به گزارش خبرگزاری حوزه، یک سالی که از سر گذراندیم ناظر به دو جنگ تحمیلی از سوی رئوس شرارتانگیز نظام سلطه یعنی آمریکای جنایتکار و صهیونیسم خونآشام و البته یک شبهکودتا ثابت کرد که ملت و کشور ایران چقدر در معادلات منطقهای و جهانی تأثیرگذار و الهام بخش است که این گونه خار چشم قدرتهای زورگو و شیطان صفت بوده که آنها این چنین به وحشت افتاده و علیه کشور ما دست به تجاوزگری زدهاند.
یادی از آن سحرگاه خونین
سال پیش در همین روز که مصادف با آغاز جنگ ۱۲ روزه بود، شاهد شهادت جمعی از بهترین و ارزشمندترین فرماندهان نظامی خود بودیم؛ جمعی که حقیقتاً معماران اقتدار ایران در بُعد نظامی در دو سه دهه گذشته بودند و قوای نظامی کشور را با عزم و اراده فولادین و البته اخلاص و توکل بالای خویش به پروردگار متعال به حدّی از بلوغ رساندند که حمله دشمن زبون و شهادت ناگهانی فرماندهان رده نخست، نه تنها موجب عقبنشینی، شکست، غافلگیری و از پا درآمدن ایران اسلامی نشد، بلکه طی دوازده روز چنان حجمی از آتش به سمت دشمن گشوده شد و نقاطی از سرزمینهای اشغالی مورد اصابت قرار گرفت که صهیونیستها، ملتمسانه درخواست آتشبس کردند.
البته ما در جنگ تحمیلی دوم و به خصوص سوم، بزرگمردانی را از دست دادیم که همچنان سوگوار فقدان آنها هستیم به خصوص امام و رهبر شهیدمان که حقیقتاً یگانهی دوران بود، اما به هر حال اینها هزینههایی است که ما بابت تحقق و تثبیت عزت، عظمت، استقلال، حریت و در یک کلمه" ایرانِ قوی" میپردازیم و مردم ما در این مدت نشان داده اند که اهل تسلیم و کوتاه آمدن در برابر دشمن متجاوز نبوده و نیستند.
کسب آمادگی برای قدرتنمایی در جنگ رمضان
به تعبیر کارشناسان و صاحب نظران این عرصه، جنگ ۱۲روزه بیش از هر چیز به منزله یک رزمایش واقعی و یک آزمون عملی و حقیقی بود که دستگاه حکمرانی کشور و به ویژه نیروهای مسلح را برای رویارویی بزرگتر، یعنی جنگ تحمیلی سوم مهیا نمود و لذا خود این آمادگی موجب شد که ایران اسلامی در جنگ اخیر از همان لحظات نخست آغاز تهاجم، آتش مناسب را به سمت دشمن بگشاید و اقدامات لازم را در تنگه هرمز انجام دهد و مقاومت بی نظیر جمهوری اسلامی ایران علیه دو قدرت اتمی به یک نقطه عطف جهانی تبدیل شود.
درسی که باید از تاریخ بگیریم
مسعود پیرهادی، فعال رسانه و روزنامه نگار با تأکید بر این که جنگ دوازدهروزه و نبرد رمضان، مجموعهای از آموزههای راهبردی را پیش روی ما قرار داده که فراتر از یک مقطع زمانی یا یک جغرافیای خاص است، در تحلیلی نوشته است: "تاریخ، دانشگاهی است که شهریه آن را ملتها با خون و رنج میپردازند. ملتهای هوشمند اما از هر تجربه، سرمایهای برای آینده میسازند و اجازه نمیدهند هزینههای پرداختشده بیثمر بماند. نخستین درس از دو جنگ تحمیلی اخیر این است که در برابر دشمن غدار، خوشبینی راهبردی جایگاهی ندارد. غفلت از ماهیت دشمن، هزینهای بسیار سنگینتر از بزرگنمایی توان او دارد. دشمنی که سابقه طولانی در عهدشکنی، فریب، عملیات روانی و بهرهگیری از همه ابزارهای ممکن برای ضربه زدن دارد، نباید صرفا با شعارها و ادعاهای دیپلماتیک سنجیده شود؛ بلکه باید بر اساس عملکرد واقعی او مورد ارزیابی قرار گیرد. قرآن کریم نیز مؤمنان را به هوشیاری فراخوانده و بارها نسبت به فریب دشمن هشدار داده است. اعتماد نابجا به دشمن، نه نشانه عقلانیت، بلکه نشانه فراموشی تجربههای تاریخی است. "
وی البته در ادامه نوشتار خود خاطرنشان کرده است: "دومین درس، ضرورت آمادگی دائمی است. یکی از ویژگیهای دشمنان قدرتمند آن است که زمان حمله را خود انتخاب میکنند. آنان منتظر میمانند تا حریف در شرایطی قرار گیرد که کمترین آمادگی را داشته باشد. از این رو، جامعهای که آمادگی خود را به روزهای بحران موکول کند، عملاً بخشی از میدان را از پیش واگذار کرده است. آمادگی صرفا به معنای تجهیزات نظامی نیست؛ آمادگی اقتصادی، رسانهای، امنیتی، فناورانه و حتی فرهنگی نیز بخشی از قدرت بازدارندگی محسوب میشود. "
تقویت انسجام ملی؛ ضرورتی برای همه دورانها
نکته مهم بعدی که این فعال رسانه ای مورد توجه قرار داده و انصافاً هم جزو مهم ترین بایسته ها در شرایط فعلی به شمار می رود، ناظر به بحث حفظ و تقویت وحدت و انسجام ملی است، چه آن که به هر حال در همه نبردهای بزرگ تاریخ، شکافهای داخلی یکی از مهمترین نقاط نفوذ دشمن بوده است و این را هم می دانیم که بنابر تجربه تاریخی، دشمن زمانی بیشترین موفقیت را به دست میآورد که بتواند جامعه هدف را به چند اردوگاه متخاصم تبدیل کند.
عنایت به این مساله از این رو حائز اهمیت است که توجه داشته باشیم، اختلاف نظر طبیعی است، اما تبدیل اختلاف سلیقه به نزاع فرسایشی، دقیقاً حرکت در مسیر خواست دشمن است ضمن آن که تاریخ ثابت کرده که ملتهای متحد، حتی در شرایط ضعف نسبی نیز توان عبور از بحرانها را دارند، اما جوامع متفرق، گاه با وجود برخورداری از امکانات فراوان دچار شکست شده اند.
لزوم تبدیل تجربه جنگ به سازوکار اقتدار ملی
نکته واپسین هم این که در شرایط جنگی جدای از مواردی که اشاره شد به خصوص استحکام وحدت و انسجام درونی لازم است که علاوه بر ارتقای سطح آمادگی دفاعی و نظامی، به سمت و سوی تبدیل تجربه جنگ به سازوکار پایدار قدرت حرکت کنیم، چه آن که به تعبیر بزرگی جنگ، اگر درست فهم شود به سان مکتب و مدرسه ای است که ما را در راستای رفع نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت بسیار یاری می کند.
گزارش از: سید محمدمهدی موسوی










نظر شما