به گزارش خبرگزاری حوزه، شهید مظلوم آیتالله بهشتی به عنوان شخصیتی که به حق باید ایشان را از اصلیترین معماران فکری نظام جمهوری اسلامی برشمرد، در کتاب"مبانی نظری قانون اساسی"تصویری عمیق و در عین حال عملی از مفهوم امت ارائه میکند؛ تصویری که در آن مردم صرفاً تودهای تابع یا جمعیتی رأیدهنده نیستند، بلکه فاعلِ تاریخی، صاحبِ مسئولیت، و شریک در صیانت از انقلاب محسوب میشوند، کما این که از نگاه ایشان، دفاع از انقلاب اسلامی نه یک وظیفه حاشیهای و مقطعی، بلکه لازمه طبیعیِ حیات یک نظام برآمده از اراده و ایمان مردم است.
حضور آگاهانه و مسئولانه مردم در بستری اخلاقمدارانه
بر این اساس باید گفت که حضور امت صرفاً به معنا و مفهوم حضور فیزیکی در صحنههای سیاسی یا امنیتی نیست؛ بلکه منظور، حضور آگاهانه، مسئولانه، سازمانیافته و اخلاقمحور مردم در پاسداری از ارزشها، نهادها و نیز صیانت از کلیت جریان و مسیر پویای انقلاب اسلامی است که این مهم البته در سایه نظام ولایی و برپایه اعتقادات دینی و باور انقلابی شکل گرفته و قوام پیدا میکند.
بر همین مبنا شهید بهشتی معتقد بود که انقلاب اسلامی بر پایه ایمان، آگاهی و مشارکت مردم شکل گرفته و لذا حرکت تداوم بخش آن نیز جز با توجه به همین سه مؤلفه امکان پذیر نیست.
اهمیت مفهوم"امت" در کلام شهید مظلوم انقلاب
از ویژگیهای برجسته نگاه شهید بهشتی این بود که ایشان "امت" را در سطحی فراتر از مفهوم توده اجتماعی مورد توجه قرار می داد و این مفهوم در اندیشه شهید مظلوم انقلاب به منزله مجموعهای از افراد منفعل نیست که فقط در بزنگاهها به صحنه فراخوانده شوند، بلکه منظور جامعهای هدفمند، هنجارمند و دارای تکلیف است. این جامعه، وقتی نسبت به انقلاب احساس مالکیت و مسئولیت کند، در برابر آسیبها، انحرافها و تهدیدها نیز ایستادگی خواهد داشت.
دو ساحت کلیدی برای صیانت از انقلاب اسلامی
بر این اساس و نگاهی تحلیلی به این رویکرد باید گفت که صیانت از انقلاب اسلامی دو ساحت مهم پیدا میکند که غفلت از هیچ کدام از آن ها جایز نیست؛
۱-ساحت دفاع سیاسی و اجتماعی: یعنی مشارکت در انتخابات، حضور در نهادهای مدنی و عمومی، مطالبهگری، و مراقبت از انحراف قدرت.
۲-ساحت دفاع فرهنگی و اخلاقی: به معنای حفظ هویت دینی، صیانت از سرمایههای اخلاقی، و مقابله با بیاعتمادی، یأس، و فروپاشی سرمایه اجتماعی.
از این حیث شهید بهشتی به خوبی میدانست که انقلابها فقط با تهدید نظامی سقوط نمیکنند، بلکه گاه تخریب درونیِ اعتماد عمومی، فاصله گرفتن مردم از مسئولیت، و کاهش مشارکت آگاهانه خطرناکتر از دشمن بیرونی است. از این رو، حضور امت در دفاع از انقلاب، از منظر ایشان به سان نوعی نظام مراقبت جمعی محسوب می شود که هیچ گاه نباید از اهمیت آن غافل شد.
تأکید بر اهمیت کار تشکیلاتی و مدیریت علمی
آیت الله شهید بهشتی را حقیقتاً باید به عنوان بزرگمرد تشکیلاتی در تاریخ معاصر ایران توصیف کرد، چه آن که در کارنامه علمی و اجرایی ایشان، اعتقاد راسخ به مباحثی همچون نظم و کار جمعیِ حساب شده و هدفمند موج میزند.
ایشان به طور جدی معتقد بود که فعالیتهای پراکنده و فردی، حتی اگر با نیت خالص نیز همراه باشد، در برابر ساختارهای پیچیده مدرن راه به جایی نمی برد. به همین خاطر باید گفت که تأسیس حزب جمهوری اسلامی یا سازماندهی مرکز اسلامی هامبورگ، نمونههایی از تلاش ایشان برای نشان دادن کارآمدی مدیریت اسلامی بود.
تربیت انسانهای صالح برای خدمت به مردم انقلابی
البته باید توجه داشت که از دیدگاه شهید بهشتی، حزب نه ابزاری برای کسب قدرت، بلکه مکانی به منظور تلاش در جهت کادرسازی و تربیت انسانهای صالح است و اتفاقاً ایشان در این مسیر بر لزوم توجه به بُعد مهم انضباط معنوی تأکید داشت و معتقد بود مدیری که نتواند زمان و رفتار خود را مدیریت کند، صلاحیت مدیریت جامعه را هم ندارد.
به اذعان بسیاری از آگاهان مسایل انقلاب، بزرگترین دستاورد علمی و فکری شهید بهشتی، نه فقط کتابها و سخنرانیهای ایشان، بلکه افرادی بودند که به دست ایشان در مکتب انقلاب و نهضت حضرت امام(ره) تربیت یافته و رشد کردند و در سال های بعد تا به امروز در جایگاه های مهمی منشأ خدمات بوده اند.
شهید بهشتی معتقد بود برای تغییر جامعه، ابتدا باید انسانها را ساخت، کما این که خود ایشان با صبر و حوصله فراوان به شبهات پاسخ میداد و از نقد شدن نمیهراسید و با این رویکرد موفق به تربیت نسلی شد که به تأسی از گفتار و سیره ایشان، در جامعه ایران اسلامی و حتی در عرصه بین الملل، منشأ اثر بودند.
حقمداری به دور از هوچیگری!
نکته حائز اهمیت دیگر در این میان ناظر به سیره شهید بهشتی در برخورد با مخالفان و حتی دشمنان است که در اینجا هر انسان منصفی چیزی جز سعهصدر و اخلاق علمی نمی بیند. شهید بهشتی هیچگاه از دایره منطق و ادب خارج نمیشد و بر این باور بود که "حق" با هوچیگری به کرسی نمینشیند، بلکه بیش از هر چیز دیگری نیازمند تبیین عقلانی است.
نقطه اوج کارنامه علمی و حقوقی
نقطه اوج کارنامه علمی و حقوقی این فقیه اندیشمند و مجاهد خستگی ناپذیر را باید در نقش بیبدیل ایشان در تدوین قانون اساسی دانست چه آن که به عنوان یک فقیه مجتهد، توانست نظریه ولایت فقیه را در چارچوب یک قانون اساسی مدون تبیین کند.
در این راستا نکته مهم و کلیدی آن است که از نگاه شهید بهشتی میان حاکمیت الهی و نقش مردم تضادی وجود ندارد چرا که در نظام اسلامی، مردم نه رعیت، بلکه صاحبان اصلی حق هستند که بر اساس آگاهی و بیعت، حاکمیت را قوام می بخشند و خود به حراست از آن می پردازند.
از سوی دیگر، تأکید ایشان بر تفکیک قوا، استقلال قوه قضاییه و صیانت از حقوق فردی، بیش از هر چیز دیگری حاکی از عمق تفکر حقوقی شهید بهشتی است. ایشان، قوه قضاییه را پناهگاه مظلومان میدانست و در مدت کوتاه ریاست خود بر دیوان عالی کشور نیز بسیار کوشید تا ساختاری پدید آورد که در آن قانون بر اشخاص برتری داشته باشد.










نظر شما