به گزارش خبرگزاری حوزه، حضرت آیتالله جوادی آملی در درس اخلاق خود با بیان روایتی از آیتالله بهجت (قدس الله نفسه الزکیة)، به پرسشی بنیادین درباره نحوه تشرف به محضر امام زمان (عج) پاسخ دادند.
یک وقت از محضر حضرت آیت الله العظمی بهجت (قدس الله نفسه الزّکیة) سؤال شد چه کار کنیم که خدمت حضرت برسیم؟ فرمود: بزرگان گفتند شما آدم خوبی باشید حضرت شما را می بیند، عمده آن است که او ما را ببیند، نه ما او را ببینیم!
کم نبودند کسانی که در مسجد پیامبر که بعد از مسجدالحرام مهم ترین مسجد روی زمین است و نماز پنج وقت را پشت سر حضرت می خواندند، گاهی با حضرت مصافحه می کردند، حضرت را پنج بار در شبانه روز می دیدند، این پیغمبر خدا بود، اما پیغمبر آنها را نمی دید! این بزرگوار فرمودند که بزرگان اهل معرفت می گفتند شما آدم خوب باشید حضرت شما را ببیند، وگرنه صرف دیدن ظاهری حضرت چه اثر دارد؟! مگر نبودند در صدر اسلام کسانی که پیامبرشان را می دیدند ولی حُسن خاتمه نداشتند؟! پس عمده آن است که او ما را ببیند نه ما او را ببینیم.
ما درباره خدای سبحان بارها می گوییم «یا الله»، اما او باید با ما حرف بزند. فرمود خدا با بعضی ها حرف نمی زند بعضی ها را نگاه نمی کند، با اینکه او ﴿بِکُلِّ شَیءٍ بَصیر﴾[۱] است! ﴿عَلَی کُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ﴾[۲] است! مگر می شود چیزی معلوم خدا نباشد؟! مشهود خدا نباشد؟! مُبصَر خدا نباشد؟! مسموع خدا نباشد؟! این شدنی نیست.
در چند جای قرآن فرمود خدا با بعضی ها حرف نمی زند ﴿لاَ یکَلِّمُهُمُ اللّهُ یوْمَ الْقِیامَةِ﴾،[۳] خدا یک عده را نگاه نمی کند ﴿لاَ ینْظُرُ إِلَیهِمْ﴾.[۴] این تکلم تشریفی است، این نظر تشریفی برای خواص است؛ خلیفه خدا هم این چنین است، با اینکه هر کاری می کنیم او می بیند ﴿وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون﴾[۵] که به اهل بیت (علیهم السلام) تفسیر شده است،[۶] هر کار بکنیم به اذن خدا آنها می بینند، اما آن نگاه تشریفی را، آن نگاه تکریمی را با خواص دارند، فرمودند شما در مسیرتان باشید ولیّ عصر نگاه می کند و آن زندگی عقلی می شود.
وقتی حیات، حیات عقلی و انسانی شد، مرگ هم مرگ انسانی است.
برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید
پی نوشت ها:
[۱]. سوره ملک، آیه۱۹.
[۲]. سوره مائده، آیه۱۱۷؛ سوره حج، آیه۱۷ و ... .
[۳]. سوره بقره، آیه۱۷۴.
[۴]. سوره آل عمران، آیه۷۷.
[۵]. سوره توبه، آیه۱۰۵.
[۶]. تفسیر القمی، ج۱، ص۳۰۴.










نظر شما