پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۵
حماسه بدرقه رهبر شهید، رستاخیز ایمان در برابر تمدن مادی بود/ حماسه بدرقه، رستاخیز ایمان و بازتولید مشروعیت آسمانی نظام دینی بود

حوزه/ حجت الاسلام والمسلمین محمدی با بیان اینکه در حماسه بدرقه امام شهید، مهم‌ترین دستاورد، «احیای مجدد پیوند ناگسستنی امت و امامت» و «بازتولید مشروعیت آسمانیِ نظام دینی» بود، گفت: در روزگاری که تمدن مادی می‌کوشد دین را از صحنه اجتماع براند، این تشییع، رستاخیز ایمان بود.

خبرگزاری حوزه، تهران: حضور حماسی ملت های ایران و عراق در مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید و اعضای شهید خانواده حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی موجب حیرت رسانه ها و کارشناسان داخلی و خارجی شده است، اتفاقی که به همت مردم مبعوث شده در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شد. خبرنگار خبرگزاری حوزه در همین راستا با
حجت الاسلام والمسلمین عبدالحسین محمدی مدیر مدرسه علمیه امام حسین (ع) تهران گفت و گو داشت که مشروح آن در ادامه می آید.

مهم ترین دستاورد حضور پر شور مردم در مراسم وداع با رهبر شهید و اعضای شهید خانواده حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی را بفرمایید.
در آن حماسه، مهم‌ترین دستاورد، «احیای مجدد پیوند ناگسستنی امت و امامت» و «بازتولید مشروعیت آسمانیِ نظام دینی» بود. در روزگاری که تمدن مادی می‌کوشد دین را از صحنه اجتماع براند، این تشییع، رستاخیز ایمان بود؛ اثبات این که جامعه دینی هنوز زنده است و در لحظۀ بحران، نه به پناهگاه‌های زمینی، که به خیابان‌ها و صحنه‌های وداع با رهبر الهی خویش پناه می‌برد. این حضور، «قدرت نرم» را به «اقتدار قدسی» تبدیل کرد و به دشمن نشان داد که محاسبات مادی‌اش در تحلیل این ملت، همواره ناقص و محکوم به شکست است. دستاورد دیگر، کشف مجدد «هویت جمعی» بود؛ ملتی که در زیر بار فشار و تهدید، یکپارچه و منسجم‌تر از همیشه، فریاد وفاداری سر داد.

چگونه می توان از این دستاوردها برای برون رفت از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» خارج شد؟
وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، حاصل تردید دشمن در توان ملت و تعلل در بهره‌گیری از فرصت‌های الهی است. این حماسه، نسخه شفابخش خروج از این دوگانه را ارائه داد: «اقتدار مردمی».
برای برون‌رفت، باید این سرمایه عظیم اجتماعی را به «بازدارندگی فعال» تبدیل کرد. این وحدت، باید پشتوانه تصمیمات بزرگ و قاطع شود؛ تصمیماتی که دشمن را از فاز فرسایش روانی خارج سازد. قدرت چانه‌زنی زمانی متولد می‌شود که پشت میز مذاکره، تصویر همان خیابان‌های مملو از جمعیت، در ذهن طرف مقابل نقش بسته باشد. صلح واقعی، صلحی است که از دل «آمادگی کامل برای جنگ» و «وحدت کلمه» زاده شود، نه از انفعال. این تشییع، اعلام رسمی ملت بود که از «آستانه صبر» عبور کرده و آماده «تبدیل وضعیت» بر اساس عزت، نه اضطرار است.

نقشی که روحانیون و طلاب برای حفظ روحیه خون‌خواهی رهبر شهید و انتقام از جریان سلطه و رژیم صهیونسیتی دارند، چیست؟
روحانیت، وارث انبیا و پرچمدار خون‌های به‌ناحق ریخته است. در این مسیر، سه رسالت بر دوش آنان سنگینی می‌کند:
تبیین فقهی و قرآنی «انتقام مقدس»: طلاب باید انتقام را از سطح یک غریزه و هیجان، به یک «تکلیف شرعی» و «جهاد کبیر» ارتقا دهند و ادبیات مقاومت را بر مبنای آیات ﴿أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ﴾ و روایات، زنده نگه دارند.
دمیدن روح حماسه در کالبد جامعه: روحانیون باید با روضه‌ها و منابر آتشین، حرارت انتقام را به شعله‌ای خاموش‌نشدنی بدل کنند و بذر «تنفر مقدس» از جریان سلطه و صهیونیسم را در دل نسل‌ها بکارند.
صرف سخنرانی کافی نیست؛ طلاب باید هسته‌های مقاومت فرهنگی و جهادی را در مساجد و مدارس، به مثابه «قرارگاه‌های انتقام نرم و سخت» سازماندهی کنند.

چگونه دستگاه دیپلماسی نظام جمهوری اسلامی می تواند از این مراسم عظیم و حماسی برای تقویت جبهه مقاومت بهره ببرد؟
دستگاه دیپلماسی باید این تشییع را نه یک «مراسم»، که یک «رفراندوم بین‌المللی» و یک «برگ برنده تمدنی» بداند. سفرا و دیپلمات‌ها باید تصاویر و ابعاد این اجتماع بی‌نظیر را به اصلی‌ترین محتوای رسانه‌ای در مجامع جهانی بدل کنند و اثبات نمایند که مقاومت، ریشه در عمیق‌ترین لایه‌های باور این ملت دارد.
تقویت جبهه مقاومت: این حضور، بزرگ‌ترین سند برای اثبات «پشتوانه مردمی محور مقاومت» نزد شرکا و متحدان است. دیپلماسی ما می‌تواند با استناد به این حماسه، جبهه مقاومت را از یک «ائتلاف نظامی-سیاسی» به یک «جنبش تمدنی و جهان‌شمول» ارتقا دهد و ملت‌های تحت ستم را به این کاروان ایمان فرابخواند.
از این پس، دیپلمات‌ها باید از موضع ملتی سخن بگویند که اثبات کرده در بذل جان برای رهبر و آرمانش ذره‌ای تردید ندارد؛ این یعنی «بازدارندگی مبتنی بر عشق»، نه صرفاً موشک و تجهیزات.


برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha