خبرگزاری حوزه | عماد رحمانی، کارگردان انیمیشن «افسانه سپهر» در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه لازمهی موفقیت در عرصه جهانی، حفظ اصالت فرهنگی در کنار رعایت استانداردهای فنی است، اظهار کرد: در دنیای امروز که جریانهای فرهنگی غربی با قدرت تمام در حال نفوذ به ذهنیت کودکان و نوجوانان هستند، بازگشت به ریشههای ملی و اسلامی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک است. ما در مسیر خلق انیمیشن «افسانه سپهر»، با این دغدغه اصلی آغاز کردیم که چگونه میتوانیم شخصیتی قهرمان خلق کنیم که برخاسته از خاک و فرهنگ خودمان باشد. متأسفانه در سالهای اخیر، شاهد نوعی غفلت در تولیدات محتوایی برای نسل جدید بودهایم؛ بهگونهای که الگوهای قهرمانی و ارزشهای فرهنگی غربی، جایگزین مدلهای بومی در ذهن کودکان شده است. ما میخواستیم با ارائه یک سفر قهرمانی که با زبان، جهانبینی و بافت فرهنگی ایرانی همخوانی دارد، این خلاء را پر کنیم.
رحمانی با تأکید بر اهمیت ارزشهای اخلاقی و پرهیز از رویکردهای تقلیدی در رسانه، اظهار کرد: یکی از بزرگترین چالشها در تولید آثار کُدک، گرفتار شدن در دام «موعظهگری مستقیم» است. ما معتقدیم نباید با استفاده از شعارهای کلیشهای و لحن ناصحانهی خشک، مفاهیم را به کودک تحمیل کرد؛ چرا که این کار باعث میشود اثر از اعتبار هنری خود ساقط شود. باور ما این است که قصه باید خودش سخن بگوید. همانطور که در ادبیات کلاسیک ما میبینیم، سخنی که از دل برآید، مستقیماً بر دل مینشیند. در «افسانه سپهر»، ما به جای نصیحت کردن، بر «باورپذیری» تمرکز کردیم. برای مثال، شخصیت اصلی داستان (سپهر) در ابتدای مسیر با ترسهای انسانی خود روبروست و طی یک فرآیند درونی، به توانمندیهایش پی میبرد. این همان رشد شخصیتی است که برای یک کودک واقعی، قابل درک و اثرگذار است.
وی در ادامه با پرداختن به نقش بنیادین خانواده در تربیت نسل جدید، اظهار کرد: خانواده، اصلیترین نهاد برای جامعهپذیری و فرهنگسازی است. ما در آثار خود، همواره تلاش کردهایم تا اهمیت وجودی پدر، مادر و پیوندهای خانوادگی را با زبانی شیرین اما عمیق به تصویر بکشیم. این دغدغه در کار بعدی من یعنی «نگهبانان خورشید» نیز با رویکردی متفاوت دنبال شده است؛ جایی که از طریق نمایش «فقدان»، سعی کردیم ارزشهای والایی همچون ایثار، همدلی و ازخودگذشتگی را بازتعریف کنیم. هدف ما این است که کودکان از طریق این الگوها، معنای واقعی تعلق و محبت را درک کنند.
این کارگردان در خصوص پیوند میان هویت ملی و تولیدات رسانهای، بیان کرد: برای هر ملتی، «هویت» گرانبهاترین دارایی است. در حالی که غولهایی مانند دیزنی و پیکسار از نظر تکنولوژی در صدر هستند، مزیت رقابتی ما در ایران، تکیه بر هویت ملی و دینی است. ما میتوانیم با استفاده از آنچه در طول قرنها در فرهنگ ما عجین شده، محصولاتی خلق کنیم که هم در داخل و هم در خارج از مرزها محبوب باشند. در «افسانه سپهر»، ما تلاش کردیم تا بدون اینکه در بند زمان و مکان مشخصی گرفتار شویم، یک جهانشمول خلق کنیم. ما از المانهای بصری اصیل مانند اسلیمی در لباسها و عناصر معماری دوران هخامنشی در طراحی فضاها استفاده کردیم تا اثر، در عین حال که جهانی است، ذات ایرانی خود را حفظ کند. حتی شخصیتهایی مانند «بانو آر وی» یا «ماهان»، نمادهایی هستند که ریشههای عمیق فرهنگی را در لایههای زیرین خود حمل میکنند.
رحمانی در خصوص تجربیات خود در تولید انیمیشن «شمشیر و اندوه» و موفقیتهای بینالمللی آن، اظهار کرد: «شمشیر و اندوه» اولین تجربه بلند سینمایی ما بود که با رویکردی دراماتیک و تاریخی در بستری پیش از واقعه کربلا ساخته شد. ما در آن اثر از تکنیکهای پیشرفتهای مانند اسکن چهره انسانی استفاده کردیم تا بتوانیم جزئیات احساسی، از خشم گرفته تا اندوه، را در چهره شخصیتها به شکلی واقعگرایانه منتقل کنیم. نکته بسیار حائز اهمیت این است که این اثر، با وجود داشتن بنمایههای مذهبی و تاریخی، توانست بدون کوچکترین تغییر در محتوا، در بازارهای جهانی از جمله آمازون و اپل تیوی با نام The Ban پذیرفته شود. این موفقیت به ما ثابت کرد که اگر استاندارد فنی و زبان سینمایی ما جهانی باشد، مرزهای ایدئولوژیک و سیاسی برای مخاطب بینالمللی رنگ میبازد و آنها با اشتیاق به دنبال دریافت حقیقتِ داستان خواهند بود.
این فیلمساز با اشاره به فرآیند ساخت «افسانه سپهر» و همکاریهای هنری، اظهار کرد: خلق و جهانسازی این اثر، برای من به عنوان دومین تجربه بلند حرفهای، بسیار پرچالش بود. در این مسیر، همکاری مستمر آقای مهدی جعفری که علاوه بر نقش کلیدی در تدوین روایت، مسئولیت سنگین تهیهکنندگی را نیز بر عهده داشتند، بسیار تعیینکننده بود. ما در استودیو با دو پارامتر اصلی روبرو بودیم: نخست، بازگشت به اصالت بومی و دوم، رعایت استانداردهای ساختاری جهانی. ما نمیخواستیم اثری صرفاً محلی بسازیم؛ بلکه هدفمان تولید اثری بود که در لایههای اول، وظیفه سرگرمی را برای مخاطب ایفا کند و در لایههای عمیقتر، پیامهای ارزشمند خود را به گوش او برساند. برای این منظور، کاراکتر «بائو» و شخصیت یوزپلنگ را برای ایجاد تعادل میان درام و طنز به داستان اضافه کردیم.
رحمانی در مورد چالشهای اقتصادی و اکران آثار در داخل کشور، با بیان دشواریهای موجود اظهار کرد: تجربه اکران داخلی «افسانه سپهر» بسیار سخت بود. زمان اکران ما با روزهای پرتنشی از نظر اجتماعی و اقتصادی همزمان شد که حتی امکان استفاده از تبلیغات محیطی و بیلبوردی را به دلیل محدودیتها و مشکلات زیرساختی از ما گرفت. با این حال، با وجود صفر بودن بودجه تبلیغات، این انیمیشن توانست فروش خیرهکننده نزدیک به ۱۷ میلیارد تومان را تجربه کند. این رقم در مقایسه با سایر آثار، نشان میدهد که «افسانه سپهر» یکی از موفقترین انیمیشنهای تاریخ سینمای ایران است. این موفقیت، گواهی بر این واقعیت است که اگر محتوایی با اصالت و کیفیت بالا ارائه شود، حتی در سختترین شرایط اقتصادی نیز میتواند جایگاه خود را در میان دلهای مخاطبان پیدا کند.
وی در ادامه با پرداختن به وضعیت صنعت انیمیشن در ایران، اظهار کرد: صنعت انیمیشن ایران در حال تجربه یک جهش تاریخی است. انیمیشن دیگر یک سرگرمی حاشیهای نیست، بلکه یک گونه سینمایی استراتژیک و پولساز است. ما در ایران پتانسیلهای بینظیری داریم تا به قطب تولید انیمیشن در منطقه تبدیل شویم. یکی از مزایای بزرگ انیمیشن نسبت به سینمای رئال (Live Action)، نبود محدودیتهای فیزیکی است. ما میتوانیم با هزینهای منطقی، جهانهای بینهایتی خلق کنیم که در فیلمهای زنده، بازسازی آنها مستلزم بودجههای نجومی است. با این حال، بزرگترین چالش ما، فقدان یک سیستم سرمایهگذاری پایدار است. تولید یک انیمیشن بلند، نیازمند تیمی بزرگ و بازه زمانی طولانی (بیش از دو سال) است و این موضوع، ریسک بزرگی برای بخش خصوصی محسوب میشود. اگر نظام بانکی و دولت حمایتهای ساختاری بیشتری از این شرکتهای دانشبنیان هنری به عمل آورند، انیمیشن میتواند یکی از اصلیترین منابع ارزآوری کشور باشد.
رحمانی در پایان با ابراز خوشبینی نسبت به آینده این صنعت، اظهار کرد: آنچه امروز در حال انجام آن هستیم، تنها تولید چند فیلم نیست، بلکه در حال ساختن یک «زیستبوم» هستیم. از استعدادیابی در دانشگاهها گرفته تا ارتقای سیستمهای رندرینگ و نورپردازی، همه بخشی از این حرکت رو به جلو است. ما در پروژههای اخیرمان به نتایج درخشانی در بخش بافتسازی (Texturing) رسیدهایم که نشاندهنده ارتقای سطح کیفی استودیوهای ایرانی است. من به آینده بسیار خوشبین هستم؛ زیرا موتور محرک این صنعت، نه بودجههای کلان، بلکه اشتیاق و تعهد هنری جوانانی است که در استودیوها برای خلق هر قاب میجنگند. ما باید یاد بگیریم که چگونه با استفاده از زبان مشترک سینما، داستانهای خودمان را به گوش جهانیان برسانیم؛ چرا که در نهایت، این اصالت قصه و قدرت تصویر است که از مرزها فراتر میرود.
انتهای پیام










نظر شما