به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام والمسلمین حمیدپارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی امروز در هفتمین نشست تخصصی همایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی و نسبت آن با حکمرانی جمهوری اسلامی ایران؛ چالشها و فرصتها» با موضوع «آسیبشناسی عرفانپژوهی معاصر» که در مجمع عالی حکمت برگزار شد، بر ضرورت تفکیک قلمرو علوم تأکید کرد و گفت: نباید از هیچ دانشی انتظار داشت وظیفه دانش دیگری را بر عهده بگیرد.
وی با بیان اینکه مفاهیمی مانند عدالت در فلسفه، عرفان، اخلاق، فقه و حقوق مطرح میشوند، توضیح داد: هر یک از این علوم از زاویهای متفاوت به این مفهوم میپردازند و مأموریت خاص خود را دارند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: در عرفان، عدالت در نسبت با مراتب هستی و اسماء و صفات الهی معنا پیدا میکند، در اخلاق به ملکات و فضایل انسانی مربوط میشود و در فقه و نظام اجتماعی، به احکام، حقوق و تحقق قسط در جامعه ارتباط مییابد.
وی افزود: نباید انتظار داشت عرفان، مباحث اقتصاد، سیاست یا فقه را بر عهده بگیرد؛ همانگونه که فقه نیز جایگزین عرفان نمیشود. هر علم قلمرو خود را دارد و باید در همان قلمرو مورد انتظار قرار گیرد.
عرفان؛ معنا بخش کنش اجتماعی
استاد پارسانیا تأکید کرد: هرچند عرفان جایگزین علوم اجتماعی یا فقه نیست، اما به رفتار انسان معنا میبخشد و کیفیت حضور او در عرصههای مختلف زندگی را شکل میدهد.
وی گفت: عرفان، اخلاص، انگیزه، جهتگیری و انسجام درونی کنش انسان را سامان میدهد و هرچه این حضور معنوی در جامعه پررنگتر باشد، سایر عرصههای حیات اجتماعی نیز از آن استحکام بیشتری پیدا خواهند کرد.
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: اگر این پیوند معنوی تضعیف شود، زمینه برای گسترش آسیبهایی مانند نفاق، فساد و تحریف نیز فراهمتر خواهد شد.
نسبت علوم؛ مسئلهای که امروز بیش از گذشته اهمیت یافته است
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه، یکی از نیازهای امروز را تبیین نسبت میان علوم مختلف دانست و اظهار داشت: در گذشته، این نسبتها به دلیل حضور طبیعی معارف اسلامی در زندگی اجتماعی کمتر به صورت مستقل مورد بحث قرار میگرفت؛ اما شرایط امروز، این مسئله را به ضرورتی جدی تبدیل کرده است.
وی گفت: اکنون جامعه اسلامی با مجموعهای از علوم و نظریههایی روبهروست که بر مبانی معرفتی متفاوتی شکل گرفتهاند و همین مسئله، ضرورت گفتوگو درباره نسبت میان دانشهای اسلامی و علوم انسانی معاصر را دوچندان کرده است.
استاد پارسانیا تصریح کرد: این بحث، نه در قلمرو یک علم خاص، بلکه در حوزه مطالعات میانرشتهای و آنچه از آن با عنوان «علوم درجه دوم» یاد میشود، قابل پیگیری است؛ حوزهای که وظیفه آن بررسی نسبت و تعامل میان دانشهای مختلف است.
نقد رویکردهای رایج در عرفانپژوهی معاصر
این استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود، به آسیبشناسی عرفانپژوهی معاصر پرداخت و گفت: بخشی از مطالعات جدید درباره عرفان، با مبانی معرفتی و مفاهیمی شکل گرفته که از سنت فکری دیگری برخاستهاند.
وی اظهار داشت: در بسیاری از این پژوهشها، عرفان اسلامی نه از درون منطق و مبانی خود، بلکه با معیارهایی بیرونی تحلیل میشود و همین امر، فهم دقیق این سنت را با دشواری روبهرو کرده است.
حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا افزود: برخی رویکردهای رایج، عرفان را عامل عقبماندگی یا مانعی در مسیر توسعه معرفی میکنند، در حالی که این داوریها بر پایه مبانی خاص علوم انسانی مدرن است و پیش از هر چیز باید خود آن مبانی مورد بررسی قرار گیرد.
وی در پایان تأکید کرد: آسیبشناسی عرفانپژوهی معاصر تنها به نقد نگاههای بیرونی محدود نمیشود، بلکه بررسی آسیبهای درونی سنت عرفانی نیز ضرورتی مستقل است و هر یک از این دو حوزه، نیازمند پژوهشهای تفصیلی و جداگانه هستند.











نظر شما