی هرچه بیشتر این موضوع، گفت و گویی انجام داده ایم با حجت الاسلام والمسلمین ابراهیم انجم شعاع استاد حوزه و نویسنده و پژوهشگر که مشروح آن تقدیم حضورتان می گردد:

سؤال: موضوعی که در محضر شما مطرح است، بحث کلیت رویکرد قرآنی در جنگ روایت‌ها با نگاه به مجموعه فکری حضرت آقای شهید است. سؤال اول من این است که چرا در سال‌های اخیر حضرت آقا در مناسبت‌های مختلف، در دیدار با طیف‌های گوناگون مردم تا این اندازه بر بحث جهاد تبیین تأکید می‌کردند و به موازات آن، به جنگ روایت‌ها توجه داشتند؟ چه ضرورتی اقتضا می‌کرد که این تأکید از سوی ایشان وجود داشته باشد؟

* پیشینه تاریخی جنگ روایت‌ها

موضوع جهاد تبیین و جنگ روایت‌ها، اگر بخواهیم ضرورت آن را بیان کنیم، به یک بحث تاریخی بازمی‌گردد؛ یعنی جنگ روایت‌ها پدیده‌ای نوظهور و مدرن نیست. هنگامی که به تاریخ مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم که در صدر اسلام، برای مثال در برهه‌ای مانند جنگ صفین، این جنگ روایت‌ها رخ داد؛ یعنی زمانی که قرآن‌ها را بر نیزه زدند، اکثر قاریان فریب خوردند و نتیجه آن این شد که ماجرای بازگشت مالک اشتر از پشت خیمه معاویه پیش آمد.

اگر آن جنگ روایت در آنجا اتفاق نمی‌افتاد، شاید تحولات بسیار بزرگی رخ می‌داد؛ اما این مسئله موجب شد که افکار عمومی آن روز فریب بخورند یا دچار تحریف و فریب شوند. بنابراین، ما می‌گوییم که از صدر اسلام این جنگ روایت‌ها وجود داشته است؛ اما جالب است که بدانید در جنگ‌های دیگر نیز این مسئله رخ داد، ولی در آن موارد، پیروزی نصیب مسلمانان شد.

برای مثال، در جنگ احد داریم که در ابتدا مسلمانان پیروز شدند، اما وقتی تنگه را رها کردند، شکست خوردند. پس از آن، پیامبر فرمودند که به آن کسانی که زخمی هستند بگویید دوباره برای جنگ با ابوسفیان حرکت کنند که پس از آن پیروز شدند. آیه نازل شد که: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» (آیه 139 سوره آل عمران). نهی می‌کند و می‌فرماید سستی نکنید و محزون نشوید.

حزن زمانی اتفاق می‌افتد که شما چیزی را داشته باشید و آن را از دست داده باشید؛ اینان محزون شدند، چون آن پیروزی را از دست داده بودند. خداوند می‌فرماید: «…وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ». می‌فرماید اگر شما ایمان داشته باشید و رابطه خود را با خدا حفظ کنید. نقل شده است که وقتی ابوسفیان باخبر شد که این زخمی‌ها برای جنگ آمده‌اند، گفت: این‌ها با پا نیامده‌اند، این‌ها با سر آمده‌اند؛ این‌قدر پیامبر را دوست دارند، و در نتیجه پا به فرار گذاشت.

می‌خواهم بگویم که آنجا نیز این مسئله رخ داد. حتی در جنگ بدر هم داریم که برای مثال آیه نازل شد و باز هم مسلمانان پیروز شدند؛ زیرا زمانی که چاه‌های بدر را پر کرده بودند، اینان همه ناامید شده بودند. آیه نازل شد: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا …» (آیه 30 سوره فصلت)؛ اینجا نیز می‌فرماید آن علتی که باعث شد مسلمانان در جنگ شناختی دشمن پیروز شوند، همان استقامت بود.

این نشان می‌دهد که از صدر اسلام این اتفاق وجود داشته است. حال، بعضی‌ها می‌گویند حتی از زمان خلقت حضرت آدم، آن هنگام که شیطان آمد و روایتی را با خود آورد و گفت که اگر شما از این شجره ممنوعه بخورید، جاودانه می‌شوید، این خود یک روایت بود. بنابراین، برخی چنین گفته‌اند؛ اما ما از جنبه تاریخی آن سخن می‌گوییم. در زمانه ما نیز، یعنی در بحث انقلاب اسلامی، می‌بینیم که با همین مسئله مواجه هستیم.

* میدان نبرد عوض شده است؛ امروز، نبرد بر سر ذهن‌هاست

یعنی دشمن می‌آید و در عرصه ذهن، اندیشه و شناخت انسان‌ها کار می‌کند. می‌آید و می‌گوید نظام ناکارآمد است. می‌آید و افراد را نسبت به آینده بی‌انگیزه می‌کند. بنابراین، این یعنی اکنون نیز جنگ روایت‌ها در جریان است. اما اینکه چرا امام شهید بسیار بر این مسئله تأکید داشتند، وقتی به بیانات ایشان مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم که در یکی از سخنرانی‌ها بسیار بر این موضوع تأکید می‌کنند. ایشان می‌فرمایند: «شما باید حقایق جامعه را روایت کنید، شما باید دستاوردهای انقلاب را روایت کنید. اگر شما حقایق جامعه را روایت نکنید، دشمن روایت می‌کند.»

ایشان بیان می‌دارند که اگر حقایق انقلاب، حتی دفاع مقدس، و حتی تسخیر لانه جاسوسی را شما روایت نکنید، دشمن می‌آید و آن را روایت می‌کند؛ تا جایی که صدوهشتاد درجه برعکس جلوه می‌دهد، به‌گونه‌ای که حتی جای ظالم و مظلوم را عوض می‌کند و جای شهید و جلاد را جابه‌جا نشان می‌دهد.

امام شهید بسیار تأکید داشتند که ما باید به سراغ روایت حقیقت برویم؛ یعنی در برابر کاری که دشمن در قالب روایت باطل انجام می‌دهد، ما باید روایت حقیقت را ارائه کنیم. جالب آنکه اگر در بیانات سال‌های اخیر ایشان نیز دقت کنیم، می‌بینیم که به‌گونه‌ای به این جنگ روایت‌ها اشاره کرده‌اند.

* از جنگ نرم تا جنگ شناختی؛ روایت، تاکتیک اصلی دشمن

برای مثال، در یکی از سخنرانی‌ها می‌فرمایند که اکنون جنگ نرم در جریان است و تهاجم فرهنگی وجود دارد؛ یعنی تهاجم فرهنگی‌ای که هویت انسان‌ها را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. یا در یکی دیگر از سخنرانی‌هایشان می‌فرمایند که ما با نفوذ پنهان مواجه هستیم؛ نفوذ پنهانی که می‌آید و لایه‌های فکری نخبگان ما را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. یا در جایی دیگر می‌فرمایند که ما با جنگ رسانه‌ای روبه‌رو هستیم؛ یعنی دشمن از طریق فضای مجازی القای ناکارآمدی می‌کند.

اکنون برخی شبکه‌های خارجی دائماً در پی آن هستند که القا کنند نظام ناکارآمد است و نظام نمی‌تواند، برای مثال، مشکلات مردم و نیازمندی‌های آنان را برطرف کند. افزون بر این، ایشان در یکی از سخنرانی‌های خود به بحث جنگ شناختی نیز اشاره می‌کنند؛ جنگی که بر ذهن و باور انسان‌ها کار می‌کند و در آن‌ها تردید به وجود می‌آورد. با توجه به این موارد، درمی‌یابیم که حضرت آقا توجه بسیاری به موضوع جنگ روایت‌ها داشته‌اند.

حال اگر بخواهیم این بحث را خلاصه کنیم، ما به بُعد تاریخی آن اشاره کردیم و گفتیم که حضرت آقا نیز در سخنان و بیانات خود بیان کرده‌اند که چه اتفاقی رخ داده است. واقعیت این است که ما می‌بینیم میدان نبرد تغییر کرده است؛ یعنی میدان نبرد دیگر میدان جنگ نظامی و فیزیکی نیست، بلکه میدان روایت است.

یعنی روایتی که می‌آید و افکار عمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و موجب فریب می‌شود. چون میدان تغییر کرده است، این مسئله اهمیت پیدا می‌کند؛ یعنی ما درمی‌یابیم که این تغییر میدان، اراده افراد را تضعیف می‌کند، امید را از آنان می‌گیرد و کار را به جایی می‌رساند که جای ظالم و مظلوم عوض می‌شود.

* جابه‌جایی جای ظالم و مظلوم؛ خطر بزرگ تحریف

از حضرت امام خمینی(ره) سؤال کردند که شما که اقتصاددان نیستید، چگونه می‌خواهید یک کشور را هدایت کنید؟ ایشان فرموده بودند: من با دو جمله کشور را اداره می‌کنم: نخست، حق مظلوم را از ظالم می‌گیرم؛ دوم، در برابر ظالم می‌ایستم. ایشان فرموده بودند که من با این دو جمله کشور را اداره می‌کنم.

اما شما ببینید که این جنگ روایت‌ها تا چه اندازه مهم است؛ به‌گونه‌ای که در ذهن مخاطب و در افکار عمومی مردم، همین مفاهیم را جابه‌جا می‌کند و برای رسیدن به این هدف نیز هزینه می‌کند؛ یعنی هزینه‌های هنگفتی صرف می‌شود تا به این مقصود برسند.

پس اگر بخواهیم جمع‌بندی کنیم، چون ماهیت میدان تغییر کرده است، حضرت آقا عنایت دارند که در بحث جهاد تبیین، باید بر جنگ نرم و جنگ شناختی کار شود. جا دارد در اینجا ارتباط معنایی این مفاهیم را نیز بیان کنم: اگر جنگ نرم را جبهه نبرد میان اسلام و دشمن در نظر بگیریم، این مهم‌ترین نبرد را جنگ نرم می‌نامند. این نبرد، راهبردی دارد و مهم‌ترین راهبرد آن را جنگ شناختی می‌دانند.

حال، این جنگ شناختی که بر اذهان تأثیر می‌گذارد، آیا تاکتیکی هم دارد؟ چگونه عمل می‌کند؟ تاکتیک آن چیست؟ ایشان می‌فرمایند که این کار به وسیله روایت انجام می‌شود. اکنون این روایت چگونه شکل می‌گیرد؟ ابزار این جنگ روایت‌ها چیست؟ می‌گویند رسانه. البته درباره رسانه نیز این نکته مطرح است که رسانه به‌خودی‌خود در آغاز مطرح نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد انسان‌رسانه است؛ و این کنشگر رسانه‌ای است که به جنگ روایت‌ها دامن می‌زند.

سؤال: به بحث امید اشاره کردید و همچنین در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب نیز عنوان «لزوم ترسیم چشم‌انداز روشن از آینده» مورد تأکید قرار گرفت. بفرمایید که در این جنگ شدید شناختی که واقعاً در سال‌های اخیر به هر حال ما تلفاتی نیز داده‌ایم و ضعف‌هایی هم داشته‌ایم، چگونه می‌توان این امید را همچنان پررنگ نگه داشت؛ آن هم در شرایطی که به هر حال با شرایط جنگی، مشکلات اقتصادی و انتظارات مردم مواجه هستیم؟

ما باید ببینیم که در جنگ روایت‌ها، دشمن چگونه به این قضیه دامن زده است. دشمن، طبق بیانات خود حضرت آقا، در جنگ روایت‌ها دو کار انجام داده است: یکی اینکه آمده و زنجیره توصیه به حق و صبر را قطع کرده است؛ در حالی‌ که این امر خود موجب استقامت و امیدواری می‌شود. دیگری نیز، به تعبیر امام شهیدمان، وارونه نشان دادن حقایق است.

با این دو کار، چه کرده است؟ القای ناکارآمدی کرده، بی‌انگیزگی ایجاد کرده و یأس و ناامیدی را در جامعه ترویج داده است. به نظر من، ما باید بر این دو مسئله کار کنیم: یکی تواصی به حق، و دیگری وارونه نشان دادن حقایق. ما باید ـ که در بحث جهاد تبیین به آن خواهیم رسید ـ به تعبیر حضرت آقا، به «جهاد تبیین تهاجمی» روی بیاوریم. باید در حالت آفندی وارد شویم. تا چه زمانی باید فقط بیاییم و توضیح بدهیم؟ به نظر من، یک جمله بسیار زیبا و شایسته تحسین در این زمینه وجود دارد که برای بازگرداندن امید و اراده به جامعه بسیار راهگشاست. حضرت آقا می‌فرمایند: «ما باید یک قدم همیشه جلوتر از دشمن باشیم.»

یعنی نباید بایستیم تا ببینیم اکنون دشمن چه چیزی را طراحی می‌کند و سپس ما پاسخ بدهیم؛ و به تعبیر شما، همواره در موضع انفعال باشیم. به نظر من، اگر آن دو کاری را که ایشان فرمودند، یعنی همان عرصه‌هایی که دشمن در آن موفق بوده و موجب شده تا حدی ناامیدی و یأس در جامعه ترویج شود، مورد توجه قرار دهیم، این امر تأثیرگذار خواهد بود و می‌توان دوباره امید را به جامعه بازگرداند.

* بازگرداندن امید؛ از تواصی به حق تا جهاد تبیین تهاجمی

این تواصی به حق و تواصی به صبر، نکته بسیار مهمی بود که شاید به سبب برخی شرایط، در نسبت با جهاد، کمتر به آن پرداخته شده است. از آنجا که به هر حال خبرگزاری حوزه هستید و گمان می‌کنم شما شخصیت حوزوی دارید و استاد و پژوهشگر هستید، می‌خواستم این مسئله را قدری بازتر کنید. با نگاه به آیات قرآن، باید به این نکته برسیم که این تواصی را از دریچه تعالیم دینی و قرآنی چگونه می‌توان تبیین کرد و استادان حوزه و بدنه حوزه چه وظیفه‌ای دارند؛ آن هم در این شرایط بسیار حساس.

وقتی به آیات قرآن مراجعه می‌کنیم، برای مواجهه و غلبه در جنگ روایت‌ها، یعنی اگر بتوانیم در جنگ روایت‌ها غلبه پیدا کنیم، آن امیدواری بازمی‌گردد و آن تواصی نیز احیا می‌شود. هنگامی که به سراغ قرآن می‌رویم، می‌بینیم قرآن شش اصل را معرفی کرده است که اگر این اصول نهادینه و ترویج شوند، به نظر من هم تواصی به حق بازمی‌گردد، هم امید احیا می‌شود و هم موجب می‌شود که ما در جنگ روایت‌ها غلبه پیدا کنیم.

* شش اصل قرآنی برای غلبه در جنگ روایت‌ها

در جنگ روایت‌ها، نخستین اصل، اصل تبیین است. این اصل از کدام آیه برداشت می‌شود؟ ما در قرآن، آیه شش سوره حجرات را داریم که می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَی مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ» این یکی از آیات بسیار خوب است که روش مواجهه ما را با اخبار دریافتی نشان می‌دهد.

می‌فرماید اگر خبری رسید، باید در یک فرایند سه‌مرحله‌ای با آن برخورد کنید. می‌فرماید اگر خبری آمد، ابتدا باید سریع بررسی کنید که ناقل این خبر چه کسی است و منبع این خبر چیست؛ آیا فاسق است، مورد اعتماد است یا غیرقابل اعتماد. این مرحله نخست این فرایند است. در مرحله دوم می‌فرماید باید بروید تحقیق و بررسی کنید؛ یعنی همین که خبری رسید، فوراً آن را وارد چرخه انتشار نکنید، برای آن لایک نگذارید و آن را منتشر نکنید، بلکه ابتدا درباره آن تحقیق و بررسی کنید.

سوم اینکه می‌فرماید باید از پیامدهای اجتماعی آن نیز پیشگیری شود. بله، مقصود این است که اگر این خبر منتشر شود، و اگر خبری به انسجام جامعه آسیب بزند، شما باید پیشگیری کنید؛ یعنی پیش‌بینی کنید که تصمیم‌گیری جاهلانه رخ ندهد.

این یکی از آیاتی است که در قالب یک فرایند سه‌مرحله‌ای، به زیبایی بیان می‌کند که شما باید با خبری که می‌رسد چگونه برخورد کنید.

* خبر را بی‌درنگ نپذیریم

اصل دیگری نیز داریم و آن، اصل دوم، یعنی عدم شتاب‌زدگی در بازنشر اخبار است. ما در بحث انتشار، مفهومی داریم با عنوان «انتشار هیجانی اخبار». آیه پانزده سوره نور می‌فرماید: « إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِکُمْ مَا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَیِّنًا وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِیمٌ» می‌فرماید هر چیزی را که شنیدید، نباید بگویید؛ به‌ویژه آن چیزی را که نسبت به آن علم ندارید. باید میان گوش و دهان، نوعی فیلتر قرار دهید.

سپس می‌فرماید برخی می‌گویند این مسئله ساده‌ای است؛ حالا مگر چه می‌شود؟ من خبری شنیده‌ام، آن را منتشر کرده‌ام و برای دیگران فرستاده‌ام. می‌فرماید نه، این امر ساده و کوچکی نیست، بلکه نزد خدا گناه بزرگی است. اگر شما تقوا را در این زمینه رعایت نکنید، این کار شاید پیامدی ویرانگر در اجتماع داشته باشد، هرچند شما آن را مسئله‌ای سبک و ساده تصور کنید.

پس اصل دوم، بر مبنای آیات قرآن، این است که در بازنشر اخبار، شتاب‌زده عمل نکنید.

* پرهیز از بازنشر هیجانی و رجوع به متخصص

اصل سوم، ارجاع اخبار به اهل علم و متخصصان است. همان آیه مشهور را شنیده‌اید که در سوره مبارکه نحل، آیه چهل‌وسه، می‌فرماید: «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» می‌فرماید اگر نمی‌دانید و شک دارید، به سراغ متخصص و اهل علم بروید. چه‌بسا این یک شایعه امنیتی باشد، چه‌بسا شایعه‌ای نظامی یا اقتصادی باشد. برای مثال، گفته می‌شود که این‌ها مذاکره کردند، همه چیز را از بین بردند، فلان تنگه را واگذار کردند و مانند آن.

می‌فرماید این مسئله‌ای امنیتی، اقتصادی یا نظامی است؛ اگر نمی‌دانید، به سراغ کارشناس آن بروید. این، سومین اصل است: ارجاع اخبار به اهل علم و متخصص.

* حسن‌ظن، سدی در برابر تخریب

چهارمین اصل، که بسیار جالب است و امروز نیز بسیار مورد ابتلاست، اصل حسن‌ظن نسبت به اخبار است. شما می‌بینید که خبری آمده و اکنون بر اساس آن اتهام‌زنی می‌شود؛ مثلاً درباره مسئولی گفته می‌شود که ایشان چنین است، با رهبری هماهنگ نمی‌کند و فلان کار را انجام می‌دهد. آیه قرآن، در آیه دوازده سوره نور، می‌فرماید: « لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْکٌ مُبِینٌ » می‌فرماید اگر خبر مهمی آمد یا اتهامی مطرح شد، شما باید آن را بر خیر حمل کنید؛ یعنی تفسیر مثبت داشته باشید، مگر آنکه بله، قرینه‌ای روشن پدید آید و ثابت شود که واقعاً فرد در معرض آن اتهام قرار دارد. می‌فرماید اگر این کار را نکنید، همین شایعه می‌تواند چه اندازه موجب تخریب شود.

اصل حسن‌ظن، موجب می‌شود که امید بازگردد و همان زمینه تواصی به حق دوباره احیا شود.

* «جدال احسن»؛ هم محتوای درست، هم لحن درست

پنجمین اصل نیز اصل بسیار مهم «جدال احسن» است. قرآن می‌فرماید: «ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» می‌فرماید اگر می‌خواهید اقامه کنید، دو چیز در اختیار دارید: نخست، باید استدلالی محکم و منطقی بیاورید؛ دوم، موعظه حسنه.

می‌فرماید اگر اکنون می‌خواهید خبری را مطرح کنید و می‌خواهید با آن مواجه شوید، باید جدال احسن داشته باشید. یعنی چه؟ ممکن است گفته شود که من محتوای خوبی و آرامی را با لحنی مناسب بیان کردم؛ پس دیگر جدال احسن چه معنایی دارد؟ نکته اینجاست که مفسران قرآن می‌گویند: آیا می‌دانید چرا نفرمود «جدال حسن»؟ چرا نفرمود «جدال حسن» و فرمود «جدال احسن»؟ می‌گویند این نکته‌ای دارد؛ و آن اینکه علاوه بر اینکه محتوا باید نیکو باشد، شیوه ارائه نیز باید نیکو باشد.

یعنی شما محتوای خوب را ارائه کرده‌اید، اما شیوه آن نباید پرخاشگرانه باشد و نباید از مسیر خشم دنبال شود. اگر می‌خواهید مطلبی را بیان کنید، باید مواجهه با آن از راه جدال احسن باشد. یعنی چرا هوچی‌گری می‌کنید؟ می‌فرماید همین هوچی‌گری، آن ناامیدی و یأس را پدید می‌آورد و امید را از بین می‌برد.

* بصیرت؛ عبور از ظاهر خبر به لایه‌های پنهان

ششمین اصل، که آخرین اصل و از اصول مشهور نیز هست، اصل بصیرت است. آیه قرآن، در آیه بیست‌ونهم سوره انفال، می‌فرماید: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا» در اینجا دیگر صرفاً بحث این نیست که شما بروید مطالعه کنید یا به اهل فن مراجعه کنید، بلکه می‌فرماید در اینجا هم تقوای فردی لازم است و هم تقوای اجتماعی. اگر این دو را داشته باشید، چیزی فراتر از ظاهر مطلب را درمی‌یابید.

این همان بصیرت است. بصیرت از کجا می‌آید؟ «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا»؛ یعنی آن تقوای فردی و تقوای اجتماعی، نوعی بصیرت درونی به شما می‌دهد و شما لایه‌های پنهانِ پشت اخبار را درمی‌یابید و دیگر به ظاهر اخبار اکتفا نمی‌کنید.

پس از جهت قرآنی، ما شش اصل را برای مواجهه با اخبار و نیز در جنگ روایت‌ها بیان کردیم.

سؤال: در این شرایطی که مردم بیش از صد روز از دیدن امام شهید محروم شده‌اند و با این حال واقعاً به میدان آمده‌اند و شاید جهانیان از خلق حماسه مردم شگفت‌زده شده‌اند، این بُعد مردمی در دفاع از انقلاب و در حمایت از رهبری، در آموزه‌های قرآنی چگونه می‌تواند ادامه پیدا کند؟ چگونه می‌توان از این حماسه‌ای که ایجاد شده است، صیانت و حراست کرد؟ این سؤال از این جهت مطرح می‌شود که خود امام شهید بسیار بر این مسئله تأکید داشتند؛ خواستم با استناد به کلام قرآن، به کلام و سیره امام شهیدمان نیز اشاره داشته باشید.

همان‌گونه که خود مقام معظم رهبری فرمودند، مردم مبعوث می‌شوند؛ یعنی در واقع، کار به مردم واگذار شده است. اگر بخواهیم این بعثت ادامه پیدا کند، به نظر من از منظر قرآن باید دو کار انجام داد. نخست اینکه آیه قرآن می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ»؛ یعنی با مردم شفاف و صادق باشید.

* دو شرط تداوم بعثت مردمی: صداقت و امیدآفرینی

یعنی مردمی که صد روز به میدان آمده‌اند، همان‌ها که گفته می‌شود میدان با شما و خیابان با ما، این‌ها توقع دارند که مسئولان با آنان شفاف باشند و صداقت داشته باشند. یعنی اگر خدای ناکرده مسئولانی که اکنون در عرصه مذاکرات حضور دارند و دیپلمات هستند، در این زمینه کوتاهی کنند، مردم نیز به‌تدریج دلسرد می‌شوند و آن بُهت و آن تجمعات نیز کم‌کم کم‌رونق خواهد شد.

دوم نیز باید بحث امیدآفرینی باشد. همان‌گونه که حضرت آقا نیز فرمودند که ما به قله نزدیکیم، باید ببینیم چگونه می‌توان امیدآفرینی را به مردم القا کرد. یک راه این است که دستاوردهای انقلاب را بیان و تبیین کنیم. راه دیگر این است که، به تعبیر یکی از استادان، از روایت زمینی به روایت الهی رجوع کنیم. یعنی روایت زمینی می‌گوید این‌قدر موشک زده شد، این‌قدر فلان شد و فلان اتفاق افتاد؛ اما ما باید به سراغ روایت الهی برویم. روایت الهی چه می‌گوید؟ روایت الهی از وعده‌های الهی و نصرت‌های الهی سخن می‌گوید.

برای مثال، آیه قرآن می‌فرماید: «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ»؛ بنی‌اسرائیل هنگامی که به بن‌بست رسیدند، گفتند فرعون اکنون می‌آید و ما را می‌کشد و از بین می‌برد؛ اما حضرت موسی فرمود که خدا با من است. ما باید روایت الهی را پررنگ کنیم که به نظر من، در اینجا وظیفه حوزه نیز بسیار مهم است.

* روایت الهی؛ موتور امید در میدان اجتماعی

یکی از آیاتی که می‌توان آن را از آیات نصرت الهی دانست، این آیه بسیار زیباست: «وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ»؛ خداوند کسی را که او را یاری کند، یاری می‌کند. اکنون مردم آمده‌اند، صد شب است که می‌آیند، استغاثه به امام زمان می‌کنند، شعار می‌دهند، تجمع می‌کنند و میدان‌داری می‌کنند؛ خود این مسئله چقدر امیدواری می‌بخشد. البته در ادامه آن نیز آمده است که حال اگر بخواهیم آن را قدری کاربردی‌تر کنیم، می‌فرماید چه کسانی خدا را یاری می‌کنند: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ» می‌فرماید این‌ها باید این سه ویژگی را نیز داشته باشند. صرف اینکه کسی بگوید من مثلاً به خیابان بیایم و دوری بزنم، آیا یاری کرده‌ام؟ این حداقلِ یاری است. اگر بخواهیم به آن یاری‌ای برسیم که نصرت الهی را به همراه داشته باشد، یعنی واقعاً محقق شود و به تعبیر حضرت آقا، به معنای واقعی کلمه از یاری خدا برخوردار باشیم، و آن نمازی که می‌خوانند و آن انتظار ظهور تحقق پیدا کند، باید چند حرکت دیگر نیز انجام دهیم.

بنابراین، به نظر من اگر این دو کار انجام شود، یعنی یکی بحث شفافیت و صداقت مسئولان ـ که قرآن نیز می‌فرماید صادق باشید ـ و دیگری این حقیقت که یاری خدا وجود دارد، به شرط آنکه شما خدا را یاری کنید، می‌توان این مسیر را ادامه داد.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha