نجمه صالحی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، عنوان کرد: مهمترین دوران در زندگی امام حسن مجتبی(ع) دوران صلح آن حضرت است که معمولاً برای آن دو تعبیر «تنهاییامام» و «بیوفاییمردم» کنار هم قرار میگیرند.
وی گفت: عوامل متعددی باعث شد جامعهای که امام خود را میشناخت و با او بیعت کرده بود در بزنگاه تاریخی توان ایستادن در کنار او را از دست بدهد. به عبارتی تنهایی دومین پیشوای شیعیان محصول فرایندی بود که در آن، خستگی از جنگ، اختلاف و تشتت، دنیاطلبی، تطمیع، فشار و تهدید و ضعف در تشخیص، بهتدریج توان مقاومت جامعه را کاهش داد.
مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: امام حسن(ع) جامعهای آرام و یکپارچه را پس از شهادت پدرش تحویل نگرفت. جامعه سالها با بحرانهای سیاسی و جنگهای جمل، صفین و نهروان سپری شده بود. پیش از آن نیز تحولات سیاسی پس از شهادت پیامبر(ص) و بهویژه عملکرد بنیامیه در دوره عثمان، شکافهایی را در جامعه اسلامی ایجاد کرده بود.
صالحی تاکید کرد: بنابراین نخستین نکته این است که امام حسن(ع) با جامعهای فرسوده مواجه بود؛ زیرا جامعه سالها در معرض منازعات سیاسی و نظامی قرار گرفته بود.
وی اضافه کرد: در گزارش بلاذری آمده است پس از اینکه معاویه با توطئه و فریب سپاه امام حسن مجتبی(ع) را از هم پاشید، صفحهای سفید و مهرشده برای حسن بن علی(ع) فرستاد تا هر شرطی که میخواهد در آن بنویسد.(بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۴۱.) امام حسن(ع) که شرایط را چنین دید، برای مردم سخن گفت و از آنان خواست نظرشان را در مورد جنگ یا صلح بگویند. مردم با شعار «البقیة البقیة» یعنی ما زندگی کردن و زنده ماندن را می خواهیم درخواست پذیرش صلح کردند.(ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۲۶۸.)
پژوهشگر حوزوی ادامه داد: اما خستگی از جنگ، همه علت پذیرش صلح و ماجراهای پس از آن نیست بلکه مشکل اساسیتر در تغییر معیارهای تصمیمگیری بود. جامعهای که در روزهای عادی از حق سخن میگوید، الزاماً در روزهای سخت نیز پای حق نمیایستد. وقتی هزینه اطاعت بالا میرود تفاوت ایمان و ادعا در عمل خودش را نشان میدهد. در این جا دو راهی انسان حق را انتخاب میکند یا انتخابش را بر اساس هزینه و فایده شخصی تنظیم میکند بر سر راه قرار میگیرد.
وی بیان کرد: باید به خاطر داشت که معاویه فقط با نیروی نظامی وارد میدان نشده بود. در گزارشهای تاریخی مرتبط با این دوره از تطمیع برخی فرماندهان و ایجاد تفرقه در سپاه امام سخن گفته شده است. اینجا یکی از واقعیتهای تلخ تاریخ خود را نشان میدهد: برای شکست یک جامعه، همیشه لازم نیست همه مردم را شکست داد؛ گاهی کافی است وفاداری افراد اثرگذار سست شود و اعتماد و انسجام از درون آسیب ببیند.
صالحی با اشاره به اهمیت تفاوت بین حق شناسی و حق مداری یادآور شد: مشکل جامعه امام مجتبی(ع) عدم تشخیص حق نبود، مشکل این بود که شناخت حق در بخشی از جامعه به وفاداری و هزینهدادن تبدیل نشد. ممکن است انسان بداند چه کسی بر حق است، اما وقتی پای خطر به میان میآید، عقب بنشیند. ممکن است امام را قبول داشته باشد، اما تصمیمهای او را با معیار منفعت شخصی بسنجد. ممکن است با امام بیعت کند، اما وفاداری خود را تا جایی ادامه دهد که هزینهای برایش نداشته باشد. به عبارتی وفاداری در روزهای آسان، هنوز آزمون وفاداری نیست و وفاداری آنجایی معنا پیدا میکند که ماندن، هزینه داشته باشد.
وی گفت: عامل دیگر تشتت و اختلاف است. به عبارت دیگر جامعه فقط از بیرون شکست نمیخورد؛ گاهی اختلاف درونی آن را پیش از رسیدن دشمن به نقطه شکست میرساند. البته نباید همه مشکل را به دنیاطلبی یا خیانت تنزل داد؛ زیرا گاهی فشار سیاسی و ترس نیز در رفتار مردم اثرگذار است. وقتی جامعهای بارها جنگ و ناامنی را تجربه کرده و در برابر حکومتی قدرتمند قرار گرفته است، طبیعی است که بخشی از مردم در محاسبات خود، امنیت و حفظ جان را بر ادامه یک جنگ پرهزینه ترجیح دهند. بنابراین تحلیل تاریخی باید پیچیدهتر از سرزنش ساده مردم باشد.
مدرس حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه در این موضوع درس های زندگی دوران امام حسن(ع) برای امروز ما اهمیت دارد؛ اضافه کرد: باید از تاریخ عبرت بگیریم و بررسی کنیم چه عواملی میتواند یک جامعه را در بزنگاه تاریخی از ایستادگی بازدارد.
وی ادامه داد: امروز نیز ممکن است انسان حق را بشناسد، اما تحت تأثیر منفعت قرار بگیرد، ممکن است از حق دفاع کند، اما با نخستین تهدید عقب بنشیند، ممکن است نیت خوبی داشته باشد، اما به دلیل تحلیل سطحی، گرفتار جنگ روانی شود، ممکن است دغدغه دین داشته باشد، اما اختلاف و گروهگرایی توان او را از درون فرسوده کند. به همین خاطر جامعهای که میخواهد در بزنگاهها گرفتار تنهایی ولیّ خدا نشود، فقط به «اعتقاد» نیاز ندارد؛ به بصیرت، انسجام و آمادگی برای هزینهدادن نیاز دارد.
صالحی با اشاره به اهمیت سه گانه «خواستن، دانستن و توانستن» گفت: جامعهای که میخواهد اما نمیداند، ممکن است با نیت خوب، تصمیم غلط بگیرد. جامعهای که میداند اما نمیخواهد، در برابر هزینهها عقب مینشیند و جامعهای که میخواهد و میداند اما نمیتواند، در میدان عمل ناتوان خواهد بود به همین دلیل جامعه مقاوم، جامعهای است که هم اراده دفاع از حق داشته باشد، هم قدرت تشخیص و هم توان عمل.
وی یادآور شد: در تحلیل صلح امام حسن مجتبی علیه السلام باید شرایط واقعی جامعه و توان نیروهای موجود را با هم در نظر گرفت. گزارشهای تاریخی از ضعف بخشی از سپاه، تطمیع برخی فرماندهان و نبود آمادگی عمومی برای ادامه جنگ سخن گفتهاند. بنابراین صلح را باید در چارچوب تدبیر امام و شرایط واقعی جامعه فهم کرد، نه با معیار ساده «جنگ خوب است و صلح بد».
پژوهشگر حوزوی بیان کرد: یکی از مهمترین درسهای دوره زندگی امام حسن(ع) این است که حقمداری همیشه به معنای یک رفتار ثابت نیست و گاهی ایستادگی در میدان جنگ و گاهی پذیرش صلح برای حفظ اصل جریان حق است. تشخیص این تفاوت، نیازمند بصیرت است.
وی با اشاره بر لزوم درس آموزی از دوران امام حسن (ع) گفت: باید از دنیاطلبی، منفعتگرایی، شایعهپذیری، تحلیل سطحی، تندروی بیبصیرت، اختلافافکنی، ترس از هزینهدادن و بیثباتی در وفاداری فاصله گرفت و در مقابل، بصیرت، وفاداری، انسجام، شجاعت، مسئولیتپذیری و توانمندی را تقویت کرد. بدون شک همراهی امام در روزهای آسان نشانه قوت نیست بلکه هنر آن است که وقتی هزینه وفاداری بالا میرود، هنوز بتوان حق را شناخت، به آن وفادار ماند و برای آن هزینه داد.
انتهای پیام










نظر شما