به گزارش خبرگزاری حوزه، این یادداشت با نگاهی مستدل و با استناد به آیات قرآن، روایات و سیره اهلبیت علیهمالسلام، به پیامدهای بیپاسخ ماندن خون رهبر جامعه اسلامی و تأثیر آن بر امنیت آینده میپردازد.
برخی هنگام سخن گفتن از پاسخ به خونِ رهبرِ شهید، تنها هزینههای «واکنش» را میبینند؛ اما پرسشِ اساسی این نیست که پاسخ دادن چه هزینهای دارد، بلکه این است که بیپاسخ ماندنِ این جنایت، چه بهای سنگین و جبرانناپذیری را بر امنیتِ آیندهی یک ملت تحمیل خواهد کرد.
آنان که از هزینهی پاسخ سخن میگویند، غالباً از هزینهی بسیار سنگینترِ سکوت در برابر این جنایت غافلاند؛ هزینهای که شاید امروز به چشم نیاید، اما فردا خود را در قالبِ جسورتر شدنِ دشمن، عادی شدنِ ترورِ، ناامن شدنِ جایگاهِ رهبری و به خطر افتادنِ جانِ رهبری نشان خواهد داد.
هیچ دشمنی از سرِ رحم عقبنشینی نمیکند؛ او تنها زبانِ قدرت و هزینه را میفهمد. همین که دشمن به این نتیجه برسد که ریختنِ خونِ رهبرِ یک ملت، بهای سنگینی ندارد، چه چیزی او را از تکرارِ همان جنایت بازمیدارد؟ سکوت در برابر چنین جنایتی، نه نشانهی عقلانیت است و نه تضمینکنندهی صلح؛ بلکه چراغ سبزی است برای تکرارِ همان جنایت، با هزینهای کمتر و جسارتی بیشتر.
دقیقاً به همین دلیل است که قرآن کریم، قصاص را نه واکنشی احساسی به یک جنایت، بلکه ضامنِ امنیت و حیاتِ جامعه معرفی میکند:
﴿وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ﴾
«و برای شما در قصاص، زندگی است، ای خردمندان.»
قرآن از «حیات» سخن میگوید، نه فقط از «انتقام». این تفاوت، فلسفهی قصاص را روشن میکند. قصاص، نگاهش به گذشته نیست؛ نگاهش به آینده است. هدف آن، تنها مجازاتِ یک قاتل نیست؛ بلکه جلوگیری از شکلگیریِ قاتلانِ بعدی است. وقتی جنایت علیه رهبرِ جامعه، بیهزینه نباشد، جانِ رهبران آینده نیز حفظ میشود؛ اما اگر این جنایت بیپاسخ بماند، دشمن به این جمعبندی میرسد که ترور، راهی کمهزینه و قابل تکرار است.
تاریخ نیز همین حقیقت را به روشنی نشان داده است.
ابنملجم تنها قاتلِ یک انسان نبود؛ او به جانِ امام، حجتِ خدا و رهبرِ جامعهی اسلامی دست درازی کرده بود. پس از شهادتِ امیرالمؤمنین علیهالسلام، امام حسن مجتبی علیهالسلام او را نبخشیدند و حکمِ قصاص را دربارهی او اجرا کردند؛ نه از سرِ خشمِ شخصی و نه برای انتقام، بلکه برای اجرای حکمِ الهی، برقراریِ عدالت و حفظِ امنیتِ جامعه.
اگر ابنملجم بدون مجازات رها میشد، چه پیامی به دشمنانِ اسلام داده میشد؟ جز اینکه میتوان رهبرِ جامعهی اسلامی را ترور کرد و هزینهای هم نپرداخت؟ آیا در چنین شرایطی، جانِ امام حسن علیهالسلام و دیگر امامان، بیش از پیش در معرضِ خطر قرار نمیگرفت؟
از سوی دیگر، اگر قاتلِ امام به مجازات نمیرسید، احساساتِ مردمِ داغدار میتوانست جامعه را به سمتِ انتقامهای شخصی و هرجومرج سوق دهد. اجرای قصاص، هم راهِ سوءاستفادهی دشمن را بست و هم امنیتِ داخلیِ جامعه را حفظ کرد. این همان فلسفهای است که قرآن از آن با تعبیر «حیات» یاد میکند.
این منطق، تنها مربوط به گذشته نیست؛ آینده را نیز در بر میگیرد.
امام صادق علیهالسلام دربارهی حضرت ولیّعصر عجلاللهتعالیفرجه میفرمایند:
«إِنَّ لِلْقَائِمِ غَیْبَةً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ.»
راوی عرض کرد: چرا؟
حضرت فرمودند:
«یَخَافُ ـ وَأَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی بَطْنِهِ ـ یَعْنِی الْقَتْلَ.»
«همانا برای قائم، پیش از آنکه قیام کند، غیبتی است.»
راوی پرسید: چرا؟
حضرت فرمودند: «از کشته شدن بیم دارد.» سپس با دست مبارک به شکم خود اشاره کردند؛ یعنی بیمِ کشته شدن دارد. (الکافی، ج۱، ص۳۴۰؛ کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص۳۲۹؛ کمالالدین، ج۲، ص۳۴۲)
بدیهی است که این «بیم»، ترسِ شخصی نیست؛ امامان علیهمالسلام شجاعترینِ انسانهای تاریخاند. مقصود، حفظِ آخرین حجتِ الهی تا زمان تحققِ مأموریتِ اوست. اگر آخرین امام پیش از موعدِ الهی به شهادت برسد، وعدهی خداوند دربارهی برپاییِ حکومتِ جهانیِ عدل تحقق نخواهد یافت. بنابراین، حفظِ جانِ امام، تنها حفظِ یک فرد نیست؛ حفظِ آیندهی دین، آیندهی امت و آیندهی بشریت است.
اگر در منطقِ اهلبیت علیهمالسلام، حفظِ جانِ امام معصوم تا این اندازه اهمیت دارد، چگونه میتوان پذیرفت که دشمن، خونِ رهبرِ جامعهی اسلامی را بریزد و احساس کند که این جنایت، هزینهای برای او نداشته است؟
تاریخ یک قانونِ تغییرناپذیر دارد: دشمنی که هزینه نپردازد، متوقف نمیشود؛ جسورتر میشود. هر عقبنشینیِ بیهزینه، او را یک گام به جنایتِ بعدی نزدیکتر میکند.
از همین رو، مسئله فقط خونِ یک رهبرِ شهید نیست؛ مسئله، امنیتِ رهبرِ بعدی، امنیتِ جامعه و آیندهی یک ملت است. قرآن، سیرهی اهلبیت علیهمالسلام و فلسفهی قصاص، همگی بر یک حقیقت تأکید دارند: عدالت فقط، برای انتقام از گذشته تشریع نشده است؛ برای حفاظت از آینده تشریع شده است. اگر جنایت علیه رهبرِ جامعه بیهزینه شود، دشمن نهتنها از جنایتِ خود پشیمان نخواهد شد، بلکه برای تکرارِ آن نیز جسورتر خواهد گردید؛ و این، بزرگترین خطری است که میتواند آیندهی یک ملت را تهدید کند.
نقی امینی










نظر شما