جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۹
پشت پرده توجه اسرائیل به سومالی‌لند چیست؟؛ باب‌المندب یا آغاز یک بازی بزرگ‌تر؟

حوزه/ در رقابت‌های ژئوپلیتیکی، جغرافیا گاهی از ارتش‌ها هم تعیین‌کننده‌تر است؛ از همین رو، مناطقی که تا دیروز در حاشیه معادلات بودند، امروز به میدان اصلی رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در متن زیر، ابعاد پنهان روابط اسرائیل و سومالی‌لند و جایگاه این تحول در رقابت‌های ژئوپلیتیکی منطقه بررسی می‌شود.

سومالی‌لند؛ مهره جدید اسرائیل در شاخ آفریقا یا آغاز یک بازی بزرگ علیه محور مقاومت؟

در نگاه نخست، شاید برقراری روابط رسمی میان اسرائیل و سومالی‌لند، اتفاقی دور از ذهن و کم‌اهمیت به نظر برسد؛ منطقه‌ای که هنوز حتی از سوی سازمان ملل متحد نیز به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخته نشده است.

اما اگر این رخداد را تنها یک رابطه دیپلماتیک معمولی بدانیم، مهم‌ترین بخش ماجرا را از دست داده‌ایم.

واقعیت آن است که تل‌آویو هیچ‌گاه صرفاً از روی ملاحظات سیاسی یا اقتصادی با یک منطقه وارد همکاری نمی‌شود؛ بلکه هر رابطه خارجی این رژیم، بخشی از یک پازل امنیتی و ژئوپلیتیکی بزرگ‌تر است.

سومالی‌لند نیز از این قاعده مستثنا نیست. پرسش اصلی این است که اسرائیل از نزدیکی به این منطقه چه منافعی را دنبال می‌کند؟

برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید خود سومالی‌لند را شناخت.

سومالی‌لند؛ کشوری که وجود دارد، اما وجود ندارد

پس از فروپاشی حکومت «محمد زیاد باره» در سال ۱۹۹۱، دولت مرکزی سومالی از هم پاشید و جنگ داخلی سراسر این کشور را فرا گرفت.

در همین شرایط، منطقه شمال‌غربی سومالی که پیش‌تر در دوران استعمار، مستعمره بریتانیا بود، استقلال خود را به صورت یک‌جانبه اعلام کرد و نام «جمهوری سومالی‌لند» را برگزید.

از آن زمان تاکنون، سومالی‌لند تمام ویژگی‌های یک دولت را ایجاد کرده است؛ دولت منتخب، پارلمان، ارتش، پلیس، گذرنامه، پول ملی، نظام اداری و حتی انتخابات نسبتاً منظم. با این حال، هیچ‌یک از کشورهای عضو سازمان ملل و حتی اتحادیه آفریقا آن را به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت نشناخته‌اند و همچنان آن را بخشی از خاک سومالی می‌دانند.

این وضعیت، سومالی‌لند را در موقعیتی منحصربه‌فرد قرار داده است؛ منطقه‌ای که عملاً مستقل اداره می‌شود اما از نظر حقوقی، کشوری مستقل محسوب نمی‌شود. همین خلأ حقوقی، آن را به بستری مناسب برای رقابت قدرت‌های خارجی تبدیل کرده است.

باب‌المندب؛ گلوگاهی که اسرائیل را به سومالی‌لند کشاند

برای فهمیدن علت نزدیکی اسرائیل به سومالی‌لند، کافی است به جای اخبار، به نقشه نگاه کنیم.

سومالی‌لند در ساحل خلیج عدن و در چندصد کیلومتری تنگه باب‌المندب قرار گرفته است؛ گلوگاهی که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل می‌کند و یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های تجارت و انتقال انرژی جهان به شمار می‌رود.

این آبراه، مسیر دسترسی اسرائیل به بندر ایلات و یکی از مهم‌ترین شاهراه‌های دریایی جهان است؛ از همین رو هرگونه ناامنی در آن، مستقیماً بر امنیت و اقتصاد رژیم صهیونیستی اثر می‌گذارد.

پس از عملیات «طوفان الاقصی» و حملات انصارالله یمن به کشتی‌های مرتبط با اسرائیل، باب‌المندب از یک گذرگاه تجاری به یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل محور مقاومت و تل‌آویو تبدیل شد. همین تحول، نگاه راهبردی اسرائیل به سواحل شاخ آفریقا را دگرگون کرد. در همین چارچوب، برخی اندیشکده‌های امنیتی اسرائیل، سومالی‌لند را به دلیل نزدیکی به یمن و موقعیت ممتازش، گزینه‌ای مناسب برای افزایش اشراف اطلاعاتی، پشتیبانی لجستیکی و رصد تحولات دریای سرخ ارزیابی کرده‌اند. اگر این تحلیل‌ها را در کنار گزارش‌های منتشرشده درباره علاقه تل‌آویو به بندر بربرا بگذاریم، تصویری روشن‌تر شکل می‌گیرد؛ اسرائیل در پی آن است که همان‌گونه که طی سال‌های گذشته در شمال منطقه به دنبال گسترش عمق راهبردی خود بود، اکنون جای پای خود را نیز در جنوبی‌ترین گلوگاه ژئوپلیتیکی غرب آسیا تثبیت کند. از این منظر، سومالی‌لند برای اسرائیل صرفاً یک منطقه خودمختار نیست؛ بلکه می‌تواند به سکویی برای افزایش نفوذ امنیتی در باب‌المندب و بخشی از راهبرد مهار محور مقاومت در دریای سرخ تبدیل شود.

آیا اهداف اسرائیل فقط امنیتی است؟

پاسخ منفی است.اسرائیل همواره از پرونده‌های سیاسی برای تحقق اهداف امنیتی خود بهره برده است. به رسمیت شناختن سومالی‌لند، برای رهبران این منطقه یک امتیاز بزرگ محسوب می‌شود؛ امتیازی که دهه‌ها در انتظار آن بوده‌اند.

در مقابل، تل‌آویو می‌تواند امتیازات متعددی مطالبه کند؛ از همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی گرفته تا دسترسی به بنادر، آموزش نیروهای امنیتی و افزایش نفوذ در شاخ آفریقا.

از سوی دیگر، برخی رسانه‌های عبری از مطرح شدن ایده انتقال بخشی از فلسطینیان غزه به سومالی‌لند نیز خبر داده‌اند؛ موضوعی که هرچند تاکنون به مرحله اجرا نرسیده و به صورت رسمی تأیید نشده است، اما طرح شدن آن نشان می‌دهد که برخی محافل اسرائیلی، سومالی‌لند را فراتر از یک شریک امنیتی می‌بینند و آن را در چارچوب پروژه‌های بلندمدت منطقه‌ای نیز مورد توجه قرار داده‌اند.

از باکو تا دمشق و از دمشق تا باب‌المندب؛ اسرائیل در حال تکمیل کمربند فشار بر محور مقاومت است؟

اگر تحولات منطقه را کنار هم قرار دهیم، سومالی‌لند دیگر یک پرونده جداگانه نیست؛ بلکه حلقه‌ای از زنجیره بازآرایی ژئوپلیتیکی اسرائیل در غرب آسیا و شاخ آفریقا به شمار می‌رود.

رژیم صهیونیستی و آمریکا طی سال‌های اخیر کوشیده‌اند با تضعیف یا حذف حلقه‌های اصلی محور مقاومت، عمق راهبردی ایران را محدود و موازنه منطقه را به سود خود تغییر دهند.

تغییر موازنه قدرت در سوریه، گسترش همکاری‌های امنیتی با جمهوری آذربایجان در شمال ایران و اکنون تلاش برای تثبیت حضور در سواحل راهبردی سومالی‌لند، اگرچه هر کدام پرونده‌ای مستقل دارند، اما در کنار یکدیگر تصویری از یک راهبرد گسترده‌تر را ترسیم می‌کنند؛ راهبردی که هدف آن افزایش اشراف اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل، فشار بر محور مقاومت و تسلط بر گلوگاه‌های حیاتی از قفقاز تا باب‌المندب است. در چنین چارچوبی، سومالی‌لند صرفاً یک منطقه خودمختار در شاخ آفریقا نیست؛ بلکه می‌تواند به یکی از قطعات مهم پازل امنیتی اسرائیل در پیرامون جمهوری اسلامی ایران و متحدان منطقه‌ای آن تبدیل شود.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha